حَرفِ دِل"
Open in Telegram
916
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
916
جایی دورتر از خودم ایستادهام به تماشای کسی که جای من زندگی میکند
چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی.
916
یه جوری باهام غریبه شدی که انگار اونایی که شب تا صبح باهم حرف میزدن من و تو نبودیم:)...
916
تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .
تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
916
به نظر میرسه دقیقاً اون وقتی که بند امید رو رها میکنی، معجزه رو بهت نشون میده.
شاید به حرمت «امید»؟
916
بعضی حسها تکرار نشدنیه
حتی اگه آدمی که هست همون آدم باشه
حتی اگه زمان و مکان همون زمان و مکان باشه
