en
Feedback
اندکی شعر

اندکی شعر

Open in Telegram

Instagram ID:⬇ http://instagram.com/_u/andaki_sher ‌ ارتباط با ادمین ⬇ @ArrMoo برای دسترسی راحت #استوری #پست_اینستاگرام #دنباله_دار #music در کانال تبادل و تبلیغ نداریم

Show more
8 069
Subscribers
No data24 hours
-247 days
-5930 days
Posts Archive

«وحزني كالطفل، يزداد في كل يوم جمالاً ويكبر.» در حالی که این غم، هر روز، مانند یک کودک، بزرگتر و زیباتر می‌شود. #لاادری @pointto

آنکه نهاده در دلم حسرت یک نظاره را بر لب من کجا نهد لعل شراب خواره را رشتهٔ عمر پاره‌شد بسکه ز دست جور او دوخته‌ام به یکدگر سینهٔ پاره پاره را #فروغی_بسطامی @pointto

#میکس شاد از دهه ۴۰ @pointto

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقهٔ موئیت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیده است تو را، بر مَنَش انکاری هست صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟ همه دانند که در صحبت گل، خاری هست نه منِ خام‌ْطَمَع، عشق تو می‌ورزم و بس که چو منْ سوخته در خیل تو بسیاری هست باد، خاکی ز مُقامِ تو بیاوَرْد و بِبُرد آب هر طِیب که در کلبهٔ عطاری هست من چِه در پای تو ریزم، که پسندِ تو بُوَد؟ جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست من از این دَلقِ مُرَقَّع به دَرآیم روزی تا همه خلق بِدانَنْد که زُنّاری هست همه را هست همین داغِ مُحبّت، که مراست که نه مستم من و در دورِ تو هُشیاری هست عشقِ سعدی نه حدیثی است که پِنهان مانَد داستانی است که بر هر سرِ بازاری هست #سعدی @pointto

غم در دلِ تنگِ من از آن است که نیست یک دوست که با او غمِ دل بتوان گفت #حافظ @pointto

شب فرو می افتاد به درون آمدم و پنجره ها را بستم باد با شاخه در آویخته بود من درین خانه ی تنها…تنها غم عالم به دلم ریخته بود ناگهان حس کردم که کسی آنجا بیرون در باغ در پس پنجره ام می گرید صبحگاهان شبنم می چکید از گل سیب #هوشنگ_ابتهاج @pointto

کاش هر صبح به دیدار تو بیدار شدن تو دوا باشی و با عشق تو بیمار شدن با تو بودن همه‌ی عمر نفس در نفس‌ات سر به گیسوی تو از عطر ت
کاش هر صبح به دیدار تو بیدار شدن تو دوا باشی و با عشق تو بیمار شدن با تو بودن همه‌ی عمر نفس در نفس‌ات سر به گیسوی تو از عطر تو سرشار شدن #کریم_سهرابی @pointto

«و یقین دان که چون تو شرّ خود را از دیگران واداشتی، شرّ هیچ‌کس به تو نرسد. در آن کوش که شرّ خود از خود کفایت کنی که چون شرّ از تو برخیزد همهٔ عالم را دوستِ خود بینی.» #نامه‌های‌عین‌القضات‌همدانی @pointto

قِفْ عَلَى نَاصِيَةِ الحُلْمِ وَقَاتِلْ به رویای خود چنگ بزن و براش بجنگ! #محمود_درویش @pointto

یاد داری که ز من خنده کنان پرسیدی چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز ؟ چهره ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز #فروغ_فرخزاد @pointto

در دالان‌های روح خسته‌ام همان جایی که نبودنت چون آوازی غم انگیز طنین انداز می شود تکه های شکسته عشقی را جمع می کنم که هنوز خون آلود است و در این ویرانه تنها سرگردانم و خاطراتی را که چون سایه‌ها مرا آزار می‌دهند چنگ می زنم زیرا می دانم که هر قدم دوری از تو سفری عمیق تر به اندوه است. #رامین_وهاب_راوی @pointto

آمد که دل ببَرد بُرد یار من؛ هم دین و هم دل و حتی قرارِ من #سهیل_ساسان

می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ما شاید آهوی تو رد می شود از بیشه ی ما دانه ی سرخ اناریم و نگه داشته اند دل چون سنگ تو را در دل چون شیشه ی ما اگر از کشته ی خود نام و نشان می پرسی عاشقی شیوه ی ما بود و جنون پیشه ی ما سرنوشت تو هم ای عشق! فراموشی بود حک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ی ما ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما #فاضل_نظری @pointto

#وصال_علوی @pointto

این شعر وحشی بافقی یکی از قشنگ ترین چیزاییه که خوندم: « ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نِشیند از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم... »

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم #حافظ

شاهرخ مسکوب میگه: صبح‌ها دلم نمی‌خواهد از خواب بیدار شوم، توانایی روبرو شدن با زندگی را ندارم. «آقای مسکوب منم هر روز همینطور بزرگوار، منم همینطور»