گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Open in Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Show more603
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
خاندان اردلان
تاریخ تمدن ایران باستان
@sh_ardalan
https://telegram.me/ardalan_family
کانال خاندان اردلان یکی از کانال های ارزشمند زادگاه من است.
در این کانال که توسط یکی از بانوان دلسوز، با اراده و فهیم بیجار کردستان، بانو شهلا اردلانی، اداره می شود، اطلاعات و مستندات بسیار با ارزشی درج می شود که گوشه هایی از گذشته این مردم و خاندان بزرگ اردلان در سراسر کشور و شخصیت های اثر گذار بر زندگی مردم را، معرفی می کند. دیدن این کانال را بە دوستان عزیزخود معرفی می کنم.
کانال مێژووی ناوچەی دیواندەرە یکی از کانال های ارزشمند زادگاه من است.
در این کانال که توسط یکی از فرزندان دلسوز، با اراده و فهیم دیواندره، کاکه سیف الله کرمی، اداره می شود، اطلاعات و مستندات بسیار با ارزشی درج می شود که گوشه هایی از گذشته این مردم و افراد اثر گذار بر زندگی مردمانش را، اعم از تاثیرات خوشایند یا دردناک، معرفی می کند. دیدن این کانال را بە دوستان عزیزخود معرفی می کنم. 🙏🌹
✅ کانال مێژووی ناوچەی دیواندەرە
@Mezhoo_Divandareh
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
در این کانال یادداشت های شخصی و معرفی تصاویر، فیلم ها و مطالب مرتبط دیگر با تمرکز بر توسعه کردستان درج می شود
https://telegram.me/kDproblems
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب و معرفی تصاویر، فیلم ها و مطالب مرتبط دیگر با تمرکز بر توسعه کردستان درج می شود
https://telegram.me/kDproblems
با تشکر از دوست عزیزم دکتر علی اشرافی، توصیه می کنم برای درک انتخابات آمریکا، کتاب"دموکراتیک شدن فرهنگ" و "آیا دموکراسی در آمریکا ممکن است"را مطالعه فرمائید.
نهایی تمرکز کرد و فرایندها را برای تحقق آن هدفها طراحی کرد. هیچ کاری را نباید انجام داد مگر درجهت تحقق چشم انداز و هدف های نهایی باشد. به نظرم ارتباط ارگانی بین هدفها و روشها وجود ندارد
رابعا باید روند گذشته را بررسی کرد، باید وضعیت موجود را شناخت و آنگاه در مورد آینده تصمیم گرفت. متاسفانه هیچ ارزیابی مستندی از روند گذشته و وضع کنونی نداریم، آیا کسی گزارش میزان تحقق پنج برنامه قبلی در کشور استان را تهیه کرده است کجاست. جرا منتشر نمی شود؟
خامسا باید روی فرصت های آشکار و نهان مناطق مختلف و استان کردستان تمرکز نمود. ما جز شعارهای کلیشه ای هیچ شناخت واقع بینانه ای از فرصت ها و شایستگی های استان نداریم یا اگر داریم ارایه نکرده ایم. به نظر حقیر فرصت های زیادی در استان وجود دارد که با تکیه برآنها می توان مسیر توسعه استان را مشخص کرد. چه مزیت هلی نسبی و طبیعی، چه مزیت های انسانی و مرزی.
و نهایتا باید سناریوهایی مختلف برای موقعیت های متفاوت داشته باشیم که نداریم
به عنوان مثال در حالی که بزرگترین فرصت استان ما که مرزی بودن آن است متاسفانه برخی مواقع این فرصت کم نظیر به تهدید تبدیل شده است.در نهایت باید گفت: بدون هوش رقابتی یعنی بدون برخورداری از اطلاعات و آمار واقعی و داشتن بانک اطلاعات نمی توان توسعه را برنامه ریزی کرد. باید اول بشناسیم توانمندی ها، نیازها، فرصت ها، ظرفیت ها و امکانات آشکار ونهان را بعد برنامه ریزی کنیم
تولیت تنظیم سند توسعه ملی مشترکا با قوای مقننه و مجریه و بخش خصوصی و نهادهای مدنی است، متاسفانه اولا بخش های حکومتی منسجم عمل نکرده و فاقد تفکر استراتژیک هستند، ثانیا هیچ نقشی را به بخش خصوصی و نهادهای مدنی نمی دهند. مطمین باشید مادام بخش های غیر دولتی در فرایند تنظیم سند توسعه کشور و استان ها مشارکت واقعی و پر رنگ نداشته باشند توفیقی حاصل نخواهد شد
اگر با نگرش استراتژیک به استان بنگریم، منابع زیادی قابل شناسایی و جذب است. استان کردستان یک استان مرزی است، باید از مزیت نسبی مرزی بودن، مزیت رقابتی بسازیم، استان ما یک استان توریستی است باید با ایجاد امنیت سرمایه گذاری و تغییر نگاه به روش های مرز داری زمینه را برای جلب سرمایه گذاران داخلی و خارجی فراهم کرد، استان ما یک استان کشاورزی است باید از خام فروشی جلوگیری کرد و با دعوت سرمایه گذاران که درسار استان ها مواد اولیه ما را خریداری می کنند آن ها را در استان مستقر و هزاران فرصت شغلی ایجاد نمود، استان ما یک استان معدنی است باید جلو خام فروشی معادن را گرفت و شبیه بخش کشاورزی، سرمایه گذاران و صنعتگران خریدار مواد اولیه را به استان دعوت کرد، استات ما اب دارد باید حق اب را از استفاده کنندگان از آب استان گرفت، استان ما مملو از سرمایه انسانی است می توان نهضت نرم افزاری راه انداخت. هند را نگاه کنید، مصر را نگاه کنید چگونه با استفاده از تفکر استراتژیک و استراتژی اقیانوس آبی به حوزه های فناوری ورود پیدا کرده و در سطح بین المللی برای خود جایگاهی پیدا کرده اند، چرا ما نتوانیم چنبن کنیم!
ر همین رابطه آمایش سرزمین که موید وجود تقسیم کار ملی است وجود نداشته یا عملی نشده است، سندهای توسعه استان ها نه برمبنای چشم انداز استان ها که همانند طرح تیپ به صورت یکدست و مشابه طراحی شده است. اگر از مدیران ملی یا استانی بپرسیم چشم انداز توسعه کردستان با کرمان یا سمنان چه تفاوتی با هم داشته اند هیچ مستنداتی وجود ندارد این تفاوت ها به صورت معنادار و بارز ارابه شوند. چرا؟ زیرا با نگرش استراتژیک، سند توسعه ملی و استانی تهیه نشده است، می توان گفت اسناد توسعه استان ها تقریبا کپی برداری بوده و وجه تمایز چشمگیری بین آن ها وجود نداشته و یا قابل شناسایی و تمیز نیست. اگر به میزان تسلط مدیران و متولیان توسعه استان کردستان به اصول و مبانی مدیریت استراتژیک در 25 سال گذشته بنگرید مشخص می شود چه مقدار به تفکر استراتژیک درگیر و از تکنیک های برنامه ریزی استراتژیک استفاده کرده اند. یک نکته دیگر را نباید نادیده گرفت و آن اینکه هیچ ارزیابی مستندی از میزان تحقق برنامه های اول تا پنجم وجود ندارد یا اگر وجود دارد منتشر نشده است
اگر تفکر استراتژیک بر برنامه های توسعه ملی از جمله برنامه پنجم حاکم بود میزان تحقق هدف 8 درصد رشد اقتصادی به منفی 5 و 8 دهم درصد نمی رسید. واقع بینی و گره زدن روند گدشته، وضع موجود و هدف گذاری آینده یکی از ارکان تفکر استراتژیک است. اگر این سه مقطع به هم گره زده شوند محال است این میزان انحراف از سند استراتژیک بدست آید. از آنجا که سناریو نویسی ویا به تعبیر علمای مدیریت استراتژیک ، فرضیه سازی یکی از اجزای تفکر استراتژیک است، توسل به مشی استراتژیک سناریوهای مختلف را برای مواجهه با شرایط متفاوت ارایه می دهد و اجازه انحراف 15 درصدی نخواهد داد.
خانم لیدکاو آقای هامل می گویند فرصت جویی یا به تعبیر من فرصت قاپی یکی از ارکان تفکر استراتژیک است، خلق چشم انداز نو آورانه یکی دیگر از اجزای تفکر استراتزیک است، خوب سوال این است که مگر می شود با تنظیم اسناد کپی شده، سند استراتژیک توسعه ملی یا استانی نوشت. اگر کسی بیاید و سندهای ملی توسعه 25 سال گدشته را بررسی کند تقریبا با اندک تغییراتی کپی هم هستند، این یعنی اینکه تفکر استراتژیک در فرایند برنامه ریزی ملی هم وجود نداشته است. بزرگان مدیریت استراتژیک می گویند شاکله سندهای استراتزیک باید نوآورانه وساختارشکنانه باشد، تقلید و کپی برداری در این مسیر جایز نیست
اگر تفکر استراتژیک بر ارکان تصمیم گیری کشور حاکم بود الان می بایست برنامه های پنجساله ما مملو از نوآوری ها و فرصت یابی های گسترده باشد که نیست ، لذا می توان مدعی شد در بالاترین سطح تصمیم گیری کشور تا استان ها تفکر استراتژیک حاکم بر برنامه ریزی های ما نیست. در استان کردستان می توان قاطعانه گفت شرایط لازم برای وجود تفکر استراتزیک وجود نداشته و مدیران ما بر اساس منابع در دسترس برنامه ریزی کرده و گرفتار روزمرگی شده اند. هیچ چشم اندازی برای ده یا بیست سال آینده استان ترسیم نکرده اند. من به واسطه رشته تحصیلی خود که مدیریت استراتژیک است، سال ها پی گیر برنامه های استراتژیک توسعه استان بوده ام تا کنون حتی یک سطر در مورد چشم انداز بیست ساله استان که مبتنی بر آمایش سرزمین و تقسیم کار ملی باشد ندیده ام. اگر وجود دارد ارایه کنند تا بتوانیم ارزیابی کنیم چه میزان به این موقعیت ترسیم شده نزدیک شده یا از آن دور شده ایم!
در این رابطه می توان از مدیران استان پرسید چشم انداز توسعه استان را کجا و در چه سندی ترسیم و تنظیم کرده اید. چرا سندهای توسعه فاقد چشم انداز است. اگر در سال 1368 در اولین سند پنجساله، چشم انداز طراحی و ترسیم می شد الان می بایست میزان نزدیک شدن به آن را درک می کردیم، برنامه های ما شبیه طی مسیر کسی است که هدف و مقصد نهایی خود را تعیین نکرده و فقط حرکت می کند، به کجا نمی داند. حقیر 14 سال قبل در همایش توسعه مهاباد گفتم مادام چشم انداز معینی برای توسعه استان ها ترسیم نشود سخن گفتن از توسعه و سند استراتژیک بیهوده است
صاحب نظران مدیریت برای تفکر استراتژیک پنج فرمان را نام برده اند که عبارتند از:
.1بیش از کسب اطلاعات در پی یادگیری از محیط باشید(کشف قوانین حاکم بر بازار)
.2بیش از پاسخگویی به نیازهای کشف شده، در پی کشف نیازهای پاسخ داده نشده باشید
.3بیش از اهداف میانی، چشم به اهداف نهایی داشته باشید.
.4بیش از قابلیت سازی برای تولید، به قابلیت سازی برای رقابت باشید.
.5در حرکت بسوی هدف، بیش از سرعت به فکر راه میانبر باشید
خوب شما ببینید ما کدامیک از این توصیه ها را عمل کرده ایم. برای طراحی سند توسعه استان با نگرش استراتژیک باید:
اولا چشم انداز داشته باشیم که نداریم، اگر داریم منتشر کنید
ثانیا باید نگرش ما سیستمی، جامع و همه جانبه نگرانه باشد تا توسعه پایدار محقق شود، متاسفانه بخشی نگری قاتل برنامه های جامع شده است
ثالثا باید بر هدف های
نقش تفکر استراتژیک در توسعه کردستان
برای ورود به بحث تفکر استراتژیک ابتدا اشاره ای به مدیریت استراتژیک، مفهوم و ابعاد آن می اندازیم. دیوید می گوید: مدیریت استراتژیک تلاشی است برای تهیه نسخه دوم از آنچه در مغز یک انسان بسیار باهوش و نخبه می گذرد. یعنی کسی که دارای درک مستقیم از امور است و از زیر وبم سازمان آگاه است و این دانش فطری و نعمت خدادادی را با تجربه و تحلیل های علمی می آمیزد.
اگر این تعریف دیوید را جدی بگیریم می توان گفت تفکر استراتژیک در دل مدیریت استراتژیک قرار دارد، با این تفاوت که تفکر استراتژیک ذهنیت ما در مورد استراتژی است اما مدیریت استراتژیک به عینیت درآوردن آن است
برای اینکه این بعد از استراتژی را دریابیم بد نیست به حرف را خانم جین لیدکا توجه کنیم که شاید بهترین تعریف را ارایه کرده باشد که تحت عنوان عناصر تفکر استراتژیک پنج ویژگی را برای آن برشمرده که البته اینها عناصر اصلی است وگرنه می توان ابعاد دیگری را نیز به آن افزود
خانم جین لیدکا ویژگی های تفکر استراتژیک را شامل پنج عنصر زیر می داند:
.1 نگرش سیستمی ( مجموعه اجزاء را یک کل ببیند:تعامل، هم افزایی و..)
.2تمرکز بر هدف : تعین جهت گیری های سازمان : تمام فعالیت ها برای رسیدن به یک هدف مهم است
.3فرصت جویی ( فرصت طلبی ) زیرکانه : به عبارت دیگر فرصت قاپی
.4حرکت در افق زمان : گذشته ، حال و آینده را به هم گره بزند
.5فرضیه سازی ( حلقه و اصل بین خصوصیات خلاقانه و تحلیل ) به عبارت دیگر سناریو سازی.
علاوه بر خانم لیدکا کسان دیگری نیز در مورد تفکر استراتژیک نشریه پردازی کرده اند از جمله گری هامل که الگوی نو آوری را معرفی کرده و در مورد آن پنج توصیه را ارایه کرده است:
به نظر حقیر چهار کلیدواژه خلق چشم اندلز، تمرکز بر اهداف نهایی، تمرکز بر فرصت یابی، توجه به افق زمانی و سناریوسازی معرف ابعاد تفکر استراتژیک اند، تفکر استراتژیک لایه دهنی و برنامه ریزی استراتژیک لایه رویین و عینی مدیریت استراتژیک به حساب می آیند
با توجه به تعاریفی که به استناد نظریات علمای مدیریت استراتژیک ارایه شد. می توان گفت: از آنجا که توسعه جوامع ماهیتا یک امر استراتژیک است، انتظار می رود با رویکرد استراتژیک به طرح های توسعه نگریسته شود. لذا اگر این پیش فرض را برای توسعه بپذیریم و با رویکرد استراتژیک تحلیل کنیم می توان گفت برنامه ریزی استراتژیست توسعه، فرآیندی است که نیازمند تفکر استراتژیک است. به معنای دیگر توسعه بدون رویکرد استراتزیک بی معناست.چرا که بدون نگرش استراتژیک هرگز نمی توان توسعه را برنامه ریزی کرد. به نظر می رسد میزان تحقق توسعه رابطه معناداری دارد با میزان برخورداری از فکر و نگرش استراتژیک. نمونه های عینی جوامع توسعه یافته چه در سطح کشورها و چه در سطح استان ها یا مناطق نیز این ارتباط را هویدا می سازد. اگر تک تک عناصر تفکر استراتژیک که خانم لیدکا مطرح کرده را مد نطر قرار دهیم این ارتباط انکار ناپذیر است زیرا اگر در برنامه ریزی توسعه نگرش سیستمی وجود نداشته باشد یا هدف نهایی و جهت گیری ها مورد توجه قرار نگیرد و فرصت های آشکار و پنهان مورد غفلت قرار بگیرد یا توسعه در یک فرآیند و پیوستگی گدشته به حال و حال به آینده برنامه ریزی نشود، انتظار تحقق توسعه یافتگی امری محال است. نهایتا عرض می کنم که نقش تفکر استراتزیک با لحاط عناصر پنجگانه آن در برنامه ریزی توسعه شرط لازم به حساب می آید و بدون برخورداری از نگرش استراتژیک توسعه ممکن نخواهد بود
اگر توسعه را در یک فرآیند برنامه ریزی تعریف کنیم، که رواست می توان گفت تفکر استراتژیک ذهنیت یا باوری است که پیش از عمل باید وجود داشته باشد. بدون وجود نگاه استراتژیک برنامه توسعه در گرداب روزمرگی دچار خواهد شد. به عبارت دیگر برنامه توسعه عینیت بخشیدن به تفکر استراتژیک است. یعنی اگر مهمترین رکن تفکر استراتژیک را خلق چشم انداز نو آورانه بدانیم، برنامه ریزی راه های تحقق و رسیدن به این چشم انداز است
یک تعبیر دیگر در مورد تفکر استراتژیک می گوید تفکر استراتژیک نوعی بصیرت و نگاه عمیق و درک و فهم عوامل اثرگذار بر فرآیند ارزش آفرینی است و برنامه، راه های عینیت بخشیدن به این فهم.
در یک ارزیابی اجمالی می توان مدعی شد یکی از علل توسعه نایافتگی کشور یا استانی مثل کردستان را می توان فقدان تفکر استراتژیک مدیران و متولیان توسعه کشور یا استان دانست. ما پنج برنامه توسعه در کشور و به تبع، برش های آن را در استان اجرا کرده ایم اما تحول چشمگیری حادث نشده و به جد می توان مدعی شد بخش عمده اهداف این برنامه ها تحقق نیافته است. چرا؟ شاید بخش مهم آن به خاطر فقدان تفکر استراتژیک بوده باشد. به عنوان مثال می توان گفت چشم اندازی که طبق نظر صاحب نظران، خلق آن شاه بیت تفکر استراتژیک است پیش رو نبوده، به فرصت های پنهان و آشکار توجه نشده و یا موردبهره برداری قرار نگرفته است.د
نقش مطبوعات محلی در توسعه کردستان
1. گذشته از تعدد و تنوع نشریات محلی سیاسی و فرهنگی سال های 57 و 58 در کردستان که تقریبا همه وابسته به گروه های سیاسی چپ و بعضا اسلامی بودند و با استفاده از فضای باز سیاسی بعد از پیروزی انقلاب، بدون نیاز به مجوز خاصی به صورت دوره ای یا گاهنامه منتشر می شدند، تقریبا ئامانج، آبیدر، سروه و بعدها سیروان را می توان از جمله نشریات محلی پر عمر استان کردستان در سی سال گذشته دانست.نشریات متعددی در این سه دهه در استان کردستان متولد شدند و به دلایلی ناکام ماندند اکنون هفته نامه ها، ماهنامه ها و فصل نامه های زیادی در استان منتشر می شوند؛فرهنگی و هنری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. فارغ از میزان موفقیت این نشریات و خط مشی و جهت گیری های شان، نفس وجود شان خیر است. امیدواریم با توجه به شاخص ها و استانداردهای ملی و جهانی در آینده شاهد رشد کمی و کیفی مطبوعات محلی در استان باشیم
2. نشریات، اعم از روزنامه، هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه، سالنامه و گاهنامه هر کدام با هدف و نیت خاصی منتشر می شوند. برخی خبری، برخی تحلیلی، برخی انتقادی و بعضی نیز تبلیغی، ترویجی و آموزشی و اندکی نیز پژوهشی. نشریات موجود با هر هدف و نیتی منتشر شوند می توانند به عنوان ابزاری و حتی شاخصی در مسیر توسعه همه جانبه استان و منطقه اثربخش باشند. اثربخش بودن این نشریات را از چند منظر می توان مد نظر قرار داد:
اول، به عنوان کانال هایی برای آگاهی بخشی و دسترسی مردم به اطلاعات،
دوم، به عنوان ابزاری برای ترویج و آموزش روش ها، فرایندها، رویه ها و رفتارهای مدنی و سهرنشینی،
سوم، به عنوان بستری برای گفتگو، تعامل و بده بستان های فکری و تحلیلی بین نخبگان و صاحبان اندیشه و قلم،
چهارم، به عنوان ابزارهای انتقال نتایج مطالعات و بررسی های علمی و میدانی، پنجم ، ابزارهایی برای ایجاد و تقویت هوش رقابتی و بازاریابی در محیط های کسب و کار و... هر یک از این اهداف و به هر میزان تحقق یابد می توان گفت مطبوعات یکی از پایه های توسعه یک جامعه به حساب می آید. در کردستان نیز می توان یکی از موانع یا دلایل توسعه نایافتگی را ضعف و ناتوانی نشریات محلی برشمرد. به عبارت دیگر به اتکای وضعیت جوامع توسعه نایافته و توسعه یافته می توان مدعی شد رابطه معناداری بین کمیت و کیفیت مطبوعات و میزان توسعه یافتگی یک جامعه وجود دارد.
3. استان کردستان، به استناد آمار و اطلاعات مراجع رسمی یکی از استان های توسعه نایافته یا کمتر توسعه یافته کشور محسوب می شود، برای طی مسیر توسعه نیازمند داشتن نشریات توانمند محلی است، ضمن تکریم اندیشه و قلم تمام کسانی که در نشریات محلی، و سراسری در کردستان در نقش خبرنگار یا روزنامه نگار در مسیر توسعه گام برداشته اند توجه به چند نکته را نباید از نظر دور داشت. مواردی که می توانند تعیین کننده میزان اثربخشی نشریات محلی باشند را می توان به شرح زیر نام برد:
یک. درک نقش واقعی افراد به عنوان خبرنگار یا روزنامه نگار.
دو. میزان استقلال نشریات و کسانی که در آن قلم می زنند
سه. میزان مشارکت و نقش آفرینی بخش خصوصی و نهادهای مدنی
چهار، میزان وابستگی نشریات به نهادهای دولتی و صاحبان قدرت
4. ضمن تکریم شان و مرتبت روزنامه نگاران و خبرنگاران ارجمند کردستان، سه توصیه برادرانه دارم به این عزیزان:
اول. خبرنگار یا آژانس خبرنگاری شانی جز انتقال آگاهی مربوط به آنچه رخ داده و یا در حال رخ دادن است به مخاطب رسالت دیگری ندارد. آلوده کردن شان خبرنگاری به گرایش های سیاسی و ایدیولوژیک موجب کسر شان این رسالت مهم و ارزشمند می شود. به نظر می رسد مردم انتظار دارند از خبرنگار واقعیات را بشنوند و ببینند
دوم. روزنامه نگاری شانی بالاتر از خبرنگاری دارد. شان روزنامه نگار تحلیل و نقد رویدادها و روابط سیاسی-اجتماعی با عینک حق بینی است، بر این اساس یک روزنامه نگار حق ندارد به خاطر تمایل به یک جریان سیاسی یا ایدئولوژیک، حقیقت را نادیده بگیرد
سه. شایسته است خبرنگاران و روزنامه نگاران ضمن درک شان و منزلت و رسالت ذاتی خود تلاش کنند در ارتقای سطح آگاهی جامعه، چه از منظر خبرنگاری و بیان واقعیت، چه از منظر روزنامه نگاری و بیان حقیقت نقش تاریخی خود را ایفا نمایند. تردید نمی توان کرد یکی از آسیب های جدی فرایند خبرنگاری و روزنامه نگاری آلوده کردن این حرفه مهم به گرایش های سیاسی و ایدیولوژیک است. امیدوارم بخش قابل توجه جامعه خبرنگاری و روزنامه نگاری کردستان با حفظ استقلال و پایبندی به رسالت ذاتی خود بکوشند جریان قدرتمند مستقل و پایبند به منافع و مصالح ملت و جامعه را بر هر امری ترجیح داده و در مسیر توسعه کردستان نقش تاریخی خود را به خوبی ایفا کنند
به نظر حقیر اگر با نگرش استراتژیک به استان بنگریم، منابع زیادی قابل شناسایی و جذب است. استان کردستان یک استان مرزی است، باید از مزیت نسبی مرزی بودن، مزیت رقابتی بسازیم، استان ما یک استان توریستی است باید با ایجاد امنیت سرمایه گذاری و تغییر نگاه به روش های مرز داری زمینه را برای جلب سرمایه گذاران داخلی و خارجی فراهم کرد، استان ما یک استان کشاورزی است باید از خام فروشی جلوگیری کرد و با دعوت سرمایه گذاران که درسار استانها مواد اولیه ما را خریداری می کنند آنها را در استان مستقر و هزاران فرصت شغلی ایجاد نمود، استان ما یک استان معدنی لست باید جلو خام فروشی معادن را گرفت و شبیه بخش کشاورزی، سرمایه گذاران و صنعتگران خریدار مواد اولیه را به استان دعوت کرد، استات ما اب دارد باید حق اب را از استفاده کنندگان از آب استان گرفت، استان ما مملو از سرمایه انسانی است می توان نهضت نرم افزاری راه انداخت...هند را نگاه کنید، مصر را نگاه کنی. ....و.،،.سخن بسیار است:"مرد میدان می خواهد و سرسوزن درایتی و..."
سلام مهندس چوبتاشانی عزیز
رهبران هر سازمان را می توان مدیران استراتژیک آن سازمان دانست منتها ممکن است بعضا! در سازمانهای ما به ندرت مدیران مسلح به علم مدیریت استراتژیک وجود نداشته باشد کا بر می گردد به سیستم عزل و نصب مدیران که لابد شایسته سالارانه نبوده است
شخصیت استراتییک یک امر نسبی لست. هیچ مدیری نه صد درصد استراتییک است و نه صفر درصد اما یک مدیر به نسبت داشتن دانش ایتراتزیک، خلاقیت، نگرش سیستمی، ریسک پذیری و ویژگی های دیگر می تواند استراتژیک تر باشد
ممنون دکتر فتاحی عزیز برای رفع خستگی مزاح عرص کردم. پاسخ سوالات جنابعالی را می توان از متن سوال خودتان استخراج کرد
خیر نمی توان بدون نگرش سیستمی و در افق زمان از برنامه توسعه سخن راند
تفکر استراتزیک، نگرش، نگاه و دیدگاه ما نسبت به محیط، رقبا و عناصر درونی وبیرونی است اما اهداف استراتیژیک در قالب برنامه استراتژیک برای عینیت بخشیدن به آن نگرش تعیین می شوند
برنامه استراتییک را نی توان در هر شرایطی تنظیم کرد. کشورهایی که منابع کمتری دارند باید با استفاده از استراتژی اقیانوس آبی منافع پنهان را بیابند و از فرصت های ممکن بهره ببرند، سند استراتژیک خاص پولدارها نیست،
فضای رقابت برای مقایسه خود با رقبای بیرونی یا همگنان است اما در درون سازمان یا استان یا کشور باید با نگرش سیستمی همه بخش ها را با همدیگر هماهنگ کرد.حق با جنابعالی است
و سوال آخر
انشالله اگر موافق باشید ادامه بحث را در نشست بعدی به واقعیات اختصاص خواهیم داد. شرط آن وجود سوالاتی برای پاسخگویی است. اگر مدیران دیربط یا نمایندگان مجلس هم شرف حضور داشته باشند چه بهتر
تولیت تنظیم سند توسعه ملی مشترکا با قوای مقننه و مجریه و بخش خصوصی و نهادهای مدنی است، متاسفانه اولا بخش های حکومتی منسجم عمل نکرده و فاقد تفکر استراتژیک هستند، ثانیا هیچ نقشی را به بخش خصوصی و نهادهای مدنی نمی دهند. مطمین باشید مادام بخش های غیر دولتی در فرایند تنظیم سند توسعه کشور و استان ها مشارکت واقعی و پر رنگ نداشته باشند توفیقی حاصل نخواهد شد
خوب شما ببینید ما کدامیک از این توصیه ها را عمل کرده ایم. به نظر حقیر برای طراحی سند توسعه استان با نگرش استراتژیک باید:
اولا چشم انداز داشته باشیم که نداریم، اگر داریم منتشر کنید
ثانیا باید نگرش ما سیستمی، جامع و همه جانبه نگرانه باشد تا توسعه پایدار محقق شود، متاسفانه بخشی نگری قاتل برنامه های جامع شده است
ثالثا باید بر هدف های نهایی تمرکز کرد و فرایندها را برای تحقق آن هدفها طراحی کرد. هیچ کاری را نباید انجام داد مگر درجهت تحقق چشم انداز و هدف های نهایی باشد. به نظرم ارتباط ارگانی بین هدفها و روشها وجود ندارد
رابعا باید روند گذشته را بررسی کرد، باید وضعیت موجود را شناخت و آنگاه در مورد آینده تصمیم گرفت. متاسفانه هیچ ارزیابی مستندی از روند گذشته و وضع کنونی نداریم، آیا کسی گزارش میزان تحقق پنج برنامه قبلی در کشور استان را تهیه کرده است کجاست. جرا منتشر نمی شود؟
خامسا باید روی فرصت های آشکار و نهان مناطق مختلف و استان کردستان تمرکز نمود. ما جز شعارهای کلیشه ای هیچ شناخت واقع بینانه ای از فرصت ها و شایستگی های استان نداریم یا اگر داریم ارایه نکرده ایم. به نظر حقیر فرصت های زیادی در استان وجود دارد که با تکیه برآنها می توان مسیر توسعه استان را مشخص کرد. چه مزیت هلی نسبی و طبیعی، چه مزیت های انسانی و مرزی.
و نهایتا باید سناریوهایی مختلف برای موقعیت های متفاوت داشته باشیم که نداریم
به عنوان مثال در حالی که بزرگترین فرصت استان ما که مرزی بودن آن است متاسفانه برخی مواقع این فرصت کم نظیر به تهدید تبدیل شده است.در نهایت عرص می کنم بدون هوش رقابتی یعنی بدون برخورداری از اطلاعات و آمار واقعی و داشتن بانک اطلاعات نمی توان توسعه را برنامه ریزی کرد. باید اول بشناسیم توانمندیها، نیازها، فرصت ها، ظرفیت ها و امکانات آشکار ونهان را بعد برنامه ریزی کنیم
و اما در مورد سوال پنجم شما باید بگویم پنج فرمان را صاحب نظران مدیریت برای تفکر استراتییک نام برده اند که عبارتند از:
.1بیش از کسب اطلاعات در پی یادگیری از محیط باشید(کشف قوانین حاکم بر بازار)
.2بیش از پاسخگویی به نیازهای کشف شده، در پی کشف نیازهای پاسخ داده نشده باشید
.3بیش از اهداف میانی، چشم به اهداف نهایی داشته باشید.
.4بیش از قابلیت سازی برای تولید، به قابلیت سازی برای رقابت باشید.
.5در حرکت بسوی هدف، بیش از سرعت به فکر راه میانبر باشید
سوال پنجم (سوال آخر)
🔸۵. پیشنهاد شما برای ایجاد مکانیسم تفکر استراتژیک در مدیران استان چیست و چگونه می توان این تفکر را ایجاد کرد؟
سوال چهارم را اگر بخواهیم جواب بدهیم باید به همان ویژگی های خانم لیدکا یا هامل استناد کنیم که می گویند فرصت جویی یا به تعبیر من فرصت قاپی یکی از ارکان تفکر استراتژیک است، خلق چشم انداز نو آورانه یکی دیگر از اجزای تفکر استراتزیک است، خوب سوال این است که مگر می شود با تنظیم اسناد کپی شده، سند استراتژیک توسعه ملی یا استانی نوشت. اگر کسی بیاید و سندهای توسعه 25 سال گدشته را بررسی کند تقریبا با اندک تغییراتی کپی هم هستند، این یعنی اینکه تفکر استراتژیک در فرایند برنامه ریزی ملی و استانی وجود نداشته است. بزرگان مدیریت استراتژیک می گویند شاکله سندهای استراتزیک باید نوآورانه وساختارشکنانه باشد، تقلید و کپی برداری در این مسیر جایز نیست
به نظر حقیر اگر تفکر استراتژیک بر ارکان تصمیم گیری کشور حاکم بود الان می بایست برنامه های پنجساله ما مملو از نوآوری ها و فرصت یابی های گسترده باشد که نیست ، لذا می توان مدعی شد در بالاترین سطح تصمیم گیری کشور تا استانها تفکر استراتژیک حاکم بر برنامه ریزی های ما نیست. در استان کردستان می توان قاطعانه گفت شرایط لازم برای وجود تفکر استراتزیک وجود نداشته و مدیران ما بر اساس منابع در دسترس برنامه ریزی کرده و گرفتار روزمرگی شده اند. هیچ چشم اندازی برای ده یا بیست سال آینده استان ترسیم نکرده اند. رشته من مدیریت استراتییک است، سالها پی گیر برنامه های استراتییک توسعه استان بوده ام تا کنون حتی یک سطر در مورد چشم انداز بیست ساله استان که مبتنی بر آمایش سرزمین و تقسیم کار ملی باشد ندیده ام. لطفا اگر کسی سراع دارد ارایه کند تا بتوانیم ارزیابی کنیم چه میزان به این موقعیت ترسیم شده نزدیک شده یا از آن دور شده ایم!
من از مدیران استان می پرسم چشم انداز توسعه استان را کجا و در چه سندی ترسیم و تنظیم کرده اید. چرا سندهای توسعه فاقد چشم انداز است. اگر در سال 1368 در اولین سند پنجساله، چشم انداز طراحی و ترسیم می شد الان می بایست میزان نزدیک شدن به آن را درک می کردیم، برنامه های ما شبیه طی مسیر کسی است که هدف و مقصد نهایی خود را تعیین نکرده و فقط حرکت می کند، به کجا نمی داند. حقیر 14 سال قبل در همایش توسعه مهاباد گفتم مادام چشم انداز معینی برای توسعه استان ها ترسیم نشود سخن گفتن از توسعه و سند استراتژیک بیهوده است
با توجه به پایان فرصت پاسخگویی به سوال سوم به
سوال چهارم می پردازیم.
🔸۴. تفکر استراتژیک با توجه با آنکه یک رویکرد مناسب برای محیط های غیر ساختار یافته یا غیر قابل پیش بینی است به نظر شما سطح تصمیم گیری و تاثیر گذاری با توجه به ماهیت تفکر استراتژیک کدام بخش از جامعه است و وظایف بخش های مختلف جامعه رابیان کنید؟ در کل وضعیت تفکر استراتژیک در مدیریت استان را چگونه می بینید؟
