TED life Talks
Open in Telegram
ویدیو های TED ، the school of life , Kurzgesagt ﺑﺼﻮﺭﺕ کم حجم و سخنرانی های جالب تماس و پیشنهادات/ Contact and Suggestions @Oblomov_07
Show more521
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
چگونه از خودمتنفر بودن دست برداریم
@TEDTalk1
چرا از خودمان بیزاریم؟ آیا در این نفرت چیزی ارزشمند وجود دارد؟ و چطور میتوانیم از آن رها شویم؟
این ویدیو به مفهومِ خودنفرتی و راههای رهایی از آن میپردازد.
چرا تنها هستیم
@TEDTalk1
اعترافی شرمآور است، اما بسیاری از ما بخش بزرگی از عمرمان را صرف پرسیدنِ همین سؤال تکراری میکنیم — هفته پشت هفته، با همان ترکیبِ آشنا از سردرگمی، ناامیدی و دلگرفتگی:
«چرا اینقدر تنها هستم؟»
پاسخ واقعی احتمالاً کمتر از آنچه تصور میکنیم سرزنشگرانه است، و در عین حال، بسیار منطقیتر...
برای بعضی از ما، واقعیت این است که سالهای زیادی را صرف همین اندیشه کردهایم:
چرا اینقدر احساس بیگانگی میکنم؟ چرا در جمعها نمیتوانم راحت با دیگران ارتباط بگیرم؟ چرا دوستانی ندارم که واقعاً بشود نامِ دوستی بر آن گذاشت؟
وحشت از تنهایی
@TEDTalk1
ما بیدلیل از تنها ماندن میترسیم، چون فرق بین خلوت و تنهایی را از یاد بردهایم .اولی حالتی آرام و سازنده است، دومی دردی عمیق. باید دوباره جنبههای خوبِ تنها بودن را به یاد بیاوریم، تا بتوانیم در دوستی و عشق، تصمیمهای درستتری بگیریم.
در خلوت ذهنمان، گاهی فکری شرمآور و پنهانی ما را رها نمیکند، وقتی درگیر این پرسشیم که آیا باید رابطهای نارضایتبخش را تمام کنیم یا نه:
«اگر همهچیز را تمام کنم، نکند در تنهاییِ هولناکی فرو بروم؟»
نیاز به تنها بودن
@TEDTalk1
اغلب تصور میکنیم اگر زیاد بخواهیم تنها بمانیم، حتما مشکلی در ما وجود دارد. اما میل به تنهایی در واقع نشانهی آن است که دیگران را بیش از حد جدی میگیریم و به همین دلیل، نشانهای از اجتماعی بودنِ واقعی است، نه سطحی.
فرهنگ ما آنقدر بر اجتماعی بودن تأکید دارد که گاهی توضیح دادنِ نیازمان به تنهایی بسیار سخت میشود.
شاید سعی کنیم این میل را با بهانهی کار توجیه کنیم — مثلاً بگوییم باید پروژهای را تمام کنیم، چون مردم معمولاً این را میفهمند.
اما در حقیقت، نیروی عمیقتر و شخصیتری در ماست که چنین میلی را برمیانگیزد: اگر تنها نباشیم، خطر آن هست که یادمان برود چه کسی هستیم.
احساس تنهایی میکنم!
@TEDTalk1
فیلم کوتاهی دربارهی اینکه تنها ماندنِ طولانیمدت چه حسی دارد. چرا تنهایی دردناک است و چطور میشود با آن کنار آمد.
چگونه باعث شویم دیگران احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند
@TEDTalk1
ما اغلب تصور میکنیم بهترین راه برای جلب محبت دیگران این است که هرگز مزاحمشان نشویم و همیشه خود را با برنامههایشان هماهنگ کنیم.
اما این طرز فکر ما را از درک یکی از حقایق بزرگ و پنهان روابط انسانی بازمیدارد: در موقعیتهایی خاص، مردم از اینکه از آنها درخواست کمک شود، خوششان میآید؛ دوستی زمانی شکل میگیرد که بتوانیم آنقدر آسیبپذیر باشیم که نیاز خود را نشان دهیم.
حس یکشنبه (جمعه) عصر چیست؟
یکشنبه عصرها حال و هوای خاصی دارند، جایی که نوستالژی با اضطراب ترکیب میشود. بخش زیادی از این احساس ریشه در این دارد که هنوز معنای زندگیمان را نیافتهایم و زمان برای ما در حال تمام شدن است.
@TEDTalk1
«این حالت معمولاً بین ساعت ۵ تا ۷:۳۰ عصر رخ میدهد و در حدود ساعت شش به اوج خود میرسد، بهخصوص وقتی هوا در حال تغییر است و آخرین نور روز آسمان را به رنگ صورتی سرخین درمیآورد. حس یکشنبه عصر معمولاً با کار و فکر بازگشت به دفتر بعد از یک تعطیلات خوشایند همراه است. اما این توضیح، پیچیدگی واقعی ماجرا را کامل پوشش نمیدهد: مسئله تنها این نیست که کاری داریم که روحیهمان را پایین میآورد، بلکه این است که به سمت نوع اشتباه کار بازمیگردیم، در حالی که هنوز در جهالت کامل درباره نوع درست کار هستیم…»
مشکل کمالگرایی
ما به دنبال کمال هستیم بدون اینکه تصور درستی از آنچه کمال از ما میطلبد داشته باشیم. برای تقویت ارادهمان، باید تصویر خود از فداکاریهای لازم برای هر دستاورد را بهبود دهیم.
@TEDTalk1
«کمالگرایی، آرزوی غیرمنطقی و خودتخریبکنندهای است برای انجام کاری بهطور مطلق درست – که باعث میشود با دیگران سخت باشیم و زندگی در کنار خودمان شکنجهآور شود. ریشه کمالگرایی در تخیل است، در سهولت تصور یک حالت ایدهآل، در مقایسه با دشواری وحشتناک ایجاد چنین حالتی بهتنهایی. بیماری کمالگرایی در فاصله حاصلخیز بین چشماندازهای والا و واقعیت متوسط ما شکل میگیرد…»
بحثی دربارهی کتاب یافتن معنا آخرین اثر استیون هاینه
"یافتن معنا" آخرین اثر استیون هاینه روانشناس برجسته کانادایی و استاد دانشگاه بریتیش کلمبیاست.
هاینه تسلط بالایی به روانشناسی فرهنگی دارد و کتاب درسی جامع او به همین نام به چاپ چهارم رسیده است. وی همچنین مولف کتاب تاثیرگذاری است بنام " دی ان ای سرنوشت نیست" که مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.
در این کتاب اخیر، هاینه به فرایند و چگونگی تهی شدن زندگی از معنا و شکلگیری نوعی احساس پوچی از نگاه علوم رفتاری میپردازد.
بعنوان مثال یکی از عوامل تاثیرگذار در احساس معنیداری زندگی تعلق مستحکم به دسته یا گروههای انسانی است. افراد وقتی در شبکههای متراکم انسانی هستند درباره معنی زندگی کمتر سوال میکنند و برعکس هنگامی که دچار بحران پوچی میشوند با تاکید فزاینده به باورهای گروهی رو میآورند.
افزایش انتخابها و داشتن آزادی عمل برخلاف انتطار میتواند به بحران بیمعنی بودن در برخی منجر شود.
تروماها نیز نقش دوگانه و بحثانگیزی دارند. در عدهایی مواجه شدن با مرگ به فروپاشی و علایم اضطرابی منجر میشود ولی عدهایی با کمال تعجب بعد از آن مدعی یافتن معنا در زندگی میشوند.
رواندرمانی با صندلی خالی: گذشتهات را درمان کن، آیندهات را بهتر ساز
@TEDTalk1
«یکی از سادهترین و مفیدترین تمرینهایی که رواندرمانی به ما هدیه داده، تکنیک صندلی خالی است. در این روش، از مراجع که با احساسات خود نسبت به کسی دست و پنجه نرم میکند، به آرامی خواسته میشود دیگر درباره او به صورت سوم شخص صحبت نکند و به جای آن، روبهروی یک صندلی بنشیند و با آن صحبت کند، گویی روی آن صندلی – از هر لحاظ – همان فرد مشکلساز در زندگی او حضور دارد؛ شاید پدری که سالها پیش فوت کرده، مادری که بیتوجه بوده یا دوستی که به او خیانت کرده است…»
قدرت فوقالعادهای که از رنج میگیریم
چرا لذتهای ساده با افزایش سن پررنگتر میشوند؟ این فیلم به روانشناسی قدرشناسی و ارزش تجربه زیسته میپردازد.
@TEDTalk1
هیچکدام از ما از فاجعه گریزی نداریم
امروزه داستانی به ما فروخته میشود که گویا با کمی شانس، همه میتوانیم زندگیای نسبتاً بدون درد و خطا داشته باشیم. اما در واقع، زندگی ذاتاً ساختاری فاجعهبار و تراژیک دارد. هیچیک از ما بدون مواجهه با شکستهای جدی و دردناک از این زندگی عبور نخواهیم کرد. اینکه گویی نفرین شدهایم نیست؛ ما صرفاً انسانیم و باید آماده باشیم و برای خود و دیگران همدلی فراوان داشته باشیم.
@TEDTalk1
«ممکن است خیلی سادهلوحانه به آن نگاه نکنیم، اما احتمال دارد از جایی در ذهن نیمهآگاه، یک سناریو برای زندگیمان داشته باشیم. ابتدا آموزش خواهد آمد، با دوستیهای عمیق، لحظاتی از کشف شگفتانگیز خود، اولین عشقهای لطیف و گاه لحظات سرشار از شادی و شیطنت خالص. سپس حرفهای خواهد آمد، چیزی که درآمد دارد اما صرفاً برای پول انجام نمیشود. ما شایسته، محترم و تا حدی مورد تقدیر برای شدت تلاشهایمان خواهیم بود.»
چگونه گذشته ما بر حال ما تأثیر میگذارد
بخش زیادی از نگاه ما به واقعیت تحت تأثیر گذشته ما شکل گرفته و اغلب تحریف شده است. کودکی ما، که مدت طولانی ادامه داشت، نحوه ارزیابی ما از دیگران، خودمان و آیندهمان را شکل داده است. آگاهی از تعصبات ذاتیمان به ما این امکان را میدهد که از برخی عادتهای ذهنی تثبیتشده اما غیرسودمند رها شویم.
@TEDTalk1
بیماری روانی و دلایل زندگی
حتی اگر هرگز به زبان نیاورده باشیم، هر یک از ما فهرست خصوصیای از «دلایل زندگی» در درون خود داریم. بیماری روانی میتواند این دلایل را تهدید کند و برای بهبود، ممکن است لازم باشد دلایل تازهای پیدا کنیم.
@TEDTalk1
«وقتی ذهنمان سالم است، به ندرت متوجه میشویم که ممکن است در درون خود چیزی به شکلی رسمی یا دراماتیک مانند «دلایل زندگی» داشته باشیم. ما صرفاً فرض میکنیم که زندگی را دوست داریم و طبیعی و اجتنابناپذیر است که چنین باشد. با این حال، وقتی دقیق نگاه میکنیم، علاقه عمومی ما به زندگی هرگز صرفاً همین نیست؛ سرزندگی ظاهراً کلی ما باید به طور پنهان بر پایه مجموعهای از عناصر مشخص استوار باشد که اگرچه ممکن است زحمت فهرست کردنشان را به خود ندهیم، هویت مستقل و متمایز خود را دارند…»
آیا دارو یا رواندرمانی میتوانند نجاتمان دهند؟
ورود داروهای درمان بیماریهای روانی از دهه ۱۹۵۰ به بعد فواید بیشماری داشته و به شمار زیادی از ما امکان داده علائم بیماری خود را مدیریت کنیم. با این حال، داروها به تنهایی هرگز نمیتوانند ما را «شفا» دهند: برای اثربخشی پایدار، باید با درمانهای رواندرمانی ترکیب شوند.
@TEDTalk1
«یک استراتژی معمول وقتی بیمار هستیم این است که به پزشک مراجعه کنیم، دارو مصرف کنیم و انتظار داشته باشیم خیلی زود حالمان بهتر شود. این روش آنقدر جاافتاده، عملی و عموماً موفق است که طبیعی است بخواهیم آن را در حوزه روانی هم تکرار کنیم. اینجا هم وقتی حالمان خراب است، ممکن است بخواهیم به پزشک مراجعه کنیم، دارو مصرف کنیم و منتظر بمانیم تا علائم ما برطرف شوند…»
