نشرموج
Open in Telegram
📚رمان هاي فانتزي و تخيلي 📚 وبسایت : WWW.MOWJBOOK.COM تلفن : 02166495274 02166959925 09124126731 خ انقلاب خ ۱۲ فروردین خ نظری غربی کوچه جاوید ۱ پلاک ۶ واحد ۱
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
519
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
519
💢طغيان به چاپ سوم رسيد
.
.
طغيان نام رماني فانتزي نوشته #بنيامين_ملكي است كه تا كنون دو جلد آن با نام هاي پوچي شرزه ها و زمين و زمان در #نشرموج به چاپ رسيده است. .
.
خلاصه داستان:
در شرف زمستانی سخت، حیاتِ تضعیف شدۀ زمین، میزبان تغییراتی مرموز می شود. شایعاتی غریب و نگران کننده، در شیرشین ( بزرگترین سرزمینِ قلمرو جنوب) دامن می گستراند و بر زندگی مردم سایه می کند. از شیوعِ مرضی که نسل انسان را نشانه رفته و راهِ تولد و مرگ را بر او می بندد... به طوری که هیچ نوزادی زنده متولد نمی شود، و هیچ مرده ای، در آرامشِ مرگ نمی ماند!
مرضی همچون هاری، که پس از مرگ به آن مبتلا خواهند شد، و مردگان به شرزگی و توحش و خونخواری برمی خیزند و چنانند که علاجشان جز به تیغ نیست...
#طغيان جلد ١ پوچي شرزه ها #بنيامين_ملكي #نشرموج #فانتزي #كتاب #معرفي_كتاب #كتاب_خوب #رمان_ایرانی #فيكشن #رمان_فانتزي #طغيان #پوچي_شرزه_ها
www.mowjbook.com
519
تصویرسازی ارسالی با آبرنگ
براساس سه گانه ی اَشوَزدَنگهِه؛
از دوست هنرمند "فرهنگ ناظر"
@mowjpub
@ArmanArianChannel
519
از جایی دور، از آنجا که کرانة زمین و آسمان است، ابرهایی سرخ و سیاه به سویشان میآمد. انگار باد پشت آن ابرها میوزید. پرشتاب بهسویشان سرازیر میگشت. سربازان اهریمن پرست به زهرخنده هایی که خون از آن ها میچکید، پاسخ مردان باز ایستاده را میدادند.
فرزین پریشان و آشفته، که چه باید کند. تنها بیست سی گام آن سوتر سپاه، پشت در پشت اهریمنپرستان بود و هنوز هزاران جنگاور خود را به پیشتازان میرساندند و آنجا پشت یارانشان بازمیایستادند. دو سپاه تنها با چند گام دوری از هم، تماشاگر یکدیگر بودند. ابرها پیش میآمدند...
در آنسوی میدان شاه دل نگران از آن ابرها از پدارم پرسید:
- آن ابرها چیست اند دوشین؟!
پدرام و مهران و یارانشان که به شگفتی آن ابرها را میدیدند، به شاه چشم دوختند.
پدرام به شاه بانگ زد:
- سپاه را بازگردان. من نمیدانم آن ابرها با ما چه خواهند کرد.
فرزین هنوز یک چشم خیره به آسمان، یک چشم دوخته بر زمین بود که ناگهان کوبش چیزی بر زمین او را به خود آورد. سپاهیان هر دو سو، پای کوبان لرزه بر اندام یکدیگر میانداختند و سنگ را خاک و خاک را سنگ میکردند. دهها هزار مرد جنگی با فریاد و کوبیدن نیزه و پای افزارهای پولادین خود بر زمین، در دیگری ترس و بیم میآفرید. تیغهای تیزچشم به راه پهلوها و نیزهها به دنبال گلوها آمادة نبرد بودند...
ابرها نزدیک تر میشدند. فرزین در ترس و دودلی: چه کند؟!
در میانة آن غوغای سربازان بود که آهنگ شیپورها برخاست. فرزین آن بانگ را میشناخت. باید پس مینشستند. سردار که ننگ خویش میدانست پشت به دشمن کند، زیر لب گفت:
- نفرین بر شما که ننگ بر دامان ما میگذارید.
و به میان مردان درهم فشرده بانگ زد:
- بازگردید... شاه را پاسخ بگویید و بازگردید...
ابرها نزدیک و نزدیک تر میشدند. دیگر از میانة سپاهیان انگرهسار گذشته بودند. با برخاستن آن بانگ، سپاهیان کیانی به آرامی پس مینشستند. اما هنوز رو در رو و چشم در چشم دشمن بودند. ابرها از فراز سپاهیان انگرهسار گذشتند. اما هیچ بادی نمیوزید. فرزین با خود میگفت پس چه نیرویی این ابرها را پیش میآورد که ناگهان آغاز شد...
نخستین پارههای آتش بارید. از آن ابرها آتش میبارید. جنگاوران شاهنشاهی بر جای چون میخ کوبیده، بازایستادند. انگار دویدن از یاد برده بودند که فریاد مردی آنان را به خود آورد: یکی از اخگرپارهها به روی او افتاده بود. پاره آتش بلندای یک مرد را داشت و همة پیکر آن مرد را دربرگرفته بود...
#نبرد_خدايان #نشرموج #فانتزي #حماسي #high_fantasy
🛡 www.mowjbook.com
⚔️ @mowjpub
519
"آن شب در تالار تاریکِ خانه ی مغ پیر، حال و هوایی کاملاً متفاوت برپا بود.
اینک خانه - باغ شاماش شوموکین سرخپوش و یار همیشگی اش، در گذر شش هزاره، در حومه ی شمالی شهر تهران و پای دامنه های البرز بود. خانه باغی در قلب منطقه ای ویلایی که کمتر کسی با کسی در آن کاری داشت و این، کاملاً مطلوب آن دو جادوگر - مغِ باستانی بود.
ولی آن شب گرم تابستانی که سیاهی اش تب دار و عمق آسمانش غبار گرفته بود، بی تردید همان لحظه ای را در برداشت که آنها قرنها در پی آن بودند: لحظه ی رسیدن به جایگاه دروازه ی دوزخ!" از فصل پانزدهم،
جلد دوم اشوزدنگهه: اهریمنان یکه تاز
#اشوزدنگهه #نشرموج #آرمان_آرين #فانتزي #معرفي_كتاب #رمان #رمان_ايراني #كتاب_خوب #ماهي_سياه_كوچولو
🌐 www.mowjbook.com
519
ماجرای کتاب درست از اوج شروع می شود. سرزمینی گسیخته که خاندان پادشاهی در آن دچار اختلاف و شکاف شده اند و در یک سوی شکاف فرخ همایون، شاهنشاه کیانی ایستاده ودر سوی دیگر آمیستریس کیانی، میهن بانوی این سرزمین و دختر عموی پادشاه که به شدت با پسرعموی خویش مخالف است و خواهان مرگ و سرنگونی اوست. در میان این اختلافات شدید که به خونریزیهای هولناک ختم می شود، کتاب از جایی آغاز می شود که موجودی با لشکری مهیب به پشت مرزهای این سرزمین رسیده. همۀ پادشاهی ها و کشورهایی که در مسیرش بوده اند را مغلوب کرده و به زیر فرمان خویش کشیده. او خود را انگره سار می خواند؛ فرستادۀ اهریمن...
#نبرد_خدايان جديد ترين فانتزي #نشرموج هم اكنون در كتاب فروشي هاي سراسر كشور.
.
.
www.mowjbook.com
519
قسمتی از کتاب اشوزدنگهه:
این دومین بار بود که در برابر پادشاه شهر "ایزد" بار می یافت. بارگاه این پادشاه هیچ شباهتی با دربار دیگر شاهان ماد و آشور و ایلام نداشت. تالاری بزرگ ، خلوت و آرامش بخش بود با کفی مفروش با نمدی پنج رنگ به نقش شیر های نشسته که ورودی تا تختگاه شاه را می پوشاند.... #اشوزدنگهه
جلدسوم: حماسه نجات بخش
فصل نهم: دادگر ترین پادشاه زمین
#اشوزدنگهه #آرمان_آرين #نشرموج .
.
اشوزدنگهه بهترين شاگرد مدرسه مغان باستاني سيلك، همراه با دو مغ سياه و شرور با داروي جاودانگي، عمري دراز مي يابد و سفر هاي بي پايانش به چهارسوي ايران زمين و جهان آغاز مي شود. او با پيمودن ٦٠٠٠ هزار سال و از سر گذراندن اتفاق هاي هيجان انگيز و پر مخاطره بسيار ، هم اكنون در شهر تهران به زندگي خود ادامه داده و در طي اين هزاره ها به دنبال ماموريتي بزرگ مي باشد.
اين كتاب تا كنون مفتخر به دريافت جوايز ادبي بسياري از جمله جايزه ادبي هنري مهدي آذر يزدي شده است.
#آرمان_آرين #نشرموج #فانتزي #رمان #معرفي_كتاب #كتاب_فانتزي #رمان_ايراني #جايزه_ادبى
www.mowjbook.com
519
⚔ کیخسرو فرزند اسب
.
.
.
.
«کیخسرو فرزند اسب» داستانی از محمدرضا یوسفی (-۱۳۳۲) درباره کیخسرو به روایت اسب سیاوش است. در اساطیر و حماسههای ایرانی و شاهنامه فردوسی، کیخسرو پسر سیاوش و فریگیس(فرنگیس) و نوه کیکاووس و افراسیاب و یکی از نامدارترین شهریاران و دلاوران است. واژه کیخسرو به معنی «شاه نیکنام» است. کیخسرو در عدالت و شهامت سرآمد شاهان دیگر کیانی است و به نسبت از کیکاووس خوشنامتر است. زیرا کیکاووس در شاهنامه اعمالی موذیانه (از قبیل ندادن نوشدارو به رستم برای بهبودی سهراب) انجام میدهد اما کیخسرو به عنوان پادشاهی عادل و شجاع باقی میماند. در شاهنامه و همچنین متون پهلوی کیخسرو نمادی از یک شاهنشاه آرمانی است. دستور مرگ سیاوش را افراسیاب صادر میکند و کیخسرو انتقام پدر را از افراسیاب میگیرد. ...فرنگیس سرش را تاب داد. نفسی تازه کرد و زین را دو دستی به سینه فشرد. اسبش با موجها رفت. سپاهیان به رود نزدیکتر میشدند، میتاختند... شبرنگ شیهه کشید و چون نهنگی سر از میان موج ها بیرون آورد، کیخسرو درفش کاویانی را دید. از آن سو کشتی افراسیاب و کرجیهای دور تا دور آن سراسیمه با موجها میآمدند...
#محمدرضا_یوسفی
#نشرموج
تعداد صفحه : ۱۷۸
قیمت نسخه چاپی : ۱۵۰۰۰ تومان
قیمت نسخه دیجیتال : ۳۰۰۰ تومان
برای سفارش نسخه چاپی می توانید به کتاب فروشی های معتبر و شهر کتاب ها مراجعه کنید یا با دفتر نشر موج برای ارسال به تمام نقاط ایران تماس بگیرید.
۰۲۱۶۶۴۹۵۲۷۴
برای خرید نسخه دیجیتالی
🌐 www.mowjbook.com
🌐 https://taaghche.ir/book/20762
519
«پیشتازان و اربابان مرگ»
.
.
.
.
مجموعه داستانی فانتزی نوشته نیما کهندانی(-۱۳۷۰) نویسنده جوان ایرانی است. جلد حاضر با عنوان هفت، دومین جلد از این مجموعه است.
آریا آرسام و پوریا در ابتدای راه با هیولایی ماوراءالطبیعه مواجه میشوند که این اولین مواجههی آنها با خطرهای سفر طویل و درازشان است و آنها با قطعیت این هیولا را از سر راه بر میدارند. همچنین با معماهای رمزآلودی برخورد میکنند که با بهره گرفتن از قدرت و درایت خود آنها را حل میکنند.
آنها کمکم در مییابند که به «پیشتازان» معروف هستند و وظیفهشان پس گرفتن موجودی به نام «ذهن زیبا» از چنگال اربابان مرگ است. پس گرفتن این موجود نه تنها کل قلمروی آسمان، بلکه کل جهان هستی را تحتالشعاع قرار میدهد و اگر در دست اهریمنان باقی بماند، آنها برای اهداف شومشان از آن سوء استفاده میکنند و پایان خوشی را رقم نخواهند زد.
پیشتازان تحت نظارت قلمروی آسمان به سرپرستی روهام به جنگ با اربابان مرگ میروند. در این بین آنها از فرشتگان صورتی که گونهای دیگر از نیروهای خیر هستند، کمک میگیرند...
نسخه الکترونیکی قیمت ۴۰۰۰ تومان
https://taaghche.ir/book/20881
نسخه چاپی قیمت ۱۵۰۰۰
تلفن سفارش نسخه چاپی ۰۲۱۶۶۴۹۵۲۷۴
519
در عصر ما همه چیز مرتّب و منظّم سرجای خودش نشسته و امنیت و آرامش کامل در کهکشانها برپاست. حالا احمقی مثل من پیدا شده و به کلّهاش زده که مسایل دقیق بخشی از مغز انسان را به چند کابوس و یک افسانه مربوط کند؛ آن هم افسانهای دربارهی شخصیتی از مُدافتاده و خیلی قدیمی به اسمِ «خُدا»!
#تاريك_روشنا نوشته #آرمان_آرين
#رمان #فانتزي #علمي_تخيلي #اسطوره
#fantasy #sciencefiction #sci_fi #نشرموج
www.mowjbook.com
519
در شرف زمستانی سخت، حیاتِ تضعیف شدۀ زمین، میزبان تغییراتی مرموز می شود. شایعاتی غریب و نگران کننده، در شیرشین ( بزرگترین سرزمینِ قلمرو جنوب) دامن می گستراند و بر زندگی مردم سایه می کند. از شیوعِ مرضی که نسل انسان را نشانه رفته و راهِ تولد و مرگ را بر او می بندد... به طوری که هیچ نوزادی زنده متولد نمی شود، و هیچ مرده ای، در آرامشِ مرگ نمی ماند!
مرضی همچون هاری، که پس از مرگ به آن مبتلا خواهند شد، و مردگان به شرزگی و توحش و خونخواری برمی خیزند و چنانند که علاجشان جز به تیغ نیست...
#طغيان جلد ١ پوچي شرزه ها #بنيامين_ملكي #نشرموج
www.mowjbook.com
519
گزیده هایی ازمستند چشمی که می شنود
هنر #معاصر_ایران ۱۳۴۶ کارگردان: احمد فاروقی
#بهمن_محصص (۹ اسفند ۱۳۱۰ در رشت - ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم) نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی .
🌐 @ARTSTUDIES
519
تو نمیتونی انسان ها رو تحت کنترل خودت داشته باشی تا زمانی که اونو گزیده باشی...اوایل برات سخته که شکارتو زنده ول کنی اما به مرور یاد می گیری. www.mowjbook.com
