Blue Life
Open in Telegram
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه پر درد شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب |خیام_نیشابوری|
Show more957
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-1130 days
Posts Archive
957
روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید.
حاکم پس از دیدن آن مرد بیمقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بینوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد. به دستور حاکم لباس گرانبهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید.
حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت: میتوانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیدهای محکم پس گردن او نواخت.
همه حیران از آن بخشش و حکمت این پس گردنی، منتظر توضیح حاکم بودند.
حاکم از کشاورز پرسید: مرا میشناسی؟
کشاورز بیچاره گفت: شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید.
حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟
سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.
حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم در یک شب بارانی که در رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حق این باران و رحمتت مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیام میخواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را میخواهی؟
یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.
حاکم گفت: این قاطر و پالانی که میخواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیدهای که به من زدی. فقط میخواستم بدانی که برای خدا حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد. فقط ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد.
از خدا بخواه، فقط بخواه و زیاد هم بخواه خدا بینهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بیانتهاست، درون تو، نزدیکترین به تو و خودِ حقیقی تو است، فقط تلاش کن و به خواستهات ایمان داشته باش.
@Thbluelife
957
هر بار برگشتی به من،
حس کردم از قبل دور تری،
هر بار برگشتی ولی،
برای رفتن اومدی.
🔵channel: @Thbluelife
957
همه را ول کن، تو زنی باش که خودش در خط مقدم جهان خودش ایستاده و برای رویاهای بزرگ خودش میجنگد. زنی باش که تمام محدودیتها و سقفها را پس میزند، زنی که میل پرواز دارد و خودش را به هر زحمتی تا بلندترین جایگاهها میرساند.
زنی باش قاطع، جسور، مصمم! زنی که برای خواستههاش چشم به دستان هیچکس ندوخته! زنی که قویست و قابل اتکا و به هیچ چهارچوب و مرزی محدود نشده و شبیه به بوتهای سبز و ریشهدار، تا بینهایتِ جهان ادامه پیدا کرده، ریشه داشتهباش؛ نگذار هیچ مشکلی مقابل تو و آرزوها و اهداف بلندِ تو نقطه بگذارد.
میدانم که خسته خواهیشد، تنها خواهیماند، یکتنه با همه چیز خواهی جنگید و بسیار دلگیر خواهیبود؛ ولی عزیز من! تو نمیدانی چشمهای روشن و معصوم یک زن، وقتی که خستهی کار و تلاشِ بسیار است، چقدر زیبا و مقدس و بوسیدنیست!
#نرگس_صرافیان_طوفان
🔵channel: @Thbluelife
957
بعضی وقتا هم هیچکس حرفاتو نمیفهمه.
بعد میری تو تنهایی خودت میشینی و به این فکر میکنی مگه چقدر دردت عمیقه که متوجه اون دردت نمیشن؟
957
دوست داشتن واقعی؟!
«فقط اونی که بعد شنیدن حرفات و نقطه های تاریک زندگیت، همون سمتی می ایسته که خودت ایستادی.»
🔵channel: @Thbluelife
957
بله آقای اِبی، با توجه به روابطِ امروزی بنده هم بسیار با شما موافقم که “تنهایی شاید یه راهه، راهیه تا بی نهایت”.
🔵channel: @Thbluelife
957
دلِ تو امروزیه
قصهیِ دوست داشتن و باور نداره
دلِ من قدیمیه
عاشقِ عشقیِ که آخر نداره
🔵channel: @Thbluelife
957
آدم باید گاهی اوقات سرگردان بشه، گم بشه؛ یادش بره کیه، کجاست و به دنبال چیه؛ و نتیجتا تلاش کنه از ابتدا خودش، موقعیتش و اهدافش رو «بازتعریف» کنه.
من مطمئنم بازتعریف موقعیت خود و اهداف و ارزشهای خود همیشه از تعریف قبلی بهتر خواهدبود.
🔵channel: @Thbluelife
957
_ماشينت بوی دريا ميده
+ماهی خريده بودم
_ماهی مُرده که بوی دريا نميده!
+هر چيزی موقع مرگ بوی جایی رو ميده که دلتنگشه
_من بميرم بوی تو رو می دم...
957
یهشبایی تو زندگی آدمیزاد هست که بعد از ساعتها فکر و خیال، به خودش میاد و میبینه روحش، از اعماق وجود داره گریه میکنه، ولی از چشماش هیچ اشکی نمیآد.
