en
Feedback
Book lovers Cafe

Book lovers Cafe

Open in Telegram

📚به گروه ما خوش آمدید: 🔐 لطفا قبل از ورود قوانین گروه را بخوانید.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
675
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
کتاب طریق بسمل شدن. و تموم کر دم احتمالا سرگرد وارد ذهن جناب دولت آبادی شده بود که همه چیز رو بهم ریخت تا اثری مثل کلید. نوشته بشه این دومین کتاب داستان کوتاه محمود خان بود که دوست نداشتم تشکر آقای سلطان محمدی ودوستانی که از مطالبشون استفاده کردم در ضمن کتاب روزها در راه رو هم همزمان تموم کردم وزهر این کتاب رو گرفت ممنون

سلام M عزیز به گروه Book lovers Cafe خوش امدید 😍 ساعت ›› ۱۸:۰۳ ( یک‌شنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۲ )

🛑دوستان عزیز تاپیک اعلانات به تاپیک ها اضافه شده مشاهدە بفرمایید،در این تاپیک اسم کتاب های در حال همخوانی و با «ترجمه مورد نظر گروه» قرار می‌گیره ،امیدواریم از پرسش های چون ،کتاب بعدی چیه؟مترجمش کیه؟کی شروع میشه پرهیز کنید و با همکاری همدیگر گروه رو منسجم تر پیش ببریم ،هر گونه تغییری هم در مورد انتخاب کتاب پیش برە در وقت مناسب اعلام میشه و نیاز به پرسش نیس🌱

بيا دست روزگار را بگيريم بزنيم به دل جاده ها آن سوي كوه ها كه جنگلي غريب خفته است بلند بگوييم " دوستت دارم " شوري به پا كنيم تا درختان برخيزند شايد اين بار بهار بيايد و براي هميشه بماند #ليدا_آبچيان(رعنا )

سلام و روز به‌خیر.😍✋🏻 دوستان، سه جلد رمان نوِنو دارم که سال ۹۵ هدیه گرفتم؛ هنوز حتی نخوندم و الان هم در حیطه‌ی سلیقه‌ی مطالعاتیم نیستن. از آن‌‌رو که خودم خیلی مراقب کتاب هستم، کتاب‌ها کاملا تمیز هستن (دوربین گوشی خودم خرابه و اگر عکس خواستین، بگید که با گوشی دیگری عکس بگیرم). برای معاوضه یا فروش می‌ذارم. معاوضه با کتاب‌های شرح و حیطه‌ی ادبیات کلاسیک ایران. مثل کتاب‌های: قلندریه در تاریخ ذهن‌وزبان‌حافظ عرفان و رندی و.... کتاب‌ها جلد گالینگور هستن: اِما ۱۳۰ هزارتومان ترغیب ۱۳۰ هزارتومان عقل‌واحساس ۱۳۰ هزارتومان

این کتاب چقدر جزئیات داره ..بارها و بارها میشه خوند و جزئیات جدیدی رو کشف کرد که پروست با حوصله و دقت نوشته

درود بر شما و سپاس از نظر لطفی که دارید🙏🌺

عباسیان سومین خلافت اسلامی  بودند که پس از ظهور حضرت محمد به قدرت رسیدند این خلافت توسط نوادگان عموی پیامبر اسلام عباس بن عبدالمطلب بنیان نهاده شد به همین دلیل به خلافت عباسی شهرت یافت . آنها که خلافت اموی را بر انداخته بودند در بیشتر دوران خود در بغداد حکومت کردند خلافت عباسی در پی جنبش سیاه جامگان به رهبری ابومسلم خراسانی تاسیس شد . در دوران عباسی دیوان سالاران ایرانی نظیر خانواده برمکی قدرت را در امپراطوری اسلامی به دست گرفتند که همین مسئله باعث شد تا نقش مسلمانان غیر عرب در امت اسلامی افزایش پیدا کند . دوره عباسی به دوران طلایی اسلام مشهور است آنها توانستند  اندلس  و مراکش و شمال افریقا و مصر را به دست آورند . و سلسله های اسلامی را در این مناطق روی کار آوردند .

دیگران حق داشتند، همیشه دیگران حق داشتند. بخصوص اگر این دیگران - دیگری برادر تو باشد و تو او را به پایتخت کشانیده باشی، حالا هم میبینی که جوانی او زیر فشار کار دارد می سوزد و برای همین مدام بغض دارد .یک جوان هفده - هیجده ساله چرا باید دایم مثل برج زهر مار باشد؟ سلیم هیچوقت مقابل آینه دیده نمی شد، حتی وقتی که سام او را می نشاند به اصلاح موهای سرش، سلیم با رغبت در آینه نگاه نمی کرد. مگر میشود انسان در آغاز جوانی تا این حد از خودش زده باشد؟ نه، نمی تواند. اما این ممکن است که سلیم هنوز الگوی خود را نیافته باشد، یعنی آن طرحی که بتواند خود را در آن ببیند . دوستان سام برای سلیم جاذبه داشتند؛ اما او نمی توانست با ایشان جفت و جور بشود نمی توانست با ایشان جوش بخورد. ملاح سماوات ،احسان فتاح و ناصح که نزدیک ترین دوستان سام بودند، در نظر سلیم هر کدام به گونه ای شکل پذیرفته بودند و در موقعیت اجتماعی خود، به نظر  سلیم پخته می نمودند . ۴۴۲ #روزگارسپری_شده_ی_مردم_سالخورده #محموددولت_ابادی #جلدسوم_پایان_جغد

تذکره الاولیا عطار نیشابوری

_بابا نصرالله، این سرو رو کی کاشته؟ _نمی‌دونم، لابد آباء و اجداد ما کاشتن. _چند سال داره؟ _نمی‌دونم، هزار سال، دو هزار سال، تا وقتی یادم می‌آد، بوده. _چرا کسی او رو نبریده؟ چرا خشک نشده؟ _اگر ببرندش، از جای بریده شده خون در می‌آد. اگر خشک بشه سیرچ خراب میشه. همه می‌میرن. دلم می‌خواهد یک شب بروم زیر درخت و از پایین نگاهش کنم. _هوشو، یه وقت شب نری زیر درخت، سایه‌اش سنگینه، رو آدم که بیفته دیوونه میشه. هرکی شب رفته زیر سرو دیوونه شده. ص۳۱ #شما_که_غریبه_نیستید #هوشنگ_مرادی_کرمانی

بله کاملا درسته🌿 🙏😊. با توجه به اون دوران امکان پذیره.

📚همخوانی کتاب (شماره ۱۸۸) "روز   سی و هفتم " یکشنبه   ۹ مهر ماه ۱۴۰۲ 📙همخوانی "فیه ما فیه" اثری از مولانا جلال الدین محمد صفحات همخوانی امروز🔻 از صفحه ۲۳۱ تا صفحه  ۲۳۶ لطفا پس از خواندن این قسمت از کتاب نظرات و نکات جالبی کە به نظرتان می رسد با ذکر شماره صفحه ارسال فرمایید🌱 #فیه_ما_فیه #مولانا

Babak Mafi Ey Vay.mp35.87 MB

🎙 هایده 🎼 گلچین آهنگ‌ها ◉ #پاپ 📻

به راستی چه اتفاقی افتاد؟ خودم هم نمیدانستم حتا کمترین نشانه ای برای یک پاسخ نمی یافتم. به خود گفتم شاید خیلی ساده دارم پیر میشوم. شاید هم دلیل دیگری داشته باشد مثلاً این که به نکته ای مهم توجه نکرده باشم. ولی در آن لحظات هر تأملی فقط در حد یک تأمل باقی میماند مثل باریکه ی آبی حقیر که آرام در دل خاک فرو برود. با این همه میخواهم با اعتقاد راسخ به نکته ای اشاره کنم تا زمانی که دوباره از حضوری موفق در یک مسابقه احساس رضایت نکنم به دویدن در ماراتن ادامه خواهم داد و مغلوب آن نخواهم شد. حتا اگر پیر و ناتوان شوم حتا اگر دوستان و آشنایان مرا برحذر دارند که وقت کنار کشیدن است از پا نخواهم .نشست تا زمانی که قدرتی در بدن داشته باشم خواهم دوید. حتا اگر زمان و رکوردم بدتر شود به تلاش ادامه خواهم داد - شاید حتا تلاشم مضاعف شود - تا به هدف خود که رسیدن به خط پایان ماراتن باشد دست پیدا کنم دیگران هر چه میخواهند بگویند - سرشت من چنین است. من چنینم و کاری از دست کسی برنمی آید؛ مانند عقربی که کارش نیش زدن است زنجره ای که وابسته به درخت است قزل آلا که مخالف جریان آب شنا میکند تا به محل تولدش برسد و اردکهای وحشی که در سرتاسر عمر فقط یک جفت برای خود اختیار میکنند. شاید دیگر ترانه ی فیلم راکی را در پس زمینه نشنوم یا منظره ی غروب را در جایی نبینم، ولی برای من و این کتاب نیز همین قطعه ی بالا خود نوعی پایان بندی است. یک پایان بندی پنهان کارانه مثل عابران محتاط در روزهای بارانی نامش را ضداوج داستان بگذارید، اگر می خواهید به فیلم نامه ای تبدیلش کنید و آن را نزد یک تهیه کننده ی هالیوودی ببرید تا با نظری بر صفحه ی آخر آن را به شما بازگرداند اما این پایان بندی خلاصه کنم، تناسبی شگفت دارد با احوال کسی به نام من. به آسمان نگاه میکنم در پی نشانه ای از رحمت، ولی نمی یابم. فقط ابرهای بی تفاوت تابستان را میبینم که به سمت اقیانوس آرام در حرکت اند آنها هم حرفی برای گفتن ندارند ابرها همیشه کم حرف اند. شاید نباید به آنها نگاه کنم. آنچه من نیاز دارم نگاه کردن به درون خود است خیره شدن به درون چاهی عمیق. آیا آنجا رحمتی یافت میشود؟ نه هیچ چیز نمیبینم جز سرشت خود. همان سرشت تنها، یک دنده تکرو و اغلب خودمدار که در عین حال به خود مشکوک است - همان که تا به مشکلی برمیخورد میکوشد از دل آن وضعیت نکته ای طنزآمیز، یا کمابیش طنزآمیز بیرون بکشد این ماهیت را مثل چمدانی کهنه در طول مسیری دراز و پرگردوغبار همواره با خود حمل کرده ام حمل آن از سر علاقه و دلبستگی نبوده است جابه جایی اش با آن محتویات سنگین طاقت فرساست ضمن آنکه ظاهری افتضاح دارد و جای جایش پوسیده است. من آن را حمل میکنم چون اساساً قرار نبوده که چیز دیگری را حمل کنم با این همه انگار روزبه روز بیشتر به آن خو گرفته ام؛ همان طور که شاید شما بپندارید. بنابراین حالا هم در اینجا برای شرکت در مسابقه ی سه گانه ی شهر موراکامی در ناحیه ی نیایگاتا هر روز تمرین میکنم به تعبیری هنوز آن چمدان کهنه را با خود این سو و آن سو میکشانم و به احتمال زیاد به سمت یک ضداوج داستانی دیگر پیش میروم به سوی نوعی کمال در کم حرفی و بی پیرایگی - یا متواضعانه تر بگویم: به سوی بن بستی که رخ می نمایاند. #ازدوکه_حرف_می_زنم_ازچه_حرف_می_زنم #هاروکی_موراکامی #مجتبی_ویسی فصل هشتم

روند گروهو نمیدونم اگه میشه پیشنهاد داد که پیشنهاد منم تکمیل کردن ۳گانه ی پوچی هست یا فقط افسانه ی سیزیف برای درک بهتر بیگانه

Alireza Ghorbani - Mara Bebakhsh [320].mp310.76 MB

Book lovers Cafe - Statistics & analytics of Telegram channel @hamkhan786