✔ عشق
Open in Telegram
پیرامون عشق (هر آنچه از عشق می خوانید و می بینید برایم ارسال کنید)👇 ارتباط با ادمین: 🆔 @soleymani63 📷Instagram: 👇👇👇 https://instagram.com/_u/soleymani63 کانال های دیگرم👇 📌لینک کانال فلسفه اخلاق: @filsofak 📌لینک کانال مشاوره: @menbarak
Show moreIran555 086The category is not specified
208
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
208
📝 کانال عشق:
عشق آنچه را دوست میدارد تیره نمیسازد.
تیرهاش نمیسازد چون در پیِ تصاحبش نیست. لمسش میکُند بیآنکه به تصاحب خود دَرَش آوَرَد. آزادش میگذارد تا برود و بیاید. نگاهش میکند که دور میشود، با گامهایی چنان آهسته که مردنش شنیده نمیشود: ستایش آنچه ناچیز، تمجید آنچه ناتوانی است.
عشق میآید، عشق میرود. همیشه هنگامی که خود میخواهد، نه آنگاه که ما میخواهیم. برای آمدن خود تمامی آسمان را، تمامی زمین را، تمامی زبان را میطلبد. نمیتواند در تنگنای معنی قرار یابد. حتی نمیتواند به خوشبختی بسنده کند.
#کریستین_بوبن
#ستایش_هیچ
❤️🍀 @lovediverse
208
📝 کانال عشق:
عشق مانند بیمارشدن است؛ نمیدانی چطور اتفاق میافتد، عطسه میکنی، یکهو میلرزی و دیگر دیر شده است! تو سرما خوردهای!
✍🏻 #آنا_گاوالدا
❤️🍀 @lovediverse
208
اگر بهسراغ تفکر میروید، قلب خویش را نیز با خود ببرید. اگر به نزد عشق میروید، سر خود را نیز با خویش همراه کنید. چو عشق بیحضور عقل تهی و عقل بدون عشق پوچ و توخالیست.
#یونگ
🍀❤️ @Lovediverse
208
ادامه از قبل👆👆
نیچه می گوید که همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر، اما
افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه در نظر نیچه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست.
حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی است، برای نیچه خنده دار است، زیرا او هم چیز را طبق خواست قدرت می داند. همه اینها باعث می شود که نیچه عشق را فریبنده و ویرانگر بداند نه نجات بخش. او می گوید که با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. انسان های آزاده، دل شکسته و پرغرور خود را پنهان می کنند اما آیا اگر نیچه در زندگی اش، به عشق سالومه می رسید، باز هم چنین می گفت؟[ر.ک: مجله چلچراغ]
🎯 منابع:
- فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ترجمه: حوریه هوشیدری فراهانی، تهران: آفرینگان، 1394.
- ضیافت یا سخن در خصوص عشق، پیشگفتار از محمدعلی فروغی، ترجمه محمدابراهیم امینی فرد، تهران: جامی، ۱۳۸۵.
- درباره عشق، مارتا نوسباوم، ترجمۀ آرش نراقی، تهران: نشر نی.
🍀❤️ @filsofak
208
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📌 عشق، امری عقلانی یا غیر منطقی؟
📎 #مصطفی_سلیمانی
یک.
می گویند عشق در جهان مهم ترین چیز است. اما در این میان چند نفر از انسان ها درنگ می کنند و از خود می پرسند که به راستی عشق چیست؟ فیلسوفان کسانی هستند که دربارۀ چیزهایی پرسش می کنند که دیگران آن ها را بدیهی می دانند. عشق چیزی است که انسان ها از آغاز تاریخ آن را بدیهی دیده اند. فیلسوفان از آن زمان کوشیده اند که دست کم بفهمند عشق چیست.[فلسفه برای نوآموزان، تردید در باورهای رایج، شاروان ام. کای؛ پُل تامسون، ج1، ص25] افلاطون در رسالۀ ضیافت، به تحقیق درابرۀ ماهیت عشق پرداخته است. این گفتگو، گروهی را در یک مهمانی ترسیم می کند که هر کدام دیدگاهی دربارۀ چیستی عشق ارائه می دهد. یکی از مردان، که نمایشنامه نویسی به نام «آریستوفانس» است، استدلال می کند که عشق راستین هنگامی است که شما «نیمۀ گمشدۀ» خود را بیابید. او برای مهمان ها توضیح می دهد که انسان ها در اصل به سه شکل متفاوت خلق شده اند:
1. یک نیمه مرد و نیمۀ دیگر زن
2. دو نیمه مرد
3. دو نیمه زن
اما یکی از خدایان که از انسان ها عصبانی شده بود، نیمه ها را از هم جدا کرد و هر کدام را در طرفی دور از هم قرار داد. «آریستوفانس» پیشنهاد می کند که همۀ ما باید زندگی مان را وقف یافتن نیمه گمشده خود کنیم. هنگامی که نیمۀ گمشده خود را ببینیم او را خواهیم شناخت، زیرا او پیش تر جزئی از ما بوده است. نیمۀ گمشدۀ ما همان عشق راستین است. احتمالاً «آریستوفانس» قصد ندارد که ما داستانش را به معنای واقعی کلمه جدی بگیریم، بلکه بهتر است آن را تمثیلی برای احساسات خوبمان هنگام عاشق بودن بدانیم.[ر.ک: ضیافت یا سخن در خصوص عشق]
دو. فیلسوفان اتفاق نظر دارند که عشق چیز خوبی است، اما اتفاق نظر ندارند که چرا عشق خوب است. بر اساس نظر افلاطون، عشق خوب است زیرا عقلانی است، به این معنا که عشق همواره دلیل عقلانی دارد. او معتقد است که عشق حقیقی همواره به سوی زیبایی حقیقی کشیده می شود. زیبایی حقیقی چیزی نیست که بتوان آن را دید یا احساس کرد، بلکه از رهگذر فلسفه به وجود زیبایی پی می بریم، یعنی با اندیشیدن دربارۀ آن. بر اساس دیدگاه افلاطون، هنگامی که به کسی عشق می ورزیم، در واقع به «مثال زیبایی» عشق می ورزیم که در آن شخص بازتابیده شده است. از آنجا که «مثال زیبایی» برترین خیر است، کاملاً حق داریم که به آن عشق بورزیم.
سه. نراقی در مقدمۀ کتاب «دربارۀ عشق»، عشق افلاطونی را با عشق آریستوفانس مقایسه کرده و می نویسد: «در عشق افلاطونی (یا مدل سقراطی – دیوتیمایی در «رساله مهمانی» افلاطون):
1. محبوب، اهمیت ذاتی ندارد و صرفاً پنجرهای به حقیقت است. محبوب واقعی، حقیقت کلی و مطلق است.
2. جسمانیت، تحقیر میشود و مطلوب اصلی، امری ماورای حس است.
در عشق آریستوفانی:
1. فرد محبوب، موضوعیت و اهمیت ویژه دارد و تنها یک فرد خاص، میتواند نیمه گمشده فرد باشد و به او کمال خاص را ببخشد.
2. اتحاد جسمانی، نمادی از اتحاد روحی و وجودی عاشق و معشوق است.»[ر.ک: درباره عشق، مارتا نوسباوم ، ترجمۀ آرش نراقی]
چهار: خلاصه اینکه در میان فلاسفه حرف واحدی درباره عشق وجود ندارد اما تقریبا بسیاری از آنها عشق را جدی نگرفته اند، چون از دید آنها عشق، معمولا با عقل جور در نمی آید. مثلا هگل، عشق را در بنیاد خانواده می بیند. زن و مردی به همدیگر علاقمند می شوند و سپس ازدواج می کنند. به این ترتیب، یکی از ابعاد عشق که فلسفه هگل بسیار بر آن تاکید می شود، جنبه وحدت بخشی آن است؛ به خصوص در تحلیلی که او از تشکیل خانواده به دست می دهد، این مهم نقش اساسی ایفا می کند.
به تعبیر هگل، زن و شوهر، از شخصیت های مستقل شان صرف نظر می کنند و به این ترتیب به شخصیتی واحد بدل می شوند. زناشویی، آگاهی بر یگانگی خود و دیگری است و این یعنی عشق. بر همین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیراخلاقی است و باید به تاخیر افتد. بنابراین عشق نه تنها وحدت بخش است، بلکه عنصری اساسا اخلاقی به شمار می رود.
امانوئل کانت که کلا بی خیال عشق است. او عشق معنوی را که به طور کلی ندیده می گیرد، چون با عقل جور درنمی آید و توجه به نیازهای جسمی را هم کلا پست می داند، حتی در ازدواج. این نظریه از عقاید هگل هم سختگیرانه تر است اما می توان ریشه هر دو عقیده را در آیین کاتولیک دید، آنجا که کشیشان ازدواج نمی کنند و این نکته را حقیر می دانند یا حتی در برخی از گرایش های عرفان یهودی که به ترک دنیا، تاکید می کنند.
نیچه هم به عشق باوری ندارد، هر چند خودش بارها تلاش کرد تا عشق را تجربه کند و ناموفق بود. او تحت تاثیر شوپنهاور، هدف از عشق را استمرار نوع انسان می داند و تولد ابرمرد برای ایجاد اخلاق با یک ارزش گذاری جدید.
ادامه در پست بعد👇👇
🍀❤️ @filsofak
208
📝 کانال عشق:
This is love
When a piece of you becomes all of me...
عشق
همین است
همین که
یک ذره از تو
می شود تمام من...
- علیرضا اسفندیاری
❤️🍀 @lovediverse
208
📝 کانال عشق:
عشق یعنی
مرا جغرافیا در کار نباشد
یعنی ترا تاریخ در کار نباشد
یعنی
تو با صداي من
سخن گویی
با چشمان من ببینی
و جهان را
با انگشتان من کشف کنی...
#نزار_قبانی
🍀❤️ @lovediverse
208
📝 کانال عشق:
➰
علت درد و رنج ما،
عاشق شدن و انجام تعهد نیست؛
بلکه تعهد سپاری به فردی نامناسب است…
[باربارا دی آنجلس]
❤️🍀 @lovediverse
208
عاشق خود شدن شروع یک زندگی رمانتیک مادام العمر است.
To love oneself is the beginning of a lifelong romance.
❤️🍀 @lovediverse
208
عشق مانند بیمارشدن است؛ نمیدانی چطور اتفاق میافتد، عطسه میکنی، یکهو میلرزی و دیگر دیر شده است! تو سرما خوردهای!
✍🏻 #آنا_گاوالدا
❤️🍀 @lovediverse
208
یکبار طعم عشق را چشیده ام
قلبم را تند کرد
بدنم را دیوانه
حواسم را به هم ریخت
و رفت...
#هالینا_پوشویاتوسکا
❤️🍀 @lovediverse
208
📝 کانال عشق:
می دانی اولين بوسه ی جهان چه طور كشف شد؟
دست هاش تا آرنج گلى بود گفت: در زمانهای بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند. به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بیانداز. زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لبهای مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم، ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند...!
📚 #سال_بلوا
✍🏻 #عباس_معروفى
❤️🍀 @lovediverse
208
هیچوقت نمیتوانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری. تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن که از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی...
#کیت_دی_کامیل
❤️🍀 @lovediverse
208
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سخن عاشقانه گفتن، دلیل عشق نیست،
عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.
عشق عادت نیست،
عادت همهچیز را ویران میکند،
از جمله عظمت دوست داشتن را.
از شباهت به تکرار میرسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت.
📘 #یک_عاشقانه_آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
208
📝 کانال عشق:
عشق آنچه را دوست میدارد تیره نمیسازد.
تیرهاش نمیسازد چون در پیِ تصاحبش نیست. لمسش میکُند بیآنکه به تصاحب خود دَرَش آوَرَد. آزادش میگذارد تا برود و بیاید. نگاهش میکند که دور میشود، با گامهایی چنان آهسته که مردنش شنیده نمیشود: ستایش آنچه ناچیز، تمجید آنچه ناتوانی است.
عشق میآید، عشق میرود. همیشه هنگامی که خود میخواهد، نه آنگاه که ما میخواهیم. برای آمدن خود تمامی آسمان را، تمامی زمین را، تمامی زبان را میطلبد. نمیتواند در تنگنای معنی قرار یابد. حتی نمیتواند به خوشبختی بسنده کند.
#کریستین_بوبن
#ستایش_هیچ
❤️🍀 @lovediverse
