One Direction Iran
Open in Telegram
Welcome to onedirection_iran (ig) telegram channel💓 تمامى موزيك ويديوها + متن و تمامى اهنگ ها👇🏼 https://telegram.me/onedirectionlyrics
Show more4 446
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
4 446
خبری منتشر شده که میگه رئیس هتل در توضیح اتفاقاتی که قبل از پیدا کردن لیام افتاده میگه «من بهش سر زدم و حالش خوب بود و تو اتاقش داشت استراحت میکرد اما وقتی برگشتم یه چیزی سر جاش نبود. بهم جواب نمیداد و نمیتونستم بیدارش کنم.»
خیلیها میگن حال لیام قبل از اتفاق توی لابی یهو بده میشه و میبرنش توی اتاق به جای اینکه به پلیس یا آمبولانس زنگ بزنن. یک جا هم خوندم نوشته بود موقع زنگ زدن به پلیس بهش میگن خطرناکه یکی با این شرایط تو اتاقی باشه که بالکن داره چون ممکنه کار دست خودش بده و بهتره پلیس سریعتر خودش رو برسونه.
معلوم نیست چیشده و فعلا اینها شایعاتیه که منتشر شده، حتی میگن بابای لیام از هتل شکایت کرده.
4 446
Repost from Over My Head 🎵
واقعا افتضاح هستم دوستان.
تنها واژهای که برای توصیف این وضعیت دارم افتضاحه.
4 446
بیانیهی خواهر کوچیک لیام، روث برای فوت لیام:
من باور نمیکنم که این اتفاق رخ داده. بارها در مورد لیام با غرور علنی قلبم از خودش صحبت کردم، اما هیچوقت در مورد زندگیم به عنوان خواهرش زیاد صحبت نکردم.
لیام بهترین دوست من “هست”، هیچکس نمیتونست به اندازهی اون من رو بخندونه، انجام دادن کارهای اون همیشه باعث میشد که من بخندم و اون دوست داشت که ببینه این رو.
وقتی که ۱۷ سالش بود برای دنبال کردن رویاهایش از خونه نقل مکان کرد، این باعث شد که در نهایت حین هفتههای شوهای زنده xfactor امتحان رانندگیم رو قبول بشم چون نمیتونستم فکر کنم که نمیتونم به اون برسم. من مرتباً با ماشین میرفتم تا بعد از تموم شدن کارش فقط برای کنارش بودن باهاش یه چای بخورم. یک ماه هتل درست کنار یک واگاماماس بود و قسم می خورم که صبح، ظهر و شب این چیز رو داشت!
زمانی که همه چیز شروع شد، دوست داشتم اون رو از سر کار بیارم، به خصوص بعد از کنسرت، ما رو با سرعت از محل کنسرتها دور می کرد، لیام تلفنش رو وصل می کرد تا آهنگهای جدید آلبوم رو به من نشون بده. لیام عاشق واندی بود، اون برادرهاش رو دوست داشت و ما خیلی در مورد اون صحبت میکردیم. اون آهنگهایی که ضبط کرده بودن ولی هیچوقت پخششون نکرده بودن رو پشت هم میذاشت و ما میشستیم و یک کنسرت کوچیک واندی داشتیم.
لیام میدونست که میتونه تو هر زمان و هر روزی با من تماس بگیره و من اون رو برمیدارم یا اگه که لازم باشه به خونه بیاد همیشه اون رو برمیگردونم. تماسهای ما اکثرا باعث میشد که من به ایدهها و ماجراجوییهای بعدیش بخندم، درباره برنامههاش صحبت کنم و مشکلاتش رو حل کنم، اما همیشه با «دوست دارم دلتنگت هستم»، «دوستت دارم رو» صحبتهامون تموم میشد.
لیام با موسیقی در رگهاش به دنیا اومد، از همون دوران کودکی مشخص بود که او ن فقط این ویژگی رو دارد که در نهایت اون رو به یک ستاره تبدیل کنه. میتونستم تمام روز بنشینم و به آواز خواندنش گوش بدم، که واقعاً کار خوبیه چون اون هرگز متوقف نشد! هیچوقت اون نگاهش وقتی آهنگهای جدید رو بهم نشون میداد خسته نمیشدم، میگفت «بلند گوش کن» و فقط با غرور از کارش لبخند میزد.
من روی تلفنم یادداشت می کردم «چیزهایی که باید به لیام بگم» تا اگر که اون برای مدتی از کار کردن دور بود، بدونم چه چیزهایی رو باید بهش بگم. فکر کنم درست باشه که الان بهش بگم:
لیام،
مغز من در حال تقلاست تا بفهمه که چه اتفاقی افتاده و من نمیفهمم که تو کجا رفتی.
من فقط میخوام به خونهت و به اتاق آهنگسازیت برم و ببینم تو اونجا نشستی و آهنگی مینویسی یا بیام تو و تورو در حالی که نقاشی میکشی یا کار میکنی ببینم و بیام پیشت بشینم.
بیشترین چیزی که در موردت دوست دارم تواناییت تو خندوندنمه، من هیچوقت اندازهای که پیش تو میخندم با بقیه نمیخندم.
من همیشه از استعدادت میترسیدم، این باید غیرقانونی باشه که اینقدر استعداد داشته باشی، توانایی نه تنها در کارها خوب بودن، بلکه در هر کاری که تلاش براش میکنی عالی باشی،
حتی بدون اینکه بدونی که هر بار اون کار رو میترکونی.
من مهربونیت رو دوست دارم و چقدر افتخار می کنم که تو رو برادر و بهترین دوستم میدونم. همچنین تو یکشنبه شبها شامهای عالی درست میکنی!
احساس نمیکنم این دنیا به اندازهی کافی خوب یا به اندازهی کافی مهربون باهات بود، و توی این چند سال گذشته، تو مجبور بودی واقعاً سخت تلاش کنی تا به همه چیزهایی که برات درست کرده بودن، غلبه بکنی.
تو فقط میخواستی دوست داشته بشی و مردم رو با موسیقیت خوشحال کنی.
تو هیچوقت باور نکردی که به اندازهی کافی خوب هستی.
امیدوارم الان بالاخره بتونی این هجوم عشقی که هیچوقت تو زندگیت دریافتش نکردی رو ببینی.
ازت ممنونم که زندگیم رو تغییر دادی، ممنونم بخاطر خاطرات باورنکردنیت، ممنونم که بهترین برادر و بهترین دوستی که هیچوقت نداشتمش هستی! ما از بر مراقبت میکنیم و اون همیشه قراره بدونه که پدرش چقدر باورنکردنیه و چقدر تو اون رو میپرستیدی.
متاسفم که نتونستم نجاتت بدم.
دوستت دارم، چقدر دلم برات تنگ شده.
آخرین چیزی که باید بدونی اینه که، اگه به چیزی نیاز داری اینجام، تا آخر دنیا رانندگی می کنم تا تو رو برگردونم.
4 446
بیانیهی خواهر کوچیک لیام، روث برای فوت لیام:
من باور نمیکنم که این اتفاق رخ داده. بارها در مورد لیام با غرور علنی قلبم از خودش صحبت کردم، اما هیچوقت در مورد زندگیم به عنوان خواهرش زیاد صحبت نکردم.
لیام بهترین دوست من “هست”، هیچکس نمیتونست به اندازهی اون من رو بخندونه، انجام دادن کارهای اون همیشه باعث میشد که من بخندم و اون دوست داشت که ببینه این رو.
وقتی که ۱۷ سالش بود برای دنبال کردن رویاهایش از خونه نقل مکان کرد، این باعث شد که در نهایت حین هفتههای شوهای زنده xfactor امتحان رانندگیم رو قبول بشم چون نمیتونستم فکر کنم که نمیتونم به اون برسم. من مرتباً با ماشین میرفتم تا بعد از تموم شدن کارش فقط برای کنارش بودن باهاش یه چای بخورم. یک ماه هتل درست کنار یک واگاماماس بود و قسم می خورم که صبح، ظهر و شب این چیز رو داشت!
زمانی که همه چیز شروع شد، دوست داشتم اون رو از سر کار بیارم، به خصوص بعد از کنسرت، ما رو با سرعت از محل کنسرتها دور می کرد، لیام تلفنش رو وصل می کرد تا آهنگهای جدید آلبوم رو به من نشون بده. لیام عاشق واندی بود، اون برادرهاش رو دوست داشت و ما خیلی در مورد اون صحبت میکردیم. اون آهنگهایی که ضبط کرده بودن ولی هیچوقت پخششون نکرده بودن رو پشت هم میذاشت و ما میشستیم و یک کنسرت کوچیک واندی داشتیم.
لیام میدونست که میتونه تو هر زمان و هر روزی با من تماس بگیره و من اون رو برمیدارم یا اگه که لازم باشه به خونه بیاد همیشه اون رو برمیگردونم. تماسهای ما اکثرا باعث میشد که من به ایدهها و ماجراجوییهای بعدیش بخندم، درباره برنامههاش صحبت کنم و مشکلاتش رو حل کنم، اما همیشه با «دوست دارم دلتنگت هستم»، «دوستت دارم رو» صحبتهامون تموم میشد.
لیام با موسیقی در رگهاش به دنیا اومد، از همون دوران کودکی مشخص بود که او ن فقط این ویژگی رو دارد که در نهایت اون رو به یک ستاره تبدیل کنه. میتونستم تمام روز بنشینم و به آواز خواندنش گوش بدم، که واقعاً کار خوبیه چون اون هرگز متوقف نشد! هیچوقت اون نگاهش وقتی آهنگهای جدید رو بهم نشون میداد خسته نمیشدم، میگفت «بلند گوش کن» و فقط با غرور از کارش لبخند میزد.
من روی تلفنم یادداشت می کردم «چیزهایی که باید به لیام بگم» تا اگر که اون برای مدتی از کار کردن دور بود، بدونم چه چیزهایی رو باید بهش بگم. فکر کنم درست باشه که الان بهش بگم:
لیام،
مغز من در حال تقلاست تا بفهمه که چه اتفاقی افتاده و من نمیفهمم که تو کجا رفتی.
من فقط میخوام به خونهت و به اتاق آهنگسازیت برم و ببینم تو اونجا نشستی و آهنگی مینویسی یا بیام تو و تورو در حالی که نقاشی میکشی یا کار میکنی ببینم و بیام پیشت بشینم.
بیشترین چیزی که در موردت دوست دارم تواناییت تو خندوندنمه، من هیچوقت اندازهای که پیش تو میخندم با بقیه نمیخندم.
من همیشه از استعدادت میترسیدم، این باید غیرقانونی باشه که اینقدر استعداد داشته باشی، توانایی نه تنها در کارها خوب بودن، بلکه در هر کاری که تلاش براش میکنی عالی باشی،
حتی بدون اینکه بدونی که هر بار اون کار رو میترکونی.
من مهربونیت رو دوست دارم و چقدر افتخار می کنم که تو رو برادر و بهترین دوستم میدونم. همچنین تو یکشنبه شبها شامهای عالی درست میکنی!
احساس نمیکنم این دنیا به اندازهی کافی خوب یا به اندازهی کافی مهربون باهات بود، و توی این چند سال گذشته، تو مجبور بودی واقعاً سخت تلاش کنی تا به همه چیزهایی که برات درست کرده بودن، غلبه بکنی.
تو فقط میخواستی دوست داشته بشی و مردم رو با موسیقیت خوشحال کنی.
تو هیچوقت باور نکردی که به اندازهی کافی خوب هستی.
امیدوارم الان بالاخره بتونی این هجوم عشقی که هیچوقت تو زندگیت دریافتش نکردی رو ببینی.
ازت ممنونم که زندگیم رو تغییر دادی، ممنونم بخاطر خاطرات باورنکردنیت، ممنونم که بهترین برادر و بهترین دوستی که هیچوقت نداشتمش هستی! ما از بر مراقبت میکنیم و اون همیشه قراره بدونه که پدرش چقدر باورنکردنیه و چقدر تو اون رو میپرستیدی.
متاسفم که نتونستم نجاتت بدم.
دوستت دارم، چقدر دلم برات تنگ شده.
آخرین چیزی که باید بدونی اینه که، اگه به چیزی نیاز داری اینجام، تا آخر دنیا رانندگی می کنم تا تو رو برگردونم.
4 446
+1
بیانیه رسمی نایل هوران برای لیام
من برای از دست دادن یک دوست فوقالعاده کاملا داغونم، لیام، اصلا واقعی به نظر نمیرسه.
لیام انرژی ای برای زندگی و اشتیاقی برای کار داشت که فراگیر بود. اون همیشه در هر اتاقی درخشان ترین بود و همیشه باعث میشد بقیه احساس خوشحالی و امنیت کنم.
تمام خنده هایی که در طول این سالیان داشتیم، بعضی وقتها حتی برای ساده اذیت چیزها، همینطوری از غم درونم میگذرن و از جلوی چشمام عبور میکنن، ما دوردست ترین آرزوهای خودمون رو باهم زندگی کردیم و من تا ابد هر لحظه ای که باهم داشتیم رو گرامی میدارم. بند و دوستی ای که باهم داشتیم چیزی نیست که همیشه پیش بیاد.
خیلی احساس خوششانسی میکنم که تونستم اخیرا لیام رو ببینم، به طرز غمانگیزی نمیدونستم که بعد از اینکه اون بعد از ظهر بغلش کردم و ازش خداحافظی کردم، قراره برای برای همیشه خداحافظی کنم. قلبم رو به درد میاره.
عشق و همدردی من همراه گوف، کرن، روث، نیکول و البته پسرش بر هست.
ممنون برای همه چیز پینو.
دوستت دادم برادر.
-نایلر
4 446
ادامه بیانیه زین؛
من یک برادر رو از دست دادم و نمیتونم بهت توضیح بدم حاضرم چیکار کنم که فقط یک بار دیگه برای آخرین بار بغلت کنم و باهات درست خداحافظی کنم و بهت بگم دوستت داشتم و برات احترام قائل بودم. تمام خاطراتی که باهم داشتیم رو تا ابد توی قلبم نگه میدارم. هیچ کلمه ای نیست که الان بتونه احساس من رو توضیح و توجیه کنه جز اینکه بسیار ناراحتم. امیدوارم الان هرجایی که باشی خوب باشی و توی آرامش باشی و بدونی چقدر عزیز بودی.
دوستت دارم برادر.»
چقدر سنگین و دردناک بود برام ترجمه این بیانیه، کلمه به کلمهاش. فراموشت نمیکنم لیام، هیچوقت.
4 446
+1
بیانیه رسمی تسلیت “زین مالیک”
«لیام، متوجه شدم که دارم با صدای بلند باهات صحبت میکنم، به امید اینکه بتونی صدامو بشنوی. نمیتونم کاریش کنم و خودخواهانه فکر نکنم که توی زندگیمون مکالمه های زیاد تری برامون بود. هیچ وقت فرصت نشد ازت برای ساپورت کردنم توی بعضی از سخت ترین لحظات زندگیم تشکر کنم. وقتی به عنوان یک بچه ۱۷ ساله دلتنگ خونه بودم تو با دیدگاهی مثبت و لبخندی اطمینانبخش همیشه اونجا بودی و میزاشتی بفهمم تو دوستم بودی و دوستم داشتی. با وجود اینکه تو ازم کوچیکتر بودی، همیشه از من عاقل تر بودی، سرسخت، و عین خیالت نبود به مردم بگی دارن اشتباه میکنن(اهمیت نمیداد و رها بود.) حتی چندین بار بخاطر این موضوع جر و بحث داشتیم. 😂 همیشه پنهونی بخاطرش بهت احترام میگذاشتم. وقتی نوبت به موزیک میرسید لیام، تو واجدشرایط ترین بودی. من هیچی راجب مقایسه (تطبیق) نمیدونستم، یه بچه تازه کار و بدون تجربه بودم و تو همینجوریش حرفه ای. همیشه خوشحال بودم که میدونم مهم نیست چه اتفاقی روی استیج بیوفته ما همیشه میتونستیم روت حساب کنیم تا بدونیم کشتی رو به کدوم سمت هدایت کنیم(منظورش شخصیت لیدر بودن لیام هست). وقتی مارو ترک کردی…
4 446
+1
بیانیه تسلیت رسمی “هری استایلز”
«من واقعا عمیقا از مرگ لیام ویران شدم. بزرگ ترین شادی اون خوشحال کردن بقیه بود و این افتخار من بود که در کنارش بودم. لیام رها (اوپن) زندگی میکرد. انرژی زیادی برای زندگیش داشت که واگیر دار بود. خودمونی، ساپورتیو و بشدت دوست داشتنی بود. سال هایی که باهم گذروندیم برای همیشه جزو عزیزترین سال های زندگی من خواهد بود. همیشه دلم برات تنگ میشه، دوست عزیزم.
قلبم برای کارن، جف، نیکولا و روث، پسرش بِر، و همه اونایی که توی دنیا دوستش داشتن و میشناختش شکست.
-هری»
4 446
استوری های لویی. “این عکس رابطه مارو خلاصه میکنه. دوستت دارم، همیشه برادر بزرگت خواهم بود.”
4 446
.
الان که اینو مینویسم کاملا داغونم اما دیروز من یک برادر رو از دست دادم.
لیام کسی بود که من هر روز تحسینش میکردم، روح بسیار مثبت، بامزه و مهربونی داشت.
اولین باری که لیام رو دیدم اون ۱۶ سالش بود و من ۱۸ سالم بود، من سریعا تحت تاثیر صدای اون قرار گرفتم اما از اون مهم تر با گذشت زمان من موقعیت بیشتری پیدا کردم تا برادری رو که در تمام عمرم میخواستم در اون پیدا کنم.
لیام آهنگ نویسی فوقالعاده با ملودی ای عالی بود، ما گاها راجب به باهم برگشتن به استودیو برای تلاش برای دوباره ساختن شیمی ای که توی بند داشتیم حرف میزدیم.
و جهت اطلاع، از نظر من لیام مهم ترین بخش وان دایرکشن بود.
تجربه او در سن پایین، صدای عالیش، حضور او در استیج و استعداد اون در آهنگ نویسی و... لیست همینطوری ادامه داره. ممنون برای ساختن ما لیام.
یک پیام برای تو لیام اگه میشنوی
من خیلی احساس خوششانسی میکنم که تو رو در زندگیم داشتم، من واقعا دارم با این ایده که باید خداحافظی کنم دست و پنجه نرم میکنم، من خیلی شکرگزارم که ما حتی بعد از بند به هم نزدیک تر شدیم، ساعتها تلفنی حرف زدن، یادآوری تموم هزاران خاطرات بی نظیری که باهم داشتیم (همه اینها) گنجینه ایه که فکر میکنم با تو در زندگیم دارم. من خیلی دوست داشتم که دوباره با تو روی استیج باشم اما نشد که بشه.
میخوام که بدونی اگه بر (پسر لیام) به من نیاز داشت من عمویی خواهم بود که اون در زندگیش نیاز داره و به اون داستانهایی از اینکه چقدر پدرش فوقالعاده بود میگم.
آرزو میکنم کاش شانس اینو داشتم که ازت خداحافظی کنم و فقط یک بار دیگه بهت بگم که چقدر دوستت دارم.
پینو، پسر من، یکی از بهترین دوستانم، برادرم، دوستت دارم رفیق، خوب بخوابی.
