en
Feedback
کانال شعر کرج

کانال شعر کرج

Open in Telegram

انجمن شعر کرج ادمین : @fereidooni1001 آدرس اینستاگرام: Instagram.com/sherekaraj

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
451
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
"خبرگزاری تارنا" با همکاری "انتشارات آثار برتر" برگزار می‌کند: جایزه‌ی مستقل کتاب سال تارنا با هدف حمایت از شاعران جوان کشور و چاپ رایگان کتاب برگزیدگان، توسط "انتشارات آثار برتر" موضوع: آزاد در سه بخش: _شعر کلاسیک _شعر آزاد _ترانه * هر شاعر می‌تواند فقط در یک بخش شرکت کند. * شاعران پس‌از انتخاب بخش موردنظر، باید حداقل ۲۰ و حداکثر ۳۰ قطعه شعر در قالب یک کتاب ارسال‌کنند. * درج مشخصات کامل مولف در صفحه‌ی نخست اثر شامل: نام، نام‌خانوادگی، محل‌تولد، کدملی، شماره‌تلفن و آدرس‌پستی الزامی‌ست. * کتاب ارسال‌شده باید نام‌گذاری‌شده باشد. * چیدمان ابیات، بندها و سطرها در اشعار باید قبل‌از ارسال، توسط خود مولف، پایش شود تا بر همان اساس داوری شوند. * اشعار نباید پیش‌ از برگزیده شدن به‌صورت مجموع در کتابی چاپ‌شده باشند. * مسئولیت قانونی هرگونه سواستفاده از آثار شاعران دیگر با مولف است، و برگزارکنندگان هیچ‌ مسئولیتی در قبال آن ندارند. * حق چاپ مجموعه اشعار برگزیده‌شده مذکور برای "انتشارات آثار برتر" محفوظ است. قالب‌بندی اشعار ارسالی: اشعار ارسالی در قطع کاغذ A4، با فونت Bnazanin شماره ۱۴ و پسوند pdf به‌صورت یک فایل ارسال‌شود. ( اشعار ارسالی به‌صورت پراکنده از داوری حذف خواهند شد.) نشانی ارسال اشعار: ایمیل: Ketabtarna@gmail.com تلگرام به شماره: 09210363800 (فایل ارسال‌شده باید از دبیرخانه تاییدیه دریافت کند تا قابل پیگیری باشد.) روزشمار جشنواره: انتشار فراخوان: ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۹ مهلت ارسال آثار: ۱۰ تیرماه ۱۳۹۹ انتخاب کاندیداهای هر بخش تا ۲۰ تیرماه ۱۳۹۹ اختتامیه: برگزاری طی چهار شب به‌صورت زنده و ازطریق صفحه‌ی رسمی "خبرگزاری تارنا" در اینستاگرام به‌نشانی زیر خواهدبود: https://instagram.com/tarna.ir شب اول: معرفی و گفتگو با دبیر جایزه و داوران بخش کلاسیک همچنین شعرخوانی پنج کاندیدای بخش کلاسیک شب دوم: معرفی و گفتگو با داوران بخش سپید و شعرخوانی پنج کاندیدای بخش سپید شب سوم: معرفی و گفتگو با داوران بخش ترانه و خوانش ترانه توسط پنج کاندیدای بخش ترانه شب چهارم: گفتگو با مهمانان ویژه اختتامیه و اعلان و معرفی ۶ برگزیده نهایی جهت معرفی به "انتشارات آثار برتر"

. دوباره آمد و من با خودم گلاویزم مترسکانه نشسته به پای جالیزم پر از هوای غم‌انگیز و سرد پاییزم گزینه‌های زیادی نمانده بر میزم عبور می‌کنم از خط سرخ پرهیزم به کودک سر راهم غزل می‌آویزم و مادرانه به کامش ترانه می‌ریزم . کسی بیاید و او را بگیرد از بغلم . پرنده‌ای که فراموش کرده پر دارد منم که زخمِ اثر کرده بر جگر دارد هنوز دلهره‌اش بر تنم اثر دارد فقط خدا به خدا از دلم خبر دارد چه نقشه‌ایست که این بار زیر سر دارد؟ دوباره آمده شاید به من نظر دارد و باز نیت کشتن از این سفر دارد . مرا به او ندهید، او یکی‌ست با اجلم به آتش هوسش دانه‌های اسپندم درون حلقه‌ی دستش زنانه در بندم به این اسارت دیوانه‌وار پابندم دوباره آمده از من گرفته لبخندم به جز تبِ تنش از هرچه هست دل کندم به روی قهوه‌ی چشمش لبان چون قندم چه حیله‌های عجیبی به کار می‌بندم . به کام هرکه نباشم، به کام او عسلم همان که زمزمه‌اش از دهانم افتاده دوباره آمده آتش به جانم افتاده تنور داغِ نگاهش به نانم افتاده چه لکنتی! چه به روز زبانم افتاده؟ و رعشه‌ای که به روح جوانم افتاده گدازه‌ای که به آتشفشانم افتاده دوباره زلزله‌ای در جهانم افتاده . شبیه کلبه‌ی چوبی به روی یک گُسلم . #مرضیه_فریدونی ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

نسخه‌ی کامل کتاب "نزدیکی" نویسنده: فاطمه اختصاری @fateme_ekhtesari

🚩 اختصاصی با حمید چشم آور از ممنوعیت تا حوزه هنری و رهابند؛ نمی‌گذارند ادبیات مسیر خودش را برود! 📍- در حوزه نوشتن به اثر فکر می‌کنم نه کتاب 📍-وظیفه من پیگیری ممنوعیت رهابند نبود 📍- رویکردهای متفاوت در شعر اجتناب ناپذیر است 📍- وضعیت غزل امروز را وضعیت خوبی نمی‌بینم 📍- تشکل‌های ادبی دیگر جایگاه گذشته را ندارند 📍-حوزه هنری اجازه نمی دهد شاعران تفکر مستقل داشته باشد 🆔 @tarannome_sher برای مطالعه گفتگو به لینک زیر مراجعه نمایید 👇👇👇 http://www.taranomesher.ir/sl/n/501

فریاد هر شب با گلویم شرط می بندد غمنامه ها را می برم در خلوت سینه کم می شوم از خود به ضرب ِشست ساعتها هر روز می بازم به تصویرم در آیینه مبهوت یعنی این من ِبیزارِ از بودن گنگی که خواب هر شبش درحال تعبیراست دل را به دریا میزنم تا رد شوم این بار از جاده ی سستی که در رویای تعمیراست پل می زنم از ابتدا تا انتهای شهر در هر قدم کابوسهای تلخ و تکراریست این شهر در آغوش من بسیار باریده خون تمام کوچه ها بر گردنم جاریست چک چک صدای اشکهای آسمان است این باران کجا یاداور خانه نشستن هاست ؟ بگذار تا بغضم دوباره بشکند ، بشکن !! وقتی سزای زندگی در خودشکستن هاست کم کم به آخر می رسد هر قصه ای اما پر...پر بزن، پر ای پرنده ... خط پایان است پرواز کن ،پرواز کن ،آنسوی دریاها اینجا اگر ماندی ته دنیا بیابان است #مریم_ناظمی @sherekaraj 📝📝📝📝📝

چنگ می‌زد حوصله در من در پستوی خانه‌ی اندوه که فصل‌ها را هی جابجا می‌کند تا به دایره‌های سیاه فکر کنم که روی گودی چشم‌هایم افتاده‌اند روزها را نشمرده‌ام ‌هفته‌ها و ماه‌ها را و من فکر می‌کنم به خواب‌هایم که هنوز ویرایش نشده اتفاق افتادند و پریشانم کردند به قرنطینه‌ام و مراقبه‌ام و دنیایی که متوقف شد حالا نبضم را بگیر . #افسانه_رییسی ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

ما دردهای مشترکی بودیم از زخم‌های سرکش عصیان‌ها سگ‌پرسه‌های هارِ سگی ولگرد بر سنگ‌فرش سرد خیابان‌ها ما بارهای مشترکی بودیم بر شانه‌های جدول سیمانی فریاد مشت‌کرده‌ی دستی که پیچید دور گردن میدان‌ها ما راه‌های مشترکی بودیم در چهاراه از همه‌سو بن‌بست از شش جهت محاصره بودیم و محکوم به تصور زندان‌ها ما روزهای مشترکی بودیم در برگ‌های گمشده‌ی تقویم انشای نانوشته‌ای از تاریخ در عصر اعتصاب قلمدان‌ها ما واژه‌های بی‌پدری بودیم در هیأت بیانه‌ای رسمی که مثل فحش، پشت تریبون‌ها ماندیم در دهان سخنران‌ها ما نسل گنگِ بی‌خبری بودیم ما نسل بُهت و دربه‌دری بودیم ما نسل بی‌هویت تاریخیم ما را رها کنید، نگهبان‌ها! ما جوجه‌های آخر پاییزیم در برف، روی خاک نمی‌ریزیم ما را به وَهمِ مرگ نترسانید از وحشت هجوم زمستان‌ها ما عشق‌های مختصری بودیم کبریت‌های بی‌خطری بودیم در عکس‌ها معاشقه می‌کردیم! با زلف و خط و خال و زنخدان‌ها! دنیای ما تباهی ممتد بود مابین «جنگ و صلح» مردد بود تقدیر، خواب کودکی ما را لِه کرد زیر چکمه‌ی بحران‌ها ما حاصل تکاملی از دردیم (ژن-زخم‌های) کرموزومی بدخیم سلول‌های جن‌زده‌‌ی زخمی که نطفه بسته در دل زهدان‌ها زخمی که از زمانه کلک خورده یک عمر جای بوسه نمک خورده حالا که مثل بغض ترک خورده آرام خم شوید، نمکدان‌ها! ■ هم‌بغض سال‌های پریشانی! ای کاش بعد از آن‌همه ویرانی با دست‌های لاغر سیمانی سقفی شویم بر سر ایوان‌ها از شر این جهان سگی بگذر از انتخاب بین بد و بدتر از قیل‌وقال متحد این‌ها تا های‌وهوی مشترک آن‌ها با لوله‌های جوهری خودکار فریاد را به خاطره‌ها بسپار «تنها صداست آن‌چه که می‌گویند، ثبت است بر جریده‌ی دوران‌ها» #حمید_چشم_آور ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

. سالی جدید آمد و حالی جدید نه جز لاله گل به باغچه آمد پدید؟ نه سرمای دی گذشت و دم سرد را گذاشت اینک بهار سرزده، اما امید نه. وقت شریف طی شد و جسم نحیف ماند عمر عزیز رفت و به جایی رسید؟ نه اهل شعور، سالِ از آغازْ نحس را گویند شاد‌باش و بگیرند عید؟ نه تحویل سال، نحسی سال گذشته را خواهد زدود از تن سال جدید؟ نه موش شریف، خوک نجاست‌پرست را در روز کارزار تواند درید؟ نه سالی که سال سوگ نباشد رسیده؟ خیر بخت سیاه ما شده آیا سفید؟ نه معشوق سر به بالش خلوت گذاشت؟ خیر یک لحظه در معیت ما آرمید؟ نه محکم لگد زدند به افتادگان؟ بله کمتر تبر زدند به سرو رشید؟ نه تثبیت گشت کیش صنم‌باوران؟ بله برچیده شد بساط مراد و مرید؟ نه مردی که کاشت داشت، به برداشت چون رسید از باغ خویش میوه و محصول چید؟ نه از دشمنان بماند، از دوستان کسی ناز دل شکسته‌ی ما را خرید؟ نه دست فقیر خشک شد از بس دراز ماند گوش امیر شکوه‌ی او را شنید؟ نه انصاف را، بگو عرق شرم و خستگی یک قطره کمتر از رخ مردم چکید؟ نه از بس که با شهادت جعلی سند زدند نیم‌اعتبار ماند به نام شهید؟ نه این‌ها ولی نعمت خلقند؟ مطلقا خلقند در امارتشان زرخرید؟ نه برما وجودشان همه رنج و عذاب و درد کمتر شد این شکنجه‌ی خیلی شدید؟ نه مفتاح شیخ، فتح در باغ سبز کرد یک مستراح باز شد از آن کلید؟ نه این مغزِ فتنه‌ساز و زبانِ دراز نیست از این قبیله‌ی متقلب بعید؟ نه ظلمی که این جماعت غاصب به ما کنند کرده به خاندان نبوت یزید؟ نه دنیای در محاصره‌ی اهل زور را یزدان به کام اهل نظر آفرید؟ نه دل‌مردگان اهل عزا تا که زنده‌اند عید است عید مردم، اما سعید نه. #مهدی_محمدتقی ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

بشوی حوصله‌ات را به حوض خون از من عقب بمان که نگیری تب جنون از من مرا به مرگ نخندان که مرده‌ام از پیش نگیر ساده چنین ساده آزمون از من ‌ به کندوکاو چه هستی که پیش از اینها عشق به ضرب تیشه‌ی خود کنده بیستون از من ‌ دراین مکاشفه با من چگونه خواهد بود زنی که دیده شبی خواب واژگون از من بیا که تشنه‌ی جنگی به رزم تن به تنی ‌شروع کن که خروش از تو و سکون از من ‌ ولی به فتح میاندیش، سینه‌ام مرزیست میان هر چه درون من و برون از من زمام مملکتم را به هیچکس ندهم اگر چه مانده همین شاه بی قشون از من #صدرا_افخمی @sherekaraj 📝📝📝📝📝

« بی قرار » 🔹آهنگساز: بابک موحدی ♦️ترانه سرا: فروغ خوش الحان 🔸تنظیم کننده: عادل خرسندی ♦️باصدای : آزاده صادقی ✅ نوازندگان: نی ،امیر یار احمدی تار، بابک موحدی کوبه ای، آرین صدقی سازهای الکترونیک، عادل خرسندی @sherekaraj 📝📝📝📝📝

لب برندار از لب و محکم مرا ببوس محکم مرا ببوس عزیزم! مرا ببوس نگذار تازیانه فرو ریزدم به خاک محکم مرا بغل کن و محکم مرا ببوس جاری شو از دریچه‌ی سلول، ماه من! بین شکنجه‌های دمادم مرا ببوس جاری شو در رگم که معطر شوم به زخم عطر شبانه‌ی گل مریم! مرا ببوس اردیبهشت ناقض هرچه بهشت کذب! جاری شو! بی هراس جهنم مرا ببوس ماسیده خون بغض چهل ساله بر صدام ای بر لبان دوخته مرهم! مرا ببوس من سرزمین یخ‌زده‌ام! مهر من برآی! ای آتش مقدس اعظم! مرا ببوس از پشت ابرهای چهل ساله بازگرد خورشید کوچ‌کرده‌ی پرچم! مرا ببوس #حسن_صادقی_پناه @sherekaraj 📝📝📝📝📝

#همه_با_هم_در_خانه_ميمانيم در خانه ميمانيم كه وجود نازك عزيزانمان آزرده گزند نشود . خانه هنرمندان كرج تقديم مى كند نويسنده: دكتررشيد كاكاوند خوش نويس:استاد على مهرى گوينده:بابك رحيمى كارگردان:محسن شكرى تهيه كننده:عادل جليلى @rashidkakavand @farhangjoulaei @mohamad.bagher.aghamiri @alimehri53 @babak.rahimi1 @ali.momenian1 @afshin_atabaki @mh.abedi1358 @hamidcheshmavar @jalili_._ @nedaghorbanian @sfev.karaj.ir98 @khastu.r @abbas.zare.karaj @akbar.salimnezhad @mohsen_mohammadi1398 @mirvakili.ali @saeed_dashti_110 @m_shorgashti #در_خانه_ميمانيم#ايران#شورا_كرج#خانه_هنرمندان_كرج#هنر#سازمان_فرهنگی_شهرداری_كرونا#كرونا_را_شكست_ميدهيم

برای از تو نوشتن زدم به جوهرم آتش قلم به ضجه در آمد، گرفت دفترم آتش شروع شعر تو در من شروع شعله و شک شد نه شک نکردمت اما زدی به باورم آتش به هر طرف که بچرخم، تویی، تویی همه جا تو که رو به روم تو هستی، سه سمت دیگرم آتش در آسمان تو روحم کبوتری شد و عمری ست نشسته‌ام که بگیرد پر کبوترم آتش به امتحان، غم خود را، شبی به عرش سپردی که بانگ زد به تو : بس کن! نزن به پیکرم آتش! به خواب نیستیِ من - نفختُ فیهِ ... – غمت را دمیدی و پس از آن شب گرفته بسترم آتش چنان «ازل – ابدم» را گره زدی به غمت که به شعله شعله عشقت، شد «اول – آخرم» آتش به راه عشق تو بس نیست این که سر ببرندم بزن به پیکر در خون خود شناورم آتش غمت اگر که همان است، من هنوز همانم به دوش برده‌ام آتش، به دوش می‌برم آتش اگر بهای غم تو شراب و حور و بهشت است بده به هرچه مسلمان، به من که کافرم آتش ... اگر که شعله تویی، تو، بهشت بی تو چه دارد مرا بگیر و بسوزان، بگیر در برم آتش ! همیشه از سر عاشق گذشته آب و خوشم من به این که در غم عشقت، گذشته از سرم آتش اگر به کعبه رسیدم، نبند دل به طوافم که بیم می‌رود از من بگیرد آن حرم آتش #مهدی_زارعی ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

عشق من و به جای خوبی نبرد جدايی حال من و بهتر نكرد يك‌شبه جوری قد کشیدم از درد که هیچ‌کسی دردم و باور نکرد یه وقتی دنبال تو جادو شدم که عشق واقعی برام کم نبود به عمق یک فاجعه عادتم داد حسی که هیچ‌وقت قدِ سِنّم نبود می‌دونی اهل گریه زاری نیستم داد زدن کار گلوی من نیست می‌ترسم از آینه‌ای که می‌دونه یه تار مشکی توی موی من نیست . سر روی شونه‌ی خودم می‌ذارم تکیه به دنیای خودم می‌زنم دردی که به ریشه رسیده تویی اونی که از پا نمی‌افته منم چشمی که بند آدمای دیگه‌س بهتره از نگاه من جدا شه ! بتی رو که خودم زدم شکستم فرقی نمی‌کنه کجا خدا شه #ماندانا_دهقان ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

PEYVAND - ALIREZA AZAR.mp323.68 MB

وقتی که تو به آینه‌ها سنگ می‌زنی دارم به ذره‌های تنم فکر می‌کنم! وقتی پرنده می‌شی و پرواز می‌کنی دارم به آسمون شدنم فکر می‌کنم! وقتی که کوه باشی و از غصه پر بشی حتما همش به سنگ شکن فکر می‌کنی! حال منو خراب‌تر از این نکن، یه روز وقتی دلت بگیره به من فکر می‌کنی! مرهم برای زخم تو کاری نمی‌کنه این زخم‌ها محاله بدون تو خوب شه تا آفتاب یخ نزده روی شیشه‌ها برگرد، قبل از اینکه دوباره غروب شه! هر قصه‌ای که آخر خوبی نداشته باید به حال راوی قصه‌ش نگاه کرد! میگن که توی طرح خدا، شب سفید بود بعدا خدا چشای زمین و سیاه کرد! راوی به داستان خودش فکر می‌کنه یک ماجرای خوب برای خودت بساز تقدیرتو به دست کس دیگه‌ای نده حتی اگه قراره ببازی خودت بباز! * وقتی که تو به آینه‌ها سنگ می‌زنی دارم به ذره‌های تنم فکر می‌کنم وقتی پرنده می‌شی و پرواز می‌کنی دارم به آسمون شدنم فکر می‌کنم! #سید_سعید_عربی ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

مجموعه‌ی‌ شعر "گس " اثر سرکار خانم #مریم_ناظمی توسط انتشارات خیابان منتشر شد. ‏ ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝
مجموعه‌ی‌ شعر "گس " اثر سرکار خانم #مریم_ناظمی توسط انتشارات خیابان منتشر شد. ‏ ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝

مور مورِ ماری پیچیده دُور سیب از گلوی تو چیدن دورِ دوری کوچیده از سیبی که برای تو چیدم هر جا بایستی پیچیده دور گلوم ماری از (حرف-نداری)، از (تو)های تویِ فکرهای هر واژه بی ماری پیچیده دور حرف های دلی دلپیچه‌ی بغضی‌ترین جمله‌هایی زیر دل بی‌قراری شمع روشن می‌کنی نذرت قبول پنجره‌ات، فولاد الاهی که قلبت زبان مارگزیده‌ی شعرهای من باشد. #علیرضا_دانش_پژوه ‏@sherekaraj 📝📝📝📝📝