370
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+1
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 0 channels
Get PRO
September '25
+1
in 0 channels
Get PRO
August '25
+2
in 0 channels
Get PRO
July '25
+1
in 0 channels
Get PRO
June '25
+2
in 0 channels
Get PRO
May '25
+3
in 0 channels
Get PRO
April '25
+4
in 0 channels
Get PRO
March '25
+1
in 0 channels
Get PRO
February '25
+3
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '24
+1
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '24
+2
in 0 channels
Get PRO
September '24
+1
in 0 channels
Get PRO
August '24
+2
in 0 channels
Get PRO
July '24
+1 498
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '230
in 0 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '23
+4
in 0 channels
Get PRO
February '23
+53
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '22
+10
in 0 channels
Get PRO
March '22
+4
in 0 channels
Get PRO
February '22
+3
in 0 channels
Get PRO
January '22
+1
in 0 channels
Get PRO
December '21
+3
in 0 channels
Get PRO
November '21
+5
in 0 channels
Get PRO
October '21
+5
in 0 channels
Get PRO
September '21
+13
in 0 channels
Get PRO
August '21
+10
in 0 channels
Get PRO
July '21
+27
in 0 channels
Get PRO
June '21
+19
in 0 channels
Get PRO
May '21
+1 469
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | +1 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
مردم هرگز به انگیزههایتان، به صداقتتان و به شدتِ رنجهایتان یقین نمیآورند مگر به برکت مرگتان. تا وقتی زنده اید، فقط از بدگمانیشان سهم میبرید.
#سقوط
#آلبر_کامو
| 2 | آلبر کامو یک سال بعد از سرکوب خونین قیام مردم مجارستان، در پیامی به نشست نویسندگان مجار در لندن نوشت:
رژیمهای توتالیتر متحدانی بهتر از فراموشی و خستگی ندارند پس دستور کار ما بدیهی است:
"حافظه و پایداری"
#آلبر_کامو | 40 |
| 3 | «مردمان سرزمینم را از غم چشمانشان بشناس»
#ارنستو_کاردنال_مارتینز (شاعر جنبش رهاییبخش آمریکای لاتین) | 52 |
| 4 | هانا آرنت درباره سقوط شوروی : در میدان جنگ؛ تیرها که به هدف میخورند پیروزی قطعی؛ اما در میدان شهر؛تیرها که به بدن بخورند؛ شکست حتمی است. | 57 |
| 5 | در این مدت زندگی به گونهای سپری شده است
که میتوانم سالها بدون آنکه اتفاق غمانگیزی رخ بدهد،
غمگین بمانم.
#جنایت_و_مکافات
#داستایفسکی | 66 |
| 6 | چه پونصدنفر از هموطنانمون رو از دست بدیم چه پنجاه هزارنفر، زندگی ادامه خواهد داشت و همهچی عادی خواهد شد. بعد از هولوکاست، که شش میلیون بود هم یهودیان به زندگی عادی برگشتند. و این کمتر بش توجه میشه که شش میلیون مربوط به کل اروپا بود. در مقیاس محلی، برای خیلی از بازماندگان، تلفات در حد از دست دادن همه روستا و همه خاندان و همه فامیل بود. برای کسی که تمام دنیاش همون روستا بوده، قتل عام، بیش از شش میلیون نفر بود. برای اون آدم، قتل عام معادل نابود شدن تمام دنیا بود. برای اون بازماندگان، هر آدم زندهای که ازون به بعد دیدند، یک غریبه بود. چیزی که باید ازونها یاد گرفت اینه که غم و خشمشون رو صرف برنامههایی کردند که میدونستند نتیجهش خیلی بعدتر از خودشون دیده خواهد شد. مثل وقتی که روی احداث مدرسهها و کالجها سرمایهگذاری کردند. مثل وقتی که به همدیگه گفتن ما فقط همدیگه رو داریم و باید هوای همدیگه رو داشته باشیم. مثل وقتی که حتی زیر نور شمع درس خوندن تا نخبه پرورش بدن که به مسئولیتهای دولتی برسند. وقتی مثل یهودیان با قتل عام شدن مواجهیم، دیگه نباید خودمون رو یک تمدن باستانی لحاظ کنیم. باید خودمون رو یک اقلیت آواره در نظر بگیریم، حتی اگه صد میلیون نفر باشیم.
نه در دین، بلکه در استراتژی باید همگی یهودی بشیم. هر نوع تأخیر در این اقدام، خسارات حیاتی به جا خواهد گذاشت. | 70 |
| 7 | فرقه مرگسالار زندگی رو نجس میدونه، بنابراین مردن رو یک موفقیت حساب میکنه. حتی تاریخ مذهبی خودش رو هم از همین دریچه نگاه میکنه. اگه اصرار داره که دختر پیامبر در هنگام وفات هجده ساله بود برای اینه که بگه خیلی زود به موفقیت رسید! معنی نداره ازش بپرسی علیاصغر رو، که معلوم نیست وجود داشته، چرا انقدر بزرگ کردید. بزرگش کرده چون نوزادی بود که در مردن موفق بود! اگه شناخت درستی از جنس این حیاتستیزی نداشته باشی، تصور میکنی حرص آخوند در رسیدن به صدسالگی از روی علاقه به زندگیه. اما دلیلش صرفا دور بودن از عوامل پرریسکه. که یا یک دوری پسیوه یا یک دوری اکتیو. دوری پسیو از ریسک، در یک نمونه یعنی لازم نباشه کار کنی، پس لازم نباشه بری بیرون از خونه، و پس در معرض فاکتورهایی که عمرت رو کوتاه میکنند قرار نگیری. دوری اکتیو یعنی یه عده به عنوان پزشکان دربار حواسشون باشه که بدنت با کمبودی مواجه نشه. در هر دو حالت، تلاش برای بقا توجیه قبیلهای داره: «باید زنده بمانم چون فرقه به من نیاز دارد». همزمان که این تلاش رو انجام میده، از زندگی هم بدش میاد. برای همینه که دیوار خونه مرجع شیعه رطوبت داره و سالها برای اون رطوبت کاری انجام نمیده، و بوی نم به جزء جداییناپذیر فضای منزلش تبدیل میشه. چون زندگی نجسه، و چرا باید به نجاست اهمیت داد؟
در برابر چنین فرقهای، نباید به مرگ مراجعه کنی، چون نمیتونی تو بازیای که اونها قرنها داخلش هستند و الان در اوجش هستند، برنده بشی. خودکشی، افسردگی، عزا، غصهخوری رو باید برای خودت ممنوع کنی. چون مسئله فقط این نیست که پذیرفتن باخته، بلکه پذیرفتن بازی اونهاست. اونها از خداشونه که در خودت فرو بری، و سپس به یونگ و مونگ و جونگ مراجعه کنی، و نهایتا به دارو. اونها از خداشونه که تو هم به تدریج زندگی رو نجس ببینی. پس دقیقا باید آرزوشون رو به باد بدی، و طوری رفتار کنی که انگار مرگ وجود نداره. و برای اینکه نشون بدی مرگ وجود نداره لازم نیست یک حیات سرشار از حس خوب داشته باشی. دقیقا در بدترین شرایط اقتصادی، و بدترین شرایط خانوادگی، و بدترین شرایط عاطفی و بدترین شرایط اجتماعی باید از زندگی طرفداری کرد. دقیقا داخل سیاهچاله که باید به خدایان مرگ دهنکجی کرد. | 66 |
| 8 | مردم ایران هنوز حکومتی که سال پنجاه و هشت با اشتیاق بش رأی دادند رو به دنیا نیاوردهاند!
رسما و قانونا بچهشونه، ولی هنوز تو رحمشونه. یه توده بیمعنی شده، که هرروز بزرگتر میشه، اما به دنیا هم نمیاد.
هرروز درباره اینکه «انگلیس اینو گذاشت تو شکمم» یا آمریکا، یا تودهایها، یا روشنفکرها، غر میزنه، اما ميدونن که بچه خودشونه.
در طبیعت رابطه مادر و فرزند همیشه مهربانانه نیست. بعضی وقتها بچهها مادرشون رو میخورند، و بعضی وقتها مادرها بچهشون رو از بین میبرند. اما همه اینها برای وقتیه که به دنیا اومدن. تا وقتی داخل شکمشونه، صلح و آرامش برقراره.
غیر از کفتار، که خشونت فقط در لحظه زایمانش رخ میده، و مربوط به آناتومیه و بچه توش نقشی نداره، در بین حیوانات، فقط پستانداران، و در بین پستانداران فقط در میمونها و انسان، بین جنین و مادر یک جنگ برای بقا جریان میگیره. هدف جنین اینه که بدن مادر رو هایجک کنه، و با وارد کردن هورمونهایی به داخل خونش، تعداد رگها رو بیشتر و فشار خون رو بالاتر ببره، تا به منابع غذایی بیشتری دسترسی پیدا کنه، و برای همینه که میتونه مغزی که نسبت به بدنش انقدر بزرگتره رو رشد بده؛ و مادر راهکارهایی داره که در برابر این برنامهها مقاومت کنه، تا بدن خودش از منابع بیبهره نمونه.
میشه گفت جنین انسان یک خونآشامه، و ترفندهای شیمیایی زیادی یاد گرفته تا انجامش بده.
هر حمله جنین، با یک ضدحمله از طرف مادر پاسخ داده میشه. اگه توازن قدرت برقرار باشه، هر دو سالم میمونند. اگه یه جایی بدن مادر جا بزنه، یا شبیخون بخوره، یا سیکل حمله و ضدحمله به مرحله غیرقابل بازگشت برسه، بچه زنده میمونه و مادر میمیره. و اگه ضدحملههای مادر به مرحله غیرقابل بازگشت برسه، بچه میمیره و مادر زنده میمونه.
خب؟
اما یه حالت دیگه هم وجود داره که هر دو دیوانهوار بهم پاسخ میدن، که هیچ طرفی غالب نمیشه، اما برنامه هر دو مختل میشه. در این حالت نه بچه زنده میمونه، نه مادر.
اوهوم؟
بین مردم ایران، و بچهشون، حالت آخری ایجاد شده. یکی در حال مکیدن خون اون یکیه، و اون یکی در حال پس زدنهای دومینویی. زندگی برای هر دو مختله، ولی به تکرار هرچیزی که تا الان انجام دادن ادامه میدن. اختلال در حدیه که نه جنین سیگنالهای خطر رو از بدن مادر دریافت میکنه، و نه مادر سیگنالهای خطر رو از رحمش (واقعا چنین اتفاقی در بدن زن میفته).
وقتی میپرسند نتیجه فلان سیاست حکومت چه شد؟ یا نتیجه فلان مقاومت مردمی چه شد؟ متوجه نیستند که دیگه خیلی برای این سوالها دیره. در فضایی که داخل رحم شکل گرفته، دیگه از مرحله نتیجهگرایی عبور کردهایم. مردم در اعتراض به حذف سوبسید، موفق بودند، و نبودند. موفق بودند چون هزینه حذفش خیلی بالا رفت. و موفق نبودند چون حکومت سرجاشه و منطقش تغییری نکرده. حکومت در سرکوب اعتراض به حذف سوبسید موفق بود، و نبود. موفق بود چون، به قیمت کشتار صدها نفر، اعتراضات رو متوقف کرد. و موفق نبود، چون به رتبه دوم اختصاص سوبسید در دنیا رسیده، که دستش رو در خیلی از کارها بسته. پس مفهوم موفق و ناموفق دیگه اینجا کار نمیکنه. فقط مفهوم اختلال کار میکنه. هر دو طرف برای همدیگه اختلال ایجاد میکنند، تا گرههای کور همینطور بیشتر بشه. در تمام، و تمام برخوردهای حکومت و مردم، این وضعیت برقراره.
اگه یه وسیله فلزی از بیرون وارد رحم نشه و جنین رو چرخ نکنه، {و البته چنین امکانی وجود نداره در دنیای سیاسی امروز!}، به شکل قطعی مادر و بچه خواهند مُرد.
گزینه سومی وجود نداره. | 49 |
| 9 | برای ضربه زدن به اشرار باید بدونید چطور کار میکنند، تا بابت هر حرکتی که انجام میدن تعجب نکنید. وسط جنگ، وقت تعجب کردن نیست.
در روزگاران قدیم پادشاهی در چین حکمرانی میکرد که دو پسر داشت. پسر بزرگتر آماده به دست گرفتن قدرت بود. اما خود پادشاه پسر کوچکترش رو ترجیح میداد. بنابراین دنبال راهی بود تا از شر پسر بزرگتر خلاص بشه. طبق رسم اون زمان، پسر بزرگتر رو به عنوان گروگان فرستاد به دربار یک حاکم دیگه که باش رقابت داشت. اون زمان امانت دادن فرزند مثل ارائه این تضمین بود که از سمت ما به شما حملهای انجام نخواهد شد. و نقشهای طراحی کرد که به نظر برسه در یک درگیری، پسرش در همونجایی که به عنوان گروگان زندگی میکنه، کشته میشه. اما همهچیز طبق نقشه پیش نمیره و پسر فرار میکنه و زنده میمونه. وقتی برمیگرده، پدر وانمود میکنه که خوشحاله که پسر بزرگش زندهست و به پاس شجاعتش، یک مقام فرماندهی بش میده. اما این فقط برای روابط عمومی بود. پسر بزرگ فهمیده بود موضوع چیه، و پر از نفرت شده بود. بنابراین تصمیم گرفت پدرش رو بکشه. اما شرایط طوری نبود که بشه راحت حذفش کرد، چون طرفداران و مدافعان زیادی داشت. پس لازم بود افرادی رو انتخاب کنه، که اگه بشون گفت پدرم رو بزنید، تردید نکنند. برای گلچین کردن این افراد یک تیر مخصوص ساخت که نوکش طوری تراشیده شده بود که وقتی پرتاب میشد صدایی شبیه سوت ایجاد میکرد. در تمرینات ازین تیر استفاده میکرد و به افرادش گفته بود هرجا صدای سوت تیر من رو شنیدید، تیرتون رو دقیقا به همون سمت پرتاب کنید. ابتدا چند حیوان رو به عنوان هدف انتخاب کرد، و همه افراد صدای سوت رو دنبال میکردند و دقیقا به همون هدف میزدند. مرحله بعد اسب خودش رو هدف گرفت. اینبار چندنفر از افرادش تردید کردند. چون به نظرشون رسید این درست نیست که آدم اسب فرمانده خودش رو بزنه. اون چندنفری رو که تردید کرده بودند همونجا اعدام کرد. مرحله بعد اسب پدرش رو هدف گرفت. و اندفعه هم چندنفر تردید کردند، و بلافاصله اعدام شدند. مرحله بعد زن خودش رو هدف کرد. این رو دیگه خیلیها نمیتونستند بزنند. کی حاضر میشه زن فرماندهش رو بکشه؟ این بار هم تردید کنندهها اعدام شدند. در نهایت تعداد خیلی کمی باقی موندند. دیگه مطمئن بود اینها هرچیزی رو میزنند. و با خیال راحت دستور تیراندازی به پدرش رو بشون داد، و اونها هم انجام دادند. بعد ازون برادر کوچکتر رو هم به قتل رسوند، و به همون چیزی که میخواست رسید.
تو فرم استخدام تشکیلات اوباشسالار نمیپرسند «آیا حاضرید به بچه شانزده ساله که در وسط تظاهرات در حال فرار کردن است از پشت شلیک کنید؟». اوباش رو با تردیدهاشون فیلتر میکنند. کسی که در کشتن سگ ولگرد تردید میکنه رو همون اول میذارن کنار. در مرحله بعد کسی که در فحاشی به خانواده مردم تردید می کنه میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در آزار دادن متهم تردید میکنه، میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در تجاوز به زندانی تردید میکنه میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در دفن کردن شبانه کسی که همکارش به قتل رسونده تردید میکنه میذارن کنار. و نهایتا کسی که در شکنجه دادن کسی که هیچ گناهی مرتکب نشده تردید میکنه میذارن کنار. کسانی که باقی میمونند، از پشت به بچه شانزده ساله هم شلیک خواهند کرد.
هرکس که در مقابل مردم قرار گرفته، اتفاقی و تصادفی اونجا قرار نگرفته. همه بدون استثناء از فیلتر عبور کردهاند. ولی نه از فیلترهای اداری. بلکه از فیلتر تیرهایی که سوت میکشند. | 40 |
| 10 | چهطور كسی میتواند ناگهان وسط خيابان بايستد و از خود بپرسد: اين آيا سرنوشت من است؟»
#جورجو_آگامبن | 42 |
| 11 | دلتنگی اتفاق عجیبی است
گویی خواهی مُرد،
اما نمی میری…. | 33 |
| 12 | No text... | 32 |
| 13 | کل بحث و جدل درباره نحوه مرگ دختر پیامبر، درباره خود دختر پیامبر نیست. درباره جانشین پیامبره. اگه دختر پیامبر زیر شکنجه هم کشته میشد، اما به جانشینی ربطی نداشت، شیعه اهمیتی بش نمیداد. و کل بحث و جدل درباره جانشین پیامبر، درباره اون بیست و پنج سال تأخیر در خلیفه شدن علیبنابیطالبه، که شیعه ازش به عنوان «خانهنشینی» یاد میکنه. و گرنه علی بالاخره به خلافت رسید. شیعه وانمود میکنه اگه علی بیست و پنج سال زودتر به خلافت میرسید، یعنی بلافاصله بعد از مرگ پیامبر، همهچیز تغییر میکرد و دنیا یک دنیای دیگه میبود! اما هیچوقت توضیح نمیده چطور؟ علیای که بیست و پنج سال زودتر به خلافت رسیده بود چه کارهایی ممکن بود انجام بده که نه تنها با اون چهار سال خلافتش که تمامن به جنگ گذشت، تفاوت میکرد، بلکه دنیا رو هم تغییر میداد؟ «نمیدونم ولی حتما خیلی جالب میشد» جواب سوال نیست. اتفاقا از کارنامه همون چهار سال میشه فهمید که بیست و پنج سال زودتر چه میکرد. در اون چهار سال نه یک پلن حقوقی برای آینده طراحی کرد، نه یک پلن سیاسی، نه یک پلن مدیریتی، و نه یک پلن اقتصادی. تا جایی که نفس داشت جنگید، و سپس مردم رو وسط یک بیثباتی و بلاتکلیفی به امان خدا رها کرد و ازین دنیا رفت. در مورد «قاضی خوب» موعظه میکرد، اما چارچوبی نساخت که بعدن برمبنای اون چارچوب قاضی خوب تربیت بشه و انتخاب بشه. و از قضا خودش هم بازی رو به یک قاضی بد باخت. در مورد «استاندار خوب» موعظه میکرد، اما چارچوبی نساخت که برمبنای اون چارچوب استاندار خوب تربیت بشه و انتخاب بشه. در مورد دخل و خرج بیتالمال موعظه میکرد، اما چارچوبی نساخت که بعد از خودش بشه همون رویه رو ادامه داد. اتفاقا این امویان بودند که چارچوب ساختند. اینکه قاضی اموی و استاندار اموی و خزانهدار اموی چه آدمهایی بودند، یک بحث دیگهست، ولی داخل چارچوبی قرار داشتند که یک شاکله قوی ساخت و امپراتوری رو به پیش برد. هدف علی امپراتوریسازی نبود. هدفش حفظ بدویت گذشته عرب بود، که مرکزستیز و سلطانستیز بود، منهای هرج و مرج سابقا آمیخته باش. و برای همین با امویان به تقابل رسید، و برای همین اعتماد مردم، که دنبال حکومت مشابه ایران و روم بودند، هم از دست داد. اما حتی همون آرمان و آرزو رو هم بدون ساخت یک چارچوب رها کرد. این بیچارچوبی بیست و پنج سال قبلش هم ظاهر میشد. پس تفاوتی که عدم تأخیر میتونست ایجاد کنه صرفا جنگها و درگیریهای بیشتر میبود. اگه بلافاصله بعد از مرگ پیامبر هم به خلافت میرسید، دنیا همین شکلی بود که الان است، و مسلمانان همین تعدادی میبودند که الان هستند، و شیعیان همین اقلیتی که در بین بقیه مسلمانانند. این حقیقتیه که کتمان میشه، نه اتفاقاتی که بین در و دیوار رخ داده. | 52 |
| 14 | اگه دانشمندان هزارسال قبل این تصویر رو میدیدند چه واکنشی نشون میدادند؟ رگهای خون مغز که توسط دستگاه امآرآی با قدرت ۷ تسلا! عکسبرداری شده. این برای اونها مثل دیدن اشیاء پشت دیواره. که یک شعبدهبازی بود. و اگه قرار بود شعبده نباشه، «وحی» میبود. کسی که این رو دیده بود، کسی بود که به معراج رفته و چیزهایی دیده که بقیه نمیتونند ببینند. ما ماشینهایی ساختیم که پیامبرند. | 52 |
| 15 | در رفراندوم زمان فروپاشی شوروی، بالای هفتاد درصد رأیدهندگان با بقای نظام شوروی به شرط دادن استقلال بیشتر به جمهوریها موافقت کردند. که وقتی که افراطیهای مرکز کودتا کردن اوضاع بهم ریخت و نظر مردم برگشت و به تجزیه رأی دادند. تا روزهای آخر بیشتر مردم میخواستند همون سیستم باقی بمونه، به سه دلیل: یک، با همه خرابکاریهاش ازین سیستم شناخت داشتند، و بش عادت داشتند. دو، برداشت این بود که مسکو در مدیریت بهتر از محلیها عمل میکنه. سه، ترس از بیثباتی حاصل از استقلال.
از قضا خود مسکو هر سه رو باطل کرد. نشون داد این سیستم انقدر میتونه دیوانهوار عمل کنه که دیگه اون چیزی که میشناختن نیست. نشون داد خود مسکو هم نسخه بزرگتری از جمهوریهاست و خبری از چهارتا عاقل نیست که مدیریت کنند. نشون داد اتفاقا خود مسکو عامل بهم ریختن همهچیز و بیثباتیه.
حالا تو ایران هم یه عده دلشون خوشه که «مردم، میگن همین حکومت بمونه بهتره تا فلان بشه و بهمان بشه». البته که برخلاف محتویات زرد اینستاگرام و توعیتر، که حتی کنسرت متالیکا رو هم قرینهسازی میکنند، تاریخ اونجور که آدمها میخوان تکرار نمیشه و فروپاشی شوروی قابل تعمیم به جای دیگه نیست. اما مرام و مسلک مردم، مخصوصا در جوامعی که در استبدادزدگی بهم شباهت دارند، قابل تعمیمه. چیزی که متاسفانه زیاد جدی گرفته نمیشه اینه که سفت بودن باورهای مردم رو نباید زیاد جدی گرفت. | 46 |
| 16 | «آنقدر که از سقوط میترسم از مردن نمیترسم. ترجیح میدهم به خواب ابدی بروم تا اینکه انسانیت در وجودم سقوط کند»
#ویلیام_گلدینگ (در گفتگو با جان هافندن پس از دریافت جایزه نوبل ادبیات)
او بعدها در سخنرانی “جایزه بوکر” گفت:
«هر کس باید هر روز تصمیم بگیرد که هیولا باشد یا انسان» | 42 |
| 17 | تناقض زندگی بشر در اینه که برای چیزهایی خون میده که زندگیش رو زیر و رو نمیکنه. برای «وطن» خون میده اما تغییری نمیبینه. برای «زمین» خون میده اما تغییری نمیبینه (طبیعت تاریخی خون دادن برای زمین اینطوره که خیلی وقتها زمین به کسانی میرسه که براش خون ندادن)، برای «مذهب» خون میده اما تغییری نمیبینه. اما برای سرمایهداری، که تنها چیزیه که میتونه زندگی رو زیر و رو کنه خون نمیده. هیچکس نمیگه پاشید اسلحه برداریم و با اونایی که نمیخوان بذارن سرمایهداری بر کشور حاکم بشه مبارزه کنیم! اصلا نداریم چه سناریویی. در حالی که حداقل باید عصبانی میبودند. این نمودار به تنهایی کافیه برای اینکه مردم آرژانتین و ونزوئلا عصبانی باشن. چون همین سی سال پیش، با لهستان و استونی از یک جا شروع کردند، اما اونها امروز ثروت و رفاه بیشتری برای هر شهروند دارند. این باید مردم رو عصبانی کنه. وقتی میبینند عدهای زندگی خوبتر رو ازشون گرفتن، باید خون جلوی چشمشون رو بگیره. اما هنوز طوری درباره سرمایهداری صحبت میشه انگار یه تئوریه، یک ایدهست، یک دیدگاهه! | 42 |
| 18 | فیلم کم نظیر از همای سعادت غول پیکر بر روی دوش محیط بان ایرانی. بچه آهو هم در آغوشش هست
هما، این پرنده اسطورهای و شکاری زیبا، در فرهنگ ایرانی نمادی از شانس و خوشبختی است. | 50 |
| 19 | همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حبابوار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتد
شبی که ماهِ مراد از افق شود طالع
بُوَد که پرتوِ نوری به بامِ ما افتد
به بارگاهِ تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاقِ مجالِ سلامِ ما افتد؟
چو جان فدای لبش شد خیال میبستم
که قطرهای ز زلالش به کامِ ما افتد
خیالِ زلفِ تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار، فراوان به دامِ ما افتد
به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی
بُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد
ز خاکِ کوی تو هر گَه که دَم زند حافظ
نسیمِ گلشن جان در مشامِ ما افتد
#حافظ
غزل 114 | 49 |
| 20 | دوستانی اندک ولی شایسته
#رومن_رولان
#ژان_کریستف | 43 |
