en
Feedback
چهل سالگی

چهل سالگی

Open in Telegram

@Alirezamousavi22 ادمین Instagram @chelsalegi ‌‌‎چهل سالگی اعطای عصای تعقل و تفکر از سوی خداوند

Show more
Iran22 590The category is not specified

📈 Analytical overview of Telegram channel چهل سالگی

Channel چهل سالگی (@chelsalegi) is an active participant. Currently, the community unites 13 949 subscribers, ranking in the Other category and 22 590 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 949 subscribers.

According to the latest data from 03 December, 2024, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 0 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 0%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects N/A% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 0 views. Within the first day, a publication typically gains 0 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
@Alirezamousavi22 ادمین Instagram @chelsalegi ‌‌‎چهل سالگی اعطای عصای تعقل و تفکر از سوی خداوند

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 04 December, 2024), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Other category.

13 949
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
این بسیار خوب است که در هر شرایطی سعی کنیم در کنار انسانهای مظلوم بایستیم و از آنها دفاع کنیم، اما واقعیت این است که اصلا آنها ما را نمی بینند و بود و نبود و مواضعمان برایشان اهمیتی ندارد. اینکه در حوادث مختلف تصویر پروفایلمان را پرچم اوکراین و «شارلی ابدو» و برج ایفل و.. قرار دهیم. اینکه هر شب مقابل سفارت اوکراین و فرانسه و بلژیک شمع روشن کنیم. اینکه نامه عذرخواهی به مردم اوکراین بنویسم و مواضع دولتمان در قبال حمله روسیه را قبول نداشته باشیم و... شاید برای راضی کردن خودمان خوب باشد، اما واقعیت آن است که آنها اصلا ما را نمی بییند و کنش و رفتار و گفتارمان برایشان اهمیتی ندارد. در تصور عموم مردم غرب و حتی روسیه و ژاپن و کره جنوبی و.. ما ملتهایی شترسوار و بدوی هستیم که نه فهمی از هنر و فرهنگ و فلسفه و تمدن بشری داریم و نه اصول اولیه زندگی و روابط اجتماعی را می دانیم. کلیپ زیر را ببینید. خبرنگار شبکه‌ آمریکایی است که می گوید اروپایی‌ها که مثل غرب آسیایی‌ها نیستند؛ افغانستان و عراق با اوکراینِ نسبتا متمدن متفاوت است. بخشی از اپوزسیون و رسانه های فارسی زبان خارج از کشور هر کدام به دلایل خاص خود تصویری رمانتیک و کاریکاتوریِ از حاکمان و مردمان غرب ارائه داده و در ذهن مخاطبنشان تصویری رویایی و خنده دار از غرب و نگاه غرب به ایران ساخته و پرداخته اند. به این واسطه در ذهن بخشی از ایرانیان تصویری شکل گرفته است که حاکمان کشورهای غربی به ملت ایران نگاهی خاص و ویژه دارند. آنها تصور می‌کنند تمام دغدغهٔ حاکمان غرب از کاخ سفید تا الیزه و لندن و...‌ این است که ملت ایران را از دست حکومتشان نجات دهند و چشم و دهان باز منتظر مواضع «ملت رشید و بزرگ ایران» هستند هنگامی که بحث واکسن داغ بود تلاش برخی در نوشتن کامنت و نامه در صفحات مختلف خارجی و توییت‌هایی با عنوان «سیو ایرانیان» برای واکسن کرونا و یا انتظار داشتن از کارگردان سینما و سلبریتی مبنی بر رساندن صدای مردم ایران به جهان نشانگر این واقعیت غم‌انگیز است که عده‌ای تصور می‌کنند که آمریکاییان و اروپاییان دست‌به‌سینه ایستاده‌اند تا صدای ایرانیان را بشوند و فوج‌فوج برای آنها واکسن و کمک‌های انسان‌دوستانه بفرستند. این بیچارگان نمی‌دانند که برای عموم مردم و سیاستمداران غرب، ملت ایران با مردم افغانستان و سومالی و گابن و سودان و روآندا و.. تفاوتی ندارد و طبیعتا واکسن زدن یا نزدنشان هم برایشان اهمیت ندارد ✍فرهاد قنبری @chelsalegi

مردم و خبرنگارهای غربی از اینکه جنگ در جای متمدن! و بین چشم آبی‌ها و مو بورها در گرفته اظهار تاسف می‌کنند و ناراحتند. اگر همین پوتین به آفریقا یا خاورمیانه حمله کرده بود، حوصله پیگیری اخبارش را هم نداشتند چه برسد به کمک. مرزهایشان را برای جنگ زده‌های مو طلایی باز می‌کنند اما افغان و عراقی و ایرانی باید پشت سیم‌های خاردار از سرما یخ بزنند. ودکای روسی را تحریم می‌کنند اما کوکا کولای آمریکایی را نه. مرگ هزاران کودک یمنی از گرسنگی به اندازه مرگ یک کودک اوکراینی بازتاب نمی‌شود. پوستی که از گلوله می‌شکافد چه رنگیست؟ پوستهای روشن، درد بیشتری دارد؟ ✍علی عباسی @chelsalegi

عمر کشور اوکراین از عمر زلنسکی هم کمتر است! یعنی خود زلنسکی و پدرش و پدر بزرگش و پدر پدر بزرگش وقتی در آن به دنیا آمده اند اسم این کشور "روسیه شوروی" قبلش هم روسیه تزاری بوده. همین طور بگیر برو جلو تا هزار و دویست سال قبل ، تا برسی به کشور کهن ِ روس ها که نامش "روس وکیف" بوده و شهر "کی یف" بازمانده ای از آن است. "روس و کیف" را خاقان های روس از بربرها و واکینگها گرفتند و آن را ساختند. برای همین در زمان فروپاشی شوروی، "روسیه" ی تقسیم شده ، اگر چه با جداشدن تاجیکستان و قرقیزستان و قزاقستان و ترکمستان و بقیه خیلی مخالفتی نکرد چون آنها اقوامی متفاوت از روسها بوده و با سریش ِ حکومت شوراها به هم چسبیده بودند اما از همان ابتدا در مقابل جدا شدن "بلاروس" و "کی یف" مقاومت کرد. چون آنها را "روس" و از خودش می دانست! که خب به راستی هم بودند. کی یف حتی در دوره ی حکومت شوراها هم همیشه عزیز کرده و سوگولی روس ها بود. برای همین شوروی مهمترین صنایع ش را در آنجا تاسیس کرد. چرنوبیل را در آن ساخت. صنایع هوایی و موشکی اش را. همینطور بمب های اتمی اش را در آن انبار کرد. اوکراین کنونی ، در زمان حکومت شوروی گل سر سبد آن کشور بود. برای همین جدا شدنش از روسیه برای روسها مثل کنده شدن قلب شان بود. اصراری هم که غرب، در این سی سال به وجود آمدن اوکراین در تبدیل این کشور اول به یک کشور غرب گرا و وابسته به غرب و حالا هم به کشور دشمن روس ها! داشت ، به دلیل این بود که از حساسیت روس ها نسبت به این منطقه آگاه بود. یک چیز مهم دیگر در مورد شهر کی یف که مورد تعصب عمیق روس هاست این است که کی یف زادگاه یوری دلگوروکی بوجود آورنده ی شهر "مسکو" ست! و مسکو قلب روسیه است. همانطور که پاریس قلب فرانسه. و لندن قلب انگلستان مردم جهان امروز حوصله ی خواندن تاریخ حتی در حد یک جستجوی ساده را هم ندارند. ما ایرانیان مثلا حتی تاریخ خودمان را هم درست نخواندیم و نمی دانیم! برای همین یک شبکه ی چُسکی در همین مدیا می تواند حتی پنجاه سال قبل خودمان را هم جور دیگری نمایش دهد. کما اینکه می دهد چه برسد به تاریخ روسیه که هیچی از آن نمی دانیم. ✍رضا نظام دوست @chelsalegi

عده ای به مرض بازی در نقش "سگ دیگری" مبتلا هستند. به عنوان مثال اگر پیش این افراد بگویی «علیف» یا «اردوغان» غلط می کند که در مورد ما ترک زبانان ایرانی سخنی می گوید، سریعا موضع پرخاشگرانه ای می گیرند و با هزاران توهین و تهدید می خواهند انتقام ارباب و صاحبشان را بگیرند. کافیست پیش این افراد بگوییم که مسائل ایران به آدم زبان نفهمی چون اردوغان و علیُف ارتباطی ندارد، چنان پاچه ات را می گیرند که انگار به جد بررگشان بی احترامی شده است. عده دیگری سگ روسیه هستند. برای این عده نه از جنایت تاریخی روس ها در قبال مردم ایران می توان سخن گفت و نه می توان منافع و نگاه امپریالیستی روس ها در قبال خاورمیانه را به خاطر آورد، چرا که با بدترین انگ ها و توهین به مقابله برخواهند خواست. عده دیگری سگ چین هستند. پیش این افراد نه از منشاء کرونا و سبک زندگی متوحشانه چینی ها و نه از نگاه غارتگرانه آنها به طبیعت نباید سخنی به میان آورد. پیش این افراد نه سوالی در مورد چگونگی و مفاد توافق نامه «ایران و چین» می شود پرسید و نه اندک حقی برای نگرانی دیگران در مورد نگاه استعماری چین به سایر کشورها قائل هستند. عده دیگری سگ ترامپ و آمریکا هستند. برای آنها آمریکا قبله مقدس است و شخص ترامپ ناجی سوار بر اسبی که می خواست بشریت را از خشونت و دیکتاتوری رهایی بخشد. آنها به گونه ای از امریکا و ترامپ و سایر رهبران این کشور دفاع می کنند و در مقابل کوچکترین نقدی بر می آشوبند، که آدم اگر به رنگ چشم پوست و مویشان دقت نکند، تصور می کند به سرزمین اجدادی و پدرانشان توهین یا نقدی صورت گرفته است. عده دیگری کلا سگ خارجی ها هستند و برایشان کانادا و آلمان و انگلیس و ژاپن و آمریکا تفاوتی ندارد و به صورت عادلانه برای همه پارس می کنند. برای این عده یک چیز مهم است و آن اینکه هر چه پلشتی و نکبت در دنیاست برای ماست و هرچه نیکی و خوبی است برای غربی هاست.. بد این نیست این حکایت «ابراهیم یونسی» را به خاطر داشته باشیم: "سگی داشت در چمن علف میخورد، سگ دیگری از کنار چمن گذشت چون این منظره را دید ایستاد. آخر ندیده بود سگ علف بخورد ایستاد و با تعجب گفت : " اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟ سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت : من؟ من سگ قاسم خان هستم ! سگ اولی پوز خندی زد و گفت : سگ حسابی ! تو که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش" حال ما که در هفت آسمان یک ستاره نداریم و دنیامان شبیه آخرت یزید است، حداقل سگ خودمان باشیم و برای این کشور و آن کشور و این مسئول و آن مسئول و.. یقه خود و دیگران را پاره نکنیم. ✍فرهاد قنبری @chelsalegi

‏تلخ‌ترین مواجهه آدم با بزرگسالی فهمیدن این موضوع است که جهان جای عادلانه‌ای نیست. از منظر بزرگسالی، تلاش‌های نوجوانی ما برای مبارزه و تغییر جهان، به اندازه کشیدن خط ناخنی روی کوه بی‌عدالتی، مسخره و بی‌فایده به نظر می‌رسد. ✍معصومه ناصری @chelsalegi

روس‌ها دارند می‌آیند... این جمله‌ی خبری در ادبیات و گزارش‌های تاریخی نشانه‌ی شرِ مطلق بوده معمولن. این‌که کارمند سابقِ کا.گ.ب یعنی پوتین را با هیتلر و استالین و مائو قیاس کنیم هیچ اهمیتی برای او ندارد و قطعن مفتخر هم هست چه در این سال‌ها بسیاری رفتارهای‌اش را نیز از شیوه‌ی «استالین» گرته‌برداری کرده. اگر کمی به تاریخ نگاه کنیم و به یاد آوریم به خوبی درمی‌یابیم که دولت‌های سرزمین روسیه و حکومت‌های‌اش هم‌واره پیِ «نابودی» بوده‌اند. آن‌ها از بی‌اخلاق‌ترینِ جنگ‌جویان هستند. در تاریخ ماجراهای تجاوزها، نسل‌کشی‌ها، چپاول‌کردن‌ها و در کلِ تعفن‌شان پیچیده. در جنگِ دوم و بعد پایان نبرد استالین صدها هزار اسیر روس را اعدام کرد. آن‌ها در لهستان افسران نخبه را در منطقه‌ی «کاتین» قتل‌عام کردند، در بلوکِ‌شرق نفرت از آن‌ها نسل به نسل منتقل می‌شود و در ایران کم‌تر حکومتی چون روسیه باعثِ رنجِ مردم ایران شده. دولت‌های روس همیشه حامی ایرانی ضعیف بوده‌اند. در جنگ با عراق عمده‌ی نیازهای نظامی آن کشور را تامین کردند. هزاران قبضه کلاشینکوف، تانک‌های کارخانه‌ی درژینسکی، انواع میگ‌ها و سیستم پدافندِ هوایی. درواقع شوروی اولین تامین‌کننده‌ی ادواتِ نظامی عراق برای جنگ علیه ایران بود. آن‌ها انواع موشک‌های دوربُرد اسکاد را در اختیار صدام گذاشتند و البته مستشارانِ خود را. هرچند نیروهای ما درس خوبی به آن تجهیزات و مستشاران دادند و این قصه‌ی دیگری‌ست. روسیه «دشمن» ایران و بسیاری کشورها و «قومیت‌های» دیگر است. ماجرای غم‌انگیز اُکراین ریشه در رویه‌ی تاریخی آن‌ها دارد و کافی‌ست کمی به یاد آوریم آن‌چه با انبوه‌کشورهای اطراف خود کرده‌اند. ایران یکی از تکه‌های بزرگ منطقه است که هیچ‌گاه به این حاکمیت تن نداد با وجود شکست‌ها. روس‌ها هیچ‌گاه نتوانستند زبان و فرهنگ خود را صادر کنند، با وجود حمایت‌هایی که از احزابی مانند «توده» در ایران کردند باز هم اقبالِ عمومی نیافتند. و این در همه جای جهان تقریبن صادق بوده. روس‌ها منشاء ویرانی و کشتار بوده‌اند و بدعهدی. آن‌ها بسیاری از روشن‌فکران و روزنامه‌نگارانِ خود را هم می‌کُشند و این یک رویه بوده در دویست سالِ گذشته. جهان در حالِ «محکوم‌کردن» پوتین و تانک‌های اوست ولی این کارمندِ کا‌.گ.ب نیازمندِ این جنگ است. پوتین تاریخ‌شان را خوب خوانده و می‌داند «نفرت» موتور محرکی‌ست که می‌تواند با آن پیش برود. کرونای چینی و جنگِ روسی ترکیبی که می‌خواهد جهان را فتح کند و این آغاز یک نبرد است. ✍️مهدی یزدانی خرم @chelsalegi

روسیه، هشتاد سال پیش نقشه‌ای مشابه آنچه امروز برای اوکراین کشیده بود، برای ایران داشت. آن روز، آذربایجان برایش «دونتسک» بود و کردستان «لوهانسک»، باکو «مسکو» بود و باقرف و استالین «لاورف و پوتین». نقشه، به قدرت رساندن تجزیه‌طلبانی بود که از سال‌ها پیش از قفقاز به ایران آمده و سازماندهی شده بودند، بهانه، مثل امروز، «تفاوت زبانی» با باقی سرزمین مادری بود. در فاز دوم، از خودمختاری آذربایجان و کردستان حمایت و آنها را به رسمیت شناخت. همزمان، دست به اشغال نظامی این مناطق، و استقرار نیروهای خود زده‌ بود. دقت کنید! با کمی ارفاق، نقشه تجزیه اوکراین، همان است که هشتاد سال پیش برای ایران کشیده‌بود. اما ایران، اوکراین نبود، کردستان و آذربایجان هم بخشی از تاریخ ملی این کشور بودند که نیازی نبود همچون اوکراین، تاریخ ملی خود را در سه دهه گذشته بازیابی کند تا خودش را به اروپا بچسباند. پیشه‌وری در سخنرانی خود که از رادیو تبریز پخش می‌شد، می‌گفت که «آذربایجان روح ایران است» و آنجا که از تاریخ سخن می‌گوید، از داریوش و انوشیروان و جمشید و … حرف می‌زد و کاری به اوغوزخان و ارطغرل و چنگیز و تیمور نداشت. گذشته از آن، جامعه جهانی ارادهٔ قدرتمندی برای ایستادگی در مقابل قلدری روس‌ها داشت. در داخل کشور، گرچه شاه مملکت جوان بود و بی‌تجربه، سیاستمداران کهنه‌کار و وطن‌دوستی چون تقی‌زاده و علا در مجامع جهانی، و شخص زیرکی چون قوام در داخل کشور فعال بودند. حتی درون همان فرقه دموکرات هم متوجه بازیچه قرار گرفتن خود شدند. این در حالیست که امروز دموکراسی یک کمدین را به جایگاه ریاست جمهوری اوکراین رسانده‌است. جوی خواب‌آلود در کاخ سفید سرگردان است و اروپا چشمش را دوخته به نورد استریم و گازی که باید خانه‌هایش را گرم کند. ماحصل همهٔ اینها برای ما این است که بیش از پیش چشم‌ها را باز کنیم و نگران آینده باشیم. نقشهٔ هشتاد سال پیش روس‌ها برای ایران، امروز گسترده‌تر، و روی میزهای بیشتری پهن شده است. شواهدش را در رسانه‌ها، در شبکه‌های اجتماعی و تحرکات سیاسی می‌توان به راحتی یافت. ✍مهدی اکبری فر @chelsalegi

روز پدر در با دیگر روزها فرقي مي كند؟ مهم اين است كه هر پدري حق دارد ، پدر فرزندش باشد! حق دارد صدايش را بشنود. او را در آغوشش بفشارد... "پدر" باشد! الان هزار جور عصا و واكِر برقي و ويلچير اتوماتيك و زهرمار براي زمان ِ پيري آمده! ... آن چيزي كه الكتريكي و مصنوعي و برقي اش هرگز توليد نمي شود "محبت" است. آنچه آدم براي پيري و جواني و كودكي اش مي خواهد محبت است! .. نه "عصاي روز ِ پيري"! .. گور پدر پيري! وقتي توي جواني اينقدر تنهايي ، پيري اش كه ديگر معلوم است چگونه است. يك زماني دعاي خير براي ديگران اين بود كه "الهي پير شي!" ... حالا براي هر كس ميخواهي دعا كني بايد بگويي خدا كند پير نشوي! .. چون اگر در جواني فقط "تنها" هستي در پيري ، تنها و ناتواني! ... آنوقت آرزويت در پيري اين ميشود كه بتواني ليوان آب را از روي ميز كنار تخت كه دستت به آن نمي رسد برداري. يا چراغ را خاموش كني، روشن كني. يا بروي حمام. بروي دستشويي. و براي برآوردن اين حاجاتِ ساده به كسي محتاج نباشي. ✍رضا نظام دوست @chelsalegi

در فیلمی که پایین متن می‌بینید این مرد زنش رو با گلوله کشت. تیک‌تاکری معروف که علت بازدید میلیونی ویديوهاش، نمایش زندگی شاد و بدون نقصش بود. زندگی عالی و بی‌نقص به قتل منجر می‌شه؟ ماجرا چه بوده؟ این آقای پارانویید و بدبین به زنش شک داشته و حتی توی تبلت پسرش شنود گذاشته بود که وقتی نیست بدونه تو‌ خونه چه خبره؟ در همین‌ عوالم بوده که درگیری بالا می‌گیره و‌ زنش رو می‌کشه . خوشبختی، پول، لذت و زیبایی واقعی نیاز به فریاد زدن نداره. اگر شما واقعا اینها رو دارید و‌ مبتلا به اختلالات نمایشی نباشید نمی‌تونید زندگی خودتون رو‌درگیر حاشیه‌ها کنید. بیشتر از هرکسی اغلب اینستاگرامرها واضحا زندگی مشکل داری دارن، کافی‌ست دقت کنید. چگونه فردی از بیست چهار ساعت، حداقل دوازده ساعت از زندگیش کف اینستاگرامه و این فرد می‌تونه آرامش داشته باشه؟ بسیاری از اونها از ذوق و شوق شما برای دیدن چیزهای جذاب، کسب درآمد می‌کنن اشکالی هم نداره اما چرا باید اینها رو واقعی تصور کنید؟ سوال اینجاست. یک فرد معمولی و نرمال در «چرخه زیست»ش رسیدگی به امور مختلف رو ‌داره و دلیلی نمیبینه زندگیش رو در معرض اضطرابِ دائما دیده شدن قرار بده. اصلا فرصت نمی‌کنه. مگر اینکه فعالیت‌های مختلف رو کنسل کنه و‌ صبح و‌ شبش رو‌ مشغول نمایش زندگی باشه. عزیزان‌هرچیزی که واقعی‌ست، خودش را برای دیده شدن فریاد نمی‌زند دیده شدن به هر قیمتی، شما رو‌ گول نزنه که نقص دارید و بلد نیستید جلوه‌گری کنید. این نقص اوناست نه شما ✍بهاره مهرجویی @chelsalegi

از آدم هاي "كاسب مسلك" خوشم نمي آيد. همه ي آنهايي كه مشغول "جمع آوري" چيزي براي خودشان هستند. جمع آوري پول. جمع آوري مدارك دانشگاهي از فلان جا و بهمان جا. جمع آوري عنوان ها و سِمت هايي كه داشته اند. جمع آوري اسم جشنواره هايي كه همان يك دانه فيلم مزخرفي كه ساخته اند را هي به آنها ارسال كرده اند. جمع آوري تعداد نمايشگاهايي كه هر سال اينجا و آنجا برگزار مي كنند. جمع آوري بريده هاي روزنامه هايي كه "عكس شان" توي آن چاپ شده. جمع آوري لايك و فالوئر. جمع آوري دوست دختر و دوست پسر. جمع آوري بدبختي هايي كه كشيده اند. جمع آوري رشادت هايي كه براي بشريت به خرج داده اند و مدال هايي كه گرفته اند. جمع آوري كارهاي عام المنفعه و خيري كه قرار است انجام بدهند و قبل و حين انجام "از خودشان" عكس و فيلم تهيه مي كنند... و خلاصه جمع آوري هر گوزي كه شايد روزي به كارشان بيايد! "آدمهاي ِ مشغول جمع آوري" ، آدمهاي ترحم برانگيزي هستند. حتي اگر جزو شهره ترين ، پولدارترين ، خفن ترين آدم هاي دنيا باشند. ✍رضا نظام دوست @chelsalegi

در رمان «قربانی» که شرح حضور «کورتزیو مالاپارته» خبرنگار ایتالیایی در جبهه‌های جنگ شوروی است، نویسنده شرح می‌دهد که چگونه یک گروهان ارتش آلمان، مردم یک دهکده‌ی شوروی را قتل عام می‌کنند. اما به محض خروج از دهکده، از پشت سر گلوله‌ای به سوی‌شان شلیک می‌شود. آلمانی‌ها برمی‌گردند و پس از کمی جستجو، پسرک ده ساله‌‌ی تفنگ به دستی را می‌یابند که تنها گلوله‌ی باقیمانده‌اش را به سوی آن‌ها شلیک کرده‌است. پسرک را نزد فرمانده‌‌ی فاشیست آلمانی می‌برند. فرمانده که شوخ‌طبع هم تشریف دارد، به پسرک می‌گوید: «چون یک کودکی، شانسی بهت می‌دهم تا از مرگ نجات پیدا کنی». و پس از نشنیدن جوابی از پسرک، می‌گوید: «فقط یک چشم‌ من سالم است، چشم دیگرم مصنوعی است، اما با چشم سالمم مو نمی‌زند. اگر تو بگویی کدام چشمم مصنوعی است، می‌گذارم بروی!» پسرک فوراً می‌گوید: «چشم راستت مصنوعی است». افسر فاشیست که سخت تعجب کرده می‌‌گوید: «درست است. اما بگو از کجا فهمیدی؟» پسرک جواب می‌دهد: «فقط در چشم راستت کمی انسانیّت دیده‌می‌‌شود. فهمیدم که چشم خودت نیست»! و البته پسرک را همان‌جا تیرباران می‌کنند. نزدیک به چهار دهه است که برای استخدام و گزینش کارمندان دولتی و ارتقای اداری، علاوه بر مسایل عقیدتی و شرعی و اطلاعاتی، «ظاهر» آدم‌ها هم به شدت مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد. سیستم موجود گزینشی، معتقد است که آدم سالم و معتقد حتماً ظاهر ویژه‌ای هم باید داشته‌باشد. در این سال‌ها میلیون‌ها جوان و نوجوان به خاطر بلندبودن موی سر یا کوتاه‌بودن آستین پیراهن یا پوشیدن شلوار لی یا ناکامل‌‌بودن روسری و چادر، تنبیه و توبیخ یا از استخدام محروم شده‌اند. در هر اداره لیست بلندبالایی از ممنوعیت‌های پوششی به در و دیوار نصب کرده‌اند. و همه‌ی این‌ها برای جلوگیری از ورود افراد ناباب و نامسئول به نظام مدیریتی و اجرایی ِ کشور است. اما این روزها که چپ و راست، اخبار دزدی‌ها و اختلاس‌های کلان موسسات و شرکت‌ها و بانک‌های «ارزشی» با نام‌های مقدس مذهبی در رسانه‌ها پیچیده، کمی دقت به قیافه‌ها و تیپ‌های دزدان و اختلاس‌گران خالی از خنده و عبرت نخواهدبود. تقریباً همه‌ی این بزرگان، قیافه‌هایی به‌شدت مورد تایید نظام دارند: ریش‌هایشان، پیشانی‌های مهرخورده‌شان، تواضع و لبخند شیرین اسلامی‌شان، پیراهن‌های ساده‌شان، یقه‌های جمع و جورشان، انگشتری‌ها‌یشان و... همه حکایت از اعتقادات عمیق مذهبی و تعهدات شرعی‌شان دارد. این روزها در صورت‌های مسخ‌شده‌ی دزدان و اختلاس‌گران، دنبال یک چشم مصنوعی می‌گردم. اما انگار دیگر خیلی دیر شده و دیگر نشانی از انسانیّت در حدقه‌های وقیح ِ چشمان‌شان نمانده است... ✍خالد رسول پور @chelsalegi

امشب سر کوچه‌مان، مرد جوانی قصد داشت از پشت بام آپارتمانی پنج طبقه خودش را پایین بیاندازد و خودکشی کند. یکی دو ساعتی همه اهل کوچه به نظاره نشسته بودیم که عاقبت راضی می‌شود از خر شیطان پیاده شود یا عزمش برای خودکشی جزم است؟ پلیس و آتش نشانی سعی می‌کردند مردم را متفرق کنند، تجهیزات نجات را بیاورند و با مرد جوان برای انصراف از تصمیمش مذاکره کنند. بعد از یکی دو ساعت، مرد جوان توسط یکی از نیروهای نجات، به عقب کشیده شد و نشد که خودکشی کند. به محض نجات یافتن مرد جوان از خودکشی و سقوط خودخواسته، همه اهل کوچه دست زدند، جیغ کشیدند، تکبیر و تهلیل گفتند و کل کشیدند! کی قرار است برای کشورمان، برای کشورمان که نجات می‌یابد، کشورمان که بی خیال خودکشی می‌شود، کشورمان که از مرز مرگ و زندگی باز میگردد کل بکشیم و چشم مان اشکی بشود؟ ✍محمدرضا مهاجر @Chelsalegi

یکی از آشنایان وضعیت مالی بسیار بدی داشت. زندگی فلاکتباری که اتفاقا خودش هم مسبب این وضعیت بود. نه درسی خوند و نه دیپلم گرفت و نه کار و هنر و حرفه ای یاد گرفت. اضافه وزن زیادی داشت. ازدواج هم که کرد شرایطش از اونی که بود هم بدتر شد. امروز از کسی حال و احوالش رو پرسیدم. گفت مگر صفحه ش رو توی اینستاگرام نداری؟ خودش و همسرش تبدیل شدند به شاخ مجازی و نزدیک ششصد کا فالور پیدار کردند. روزی چند ده میلیون تومان استوری تبلیغ میکنه و تولید محتوا دارند!!! رفتم توی صفحه شون دیدم عمل زیبایی کردند جفتشون از نو کوبیدن و ساختن!! یک زندگی لاکچری هم توی رشت بهم زدند خواستم بگم یکی از راههای پول درآوردن توی این زمونه استفاده از سوژه های کم ارزش و ساده لوحی مردمه! دقیقا همون چیزهایی که بسادگی از کنارشون رد میشم و بهشون میخندیم! ✍حمید علیزاده @Chelsalegi

فیلم پایین را که دیدم گفتم شما میخندی اما ، ما دردمان میگیرد، از این شوخی و لودگی مبتذل سلبریتی لمپن ، که نمیفهمد هنوز چیزی از اسیدپاشی در شهریار نگذشته ، هنوز در کوچه پس کوچه های ما زنان مورد آزار و تعرض و خشونتند ، و هنوز با نا اَمنی دست به یقه ، خروجی چنین کلیپ سراسر چرک و کثافتتان جُز بازتولید خشونت و آزار بیشتر نیست ، و تو خیلی بیجا میکنی که زمینه را برای نا امنی بیشتر محیا کنی و بعد رضایت سوژه را جلب کنی ، بله احمق جان اینجا اروپا نیست که تو دوربین مخفی بسازی با قهقهه هایِ چرکت و برای لایک و فالور بیشتر از رنج مردم کاسبی کنی ....!!! بله جانم تو میخندی اما ما از تمام طنزهایی که از فقر و بدبختی به جای مطالبه گری میسازند ، از تمام جوک ها با محتوای کثافت محض که با جفنگ بازی ، برای چند همسری و کودک همسری و ... میسازید و تمام شوخیهای جنسیتی و سکسیستی که مروج خشونت و فرهنگ مردسالار است متنفریم ! شما میخندی اما ما از همه ی کلیپ ها و کسانی که برای لودگی و تحقیر یک مرد ، چادر سرش میکنند متنفریم ،تو میخندی اما ما از تمام طنزهایی که هیچ حد و مرزی ندارند و با دلقک بازی و ... قومیتها و گویش ها را به تمسخر میگیرند، تا سلبریتی و معروف شوند متنفریم شما میخندی اما من قلبم فشرده میشود ، برای پدرم برای مادرم ، برای همه ی قشر زحمتکشی که معنی کلمه ای را میدانند اما زبانشان نچرخد و نتوانند درست تلفظ کنند و شماها در کوچه و خیابان به انها بخندید و انها سکوت کنند و دیگر حتی حرف نزنند ، برای اینکه اشتباه نکنند و دست اویز نشوند.. شما میخندی اما ما میگویم ، عزیزم، بزرگوار ، درست است که رنجهامان فراوان است و اندوه و دردهایمان بی پایان ، اما اینکه از هر دردی جوک بسازند ، بسازیم و به هر خُزعبلی بخندیم به هر قیمتی ، این خندیدنها قبح درد را از بین میبرد ، نرمال میشود ، عادت میکنیم ، بی تفاوت میشویم ...و تقصیر از ما نیست چرا که به ما یاد ندادن به جای حل مشکلات و ریشه ی انها ، جوک نسازیم به بدبختیهایمان و نخندیم، عادت نکنیم به عادی سازیهایشان ....!!! بله جانم ، این واقعیت زشت و عریان جامعه است ، ما تداومُ، استمرار رنجیم و درد ، اما تو میخندی.. ✍فاطمه یارمحمدی @Chelsalegi

ویدئو پائین‌ متن ، ترند این روزهای اینستاگرام است. در یک صفحه متعلق به این آقا، این ویدئو نزدیک به دو میلیون بار دیده شده است. نیمی از حرف‌های طرف، بد نیست. آدم‌ها باید بدانند که شکست در رابطه ممکن است اتفاق بیفتد. آدم‌ها باید بدانند که ویژگی‌های شخصی آن‌ها، از پول گرفته تا قدرت ممکن است به آن‌ها کمک نکند که رابطه‌شان را حفظ کنند یا رابطه خوبی داشته باشند ولی... ولی آنجا که دارد نتیجه می‌گیرد حرف غلطی می‌زند. آنجا که می‌گوید "رها کن سرزنش را. دست به فرستنده‌های خود نزنید. مشکل از‌ گیرنده است." این حرف هیچ مبنای علمی ندارد. این "عرفان اینستاگرامی" است که می‌خواهد به شما بگوید شما هیچ مشکلی ندارید و هر چه مشکل است از طرف است. این اعتماد به نفس کاذب است که به یک نفر بگوییم اگر رابطه تو شکست خورد یکی دیگر مقصر است و تو بی تقصیر.‌ یکی دیگر ظالم است و تو مظلوم. طبیعتا ممکن است رابطه‌ای هم باشد که در آن یک نفر خبیث باشد و رابطه را به شکست بکشاند. در اغلب رابطه‌هایی که زنان تحت خشونت جنسی، کلامی یا عاطفی هستند سهم مرد در پایان رابطه غالب است ولی این حکایت همه رابطه‌ها نیست. رابطه با پول باقی نمی‌ماند. با قدرت. حتی با داشتن دانش رابطه . من البته هلاکویی را دنبال نمی‌کنم و قضاوتی درباره سطح دانش او ندارم . رابطه نیاز به آدم‌هایی دارد که بتوانند دانش رابطه را در زندگی خودشان به کار ببندند. آدم‌هایی که بتوانند نقطه تعادل را خوب پیدا کنند. تعادل بین کار و پرداختن به خانواده، بین همسر و خانواده خودشان، بین رشد فردی و زندگی مشترک، بین وقت گذاشتن برای همسر و فرزندان با دوستان، بین ولخرجی و خساست، بین لذت جنسی و امنیت عاطفی و صدها چیز دیگر. رابطه با تلاش کردن برای پیدا کردن نقطه تعادل و تلاش کردن برای متعادل بودن باقی می‌ماند و در خیلی از رابطه‌ها شکست رابطه یعنی طرفین نتوانستند این نقطه را پیدا کنند یا متعادل زندگی کنند. گفتن جملاتی مثل این آقا، حس خوبی به مخاطب می‌دهد ولی این حرف‌ها در واقع سوء استفاده کردن از مخاطب است. ما باید بفهمیم که کمیت‌مان یک جای رابطه لنگ می‌زده است و برای اصلاح آن تلاش کنیم نه اینکه خودمان را خوب و دیگری را بد ببینیم. و نکته آخر. اصلا چه کسی گفته برای یک رابطه فضیلت است که الی الابد باقی بماند؟ چه کسی گفته رابطه خوب آن است که آدم‌ها در آن تا آخر عمرشان با هم باشند؟ چه کسی گفته پايان رابطه شکست است که حالا بخواهیم برای آن مقصر پیدا کنیم؟ ✍مصطفی آرانی @Chelsalegi

‍ این اجنبی های کافر گویا کاری جز شادمانی ندارند! اعیاد و مناسبات فرح انگیزشان متداوما می رسند و بساط تبریک و شادباش و شادمانی کماکان برقرار است. نمی دانیم چگونه است که این جماعت، گریه و مویه و زاری و ضجه و خود آزاری را نمی فهمند! هالووین تمام نشده، ولنتاین سر می رسد. این یکی نصف نشده، کریسمس بر پا می کنند. کریسمس مُهرش خشک نشده، انواع و اقسام ِ جشن و فستیوال و کارناوال علم می کنند و از سر و کول هم بالا می روند! چنان معرکه ای دارند که حتی با پرتاب گوجه فرنگی به همدیگر، جشن و سرور راه می اندازند. گوجه فرنگی که تمام شد، با بالش و متکا به جان هم می افتند و نشاط و شادی می نمایند و خلاصه یک بهانه و مزقونی هست که در کل ایام سال کبک شان خروس بخواند و اما ما رعیت بخت برگشته ؛ یک چهارشنبه سوری داریم که مصیبت عظماست و یک عید نوروز که با این فشار مادی ؛ نه که عید بلکه نماد واقعی عزای عمومی ست. حرف دیگری نیست جز دریغ از ما که سال هاست خندیدن را فراموش کرده ایم @Chelsalegi

ما مردها خیلی بی دفاعیم، افسرده که باشیم هیچ بهانه ای نیست، نمیتوانیم توجیه کنیم که افسردگی بعد از زایمان است، یا مثلا عصبی که باشیم نمیشود آنرا به ماه و سال و بخت و طالع و اینها ربط داد، گریه هم که اصلا مال مرد نیست، مگر مرد گریه میکند ؟! داد و بیداد هم مال آدمهای بی شخصیت است، جنتلمن ها فریاد نمیزنند، مهربان هم اگر باشیم برای جذبه مردانه مان خوب نیست، نمیشود گفت فلان مرد فرشته است، فرشته بودن صفت زنانه است، پر حرف که باشیم نمیشود آن را به حساب جنسیت مان گذاشت، مرد که اینقدر حرف نمیزند، اگر ساکت باشیم میگویند عجب آدم گنده دماغی است، خوب بخوریم میگویند اسیر شکم اند ! کم بخوریم میگویند: معتاد شده ؟! اگر بخندیم و خوش باشیم میگویند: هان ؟ چی شده ؟ خیلی خوشحالی ؟ معلومه حالت حسابی خوبه ها ! و خلاصه نیک که بنگری ما مردها اصلا هیچ کار خاصی نباید بکنیم، باید خیلی معمولی باشیم و سعی کنیم اصلا به چشم نیائیم و تابلو نباشیم ! @Chelsalegi

کسی که حقیقت رونمیدونه, خب احمقه؛ ولی کسی که میدونه و انکار می کنه، جنایتکاره. ✍برتولت برشت @Chelsalegi
کسی که حقیقت رونمیدونه, خب احمقه؛ ولی کسی که میدونه و انکار می کنه، جنایتکاره. ✍برتولت برشت @Chelsalegi

به قول راسل « اگر عقیده‌ی مخالف، شما را عصبانی می‌کند، نشانه ی آن است که شما ناخودآگاه می‌دانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می‌کنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه‌ی دو می‌شود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی می‌کنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند.» اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره‌ی موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار می‌رود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی می‌برید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید. @Chelsalegi

‏طرف بدون ‎ماسک داشت می‌رفت داخل ‎حرم امام رضا. یکی از خدام گفت: بیا ماسک بگیر، دست‌هاتم ضد عفونی کن و برو داخل. گفت: امام خو
‏طرف بدون ‎ماسک داشت می‌رفت داخل ‎حرم امام رضا. یکی از خدام گفت: بیا ماسک بگیر، دست‌هاتم ضد عفونی کن و برو داخل. گفت: امام خودش دکتره؛ به همه ‎شفا میده. اون خادم با لهجه‌ی غلیظ مشهدی گفت: آقا خودش مسموم شد و به شهادت رسید؛ شما رعایت کن. @chelsalegi