890
Subscribers
No data24 hours
-157 days
-10530 days
Posts Archive
گاهی اوقات، مردم مهربانی و احترام ما را به عنوان بازتابی از اهمیت یا موقعیت خود اشتباه می گیرند، با این فرض که جایگاهی بالاتر از آنچه که واقعی است در زندگی ما دارند. آنها ممکن است متوجه نباشند که نحوه رفتار ما با آنها بازتابی از معیارها و ارزشهای ماست - نه معیار ارزش آنها. ما به دیگران به خاطر شخصیتی که داریم احترام می گذاریم، نه لزوماً به خاطر آن چیزی که آنها هستند...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
کسی که نعمت دانایی و خِرد را نفهمد، گورکنی است که نفهمی را به دفن دانایی گره زده و خود را هلاک خواهد کرد...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
*لحظه ی اکنون *
در لحظه ی اکنون، مزه حقیقتی جاری
در عالم کنونی ماست؛
و
رهایی از گذشته و فرداهایی که هنوز نیامده اند...
در لحظه ی اکنون بودن، آغاز بیداری ست؛
و
زیستن در اکنون ذهن را ساکت و بی قراری را به قرار تبدیل می کند.
هیاهوی درون آدمی را خاموش، شورش های درون آدمی را به امکان ها و فرصت ها تبدیل می کند.
هراس و شتابزدگی را خلع سلاح و ناظر را به ناظم هدایت می کند.
مانند طفلی که مادر خود را نظاره است، یاد می گیرد، آموزش پذیر می شود و به بلوغ می رسد.
ذهنی که در گذشته و فرداست، بیمار است، آرامش ندارد، قضاوتگر است، شهود ندارد، حضور ندارد و حضور در اکنون را تجربه نمی کند.
ذهن انسان عصر امروز بیمار است، وسواس دارد، زشتی ها را می بیند و می سازد، روح والای کلمات را به بدی نشخوار میکند و در چرخه ی معیوبی از بدگمانی گرفتار...
عذاب وجدان های گذشته را بر دوش می کشد، خود را شلاق می زند و سقوطی سخت می کند به تاریک ترین بخش وجود خویش؛
آگاه بودن به حضور خویش، والاترین رسالت آدمیست برای رسیدن به سرور، سکوت، آرامش و شعف درونی...
آدمی که به بودنِ خود پی ببرد، به بودنِ خالص خویش رسیده و صدای سکوتِ هستی را ادراک می کند، زبان پرندگان، درختان، نجوای پنهانیِ ستارگان و نگاهِ ماه به ما را خواهد دید و شنید...
محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
دون خوان در مورد یکی از بزرگترین عیب های انسان عادی گفت:
ما موجوداتی در راه مردن هستیم. نامیرا نیستیم. ولی طوری رفتار می کنیم که گویی نامیرا هستیم. این عیب در واقع سقوط ما به عنوان فرد است و روزی نیز انهدام ما را بعنوان موجود زنده، بشریت، موجب خواهد شد.
دون خوان اظهار داشت که امتیاز استادها نسبت به همنوعان عادی آنان در این است که استادها می دانند آنها موجوداتی هستند که می میرند و نمی گذارند که از آن معرفت منحرف شوند. او تاکید کرد که کوشش عظیمی باید صورت گیرد تا این معرفت را بعنوان امر مسلم کاملی درآورد و نگاه داشت.
نویسنده: کارلوس کاستاندا
https://t.me/mohammadnaseri40
هدف اصلی من در زندگی فداکاری، گسترش آرامش و دوستی، خوشبختی و ترویج محبت و عشق با همه انسان ها می باشد
برای اینکه انسان ها بتوانند به شناخت هدف و رسالت خود برسند، باید از دنیای درون خود شناخت پیدا کنند و به ترویج عشق و محبت در جهان هستی بپردازند. با این کار باعث تغییر و تحول اساسی در زندگی خود می شوند. اگر شما تمام رویدادها و حوادث زندگی خود را جز لازم و ضروری زندگی خود بدانید، از رنج ها و غصه هایتان کاسته می شود و دیگر این پرسش برای شما پیش نمی آید که “ چرا من؟” به دلیل این که شما به این نتیجه رسیده اید که تمام اتفاقات زندگی شما باارزش و ضروری بوده اند، حتی اگر ندانید که چرا این رویدادها در زندگی شما رخ داده اند و حکمت چه بوده است. من به این موضوع اعتقاد دارم که شناخت و آگاهی به این معنی است که تمام اتفاقات و رویدادهای زندگی خود را بپذیریم و از هر گونه قضاوت و آشفتگی و گله و شکایت از رویدادها اجتناب کنید.
کسانی که کاملا خواستار رواج برادری جهانی هستند باید آگاهی از آن روح یکتایی که در همهی هستمندان سکونت دارد را در خود گسترش دهند...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
فرض کن آتش به فرمان پر پروانه باشد
پاسبان ها می فروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آه ما آتش به ریش ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد قصر او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصور کن که در آن
عهدها محکم بماند قول ها مردانه باشد
شربت مسموم خوردن بهتر از لب تشنه مردن
نوش جان کن گرچه شاید زهر در پیمانه باشد
سالها در گوش مردم قصه موعود خواندند
منکه باور کردم اما وای اگر افسانه باشد
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
زندگی هر تجربه و رنجی که برای تکامل روح ما نیاز باشه رو به ما هدیه میده...
هرگاه به مشکلی یا بی قراری درونی برخورد میکنم ، بارها از خودم می پرسم :
درس من از این لحظه و تجربه چی هست؟ چرا دارم این احساس و یا درد و رنج و اتفاق رو تجربه میکنم؟
جهان در حال منبسط شدن و تغییر است ، پس یکی از اصل های جهان بی ثباتی است
اگر من خواهان ثبات مداوم و حفظش باشم این خواسته ی مطلق در من ایجاد رنج و اضطراب میکنه؛
همه چیز در گذره ، دقیقا جایی که همه چیز و آروم کردی میبینی یک رنج پنهان درونی خودشو بهت نمایش میده یا یک اتفاقی در بیرون دوباره این آرامش ظاهری که ساختی متلاطم میکنه ، متعجب میپرسم : چرا اینطور شد؟
این نقطه ، نقطه ی تغییر ، باید تغییری رخ بده درونی و بیرونی و من نباید جلوی تغییر بایستم یا به آنچیزی که باید تغییر کنه بچسبم حال این یک خصوصیت باشه ، عادت باشه ، فرد باشه ، چیزی باشه ، رویداد باشه،؛
به خودم میگم جاری باش همراه شو، همفاز شو، در صلح باش، تسلیم و هوشیار باش.
و یادت باشه هیچ چیز در زندگی بر علیه تو نیست و زندگی و تمامی اتفاقات و آدم ها رویدادها همه و همه برای تو رخ میدن
جهان از بودنت هدفی داره
و این «عشق و ارزشمند» بودن توست...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
آسمان از جنس اتفاقات نیست، تو فضا یا بهعبارتدیگر همان آگاهیای هستی که از اتفاقاتی چون افکار، احساسات، حواس و ادراکات آگاه است. خودت را بهعنوان آن آگاهیای که نسبت به این اتفاقات آگاه است شناسایی کن نه خودِ این اتفاقات. با همان بمان به همان مشتاق باش. ابرها هرچه تیرهوتار باشند من اما
آسمانم.
بیکران و آزاد و رها.
هیچ محدودیتی در من راه ندارد.
هرچه بیشتر و عمیقتر خودم را شناسایی کنم،
توجهام از ابرها بیشتر برداشتهشده و
غرق در بیکرانگی خودم،
آرامش خودم،
شور و سرور خودم خواهم شد.
من آسمانم،
گسترده و آرام و آزاد و رها...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
پروردگارا...
کمکم کن تا در خواستن این خواسته همواره امیدوار باشم و در لحظه لحظه آن به تو توکل کنم کمکم کن که به یاری تو در این مسیر ایمان قلبی داشته باشم و با یقین به آن بیاندیشم
خدایا...
آفات و بدی های خواسته ام را از من دور کن تا آن را وسیله ای کنم برای نزدیکیم به تو
معبودم...
روزگارم هر چه هست،شکرگزار بزرگی و مهر تو هستم
و تنها به تو توکل میکنم
ایمانم را هر لحظه قویتر کن...
آمین
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
از عهد عتیق تا عصر جدید، زنها ارزشمند بودند و هستند، نه بخاطر زیبایی ظاهری که خداوند در آنها قرار داده، بلکه بخاطر قدرت شهود معنوی و خردمندی بسیار بالای آنهاست
و مردها از قدیم الایام به همین علت بسمت آنها کشیده می شوند، چون زنها اساتید ابعاد معنوی و روحانی و شهودی هستند و کمتر کسی حتا خودشان بر این قرار واقف هستند و این شهود یکی از قراردادهای روح با کالبد زنانه است و مردها کاشف این روح ها و رمزگشای این شهودها هستند...
این مطلب ادامه دارد...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
در شهود چنان باید بود که روح هستی بر جان مان، دست نوازش بکشد و معرفت این را پیدا کنیم که هر اتفاقی که در این عالم هستی می افتد هدفمند است
و بر روی پله عقل اینگونه باشیم که توهمات را از واقعیت تمیز دهیم
و هر چیزی که قابل شهود شد، او را در گفتار و اعمالمان آشکار کنیم،
و برای این چاره ای نداریم جز آنکه در مسیر عقل و شاعرانگی (عالم هستی را از زوایه دید خالق بنگریم) قرار بگیریم
و هیچ کدام از این دو مسیر به تنهایی کافی نیست و لازم و ملزوم هم هستند
و اگر هر دو در هم تنیده شوند، عقل عطرِ عَدل و شهود بوی جان می گیرد
و بینش مان ابدی خواهد شد...
محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
رهایی در اوج خواستن مفهومی است که درک آن به ما کمک میکند تا با عمق و پیچیدگیهای زندگی مواجه شویم. این ایده به ما میآموزد که درست در لحظاتی که تمایل شدید به کنترل و به دست آوردن داریم، باید هنر رها کردن و اعتماد به جریان طبیعی زندگی را یاد بگیریم.
اوج رهایی :
تصویر نهایی انسان از (خود) است، اوج پیچیدگیها و خواستهها را نشان میدهد. اما در عین حال، نور و انرژیای که در اطراف شخصیت مرکزی دیده میشود، نمادی از رهایی است. این تصویر نشان میدهد که در اوج خواستن، لحظهای فرا میرسد که انسان درک میکند تلاش برای کنترل همه چیز بیفایده است. این لحظهای است که در آن فرد متوجه میشود، به جای تلاش بیپایان برای به دست آوردن، بهتر است رها کند و به جریان زندگی اعتماد کند.
این رهایی، همان لحظهی شگفتانگیزی است "رها کردن در اوج خواستن". درست در لحظهای که انسان احساس میکند باید هر چیزی را کنترل کند، وقتی میفهمد که باید رها کند، آرامش و آگاهی عمیقی در درون او شکل میگیرد...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
صدای پاها گویی صدای حرکت زندگی است.
هر گام، هر طنین، نغمهای است که بر بستر زمان نقش میبندد و راهی به سوی آینده میگشاید.
این صداها، نشان از گذر لحظهها و حرکت به سوی ناشناختهها دارند.
صدای پاها، داستانی است از تلاش، امید، و پایداری. هر قدمی که برداشته میشود، نشانهای از زندگی است که در جریان است، پر از شور و اشتیاق، پر از آرزوهای نهفته و رویاهای در حال تحقق.
در سکوت شب، صدای پاها نوید بیداری صبح را میدهد. در غوغای روز، این صداها گواهی است بر جریان دائمی زندگی.
صدای پاها، موسیقی بیپایانی است که هر انسانی با هر گام خود به آن میافزاید. این صداها، همواره در گوش جان میپیچند و یادآور میشوند که زندگی، سفری است پر از لحظات ناب و بیتکرار.
صدای پاها ، صدای حرکت زندگی است.
هر گام، هر طنین، یادگاری است از لحظاتی که میگذرد و به آیندهای روشنتر میانجامد و میگویند نمان و برو...
صدای پاها، همواره نمادی از تلاش و امید برای ساختن جهانی بهتر و زیباتر است.
به صدای پاهایی که اطراف خود می شنوید ، درنگ کنید
شاید آنها برای شما هم حامل پیامی باشند...
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
