en
Feedback
TED life Talks

TED life Talks

Open in Telegram

ویدیو های TED ، the school of life , Kurzgesagt ﺑﺼﻮﺭﺕ کم حجم و سخنرانی های جالب تماس و پیشنهادات/ Contact and Suggestions @Oblomov_07

Show more
521
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
خانه_ام_آتش_گرفته_است!_فرياد_با_صدای_اخوان_ثالث_اخوان_ثالث.m4a2.65 MB

موج ها خوابيده اند, آرام و رام, طبل توفان از نوا افتاده است. چشمه هاي شعله ور خشكيده اند آب ها از آسيا افتاده است. در مزارآباد شهر بي تپش آواي جغدي هم نمي آيد بگوش. دردمندان بي خروش و بي فغان. خشمناكان بي فغان و بي خروش. آه ها در سينه ها گم كرده راه, مرغكان سرشان بزير بال ها. در سكوت جاودان مدفون شده ست هر چه غوغا بود و قيل و قال ها. آب ها از آسيا افتاده است, دارها بر چيده, خون ها شسته اند. جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها خشک بُن های پلیدی رسته اند. مشت هاي آسمان كوب قوي واشده ست و گونه گون رسوا شده ست. يا نهان سيلي زنان, يا آشكار كاسة پَست گدائي ها شده ست خانه خالي بود و خوان بي آب و نان وآنچه بود, آش دهن سوزي نبود. اين شب ست, آري, شبي بس هولناك؛ ليك پشت تپه هم روزي نبود. باز ما مانديم و شهر بي تپش وآنچه كفتارست و گرگ و روبه ست. گاه مي گويم فغاني بركشم, باز مي بينم صدايم كوته ست. باز مي بينم كه پشت ميله ها مادرم استاده, با چشمان تر. ناله اش گم گشته در فريادها, گويدم گوئي كه: «من لالم, تو كر.» آخر انگشتي كند چون خامه اي, دست ديگر را بسان نامه اي. گویدم: بنویس و راحت شو به رمز،, « ـ تو عجب ديوانه و خودكامه اي.» من سري بالا زنم, چون ماكيان از پس نوشيدن هر جرعه آب. مادرم جنباند از افسوس سر, هر چه از آن گويد, اين بيند جواب. گوید: آخر... پیرهاتان نیز... هم؛ گويمش «اما جوانان مانده اند.» گويدم «اين ها دروغند و فريب.» گويم «آنها بس بگوشم خوانده اند.» گويد «اما خواهرت, طفلت, زنت . . .؟» من نهم دندان غفلت بر جگر. چشم هم اينجا دم از كوري زند, گوش كز حرف نخستين بود كر. گاه رفتن گويدم ـ نوميدوار وآخرين حرفش ـ كه: «اين جهل ست و لج, قلعه ها شد فتح؛ سقف آمد فرود . . .» و آخرين حرفم ستون ست و فرج. مي شود چشمش پر از اشك و بخويش مي دهد اميد ديدار مرا. من به اشكش خيره از اين سوي و باز دزد مسكين برده سيگار مرا. آب ها از آسيا افتاده؛ ليك باز ما مانديم و خوان اين و آن. ميهمان باده و افيون و بنگ از عطاي دشمنان و دوستان. آب ها از آسيا افتاده؛ ليك باز ما مانديم و عدل ايزدي. و آنچه گوئي گويدم هر شب زنم: «باز هم مست و تهي دست آمدي؟» آنكه در خونش طلا بود و شرف شانه ئي بالا تكاند و جام زد. چتر پولادين ناپيدا بدست رو بساحل هاي ديگر گام زد. در شگفت از اين غبار بي سوار خشمگين, ما ناشريفان مانده ايم. آب ها از آسيا افتاده؛ ليك باز ما با موج و توفان مانده ايم. هر كه آمد بار خود را بست و رفت. ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب. زآن چه حاصل, جز دروغ و جز دروغ؟ زين چه حاصل, جز فريب و جز فريب؟ باز مي گويند: فرداي دگر صبر كن تا ديگري پيدا شود. کاوه اي پيدا نخواهد شد, اميد! كاشكي اسكندري پيدا شود. ( مهدی اخوان ثالث )

چگونه تصمیم بگیریم @TEDTalk1 زندگی مرتباً ما را وادار به گرفتن تصمیم‌های بزرگ و اغلب دردناک می‌کند. وقتی بار دیگر با چنین انتخابی روبه‌رو می‌شویم، یک تمرین کوچک می‌تواند به ما کمک کند ذهن خود را واضح‌تر بشناسیم.

چگونه بلوغ عاطفی خود را بسنجیم @TEDTalk1 دانستن میزان بلوغ عاطفی یک فرد می‌تواند مهم‌ترین نکته درباره‌ی او باشد؛ اما کسب این آگاهی ممکن است سال‌ها (و با درد) طول بکشد. به همین دلیل، ما یک تست بسیار سریع و قابل اعتماد طراحی کرده‌ایم که در چند دقیقه می‌تواند به ما کمک کند سطح بلوغ عاطفی خود و دیگران را بسنجیم. همه چیز به نحوه‌ی واکنش فرد به آسیب‌پذیری مربوط می‌شود.

Everybody Knows Sigrid.m4a4.10 MB

چرا خودمان خوشبختی‌مان را خراب می‌کنیم @TEDTalk1 برای برخی از ما، خوشبختی و هیجان هیچ‌وقت مدت زیادی دوام نمی‌آورند. هر بار که بالاخره به خودمان افتخار می‌کنیم و اعتماد به نفس نسبت به آینده پیدا می‌کنیم، به سرعت اتفاقی ناخوشایند رخ می‌دهد. «ممکن است کاری باشد که خودمان انجام می‌دهیم و روحیه‌مان را خراب می‌کند، یا ناگهان درباره‌ی موضوعی شدیداً نگران می‌شویم، یا حادثه‌ای ناگهانی رخ می‌دهد که ما را به هم می‌ریزد…»

بهترین راه برای روبه‌رو شدن با زمان‌های سخت @TEDTalk1 زندگی بدون نیاز به توضیح در بیشتر مواقع سرشار از تراژدی است. اما واقع‌بینی نسبت به این تلخی نباید جلوی لذت‌بردن از چیزهایی را بگیرد که درست پیش می‌روند؛ می‌شود در حالی که به سمت چوبه‌دار می‌رویم هم خندید.

432 HZ Vangelis - Conquest Of Paradise.mp36.37 MB

چرا فکر می‌کنیم بازنده‌ایم (در حالی که نیستیم) @TEDTalk1 خیلی از ما با یک منتقد درونی سخت‌گیر درگیر هستیم؛ همان صدایی که مدام می‌گوید «تو بازنده‌ای». این صدا از کجا می‌آید و چطور می‌شود ساکتش کرد؟ «برخی از ما مدام با این احساس درگیر هستیم که بازنده‌ایم. اطرافیان ممکن است درباره‌مان خوب حرف بزنند. همکاران شاید از ما تعریف کنند، اما یک منتقد درونی وجود دارد که حکم دیگری صادر می‌کند: تو یک بی‌ارزش هستی، مضحک هستی، چندشت‌آوری. این منتقد بسیار پیگیر و سرسخت است، انگار قهرمان جهانی این کار است. با بهترین دوستمون وارد بحث می‌شود تا ثابت کند نه، برخلاف چیزی که او فکر می‌کند، ما واقعاً افتضاحیم؛ شواهدی مثل ارتقا در کار یا جشن تولد غافلگیرکننده را نادیده می‌گیرد و مدام به همان حرف همیشگی برمی‌گردد: تو چندشت‌آوری…»

چرا همه‌ی ما این‌قدر مضطربیم @TEDTalk1 بیشتر ما تقریباً همیشه مضطرب هستیم – اما اغلب فکر می‌کنیم دیگران این‌طور نیستند. وقتش رسیده حقیقت را بپذیریم: اضطراب بخشی طبیعی و اساسی از تجربه‌ی انسانی است.

نفرت از خود و اضطراب @TEDTalk1 دلیل اینکه ممکن است بیشتر از حد لازم احساس اضطراب کنیم، در جایی غیرمعمول نهفته است: نفرت از خود. اگر خودمان را «بد» ببینیم، پس مطمئناً اتفاقات بد باید برای افراد بد بیفتد. یکی از راه‌های آرام‌تر شدن، یاد گرفتن این است که ریشه‌های این شک و تردید نسبت به خود را بررسی کنیم و زمینه‌ای برای آینده‌ای با خوددوستی و دلسوزی بیشتر ایجاد کنیم.

حمله‌های اضطراب @TEDTalk1 آسان است که حمله‌های اضطراب را رفتارهایی عجیب و بی‌منطق ببینیم که هیچ جایگاهی در یک زندگی عادی ندارند. اما با توجه به شرایط دنیا و همه نگرانی‌های واقعی و جدی که وجود دارد، شاید این حمله‌ها در واقع نشانگر سلامت عقل باشند، هرچند دشوار و ناراحت‌کننده.

For what is a man, what has he got? If not himself, then he has naught. To say the things he truly feels. And not the words of one who kneels.

خطرات زیادی در فکر کردن بیش از حد و کم فکر کردن وجود دارد @TEDTalk1 چه بیش از حد فکر کنیم و چه کمتر از حد، هر دو می‌تواند خطرناک باشد. نکته این است که ذهن‌مان را به‌گونه‌ای به کار ببریم که به صادق‌ترین، اصیل‌ترین و اصلی‌ترین افکار خود دسترسی پیدا کنیم. فکر کردن درباره‌ی خودمان — احساسات، گذشته، خواسته‌ها و امیدهایمان — کار بسیار دشواری است و بیشتر ما انرژی زیادی صرف می‌کنیم تا از آن فرار کنیم. از خودمان فاصله می‌گیریم چون خیلی از چیزهایی که ممکن است کشف کنیم، دردناک‌اند.

دست از تلاش برای همیشه مهربان بودن بردار @TEDTalk1 تقریباً همه‌ی ما می‌خواهیم به عنوان آدم‌های «مهربان» شناخته شویم. با این حال، خوشبختی ما گاهی به توانایی پذیرشِ کمی خودخواهی حساب‌شده بستگی دارد. طبیعی و زیباست که بخواهیم مهربان باشیم. در دنیایی پر از بی‌رحمی و بی‌تفاوتی، آدم‌های مهربان متعهد به سخاوت، همدلی و ملایمت‌اند. آن‌ها نمی‌خواهند کسی احساس شکست کند یا شب‌ها خوابش پریشان شود. حاضرند خیلی چیزها را تحمل کنند تا دیگران گریه نکنند. این تصور بسیار دل‌نشین است. با این حال، زندگی نمی‌تواند صرفاً مهربانی محض باشد. دیر یا زود، همه‌ی ما مجبوریم تصمیماتی بگیریم که حتی اگر از چیزهایی که برایمان مهم است محافظت کنند، باعث رنجش دیگران شوند، دلخوری ایجاد کنند و ممکن است (حداقل مدتی) در برخی جاها با نفرت شدیدی مواجه شویم.

منو همان‌طور که هستم دوستم داشته باش @TEDTalk1 یکی از بزرگ‌ترین خواسته‌های ما در عشق این است که طرف مقابل، ما را همان‌طور که واقعاً هستیم دوست بدارد. این جمله در ظاهر بسیار رمانتیک است، اما واقعیت این است که هیچ‌کس نباید انتظار داشته باشد دیگری او را در تمامیتش — با تمام نقص‌ها و وجوه ناخوشایندش — تحسین و ستایش کند. عشقِ واقعی یعنی سخاوتمند بودن در برابر آن‌چه در خود و دیگری شکسته است، نه لزوماً تحسینِ تمامِ آن.

چرا کسانی که دوست داشته نشده‌اند از خودشان متنفر می‌شوند @TEDTalk1 چه بر سرِ کودکی می‌آید که درست دوست داشته نمی‌شود؟ شاید تصور کنیم او از کسی که به او محبت نمی‌کند متنفر می‌شود. اما حقیقت کاملاً برعکس است: کودک سرشار از شرم می‌شود. اما شرم چیست؟ احساسی است عمیق از بی‌ارزشی، آلودگی، گناه، زشتی و خفت همراه با حسِ خطر، این ترس که دیگران ممکن است به او حمله کنند یا مسخره‌اش کنند.