en
Feedback
اشعار ناب آئينے

اشعار ناب آئينے

Open in Telegram

کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹 محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری ادمین ارسال شعر و تبلیغات: @Ad_aeini کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel اشعار ناب آئينے

Channel اشعار ناب آئينے (@shere_aeini) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 18 467 subscribers, ranking 4 460 in the Religion & Spirituality category and 18 015 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 18 467 subscribers.

According to the latest data from 21 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 7 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 0%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects N/A% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 0 views. Within the first day, a publication typically gains 0 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as شعر, فاطمه, #حضرت_زهرا, زهرا, گریه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹 محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری ادمین ارسال شعر و تبلیغات: @Ad_aeini کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 22 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.

18 467
Subscribers
No data24 hours
+117 days
+730 days
Posts Archive
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini خیبر شکن و خانه نشستن هیهات در برزخ آفتاب بستن،هیهات ( لا اسئلکم علیه اجرا) یعنی سیلی زدن و سینه شکستن هیهات پاییز دلان به یکدگر پیوستند دیدند که در باده ی غفلت مستند تا ترجمه موده فی القربی کامل بشود دست علی را بستند ای جان جهان لحظه پرواز شده است درهای بهشت جاودان باز شده است تا دفتر زندگانی ات پایان یافت غمهای بنی فاطمه آغاز شده است در چشم علی، جهان شب است از امروز از غصه دلش لبالب است از امروز با حسرت و اندوه به خود می گوید: کدبانوی خانه زینب است از امروز مرهم به روی جراحتم بگذارید حرمت به همین صراحتم بگذارید من خونجگر از خاطره ی زهرایم مردم بروید راحتم بگذارید 🔸شاعر: #استاد_محمد_جواد_غفورزاده ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #دوبیتی_و_رباعی @shere_aeini فریاد از این داغ و مصیبت فریاد از بس که لگد زدند، زهرا افتاد خون گریه کنید، صحبت از ناموس است در روضه فاطمیه جان باید داد 🔸شاعر: #عاصی_خراسانی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini دلدار دم میداد ،دلبر گریه میکرد زهرا در آتش بود،حیدر گریه میکرد مسند نشین شد سامری از جُور ایام مسجد به سر میزد وَ منبر گریه میکرد فضه رسید و دید زهرا بارَش افتاد دیوار هم با میخ،با در،گریه میکرد محسن گمانم گفت یا زهرا و جان داد وقتی صدف می‌سوخت،گوهر گریه میکرد این لانه چون قلب علی می سوخت می سوخت با جوجه های خود کبوتر گریه  میکرد مسمار شد تیر سه شعبه ظهر یک روز آب و رباب و حلق اصغر گریه میکرد مسمار شد یک خنجر کُندی به مقتل نحر گلو میکرد و خواهر گریه میکرد مسمار شد کعب نی و زد خواهری را می بست چشمش را به نی،سر گریه میکرد مسمار آخر خیزران شد خیز برداشت میخورد بر دندان و دختر گریه میکرد آری مسیر کربلا از کوچه وا شد روز دوشنبه بود مادر گریه میکرد 🔸شاعر: #سید_حسین_صمدی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini زهرا شدم که روشنی خانه‌ات شوم با افتخار خادم کاشانه‌ات شوم تو شمع عشق باشی و پروانه‌ات شوم سنگ صبور آه غریبانه‌ات شوم پیش خدا ملاک عزیز تو بودن است بالاترین مقام کنیز تو بودن است ای ماه فاطمه به شب تار اباالحسن هستم ز هرکه غیر تو بیزار اباالحسن پای تو قبل میثم تمار اباالحسن من سر نهاده‌ام به روی دار اباالحسن دل را فقط به سوی تو پر می‌دهم علی لب تر کنی برای تو سر می‌دهم علی امروز جای تیغ تو زهرا بایستد کاری کنم زمین به تماشا بایستد حاشا که فاطمه به مدارا بایستد باید به احترام تو دنیا بایستد کعبه ملاک ردّ و قبول نماز نیست تو قبله‌ای به قبله دیگر نیاز نیست آماده‌ام که رفع گرفتاری‌ات کنم در این هوای درد هواداری‌ات کنم لشکر نیاز نیست، خودم یاری‌ات کنم در کوچه‌های شهر علمداری‌ات کنم پشت و پناه محکم تو دست فاطمه است تا روز حشر پرچم تو دست فاطمه است یک روح در وجود من و تو دمیده شد زهرا برای یاری تو آفریده شد حتی اگر که باد مخالف وزیده شد از این به بعد کار به هر جا کشیده شد بنشین و جان فاطمه سوی خطر مرو در را اگر زدند علی پشت در مرو در را زدند و فاطمه از جا بلند شد آتش به جنگ آمد و دریا بلند شد در پشت در نشست، در امّا بلند شد ای روزگار ناله زهرا بلند شد از آن به بعد بود که ماتم شروع شد از پشت درب خانه محرم شروع شد 🔸شاعر: #علی_ذوالقدر ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini آورده عدو به جنگ دریا آتش آمد به سراغ بیت حق با آتش لعنت به همان کسی که فریاد کشید می گفت بزن خانه‌ی او را آتش دیدند همه دخیل بسته‌ست چسان یارب به درِ خانه‌ی مولا آتش تکیه زده بود فاطمه بر دیوار تکیه زده بر چادر زهرا آتش نزدیک به زهرای مطهر، فضه نزدیک‌تر از فضه در آنجا آتش گل کرد به روی سینه اش تا مسمار افتاد به روی گل طاها آتش بر صورت او اثر نهاده سیلی بر پلک اثر نهاده امّا آتش بر پهلوی او فشارِ در بود ولی سوزاند تمام صورتش را آتش 🔸شاعر: #محمود_اسدی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini یاس خوشبوی نبی، رحمت حق، فاطمه است بر تمامی حجج، حجت حق، فاطمه است هر که در سیطره اش نیست، سزایش نار است صاحبِ هشت درِ جنت حق، فاطمه است بی سبب نیست خدا فخر کند، خالق اوست حضرت مرضیه‌‌ی ساحت حق، فاطمه است لیلة القدر، برازنده‌ی یکتایی اوست شاهکارِ هنر خلقت حق، فاطمه است مشرق و مغرب عالم همه وجه الله است وجه حق چیست‌ مگر؟ صورت حق، فاطمه است خیره بر بیت علی کل ملائک بشوند بین محراب که هم صحبت حق، فاطمه است گیرم اصلا احدی یار علی نیست ولی غصه ای نیست که در بیعت حق، فاطمه است برکت زندگی ماست همین ذکر علی از ازل رازق این برکت حق فاطمه است فاطمه یار و دعاگوی دل رهبر ماست حافظ روز و شب امت حق فاطمه است شرم بر مردم یثرب، احدی شکوه نکرد: «پشت در دخت نبی، آیت حق، فاطمه است» ای حرامی که بر او قصد جسارت داری شرم کن، آینه‌ی هیبت حق، فاطمه است 🔸شاعر: #محمد_جواد_شیرازی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini می روی تنها و من می مانم و این کودکان بی تو ای دُردانه دلواپس ترینم در جهان بیکس و بی همدم و بی تکیه گاهم ؛ مهربان ... التماست می کنم که بازهم پیشم بمان ! من که میدانم تو از من خسته تر هستی .. ولی ... گر تو هم پا پَس کشی بیچاره می گردد علی من برای ماندنت هرجور  کاری می کنم هر زمان لب تر کنی خدمتگزاری می کنم تا ابد اصلاً برایت خانه داری می کنم باز بر " ترکم نکردن " پافشاری می کنم ای برایم بال و پَر .. بستی چرا بارِ سفر ... از علی ابنِ ابیطالب بدی دیدی مگر ؟! یادِ ایّامی که ما هم اعتباری داشتیم بی غم از بادِ خزان باغ و بهاری داشتیم دست در دستِ نبی خوش روزگاری داشتیم با وفا ما از ازل با هم قراری داشتیم ! خوب می دانم که دردِ سینه ات ناگفتنی ست صبر کُن قدری عزیزم این زمستان رفتنی ست کی فراموشم شود عصیانِ آن ولگرد را از دلم بیرون نرفته آنچه با ما کرد را باش از سَر بگذرانیم این تبِ پُردرد را تا مُجازاتش کنم بی غیرتِ نامرد را نانجیب از هر طریقی بود می زد آتشم آخر ای زهرا نمی دانی چه زجری می کشم هر چه میگشتم فقط فریاد بود و دود بود آتشِ آن شب شبیهِ آتشِ نمرود بود کوچه ، در ، دیوار را دیدم که خون آلود بود کوهِ من ! افتادنت از پا برایم زود بود ذوالفقار ایکاش آن دَم با علی دمساز بود کاشکی مانندِ خیبر دستِ حیدر باز بود چادرت را می کشید و زور می زد لعنتی با غلافش بر تن رنجور می زد لعنتی ضربه یِ شلّاق را بدجور می زد لعنتی تا بسوزد بیشتر از دور می زد لعنتی هر چه می گفتی نزن انگار نه انگار که ... تا رسید آن لحظه یِ بینِ در و دیوار که ... با لگد می زد به دَر .. آرام می گفتی علی داد می زد بی پدر .. آرام می گفتی علی فاطمه با چشم تَر آرام می گفتی علی با همان دردِ کمر آرام می گفتی علی می کُشد آخر مرا این شرمساری فاطمه رذل می دانست که تو بارداری فاطمه رفته رفته ناله هایت بی صداتر می شود تا نگاهت می کنم  اشکم رهاتر می شود هر چه بر سَر می زنم غم بی حیاتر می شود یک نفر از بینِ ما حاجت رواتر می شود حیدر از چیزی در این دنیا ندارد واهمه ... جز هراس از دوریِ تو .. کَلّمینِی فاطمه ! می روی سویِ سما .. اندوه می آید زمین منزلت عرشِ خدا امّا علی غربت نشین تشنه ی دیدارِ رویِ توست ختمُ المُرسلین گهگُداری هم از آنجا زیرِ پایت را ببین ! 'می روی جایی که آنجا غم ز دلها می رود' نور از هر جا که آمد .. باز آنجا می رود 🔸شاعر: #مهران_ساغری ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #مرثیه_امام_حسن @shere_aeini رخت عزایت را به تن کردم عزیزم اصلا خودم را من کفن کردم عزیزم گفتم بمان ای یاسِ رنگِ لاله ی من تنها نرو ای یار هجده ساله ی من این آخری ها زندگی مان غرق غم بود ای جان حیدر،فاطمه،نُه سال کم بود دنیا سر آخر دید اشک چشم من را دیدند آخر هق هق خیبر شکن را دیدم خودم پروانه ام آتش گرفته با اهل بیتم خانه ام آتش گرفته دلگرمی ام بر روی خاک سرد خفتی امشب خدارا شاکرم بی درد خفتی لب می گزم آرام می بارم عزیزم زهرا نرو من دوستت دارم عزیزم کوچه برای من هنوزم راز مانده دورت بگردم زخم هایت باز مانده ای بشکند دستش به قلبم رنگ غم زد کانون گرم خانه ی من را بهم زد ای کاش که جای تو من بیمار بودم من جای تو  بین در و دیوار بودم دیدم به پشت درب حالت را که بد شد افتادی و، یک شهر از روی تو رد شد یاری رساندن بر تو کار مرد خانه ست فضه خذینی گفتی و کارت زنانه است شرمنده جای من به این در تکیه کردی تا که نفهمم لب گزیدی گریه کردی افتادی و جان علی پهلویت افتاد شکر خدا را که عبایم رویت افتاد زهرا نگاهی بر من بی خانمان کن حلوای ختم مرتضی را نوش جان کن تو درد داری و ولی مرهم نداری شرمنده ام یک ختم در خور، هم نداری از دیدن رویت علی محروم مانده مظلومه ی من همسرت مظلوم مانده رفتی و رفته قوت پاهام زهرا هم صحبتم بعد از تو من تنهام زهرا پیش همه قنفذ خرابم کرد زهرا وقتی ابو محسن خطابم کرد زهرا رفتی عزیزم حیدرت باور ندارد آسوده خاطر باش قبرت در ندارد امشب تو گریان منی من حتم دارم در خانه با طفلان برایت ختم دارم نانی  که پختی هست اما نیستی تو یک بستری پهن ست و زهرا نیستی تو من در گلستان باغبان از دست دادم پشتم شکسته من جوان از دست دادم....... این غصه های دل شکن کشته علی را این گوشه گیری حسن کشته علی را یک مرهمی بر این دل بی تاب بگذار شب ها به بالین حسینت آب بگذار برخیز تا در خانه رنگ شب ببینی چادر نمازت را سر زینب ببینی... 🔸شاعر: #سید_حسین_صمدی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #مرثیه_امام_حسن @shere_aeini امید دل طاها  یا فاطمة الزهرا ای ذکر لب مولا یا فاطمة الزهرا ای دختر پیغمبر   ای تاج سر حیدر کن یک نظری بر ما  یا فاطمة الزهرا ما درد شما درمان...ما تشنه شما باران ما قطره شما دریا ...یا فاطمة الزهرا دنیا به تو محتاجیم   عقبا به تو محتاجیم محتاج توایم هرجا  یا فاطمة الزهرا ما خشکی پاییزیم  ما ذره ی ناچیزیم تو مهر جهان آرا  یا فاطمة الزهرا در شادی و در غم ها در روضه و ماتم ها دارم به لب این آوا  یا فاطمة الزهرا باشد پسرت آید  قرص قمرت آید در ظلمت این شبها  یا فاطمة الزهرا از ضربت آن سیلی رخسار تو شد نیلی ای انسیه الحورا   یا فاطمة الزهرا از داغ غمت حیدر از قد خمت حیدر افتاده دگر از پا  یا فاطمة الزهرا 🔸شاعر: #سید_مجتبی_شجاع ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #دوبیتی_و_رباعی #مناجات_با_امام_زمان @shere_aeini دارایی من برابرم خورد زمین انگار تمام باورم خورد زمین رفتم سپر بلا شوم اما حیف قدم نرسید... مادرم خورد زمین 🔸شاعر: #احسان_نرگسی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #مرثیه_امام_حسن @shere_aeini ابری رسید و ماه تو را ناپدید کرد داغی رسید و سروِ تو را مثل بید کرد الماس ریزه‌ها جگرت را بهم زدند اما تو را مصیبت کوچه شهید کرد حرفی بزن به موی سفیدت قسم بگو با روزِ تو چه سایهٔ دستی پلید کرد یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن داغی که گیسوانِ حسن را سفید کرد با صد امید حامی مادر شدم ولی آن نانجیب امید مرا نا امید کرد 🔸شاعر: ؟؟؟؟؟؟ ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا #دوبیتی_و_رباعی #مناجات_با_امام_زمان @shere_aeini ای خاک! بهار بی‌خزان باش ای خاک! همسایهٔ ماه و آسمان باش ای خاک! این یاسِ کبود، پهلویش مجروح است با جانِ رسول مهربان باش ای خاک! 🔸شاعر: #یوسف_رحیمی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini هنو یادمه نفس نفس میزد همه رو از دور خونه پس میزد یادمه شبا تا صبح از زور درد بالش و به میلۀ قفس میزد یادمه که شالم و گرفته بود راه اشک و نالم و گرفته بود یادمه بال خودش شکسته بود ولى زیر بالم و گرفته بود یادمه به هیچ کسى امون نداد زخماش و حتا به من نشون نداد همه زندگیم و مدیونشم جونم و تا نخرید جون نداد هنو یادمه حرم آتیش گرفت همه چى در نظرم آتیش گرفت در خونه رو یه بار آتیش زدند ولى صد بار جگرم آتیش گرفت یادمه داشتم میفتادم.... نزاشت حتى تو دلم یه ذره غم نزاشت روبه قبله شد که روبرا شدم فاطمه هیچى برا من کم نزاشت حالا اون که دس به دیواره منم اونکه درد داره و بیداره منم دستم از خجالتش درنیومد این وسط اونکه بدهکاره منم هیچ جا اشکم این چنین در نیومد کارى از دست کسى برنیومد صداى ناله ش و آخر درآورد میخ در همین جورى درنیومد کاشکى پشت در من و صدا میکرد در خونه رو نسوخته وا میکرد کاشکی قبل از اونکه قنفذ برسه دستش و از شال من جدا میکرد 🔸شاعر: #علی_اکبر_لطیفیان ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini درین خاک، آرمیده همسر من  که بی او خاک عالم بر سر من همه شب اختران آسمانی  برون آیند، الا اختر من! همین جا از کفم افتاد و گم شد  سلیمانی نگین، انگشتر من! چراغ آرید و این جا را بگردید  که در این خاک گم شد گوهر من همین جا، با نسیمی ریخت بر خاک  گل پر خاک و پر خون پرپر من گلابی بر مزار او بیفشان  به آب دیده، ای چشم‏تر من! تو زیر خاک و من بر بستر خاک  ولیکن نیست مرگت باور من چنان داغ تو آتش زد به جانم  که خیزد شعله از خاکستر من تو ای پرپر به باغ نوجوانی  گل من! یاس من! نیلوفر من بنوش از آب کوثر، گر چه بی تو  پر از خون کرده ساقی، ساغر من (ریاضی)! ساحت خلد برین ست  حریم دختر پیغمبر من 🔸شاعر: #استاد_محمد_علی_ریاضی_یزدی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini کنار قبر تو جان می دهد پرستارت سفر بخیر عزیزم خدا نگهدارت ... خدا کند که بیاید ببوسم از دستش اجل اگر برساند مرا به دیدارت ... تو را زدند علی را کشان کشان بردند تو یاورم شدی اما علی نشد یارت تو را شکسته سپردم به دستهای نبی بیا ببین که شکسته غرور غمخوارت به خنده های مغیره مرا سپرده ای ، آه فدای دست کبود ز درد  بیزارت به ذوق مادری ات لطمه خورد واویلا در شکسته ی این  خانه داد آزارت تو با صدای گرفته حسین می گفتی که گریه کرد به گودال چشم خونبارت سری به نیزه بلند است در برابر تو به سر زند حرم از ضجه های آخر تو 🔸شاعر: #ناصر_دودانگه ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini اگر می‌خواستی سوزی در آتش، حاصل ما را چرا با داغ زهرا آشنا کردی دل ما را؟ اگر می‌خواستی خاکستر ما را دهی بر باد چرا با اشک بر زهرا عجین کردی گِل ما را؟ اگر می‌خواستی باشیم دور از تربت پاکش چرا دادی به دست دل، عنان محمل ما را؟ اگر ما را پذیرای غم زهرا نمی‌دیدی نمی‌دادی به پیک غم، نشان منزل ما را تو می‌دانی که ما پروانه‌ها ممنون زهراییم که روشن می‌کند هر شب، چراغ محفل ما را در آن روزی که هر کس راه حلّ مشکلش جوید به دست مادر سادات حل کن مشکل ما را به جرم معصیت، خواهی بسوزانی بسوز امّا مسوزان پیش چشم قاتل زهرا دل ما را.. 🔸شاعر: #سید_محمد_رستگار ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini شبی که آن تن عفّت حجاب را شستم ستاره ریختم و آفتاب را شستم شبی نبود مرا دردناک‌تر زآن شب کز اشک و خون دل، آن دُر ناب را شستم مجال غسل نمی‌یافتم ز اشک روان شبی که بضعه‌ی ختمی‌‌مآب را شستم به سینه، خون دلم جوش زد در آن دل شب که زخم سینه‌ی از خون خضاب را شستم کتاب زندگی من، وجود فاطمه بود به دست خویش، دریغ! آن کتاب را شستم خسوف صورت او وا نگشته بود هنوز رخ گرفته‌ی آن ماهتاب را شستم ز بعد شستن چشم کبود زهرایم به گریه از بصرم نقش خواب را شستم * زبان شعر "مویّد"، ترانه‌اش این است: به مهر او گنه بی‌حساب را شستم 🔸شاعر: مرحوم #استاد_سید_رضا_مؤید ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini غربتم گشت در این شهر زبانزد زهرا رفتی و آنچه نباید سرم آمد زهرا زندگی تلخ تر از مرگ برایم شده است بین این دو شده ام سخت مردد زهرا دردم این است مغیره سر منبر رفته ! حرف دین‌ می زند آن واعظ مرتد زهرا مجلس ختم گرفتم حسنت ریخت بهم هیچ کس از در و همسایه نیامد زهرا چه کنم‌ بابت این طرز امانت داری !؟ شرم دارد علی از روی محمد زهرا چه کنم ثانیه ای زینبت آرام شود !؟ شده دلتنگی او بیشتر از حد زهرا سرخی چشم حسینت، ته گودالم برد جگر سوخته ام سوخت مجدد زهرا 🔸شاعر: #وحید_قاسمی ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini مانند دریا آمدی، چون رود رفتی ای یار هجده ساله! خیلی زود رفتی من با تو کی احساس غربت کرده بودم؟ تازه به بودن با تو عادت کرده بودم این هم یتیمان تو، بر تن رختشان کن دارند یک یک آرزو، خوشبختشان کن زهرا! یتیمت سایه ای بر سر ندارد زینب شب عقدش چرا مادر ندارد من اشک می ریزم کنار این جهازت زینب که بر سر میکند چادر نمازت آن کوزه ای که در جهازت بود زهرا بهر حسن گردیده زهر آلود زهرا در این جهیزیه دلم یکجا اسیر است چون بستر خواب حسین تو، حصیر  است گفتم حصیر و یادم آمد کربلایش او را نهند اهلُ القُریٰ در بوریایش پیراهنی که دوختی شخصاً برایش از پیکرش در آورد دشمن برایش دیروز دادی لقمه بر اطفال معصوم روزی ز طفلان لقمه گیرد، ام کلثوم من با یتیمان تو خیلی مهربانم فکر یتیمان حسین و کوفیانم گاهی عطش را می برد از بین، گریه مثل کنار نیزه ها.. اشک رقیه.. من تازه با این بچه ها گریان اوییم ما داغدار صورت و.. دست عدوییم زهرا تو که داری خبر از درد سیلی باید پس از سیلی در آغوشش بگیری او زود تر از تو رسد در فصل پیری باید تو او را از روی ناقه بگیری.. 🔸شاعر: #عبدالزهرا_هاشمیان ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا @shere_aeini زندگی با من مظلوم مدارا نکند مرگ هم عقده‌ای از مشکل من وا نکند ای امید دل من تا که تو رفتی ز برم دل ماتم‌ زده‌ام جز تو تمنّا نکند کارم از گریه گذشته‌ست، غمم نیز ز حد دل غمگین مرا نیز تسلّی نکند غمگسار دل من بعد تو جز زینب نیست غیر از او اشک مرا پاک ز سیما نکند شمع‌سان سوزم و زینب شده پروانۀ من آخر از سوختن، این غمزده پروا نکند این در سوخته را کز تو نشان‌ها دارد چه کنم تا که حسین تو تماشا نکند مخفیانه دل شب سوی مزارت آیم که کسی قبر تو را فاطمه! پیدا نکند «رستگار» آرزوی طوف حریمت دارد در ره کعبه جز این قبله تماشا نکند 🔸شاعر: #سید_محمد_رستگار ========================= 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini