🇪🇺 مطالعات آلمان و اروپا 🇩🇪
Open in Telegram
سیاست، جامعه، فرهنگ، اقتصاد و دانشگاه در آلمان و اتحادیه اروپا
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
5 310
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
چنانچه در آلمان حضور دارید/حضور داشتید آیا نژادپرستی را تجربه کردهاید؟ آیا نژادپرستی به یک امر روزمره تبدیل شده است؟
🔹 آیا مردم آلمان نژادپرست هستند؟
مرکز مطالعات "مهاجرت و همگرایی اجتماعی" در پژوهشی جدید تحت عنوان "واقعیتهای نژادپرستی" به بررسی این پدیده در آلمان پرداخته است.
✅ بر اساس نظرسنجیها و نتایج این مطالعه:
👈 ۹۰٪ از افراد معتقدند که در آلمان نژادپرستی وجود دارد.
👈 ۶۵٪ معتقدند که در ادارههای آلمانی تبعیض و نژادپرستی وجود دارد.
👈 ۶۱٪ نیز بر این باورند که نژادپرستی به یک امر روزمره تبدیل شده است.
✅ همچنین در یک بررسی دیگر آمده است:
👈 ۵۸٪ از افراد خاص (گروههایی که بیشتر در معرض نژادپرستی قرار دارند) نژادپرستی را تجربه کردهاند. از بین افراد، میزان تجربه نژادپرستی در گروه سنی ۱۴ تا ۲۴ سال ۷۳٪ اعلام شده است.
👈 ۲۲٪ از کل جمعیت آلمان نژادپرستی را تجربه کردهاند.
👈 ۴۵٪ از کل جمعیت آلمان شاهد نژادپرستی (در مورد دیگران) بودهاند.
@DACHstudien
🔹 روزی که هیتلر خودکُشی کرد!
به دنبال شکست آلمان و ورود نیروهای ارتش سرخ به حومهٔ برلین، هیتلر در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ در برلین، خودکشی کرد. اوا براون، همسر یک روزه هیتلر نیز همزمان با او، با خوردن سیانور، خودکشی نمود.
با توجه به وصیتنامه شخصی و سیاسی آدولف هیتلر، اجساد آن دو بعدازظهر همان روز از خروجی اضطراری پناهگاه خارج و با استفاده از بنزین، در باغ صدارت عظمای رایش به آتش کشیده شد. مدارک موجود در بایگانیهای شوروی نشان میدهد که باقیماندهٔ اجساد سوختهٔ آن دو جمعآوری و تا سال ۱۹۴۶ در مکانی نگهداری شدهاست. در سال ۱۹۴۶، این اجساد در جعبههای چوبی قرار داده شده و تا سال ۱۹۷۰، در همان مکان نگهداری شدند. در سال ۱۹۷۰، این اجساد را نبش قبر کردند، در کوره سوزاندند و خاکسترهایشان را پراکنده کردند.
👈 جنگ جهانی دوم با بر جای گذاشتن ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر کشته، مرگبارترین درگیری نظامی در طول تاریخ بود. از این میزان کشته ۵۰ تا ۵۶ میلیون نفر مستقیماً ناشی از جنگ و ۱۹ تا ۲۸ میلیون نفر در اثر رویدادهای مربوط به جنگ مانند مرگ در اثر گرسنگی یا بیماری بود.
@DACHstudien
🔹 آلمان بزرگترین خریدار انرژی از روسیه، از ابتدای جنگ اوکراین تاکنون
از آغاز جنگ پوتین در اوکراین، آلمان تا کنون بیش از ۹ میلیارد یورو بابت خرید نفت، گاز و زغالسنگ و غیره به روسیه پرداخت کرده است.
پس از آلمان، ایتالیا، چین، هلند و ترکیه بیشترین خرید را از روسیه داشتهاند.
👈 البته طی این مدت آلمان وابستگی گاز خود به روسیه را از ۵۵ درصد به ۳۵ درصد کاهش داده است و قرار است تا پایان سال میلادی نیز به طور کامل از خرید نفت روسیه صرفنظر کند.
@DACHstudien
مجله سیسرو:
🔹 گرفتارِ در دام!
آلمان با وابستگی خود به روسیه دامی را ایجاد کرد که ما اکنون در آن گرفتار هستیم.
چگونه پوتین به مدت بیست سال سیاست آلمان را فریب داده است.
👈 این بحران و این جنگ در اوکراین نتیجه ساده لوحی، کوری در سیاست، سودجویی و خودپسندی اخلاقی است.
آلمان به دام افتاده است. بدتر از آن، ما خودمان درگیر گذاشتن این تله بودیم - و البته با چشمان باز به داخل آن رفتیم. خروج از انرژی هسته ای، که با آن جمهوری فدرال می خواست به بقیه جهان نشان دهد که تامین انرژی پاک در یک دوره گذار (نقطه عطف) زیست محیطی چگونه کار می کند، یکی از محرک های این جنگ کثیف بود که عملاً در جلوی خانه ما قرار داشت.
اکنون همه جسورانه بیدار شدند و به دنبال مقصر می گردند. اما نباید به سرزنش صدراعظم سابق به خاطر این واقعیت بسنده کرد. آلمان آنقدر در زمینه انرژی به روسیه وابسته شده است که حاکم کرملین می تواند همچنان روی ما به عنوان مشتریان وفادار برای تامین مالی ماشین جنگ نظامی خود حساب کند.
در حقیقت، به جز چند نفر استثنا، هیچ کس واقعاً نمی خواست به این مسائل توجه کند.
@DACHstudien
🔹 تحریم انرژی روسیه چقدر برای آلمان هزینه در بر خواهد داشت؟
موسسه اقتصادی مونیخ ifo دو سناریو ابتدایی در نظر گرفته است. بر این اساس در صورت کاهش مصرف ۱۰ درصدی گاز، نفت و زغالسنگ، تولید ناخالص داخلی آلمان نیز تا ۱.۳ درصد کاهش پیدا می کند. این عدد به معنی کاهش سرانه هر فرد از ۵۰۰ تا ۷۰۰ یورو می باشد.
در سناریویی دیگر، در صورت کاهش مصرف انرژیهای یاد شده تا ۳۰ درصد، تولید ناخالص داخلی آلمان حدود ۲.۲ درصد کاهش پیدا میکند. این عدد نیز به معنی کاهش سرانه هر فرد از ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ یورو است.
👈 هم اکنون تولید ناخالص داخلی آلمان حدود ۳.۵ تریلیون یورو است.
@DACHstudien
🔹 بسته حمایتی آلمان برای جبران افزایش قیمت انرژی تصویب شد
👈 پرداخت ۳۰۰ یورو به هر فرد شاغل
👈 ۱۰۰ یورو به ازای هر فرزند
👈 بلیط ماهیانه به قیمت تنها ۹ یورو برای سه ماه (این بلیط شامل کل قطار، مترو و اتوبوس در کل ایالتهای آلمان میشود. در بین قطارهای بین شهری تنها امکان استفاده از قطارهای regio وجود دارد.)
👈 کاهش مالیات حاملهای انرژی به مدت سه ماه (از اول جون تا آخر آگوست)
👈 ۲۰۰ یورو برای افراد کم درآمد یا وابسته به کمکهای دولتی و ۱۰۰ یورو برای کسانی که حقوق بیکاری دریافت میکنند.
@DACHstudien
🔹 حزب چپها و سبزها به دنبال جبران روزهای "تعطیل در تعطیل" هستند
سیاستمداران حزب چپها و سبزها قصد دارند، یک روز تعطیل اضافه به جای روزهای تعطیلی که با روز یکشنبه مصادف میشوند، جایگزین کنند.
این افراد معتقدند که مصادف شدن روزهای تعطیل با روز یکشنبه میتواند برای افراد شاغل استرس بیشتر و استراحت کمتر در بر داشته باشد.
در تقویم سال جاری تنها دو تعطیلی رسمی (اول مای و ۲۵ دسامبر) با روز یکشنبه یکی شدهاند.
طبق تقویم در سالهای آتی نیز تنها یک یا دو روز تعطیل در روز یکشنبه قرار میگیرد.
سال ۲۰۲۳: یک روز
سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶: هيچ روز
سال ۲۰۲۷: دو روز
@DACHstudien
Repost from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
آلمان باید به طور همزمان تامین انرژی و گسترش توان دفاعی خود را پیش ببرد. اشتهای این کشور برای اقدامات «همیلتونی» بیشتر در سراسر اتحادیه اروپا که ماکرون و بقیه اروپا به شدت به آن نیاز دارند، محدود خواهد شد. چشمانداز سخنان پوچ و بیمایه و افزایش مستمر پوپولیسم دست راستی در قاره اروپا بسیار واقعی و در دسترس به نظر میرسد.
روایت بریتانیایی از اروپا همیشه بر اشتباهات تأکید داشته -و به ندرت چشمش را رو به مزایای آن میگشاید. چالشهای عمیقی در فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا وجود دارد. اما در مقایسه با تجدید حیات ترامپیسم احمقانه آمریکایی و فروپاشی ناشی از برگزیت در بریتانیا که به همراه خود این کشورها را با بحران سرمایهگذاری، رکود تورمی بومی و بنبست قانون اساسی مواجه کرده، چالشهای کشورهای اروپایی نسبتاً مهارشده و رام به نظر میرسند.
آنچه در مورد اتحادیه اروپا قابل توجه است این است که بر خلاف ایالات متحده و بریتانیا، این نهاد همچنان در حال کار کردن است. طبقات سیاسی اصلی فرانسه و آلمان، همراه با آنهایی که در اسپانیا، ایتالیا، هلند و فراتر از آن هستند، میدانند که اتحادیه اروپا یک سنگر حیاتی است و پای آن ایستادهاند.
پس از شروعی متزلزل، اتحادیه اروپا-به عنوان یک سازمان سیاسی جمعی- به خوبی و از بسیاری جهات بهتر از بریتانیا کووید را کنترل کرد. مرگومیر کمتر؛ برنامههای کارآمدتر واکسیناسیون؛ حمایت بهتر از کشورهای کمتر توسعهیافته و آسیب دیده. طرح احیای اتحادیه اروپا یک لحظه هامیلتونی بود و در سراسر اروپا محرکی برای برخی از بهترین تفکرات از طریق سیاستهای سرمایهگذاری در دهههای اخیر است.
بانک مرکزی اروپا ممکن است فشارهای تورمی را اشتباه ارزیابی کرده باشد، اما فدرال رزرو ایالات متحده و بانک انگلستان نیز همین کار را کردند. این فشارها احتمالاً در اروپا به کمک قدرت یورو با وضعیت ارز ذخیرهاش کاهش مییابد، در حالی که فشارهای تورمی بریتانیا طولانیتر باقی میماند زیرا کاهش اخیر پوند با تضعیف اقتصاد اروپا تسریع مییابد. فروپاشی تجارت بریتانیا ارزش بازار واحد اتحادیه اروپا را نشان داده است، در حالی که اقدامات قوی اتحادیه اروپا برای تحت فشار قرار دادن فیسبوک و گوگل برای تنظیم مقررات سختتر بر روی پلتفرمهایشان توسط دولتهای واحد غیرممکن است. علاوه بر این، دستاوردهای احتمالی روسیه در جنوب و شرق اوکراین بر ضرورت اتحاد اتحادیه اروپا تاکید می کند.
رهبران اروپا همه اینها را میدانند. بحران بزرگتر در اتحادیه اروپا نیست، چرا که با اراده سیاسی مشکلات خود را پشت سر خواهد گذاشت. شکست فاحش شایسته برگزیت و روند بسیار کند برکناری نخستوزیری است که مجلس عوام را فریب میدهد و آینده یکپارچگی دموکراسی بریتانیا به آن بستگی دارد. پیروزی ماکرون به معنی ارسال این سیگنال است که اروپا بدترین شرایط خود را پشت سر می گذارد – در حالی که بریتانیا هنوز به انتهای راه خود نرسیده است.
@EuroAtlantic
https://www.theguardian.com/commentisfree/2022/apr/24/macron-win-will-put-eu-out-of-danger-but-perils-remain
Repost from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
یک فرانسه پراکنده و آلمان نامطمئن از هویت خویش آینده اروپا را تهدید میکند
این که هواداران اروپا در سراسر قاره سخت آشفته و نگران از این بودند که آیا امانوئل مکرون در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه پیروز خواهد شد یا خیر، قابل کتمان نبود. رقیب او، مارین لوپن، آشکارا اعلام آمادگی کرد تا اتحادیه اروپا را نادیده بگیرد تا دیدگاه خود را درباره یک فرانسه خودکامه و ملیگرای تازه متولد شده -و حتی آماده شراکت استراتژیک با روسیه- ترویج کند.
در این صورت توان اتحادیه اروپا برای پیشبرد اهداف داخلی و خارجی، با توجه به چالشهای متعدد پیش روی این قاره، به ویژه جنگ در اوکراین، از بین رفته و در پی آن هم انسجام غرب هم متلاشی میشد.
خیز پوپولیستهای دست راستی فرانسه برای آینده
همانطور که پیشبینی میشد، ماکرون موفق به تکرار پیروزی خود شد. اما بدبینان انگلیسی نگرانند که اتحادیه اروپا برای مدت طولانی از خطرات مشابه مصون بماند. چه در مورد تورم و بحران هزینههای زندگی صحبت کنیم و چه از صرفنظر کردن اروپا از انرژی روسیه، موضع مشترک علیه ولادیمیر پوتین و یا حفظ ارزشهای اروپایی در برابر حملات پوپولیستهای دست راستی، اتحادیه اروپا با برخی از بزرگترین چالشها از زمان جنگ جهانی دوم روبرو است –اتحادیهای که از ساختارهایی بهره میبرد که به ندرت برای هدف تعیین شده مناسب هستند.
در فرانسه، بر اساس قانون اساسی، ماکرون از حضور مجدد در سال 2027 منع شده است. با فروپاشی احزاب چپ و راست سنتی «جمهوریخواه»، لوپن یا جانشینش با حریفی مواجه میشود که احتمالا نسبت به ماکرون تهور کمتری داشته و ممکن است از شانس بیشتری برای پیروزی برخوردار باشد. آینده سیاست در فرانسه به این بستگی دارد که آیا بهبود عملکرد اقتصادی فرانسه به اندازه کافی قابل لمس خواهد بود یا خیر -و اینکه آیا اتحادیه اروپا به طور آشکار منبعی از قدرت است یا خیر.
تورم بی سابقه در آلمان و گرایش به ضدیت با اتحادیه اروپا
به همین سبب، ماکرون مجددا تازه نفس، به حمایت بیدریغ آلمانی نیاز دارد که با وجود تمام اعتقادات عمیقاً هوادار اروپایش، در محاصره چالشهای خودش گیر افتاده است. بیلد سایتونگ، پرفروشترین روزنامه راستگرای آلمان، با رسیدن تورم منطقه یورو به نرخ 7.5 درصد، کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا را «مادام تورم » میخواند و اوتمار ایسینگ 86 ساله بانک مرکزی را متهم کرده که در دنیایی فانتزی زندگی میکند.
بیش از 70 سال است که تورم در آلمان در این سطح بالا قرار نداشته است. این ابر تورم دهه 1920 بود که درها را به روی ظهور هیتلر گشود. سایر اروپاییها ممکن است موفقیت سرمایهداری لیبرال و دموکراسی در آلمان پس از جنگ را تحسین کنند، اما خود آلمانیها نگران هستند که این دستاوردها ناپایدار بوده و شیاطین قدیمی به راحتی تحریک شوند –و به طرز متناقضی این تحریک توسط اتحادیه اروپایی انجام میشود که آلمانیها آن را گرامی میدارند.
در ماه می گذشته، اولاف شولز، وزیر دارایی وقت و صدراعظم فعلی آلمان، از طرح بلندپروازانه اتحادیه اروپا برای بهبودی کووید به عنوان «لحظه همیلتونی» اروپا استقبال کرد. کشورهای عضو اتحادیه اروپا صدور اوراق قرضه اتحادیه را در مقیاسی بیسابقه برای تامین مالی سرمایهگذاری در فناوریهای سبز و دیجیتال، همراه با اقدامات انعطافپذیری اجتماعی برای مدیریت بهتر بیماریهای همهگیر آینده تضمین میکنند –درست همانطور که اولین وزیر خزانهداری ایالات متحده، الکساندر همیلتون، پیشگام ضمانت دولت فدرال در قبال بدهیهای دولتی بود تا ایالات متحده تازه تاسیس را تقویت کند. ماکرون که سخت برای این صندوق جنگیده بود هم به همان اندازه خوشحال بود. اتحادیه اروپا توانایی خود را نشان داده بود. اگر او موفق شود، مطمئنا دستور کار خود را وسعت خواهد داد.
اما جنگ اوکراین و تورم کمرشکن، آلمان را به لرزه در آورده است. پذیرش اوراق قرضه اتحادیه اروپا کمتر هوشمندانه به نظر می رسد زیرا انتقاد آلمان از بانک مرکزی اروپا به دلیل غرق کردن سیستم مالی اتحادیه اروپا با پول نقد ارزان افزایش می یابد -و اکنون این کشور باید هزینه کنار گذاشتن نفت و گاز روسیه را بپردازد. این کشور با ممنوعیت فوری واردات نفت و گاز روسیه بر اساس تصمیم اتحادیه اروپا مخالف است. رابرت هابک، وزیر اقتصاد، هشدار داده که بیکاری گسترده ناشی از این تصمیم فقر مردمی را ایجاد میکند که نمیتوانند خانههای خود را گرم کنند و سوختشان تمام شده است.
اما حتی ممنوعیت مرحلهای که اتحادیه اروپا به زودی اعلام خواهد کرد، خطر رکود اقتصادی آلمان و فشار بر استانداردهای زندگی را در پی دارد.
ادامه⬇️
🔹 بیژن جیرسرای با کسب ۸۹ درصد از آرای حزب به عنوان دبیر کل لیبرال دموکراتهای آلمان انتخاب شد
این سیاستمدار ۴۵ ساله که از سال ۲۰۰۹ به عضویت پارلمان فدرال درآمده، به عنوان سخنگوی سیاست خارجی حزب FDP فعال بود و به عنوان یکی از چهرههای مطرح آلمان در این زمینه شناخته میشود.
جیرسرایی در ۱۱ سالگی به آلمان فرستاده شد و نزد عموی خود در شهرک گرفنبرویش اقامت گزید و به مدرسه رفت.
@DACHstudien
🔹 لیست تمام کمکهای نظامی آلمان به اوکراین
آلمان به دلیل وابستگی انرژی به روسیه و به بهانه عدم رویارویی مستقیم با روسیه تاکنون حاضر به ارسال سلاحهای سنگین و تهاجمی (از جمله تانک، هلیکوپتر و توپخانه) به اوکراین نشده است.
@DACHstudien
اشپیگل:
🔹 افزایش شدید مصرف تنباکوی قلیان در آلمان
واردات تنباکو نسبت به ده سال پیش در آلمان ۷۱۵ درصد افزایش یافته است. سال گذشته آلمان حدود ۸۳۸۷ تُن تنباکو وارد کرده است.
در مقابل مصرف سیگار تقریبا ۱۳ درصد کاهش یافته است. مصرف سیگار در سال گذشته حدود ۷۱ میلیارد نخ بوده است.
حدود ۲۳ درصد از جمعیت ۸۳ میلیون نفری در آلمان سیگار یا قلیان مصرف میکنند.
@DACHstudien
مجله فوکوس:
🔹 دفاع عجیب صدراعظم سابق آلمان از پوتین!
گرهارد شرودر که سالهاست به عنوان لابیگر پوتین و عضو هیات مدیره شرکتهای نفتی روسیه فعال است در یک مصاحبه با نیویورک تایمز به طرز عجیبی از جنایات جنگی پوتین در اوکراین دفاع کرد.
وی گفت: در مورد جنایت بوچا [قتل عام مردم عادی] باید روشنگری شود. اما من تصور نمیکنم که این جنایت دستور پوتین بوده باشد.
شرودر در ادامه گفت که پوتین علاقهمند به پایان جنگ در اوکراین است، اما چند مسئله باید مشخص شود.
گرهارد شرودر علیرغم انتقادهای فراوان از سوی مردم آلمان حاضر به استعفاء از عضویت در شرکتهای نفت و گاز روسیه نیست. او گفت تنها در صورت قطع گاز از سوی روسیه چنین اقدامی را انجام خواهد داد.
پروژه خط لوله گاز نورداستریم ۲ و وابستگی انرژی آلمان به روسیه با ابتکارهای شرودر و چند مقام دیگر از حزب سوسیال دموکرات SPD به انجام رسید.
صدراعظم کنونی آلمان، اولاف شُلتس چند روز پیش اعلام کرد که فعلا قادر به قطع وارد گاز از روسیه نیست. چرا که این اقدام ممکن است خسارتهای جبران ناپذیری برای اقتصاد آلمان و حتی اروپا داشته باشد.
@DACHstudien
Repost from 🇪🇺 EuroAtlantic |یوروآتلانتیک 🇺🇸
#new_book
🔹 German Angst
Fear and democracy in the federal republic of Germany
German Angst analyses the relationship between fear and democracy in postwar West Germany.
While fear and anxiety have historically been associated with authoritarian regimes, Frank Biess demonstrates the ambivalent role of these emotions in a democratizing society: in West Germany, fear and anxiety both undermined democracy and stabilized it.
By taking seriously postwar Germans' uncertainties about the future, this study challenges dominant linear andteleological narratives of postwar West German 'success', highlighting the prospective function of memories of war, National Socialism, and the Holocaust. Postwar Germans projected fears and anxieties that they derived from memories of a catastrophic past into the future.
Based on case studies from the 1940s to the present, German Angst provides a new interpretive synthesis of the Federal Republic.
@EuroAtlantic
در سال ۱۹۳۰، زمانی که حامیان DNVP پروس، پروتستان، سلطنت طلب و نظامی به طور دسته جمعی به حزب نازی پیوستند، آرای پروتستان های شمال آلمان بود که آدولف هیتلر را قادر ساخت تا بر شکاف سه جانبه غلبه کند و از دژ مستبد قدیمی و شرقی و اقتدار ملی خارج شود.
با رویای مدینه فاضله سوسیالیستی جهانی که به طور ناامیدکنندهای توسط اتحاد جماهیر شوروی پس از جنگ جهانی دوم به خطر افتاد، سوسیال دموکرات ها در سال ۱۹۶۹ در آلمان به قدرت بازگشتند. آنها این کار را با توسل به ترس در میان آلمانیهایی انجام دادند که از هویت خود مطمئن نبودند : ترس از "آمریکاییشدن".
سیاست "رو به شرق" صدراعظم سابق آلمان ویلی برانت به صراحت ضدآمریکایی نبود، اما به وضوح نشان می داد که آلمان تحت رهبری سوسیال دموکراتها (مانند حزب مسیحی دموکرات CDU) بی چون و چرا طرفدار ناتو نخواهد بود. شگرد "ضدآمریکایی" از آن زمان تاکنون برای سوسیال دموکرات ها مفید بوده است: در سال ۲۰۰۲، گرهارد شرودر، صدراعظم وقت آلمان، که بعدها به مشاغل پردرآمدی در بنگاههای نفتی روسنفت و گازپروم دست یافت، دوره دوره خود را با حاشیههای زیادی پشت سر گذاشت؛ خودداری از پیوستن به جنگ عراق. اخیراً، در سال ۲۰۲۱، اولاف شُلتس، رهبر حزب سوسیال دموکرات، با دقت از رای دهندگان جناح چپ تندرو حزب چپها Die Linke درخواست حمایت کرد: علیرغم اینکه رهبران حزب چپها به صراحت خواهان انحلال ناتو بودند، اما شُلتس همیشه از رد کردن آنها به عنوان یک حزب ائتلافی خودداری می کرد.
۸۲۰ هزار رای دهنده از حزب چپ به سوسیال دموکرات ها رای دادند تا شُلتس با رای بالاتر به عنوان صدراعظم شروع به کار کند.
حزب سوسیال دموکرات متعهد شده است که حزبی باشد که فرانک والتر اشتاین مایر، رئیس جمهور آلمان آن را «یک خانه مشترک اروپایی، از جمله یا با روسیه» می نامید.
بیایید واضح بگوییم: من نمی گویم رای دهندگان سوسیال دموکرات به نازیها روی آوردند (تعداد بسیار کمی از آنها حمایت کردند) یا از اتحاد جماهیر شوروی (به وضوح حمایت نکردند) یا پوتین (که به وضوح از او حمایت نمیکردند). اما محیط اجتماعی که حزب برای اکثر رای دهندگان خود فراهم می کند، آلمانی های شمالی با سنت فرهنگی پروتستان هستند. آنها از ترس بزرگ آلمانیها و از خیلی چیزها رنج می برند، اما مهمتر از همه، از "آمریکایی شدن". و تا حدی عجیب از نظر یک فرهنگی رنج می برند: نداشتن هویت ثابت.
جای تعجب نیست که حزب سوسیال دموکرات تحت هدایت شُلتس اصرار دارد که آلمان نمیتواند هیچ اقدام یکجانبهای انجام دهد، و به نظر میرسد که شک دارد که کشورش بتواند از نظر اجتماعی با شوک اقتصادی متوسطی که از توقف واردات گاز روسیه پوتین و ورشکستگی که در ظرف یک یا دو ماه حاصل میشود، کنار بیاید.
بنابراین واقعاً تعجبی ندارد که میبینیم، سیاستمدارانی که آلمان را رهبری میکنند، از احزاب دیگری هستند که احساسشان نسبت به خود و رأیدهندگانشان کاملاً محکم است (مانند احزاب مسیحی و محافظهکار).
سبزها نیز به ماهیت خود به عنوان جنبشی که دغدغههای آن ذاتاً بینالمللی است، اطمینان دارند. از این رو باید موضع سختی را در مورد خطرات واقعی برای جهان مانند حمله پوتین اتخاذ کنند.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که آلمان مدرن - و مهمتر از همه، حزب SPD - از ترسیدن سایه نازیها که متعلق به خودش نیست، بلکه در بیشتر موارد چیزی است که در آن ظاهر میشود، دست بردارد. آلمان امروزی نه تنها از نظر تاریخ، بلکه با توجه به شرایط کنونی، به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیک شناخته شده است، و البته باید چنین باشد.
بسیاری میپرسند که چرا صدراعظم آلمان به کییف، خارکف و ماریوپل نمیروند تا ببینند چه اتفاقی میافتد؟»
آلمان سال هاست سخت پس انداز و صرفهجویی میکند. اگر الان نه، پس چه موقع؟ اگر الان وقتش نیست، پس چه موقع؟
@DACHstudien
https://foreignpolicy.com/2022/04/19/the-real-reason-germany-is-always-afraid/
🔹 دلیل واقعی اینکه آلمان همیشه می ترسد!
برلین به دلیل مشکلات هویتی حزب حاکم خود در مورد همه چیز مردد است.
✍ فارن پالسی / برگردان: مطالعات آلمان و اروپا
مشکل کنونی آلمان به بیان ساده "ترس" آلمان و به طور خاصتر، حزب سوسیال دموکرات (SPD) است که اکنون شریک ارشد در دولت است. البته این یک پدیده فرهنگی است که اکنون به یک معضل سیاسی نیز تبدیل شده است.
بارزترین نشانه این ترس، ترس مالی است. چرا شهروندان کشوری با نظام بهداشتی، آموزشی و تامین اجتماعی عالی باید احساس کنند که تقریباً بیش از هر کس دیگری در اروپا نیاز به پسانداز در بانک دارند؟
مردم و دولت فرانسه ظاهرا از فاجعه اتمب فوکوشیما کاملا متاثر نشدند، اما این اتفاق در آلمان، بلافاصله منجر به کنار گذاشتن برنامه هستهای آنها شد. به نظر می رسد که هیچ کس به این اندازه نگران "کلرهونر" نیست (مرغ هایی که برای حفظ آنها با کلر شسته می شوند). اما در آلمان، مصرف کنندگان کاملاً از این مسئله ترس دارند.
اکنون سایر دولتها تا اندازهای به اوکراین سلاح ارسال میکنند که باعث رویارویی مستقیم بین نیروهای خود و روسها نشوند. آلمان، پنجمین صادرکننده بزرگ تسلیحات در جهان، به نظر میرسد که نمیتواند خود را وادار به پیروی از این قاعده کند.
مطبوعات آلمان به طور گسترده گزارش دادهاند که قرص های ید، که تصور می شود در برابر اشعه هستهای محافظت می کنند، در سراسر کشور فروخته می شوند. در صورتی که مردم چک، اسلواکی، لهستان، مجارستان و حوزه بالکان، که منطقاً در معرض خطر فوری تری قرار دارند، به نظر می رسد که علاقهای به پیشگیری با روش آلمانیها ندارند.
مطمئناً نیازی به دکترای روانشناسی نیست که بگوییم ملتی که بهنظر میرسد به شدت از همه چیز میترسد، در نهایت از خودش نیز میترسد. برای اثبات این موضوع، ببینید که آلمانیها به طرز شگفت انگیزی از چه چیزی نمی ترسند. واکنش آلمان و بریتانیا به پناهندگان اوکراینی را مقایسه کنید. دولت بریتانیا طوری رفتار میکند که گویی میترسد مبادا بیگانه هراسی غیرقابل کنترلی را در رای دهندگانش شعلهور کند. چنین ترسی در آلمان وجود ندارد: در آنجا، سیاستمداران به وضوح تصور میکنند که آلمانیها بدون ترس، از همنوعان ناامید خود استقبال خواهند کرد.
هراس ملی آلمان در واقع بیگانه هراسی نیست، بلکه آلمان هراسی است: آنها - یا بهتر بگوییم، گروه بزرگی از آنها - نگران هستند که در لحظهای که کاملاً مراقب خود نباشند، اتفاقات وحشتناکی رخ دهد. به بیان دیگر: این آلمانیها به نظر میترسند (یا به هر حال، سیاستمدارانشان تصور میکنند که میترسند) که اگر اصرار نکنند که در اروپا سختترین، پرمصرفترین، از نظر زیستمحیطی مسئولترین، صلحطلبانهترین یا دست کم ملیگراترین باشند، ناگهان به نازی ها تبدیل خواهند شد.
در اینجا، برای ناظران خارجی مهم است که بدانند که سیاست آلمان به اندازه سیاست ایالات متحده از نظر جغرافیایی دوپاره است - و همیشه نیز چنین بوده است.
از سال ۱۸۷۱ تا ۱۹۳۳، یک انشعاب سهگانه به وجود آمد. رای دهندگان آلمان شرقی (البته شرق در آن زمان بسیار بزرگتر بود) پیوسته به احزاب اقتدارگرای تندرو رای می دادند: ابتدا محافظه کاران پروس، سپس حزب ملی خلق آلمان (DNVP) و سپس حزب نازی. (امروزه شرق سنگر حزب آلترناتیو برای آلمان AfD است.)
آلمانیهای کاتولیک اهل راینلند و جنوب آلمان، که از هویت باستانی خود مطمئن هستند، به حزب مرکزی خود چسبیدهاند. گروهی که مشکل هویت داشتند، پروتستان های شمال آلمان بودند.
از اواخر قرن نوزدهم، حزب سوسیال دموکرات به آنها یک هویت دولتی در سایه فراهم کرد، بر اساس این تصور که آلمان غیرپروس و غیر کاتولیک در هیچ کجا و همه جا نیست: آنجا سرزمین فیلسوفانی مثل کارل مارکس و فردریش انگلس است، محرک و رهبران بزرگ جهانی گرایی در هزاره ای جدید.
برای مثال، برای ولادیمیر لنین جوان، بدیهی بود که حزب سوسیال دموکرات آلمان راه را به سوی آرمان شهر سوسیالیستی بین المللی هدایت کند. این پیشینه فرهنگی آن جنبشهای بینالمللیگرایانه، اخلاقگرایانه، «طرفدار صلح» است که امروزه در آلمان بسیار آشنا هستند.
در نواحی صنعتی انبوه شمال آلمان که دارای ساختارهای قوی اتحادیه کارگری بودند، حزب سوسیال دموکرات در واقع توانست این هویت را منتقل کند. اما در شهرهای کوچک، در صنایع غیر صنفی مانند حملونقل، و بهویژه در جزایر به اصطلاح پروتستان در جنوب کاتولیک، فقدان تعلق فرهنگی قوی، رأیدهندگان پروتستان را بسیار آسیبپذیرتر از کاتولیکها در برابر احساسات کاملاً مدرن کرد.
ادامه 👇👇
#Luftbrücke
🔹 #ببینید | پل هوایی برلین
محاصره برلین چگونه توسط متحدین غربی شکسته شد!
محاصره شهر برلین یک بحران بینالمللی در سالهای ۱۹۴۸–۱۹۴۹ بود که اتحاد جماهیر #شوروی به منظور مجبور کردن متحدان غربی فاتح جنگ جهانی دوم شامل ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و فرانسه به واگذار کردن اختیارات و قلمرو خود در برلین غربی ایجاد کرده بود.
در برابر اعلام یک جانبه اصلاح پولی در آلمان، شوروی با محاصره اقتصادی برلین غربی و مسدود کردن راهها و مسیرهای قطار و سیستم آبرسانی واکنش نشان داد.
دو روز بعد از محاصره برلین، آمریکا و متحدان غربی بهویژه بریتانیا، با وجود خطر بروز یک جنگ جهانی جدید، محاصره را شکستند و مستقیماً از پایگاههای هوایی آمریکا در نزدیکی فرانکفورت، شروع به حمل آذوقه و سایر کالای مورد نیاز مردم نمودند و این وضعیت تا یازده ماه ادامه یافت.
در این مدت ۲٬۳۲۳٬۷۳۸ تُن آذوقه، سوخت، ماشین آلات و سایر مایحتاج به برلین غربی رسانده شد. در اوج دوران کمکرسانی هوایی بهطور متوسط هر ۳۰ ثانیه یک هواپیمای حامل کمک در برلین غربی به زمین مینشست.
@DACHstudien
🔹 افزایش تورم، مردم آلمان را مجبور به استفاده از پساندازهای خود میکند
میزان تورم در آلمان برای اولین بار پس از ۴۰ سال به بیش از ۷.۳ درصد رسیده است.
یکی از عوامل مهم آن قیمت حاملهای انرژی است که حدود ۴۰٪ افزایش داشته است.
طبق تحقیقی که توسط بانک ING انجام گرفته، یک دهم از افراد به دلیل افزایش قیمتها از پساندازهای خود استفاده میکنند.
این اقدام در بین افراد بین ۲۵ تا ۳۴ سال بیشتر صورت میگیرد.
@DACHstudien
🔹 نبض انرژی آلمان در دستان پوتین
مجله اشپیگل با انتشار این نقشه نشان می دهد که چگونه روسیه بر بخشهای حیاتی انرژی و صنعت آلمان تسلط دارد.
تصویر حاضر نشان میدهد که چند درصد از خطوط نفت و گاز، پالایشگاهها، نیروگاهها و صنایع مهم توسط روسیه تغذیه میشوند.
@DACHstudien
