en
Feedback
فضا و دیالکتیک

فضا و دیالکتیک

Open in Telegram

نشریه‌ی انتقادیِ آنلاین در حوزه‌ی مطالعات شهری، نظریه‌ی معماری، جغرافیای انسانی، و جغرافیای سیاسی راه ارتباطی: info@dialecticalspace.com فیسبوک: https://www.facebook.com/dialecticalspace/ اینستاگرام: https://www.instagram.com/spaceanddialectics/

Show more
Iran179 716The category is not specified
1 248
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+830 days
Posts Archive
با فضا و دیالکتیک همراه باشید. متنِ در دست انتشار: جغرافیا، رئالیسم انتقادی و مارکسیسم: تولید فضا و رئالیسم انتقادی از دید جان مایکل رابرتس آیدین ترکمه مقدمه: زمانی که مشغول نگارشِ رساله‌ام در دوره‌ی دکتری جغرافیای سیاسی (دانشگاه تربیت مدرس) بودم، به واسطه‌ی تمرکزم بر شباهت‌ها و تفاوت‌های روش‌شناسانه‌ی رویکردهای مختلف به فضا/جغرافیا در سنت‌های فکری متفاوت، و به ویژه به سبب علاقه‌ام به استفاده‌ی همزمان از رئالیسمِ انتقادیِ روی باسکار و نیز تولیدِ فضای آنری لوفور در پروراندنِ یک چارچوب نظری آلترناتیو (یک نظریه‌ی فضایی دیالکتیکی) با متن مفصلی از جان مایکل رابرتس (استاد دانشگاه برونل در لندن) مواجه شدم که به رابطه‌ی مارکسیسم و رئالیسم انتقادی پرداخته است. به نظرم رسید بحث‌های او به ویژه برای دانشجویان جغرافیا، مطالعات شهری، معماری، و البته علوم سیاسی و جامعه‌شناسی مفید و راهگشا باشد. از همین رو در این نوشته می‌کوشم با مروری تفصیلی بر نوشته‌ی او با عنوان «انتزاعِ فضاییِ رئالیستی؟ ملاحظاتی مارکسیستی بر مدعایی درونِ جغرافیای رئالیستی انتقادی» به برخی از مهم‌ترین پروبلمتیک‌های نظری‌ای بپردازم که در این سال‌ها با آن‌ها درگیر بوده‌ام. برخی از مهم‌ترینِ این پروبلمتیک‌ها عبارتند از: رابطه‌ی بین سطوحِ تحلیل و مقیاس‌های جغرافیایی، اهمیتِ انتزاع در نظریه‌پردازیِ جغرافیایی، رابطه‌ی نظریه‌پردازیِ انتزاعی و انضمامی، وجوهِ متمایزِ دیالکتیکِ رئالیستی انتقادی و دیالکتیک‌های مارکسی و مارکسیستی، امکان‌پذیریِ کسبِ شناختِ ابژکتیو به شیوه‌ای دیالکتیکی و متفاوت از دیدگاه‌های پوزیتیویستی، کاستی‌های دیدگاهِ پسااستعماری، مزایای یک نظریه‌ی مارکسیستیِ مبتنی بر تمامیت (totality)، رابطه‌ی مارکس و هگل، و ضرورتِ نظریه‌پردازی‌های مارکسیستیِ غیراروپامحورِ ابعاد و لایه‌های متفاوتِ ایران اشاره کرد. در رساله‌‌ام به واسطه‌ی ارائه‌ی خوانشی انتقادی از ژئوپلیتیک انتقادی در آثار ژئوراید اتوتایل و سیمون دالبی، دو چهره‌ی اصلیِ ژئوپلیتیک انتقادی، سعی کردم تا به برخی از این پروبلمتیک‌ها بپردازم. متنِ حاضر را باید در چنین کانتکستی خواند. رئوس متن حاضر به شرح زیر است: ۱. انتزاع در جغرافیا: نگاهی به برداشت‌های مارکسیستی و رئالیستی انتقادی ۲. مارکسِ هگلی در برابر مارکسِ رئالیست انتقادی؟ ۳. برداشتِ رابرتس از رئالیسم انتقادی ۴. رئالیسم انتقادی و جغرافیا ۵. نقد رابرتس بر رئالیسم انتقادی به کمک نظریه‌ی دیالکتیکی علی شمس‌آوری ۶. دیالکتیک فضایی لوفور: انتزاعِ جغرافیایی به شیوه‌ای مارکسیستی ۷. چرا خوانش رابرتس از رئالیسم دیالکتیکی مساله‌ساز است؟ ۸. خوانشِ باب جسوپ از رئالیسم انتقادی و جغرافی‌دان‌های ملهم از او ۹. نتیجه‌گیری

دیروز از طریق یکی از دوستان متوجه شدم کتاب کریستین راس با عنوان «تجملات اشتراکی: مخیله سیاسی کمون پاریس» با ترجمه‌ی رحمان بوذری منتشر شده است. کتاب از زوایای مختلفی دارای اهمیت است. اما یکی از حوزه‌های اهمیتش دقیقن در این است که بر شکل‌های آلترناتیو فضای اجتماعی تاکید دارد. همچنان که می‌توانید در بریده‌ای از کتاب که اینجا در دسترس است ببینید، نویسنده با ضرورت فراروی از شکل دولت ملی و با تاکید بر نقد مفاهیم و واقعیت‌هایی همچون ملی‌گرایی آغاز می‌کند. یکی از منابع الهام اصلیِ کریستین راس، اندیشه‌های جغرافی‌دان آنارشیست الیزه رکلو (Élisée Reclus) است. سنت جغرافیای آنارشیستی نیز مانند برخی سنت‌های دیگر اندیشه‌ی جغرافیایی هنوز در زبان فارسی غایب است. یکی از آثار مهم در این زمینه کتابی است با عنوان آنارشی، جغرافیا، مدرنیته: برگزیده‌ای از نوشته‌های الیزه رکلو. از دیگر نویسندگان مشهور در حوزه‌ی جغرافیای آنارشیستی، پیتر کروپوتکین است. برای مطالعه‌ی بیشتر در این حوزه می‌توانید به مقاله‌ای با عنوان «آنارشیسم و جغرافیا: تبارشناسیِ مختصر جغرافیاهای آنارشیستی» مراجعه کنید. کروپوتکین نیز متنی دارد با عنوان «جغرافیا چه باید باشد» که اینجا در دسترس است. دوست گرامی، هومن کاسبی برخی از آثار کروپتکین و دیگر متون مربوط به آنارشیسم را به فارسی برگردانده است که در اینجا قابل مشاهده هستند.

منتشر شد: تولید اجتماعی فضای شهری مارک گاتدینر ترجمه‌ی آیدین ترکمه ... فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است: 1. درآمد ۲. ا
منتشر شد: تولید اجتماعی فضای شهری مارک گاتدینر ترجمه‌ی آیدین ترکمه ... فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است: 1. درآمد ۲. اکولوژی شهری، اقتصاد و جغرافیا: تحلیل فضایی در گذار ۳. اقتصاد سیاسیِ مارکسی ۴. پارادایم‌های سیال: بحث درباره‌ی نظریه‌ی فضا ۵. فراسوی اقتصاد سیاسی مارکسی: فرمول سه‌تایی و تحلیل فضا ۶. ساختار و عاملیت در تولید فضا ۷. بازسازی فضای سکونتی ۸. اجتماع، آزادی/اختیار، و زندگی روزمره. ... پیشگفتارِ این کتاب که پیش‌تر در فضا و دیالکتیک منتشر شده بود اینجا در دسترس است. علاقه مندان می توانند با مراجعه به فروشگاه دانش شهر مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران واقع در میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران - طبقه همکف نسبت به تهیه این کتاب اقدام کنند.

منتشر شد: تولید اجتماعی فضای شهری مارک گاتدینر ترجمه‌ی آیدین ترکمه ... فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است: 1. درآمد ۲. اکولوژی شهری، اقتصاد و جغرافیا: تحلیل فضایی در گذار ۳. اقتصاد سیاسیِ مارکسی ۴. پارادایم‌های سیال: بحث درباره‌ی نظریه‌ی فضا ۵. فراسوی اقتصاد سیاسی مارکسی: فرمول سه‌تایی و تحلیل فضا ۶. ساختار و عاملیت در تولید فضا ۷. بازسازی فضای سکونتی ۸. اجتماع، آزادی/اختیار، و زندگی روزمره. ... پیشگفتارِ این کتاب پیش‌تر در فضا و دیالکتیک منتشر شده بود که اینجا در دسترس است.

منتشر شد: تولید اجتماعی فضای شهری مارک گاتدینر ترجمه‌ی آیدین ترکمه ... فهرست مطالب این کتاب نیز به شرح زیر است: 1. درآمد ۲. اکولوژی شهری، اقتصاد و جغرافیا: تحلیل فضایی در گذار ۳. اقتصاد سیاسیِ مارکسی ۴. پارادایم‌های سیال: بحث درباره‌ی نظریه‌ی فضا ۵. فراسوی اقتصاد سیاسی مارکسی: فرمول سه‌تایی و تحلیل فضا ۶. ساختار و عاملیت در تولید فضا ۷. بازسازی فضای سکونتی ۸. اجتماع، آزادی/اختیار، و زندگی روزمره. ... پیشگفتارِ این کتاب پیش‌تر در فضا و دیالکتیک منتشر شده بود که اینجا در دسترس است.

فضاهای آلترناتیو؟ چگونه از فضاهای استعماری، سرمایه‌دارانه، دولت‌محور، و مبتنی بر بازتولید نابرابری‌های جنسی/جنسیتی، مذهبی، نژادی، و قومی فراتر برویم؟ ... همواره وقتی حرف از شکل‌های آلترناتیوِ زیست از جمله فضاهای خودگردان می‌شود، اولین پرسشی که پیش‌ می‌آید این است که «آیا در هیچ جای جهان یک چنین آلترناتیوی شکل گرفته است؟». طرح‌کنندگان این پرسش اعتقاد دارند که از آنجایی که چنین شکل‌های نوپدید و آلترناتیوی تاکنون شکل نگرفته‌اند پس هیچ گاه شکل نخواهند گرفت. این پیش‌فرض اما متناقض، انتزاعی، و تاریخ‌زدوده است زیرا تصور می‌کند هیچ امر نو و جدیدی امکان بروز ندارد. به تعبیر دیگر، پیش‌فرض ضمنی‌ این دیدگاه این است که گویی تاریخی وجود ندارد و همه چیز به اینجا و اکنون تقلیل داده می‌شود. همبسته با این برداشت از تاریخ، جغرافیا بیز همچون امری ایستا و ازلی بازنمایی می‌شود. این بحث به بنیان‌های هستی‌شناسانه‌ی خاصی گره خورده است که روی باسکار در کتاب‌هایش از جمله در نظریه‌ی رئالیسیتیِ علم و دیالکتیک؛ نبض آزادی آن‌ها را به خوبی تبیین و نقد کرده است. از دید باسکار، اینگونه پیش‌فرض‌ها ریشه در تجربه‌گرایی (empiricism) و فعلیت‌گرایی (actualism) (مندرج در دیدگاه هیوم) دارند که جهان را همچون نظامی بسته می‌فهمند. از تناقض درونی این نگاه و بنیان‌های فلسفی‌اش که بگذریم اما باید گفت که بر خلاف این تصور غالب، همین اکنون در نقاط مختلف جهان شکل‌های آلترناتیوِ زیست عملن وجود دارند که روابط اجتماعی در آن‌ها استعماری، سرمایه‌دارانه، و یا دولت‌محور نیست. این فضاهای آلترناتیو اما جایی در ادبیات موجود ندارند و معمولن در حاشیه‌ها باقی مانده‌اند. از همین رو یک رویکرد رهایی‌بخش باید آن‌ها را بیش از پیش برجسته کند. یکی از نمونه‌های این فضاهای آلترناتیو را می‌توان در برزیل یافت. سکونت‌گاه‌هایی که با نام کوییلومبو (quilombos) و یا جوامعِ مارون (Maroon communities) شناخته می‌شوند نشانگر وجود شکل‌های نوپدیدِ بودن و هستی‌های یگانه‌ای هستند که جایی در ادبیات جریان غالب ندارند.مولفه‌ی مرکزی این سکونت‌گاه‌ها مقابله با خشونت است. این سکونت‌گاه‌ها در واقع فضامندی‌های آلترناتیو هستی را به ما نشان می‌دهند. فضامندی‌ها و شکل‌هایی از سکونت که عاری از روابط استعماری و استثماری هستند. کوییلومبوها بر مبنای رد هر شکلی از بردگی شکل گرفته‌اند. جنبش سیاه‌پوستان در برزیل توانسته‌ است به اتکای این شکل از سکونت، یعنی با برجسته‌کردنِ این شکل خاصِ فضا، تاریخ برزیل را بازتعریف کند. برای آشنایی با جزئیات این فضاهای آلترناتیو و برخی نمونه‌های ملموس و اینکه چگونه روابط اجتماعی‌شان را در عمل به دور از روابط سرمایه‌دارانه، استعماری، جنسیتی، نژادی، قومیتی، و مذهبی سازمان می‌دهند می‌توانید به متنی با عنوان «Marronage as a Past and Present Geography in the Americas» مراجعه کنید.

انتشار فارسی کتاب: «تشکیل سرمایه» مقالاتی درباره جلد اول کاپیتال مارکس The Constitution of Capital: Essays on Volume 1 of Marx's Capital Palgrave, 2004 ویراستاران مجموعه: ریکاردو بلوفیوره، نیکولا تیلور ترجمه: گروه مترجمان* ناشر: نشر اختران بهمن ۱۳۹۹ عناوین مقالات و نویسندگان آنها به ترتیب فصول کتاب: 1. نیکولا تیلور، ریکاردو بلوفیوره: جلد اول کاپیتال مارکس - تشکیل سرمایه (مقدمه کلی) 2. کریستوفر آرتور: پول و شکل ارزش 3. مارتا کمپل: عینیت ارزش در برابر ایده ی کنش عادت واره 4. نیکولا تیلور: بازسازی پول و مقیاس ارزش نزد مارکس 5. خیرت رویتن: نیروی مولد و درجه ی شدت کار - مفاهیم و فرمول بندی های مارکس در نیمه ی جلد یکم کاپیتال 6. فرد موزلی: پول و تمامیت - منطق مارکس در جلد یکم کاپیتال 7. ریکاردو بلوفیوره: مارکس و بنیادهای پول محورانه و کلان مقیاس اقتصاد خرد 8. تونی اسمیت: فناوری و تاریخ در سرمایه داری - چشم اندازهای مارکسی و نئو-شومپیتری 9. پاتریک مورای: دگرگونی اجتماعی و مادی تولید توسط سرمایه - تبعیت صوری و واقعی در جلد یکم کاپیتال 10. خیرت رویتن: سازوکارهای درونی انباشت سرمایه - فهمی روش شناسانه از قسمت هفتم جلد یکم کاپیتال مترجمان این مجموعه به ترتیب فصول کتاب عبارتند از: 1. بابک پاشاجاوید 2. آیدین ترکمه 3. حسین رحمتی 4. محمد عبادی فر 5. مانیا بهروزی 6. همن حاجی میرزایی 7. شروین طاهری 8. مانیا بهروزی 9. حسین رحمتی 10. فروغ اسدپور -------------------------------------------------- از یادداشت ناشر: 👇🏾 خواننده‌‏ی سده‏‌ی بیست‌‏ویکمی کاپیتال با پرسشی دشوار روبه‌‏رو است: این اثر سترگ را چگونه باید در پرتو تاریخ ذاتی پیچیده‌‏اش و در پرتو کوشش‏‌های بسیار و اغلب ناهمساز برای بازخوانی و شرح‌‏وبسط مقولات کاپیتال، خاصه مقولات جلد یکم آن، دریافت؟ جستارهایی که در این کتاب گرد آمده‌‏اند گام‌‏هایی در بازارزیابی بسیار دیرهنگام این پرسش‌‏اند و بدین منظور و برای ارتباط یافتن با مسائل کانونی در سرحدات پژوهش مارکسی تازه‌‏ترین شناخت و تحلیل متنی را پیش می‌‏کشند. اگرچه این جستارها از این نظر که از توالی عرضه‌‏داشت مارکس پیروی می‌‏کنند مکمل یکدیگرند، درمجموع تلاشی صورت نگرفته تا به جلد یکم کاپیتال به‌‏طور جامع پرداخته شود. درواقع، سه فیلسوف و پنج اقتصاددان (که هیچ‌‏یک این «تقسیم کار» آکادمیک را در چارچوب شناخت مثمر ثمر نمی‌‏دانند، خاصه زمانی که مطالعه‌‏ی عالم اجتماعی تمام‌‏عیاری چون مارکس مدنظر باشد) به مضامین به‌‏خصوصی پرداخته‌‏اند که آن را برای بازسنجی سده‏‌ی بیست‏‌ویکمی ــ و/یا توسعه‌‏ی اکتشافی ــ اثر مارکس ضروری می‏‌دانند.  ------------------------------------------- * توصیح کارگاه دیالکتیک: 👇🏾 کتاب «تشکیل سرمایه» جلد نخست از سه گانه ی کاپیتال پژوهی ست که در خلال بیش از یک دهه همکاری های پژوهشی و سمینارهای سالانه توسط جمعی از مارکس پژوهان نحله ی «دیالکتیک نظام مند» به منظور ارائه ی خوانشی نظام مند از کاپیتال مارکس و کمک به بازسازی آن انتشار یافته اند. کارگاه دیالکتیک ترجمه ی این مجموعه سه گانه را از اوایل سال 2017 به صورت یک پروژه جمعی با همکاری رفقای علاقمند آغاز کرد. ترجمه فارسی جلد اول این مجموعه - پس از حدود سه سال انتظار! - سرانجام توسط نشر اختران انتشار یافت. ترجمه و ویرایش مقالات جلد دوم (با عنوان «گردش سرمایه») نیز اواخر بهار امسال به پایان رسیده است (هفت مقاله از این مجموعه تاکنون در وبسایت کارگاه منتشر شده اند. #سه‌گانه‌ی_کاپیتال_پژوهی)؛ جلد دوم به زودی به صورت کتاب الکترونیکی در قالب مجموعه کتاب های الکترونیکی کارگاه انتشار می یابد. ترجمه جلد سوم این مجموعه متاسفانه تاکنون پیشرفت چندانی نداشته است، اما همچنان در دستور کار کارگاه و اولویت های ترجمه-انتشاراتی آن قرار دارد. با سپاس و قدردانی از عزیزانی که بدون هرگونه چشم داشت مادی، برای ترجمه مقالات این مجموعه همت نهادند. تحریریه کارگاه دیالکتیک بهمن ۱۳۹۹ ------------------------------------------- @kdialectic

photo content

بینش الیوت: آینده‌ی طراحی شهری الکساندر کاتبرت برگردان:محمد نظرپور ویراستار: فضا و دیالکتیک «الیوت خاطرنشان می‌کند که فیزیک همواره عاجز بوده است از اثبات حرکتِ رو به جلوی زمان، اینکه اصلاً «آینده»ی آشکارپذیری درکار باشد، و اینکه همیشه «دری هست که هیچ‌گاه آن را نگشوده‌ایم». من مجاب شده‌ام که ما مدت‌هاست تقریباً در تمام مقالات برجسته، از گشودن درهایی که برای فهم ما حیاتی‌اند سر باز زده‌ایم. سؤال اصلی به قوت خود باقی‌ست: «چگونه می‌توانیم از چشم‌انداز طراحی شهریْ فضا-زمان را بفهمیم؟» پاسخ این است که نمی‌توانیم. به نظر من، زورِ آنچه «نظریه‌ی طراحی شهری» می‌خوانیمش‌ به این کار نمی‌رسد. در نتیجه امکان اینکه تحقیقاتِ مرتبط در این زمینه بتوانند حتی از گام نخست فراتر روند تقریباً وجود ندارد، چرا که باید در نوعی خلأ نظری به سر برند. چه نظریه‌های طراحی شهری‌ای را داریم که این ایده را به چالش بکشند؟ هیچ‌کدام از نظریه‌پردازان محترم هم (کالن، لینچ، رولی، یان‌گل، هیلیر، راپاپورت، الکساندر و …) حرکت دندان‌گیری نکرده‌اند. در طراحی شهری هم مثل معماری، گرایشی به تمرکز بر روی شخصیت‌ها به‌ عوضِ فرآیندها هست.دستِ جریان غالب طراحی شهری از هر گونه سیستم مفهومی معنا‌دارِ منسجمی خالی است» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید: http://dialecticalspace.com/the-future-of-urban-design/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

چین و آربیتراژ جهانی کار مینچی لی برگردان: آرش ترکمه «ادغام هر چه بیشتر چین درون اقتصاد سرمایه‌داری جهانی، نیروی کار عظیم ارزان قیمتی را به اقتصاد جهانی عرضه کرده است. استفان روچ، اقتصاددان، این پدیده را «آربیتراژ جهانی کار» می‌نامد. شرکت اپل یکی از سود‌ده‌ترین شرکت‌ها است. بر اساس مطالعه‌ای درباره‌ی زنجیره‌ی تأمین آیفون اپل در سال ۲۰۱۰، در حالی که میلیون‌ها آیفون در چین مونتاژ و به ایالات متحده صادر شده بود، دستمزدهای کارگران چینی تنها حدود ۱,۸ درصد از کل ارزش افزوده‌ی جهانی آیفون را تشکیل می‌داد و سودهای خالص شرکت اپل ۵۸,۵ درصد از این مقدار بود . اگر فرض کنیم که تمامی کالاهای وارد‌شده از چین بوسیله‌ی شرکت‌های سرمایه‌گذاری خارجی در چین تولید می‌شود، می‌توان برآورد کرد که کالاهای چینی وارداتی ایالات متحده حدوداً توسط ۴,۹ میلیون کارگر چینی در سال ۲۰۰۶ تولید شده است. در سال ۲۰۱۷، واردات آمریکا از چین بوسیله‌ی ۲,۸ میلیون کارگر چینی تولید شده است. اگر به این کارگران چینی دستمزدها و مزایای کارگران آمریکایی پرداخت می‌شد، کسب و کارهای آمریکایی می‌بایست ۳۰۳ میلیارد دلار هزینه‌ی بیشتر (۲,۲ درصد از GDP یا ۱۶,۹ درصد از ارزش افزوده بخش تولید) در سال ۲۰۰۶ می‌پرداختند.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید: http://dialecticalspace.com/china-and-the-global-labor-arbitrage/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

کندوکاوی در مفهوم حوزه‌ی عمومی با تاکید بر آراء هابرماس فاطمه شمس «گفته می‌شود نظريه‌­ی برنامه­‌ریزی ارتباطی بر پایه­‌ی­ دو دیدگاه فکری «پراگماتیسمِ» جان دیویی و «عقلانیت ارتباطیِ» هابرماس استوار است، که نظريه‌ی نخست به دنبال نمونه­‌های عملی برنامه‌ریزی است که بتوان آن­ها را به عنوان تجربه­‌های نمونه شناسایی کرد و مورد استفاده قرار داد، و نظريه‌ی دوم با یک رشته نظریه‌های مجرد که در پی انتقاد از عقلانیت ابزاری ظاهر می­‌گردد، شروع می­‌شود. به واقع، در نوع اول هیچ ترجیحی بین ابزارها و کاربرد آن­ها قائل نمی‌­شویم؛ به طوری که استفاده از مدل­‌های تحلیل و تکنیک­‌های متداول برنامه­‌ریزی نوعی از این روش است. در مقابل، نوع دوم یعنی عقلانیت ارتباطی، در گفتمان­‌هایی پیدا می‌­شود که به دنبال رسیدن به توافق بوده و ویژگی­‌های گفتمان­‌های سازنده را دارند. این یادداشت بر مفهوم «حوزه­‌ی عمومی» (Public Sphere) در سیر تکوینی نظریه­‌های برنامه‌­ریزی با تاکید بر نظریه­‌ی عقلانیت ارتباطی هابرماس متمرکز می‌شود، عقلانیتی که بر این باور است که اذهان در مباحثه­‌ی اساسی و منطقی، هدفی جز رسیدن به نقطه­‌ی مشترک و توافق همگانی ندارند.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید: http://dialecticalspace.com/habermas-public-sphere/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

معادله‌ی انسان-فضا/ گام اول: کدام انسان؟ علیرضا خادم «طرحِ پرسش کدام انسان به هیچ وجه، موضوعِ جدیدی نیست؛ و پیش‌­تر به اشکالِ گوناگون به آن پرداخته شده است. بر این اساس در جستارِ پیشِ‌رو توهمِ طرحِ یک موضوعِ جدید و یا قسمی فتحِ باب در معادله­‌ی میان انسان و فضا وجود ندارد. بلکه تنها به ضرورتِ پرداختن به این پرسش در بستری تاریخ‌مند و زمان‌مند اشاره می­‌شود، که شاید در بزنگاهِ پاندمیِ معاصر بیش از هر زمانِ دیگر، معنی‌دار به نظر برسد. بر این اساس شاید در گامِ نخست باید پرسیده شود: «کدام انسان» و «کدامین فضا». بدون آن که میانِ این دو، تقدم و یا تأخری وضع شود.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید : http://dialecticalspace.com/space-human-relationship/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

دولت ملی، واحدی مقدس و بی‌تاریخ نیست: ضرورت فراروی از گفتمان غالب در روابط بین‌الملل آیدین ترکمه «این طور تصور می‌شود که دولت قلمرویی پیش از جامعه و همچون ظرفی دربرگیرنده‌ی آن وجود داشته است. از همین رو جامعه به پدیده‌ای ملی تبدیل شده است. این پیش‌فرض از دید اگنیو و کوربریج در تمام نظریه‌های روابط بین‌الملل مشترک است. بر همین اساس است که امنیت شدیداً در پیوند با دفاع از یکپارچگی فضای قلمرویی دولت (تمامیت ارضی) تعریف می‌شود. در نتیجه منظور از امنیت ملی دفاع از امنیت انسانی، فرهنگی یا اکولوژیکی یا حتی اقتصادی یا مواردی از این دست نیست. آنچه اینجا مهم است بقا و حفظ حاکمیت بر قلمروی دولت است نه چیزی دیگر. حاکمیت بر قلمرو بخش لاینفک دولت به شمار می‌رود و بدون آن، دولتی وجود نخواهد داشت زیرا بدون حاکمیت مطلق بر قلمرو، دولت به سازمانی در میان سازمان‌های دیگر تبدیل می‌شود. مهم‌تر اما اینکه این مفهوم از دولت جدید است و در اواخر سده‌های میانه در اروپای غربی شکل گرفته است. تا پیش از آن دوره اساساً محدوده‌های ثابت و فیکسی از قلمرو وجود نداشت و خشونت‌ها نه برآمده از جنگ بر سر مرز دولت‌ها بلکه بیشتر به خاطر تغییر نسبتاً دائمی اتحادهای سیاسی بود. در نتیجه جوامع/کامیونیتی‌ها فقط به واسطه‌ی بیعت، وفاداری و الزامات شخصی متحد و یکپارچه می‌شدند و نه به واسطه‌ی برداشت‌های انتزاعی از برابری فردی یا سیتیزنشیپ (کشوروندی) در یک قلمروی به لحاظ جغرافیایی تحدیدشده.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید : http://dialecticalspace.com/the-nation-state-is-not-a-sacrosanct-and-atemporal-entity/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

نه/ما: دموکراسیِ نیچه‌ایِ ژان‌لوک نانسی فردریک نیرا برگردان: نریمان جهانزاد «معنای نیهیلیسم چیست؟ اینکه والاترین ارزش‌ها ارزش خود را از دست می‌دهند. هدفی در کار نیست؛ "چرا؟" پاسخی نمی‌یابد»: قول معروف نیچه ما را بر آن می‌دارد که نیهیلیسم را عملیاتی مخرب و ویرانگر تعبیر کنیم ... اما این تعبیر نمی‌تواند سویه‌ی سازنده‌ی نیهیلیسم را دریابد، سویه‌ای که می‌توان آن را دقیقاً همچون سازه‌ای پارادکسیکال و خطرناک تعریف کرد، یعنی حضورِ هم‌زمان نوعی ویرانگریِ ناتمام و قسمی ساختنِ مستمر و مداوم. این همان چیزی است که ژان‌لوک نانسی آن را«استراکشن» می‌نامد ... فلسفه‌ی نانسی می‌کوشد تا جای ممکن به استراکشن نزدیک بماند تا هم جنبه‌ی مثبت‌اش را نشان دهد و هم خطراتی را که در خود دارد. در واقع مخاطره‌ی عمده‌ی زمانه‌ی ما فقط پذیرفتنِ این وضعیتِ استراکشن نیست، بلکه مشارکتِ فعال در تولیدِ آن هم هست... مشارکت در استراکشن عبارتست از این نگاه که همه‌چیز می‌تواند بر روی یک صفحه‌ی افقیِ یکسان و واحد قرار گیرد... در اینجا ممکن است هستی‌شناسیِ مشهور به ابژه-محور در ذهن‌مان تداعی شود، شاید هم کابوس نیچه را به یاد آوریم. چگونه از شر این کابوس خلاص شویم؟» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید : http://dialecticalspace.com/the-nietzschean-democracy-of-jean-luc-nancy/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

دو یادداشت‌ درباره‌ی اندیشه‌ی ژان‌لوک نانسی  ایلان وال  برگردان: نریمان جهانزاد «تمایز میان سیاست و امر سیاسی در اواخر دهه‌ی هفتاد توسط کلود لوفور برسر زبان‌ها افتاد. لوفور به امر سیاسی به عنوان حالتی می‌نگریست که در آن، جامعه به عنوان قسمی وحدت، از رهگذر جایگاه اینکْ تهیِ پادشاه، تولید شده بود. سیاست، از سوی دیگر، عبارت بود از برهم‌کنش قوای متعارض در این وحدت. لوفور گفت در دموکراسی، امر سیاسیْ فضای نمادینِ (تهی) مرجعیت [یا اتوریته] است. در غیاب پادشاه، مشروعیت همواره محل پرسش باقی می‌ماند. به این اعتنا، امر سیاسی دال بر فضای تنازع و ستیزه‌ی خودِ شالوده‌ی قدرت است. وقتی نانسی و لاکولابارت مرکز تحقیقات فلسفی در باب امر سیاسی را در 1982 راه انداختند، به آن به عنوان فضایی می‌نگریستند برای «پرسش‌گری فلسفی از امر سیاسی» و «پرسش‌گری از امر فلسفی درباب امر سیاسی.» آنها ادعا کردند که اتخاذ چنین رویکردی حائز اهمیت است چرا که امر سیاسی از سیاست روی گردانده است- امر سیاسی پس‌نشسته است. بنابراین، علوم سیاسی و نظریه‌ی سیاسی سنتی و متداول، قادر به اندیشیدن به امر سیاسی نبودند، چرا که صرفاً سیاست را به عنوان موضوع [ابژه] خود لحاظ می‌کرد. به این ترتیب، نانسی هم با اندیشه‌ی لوفور همدل و هم مخالف است: او می‌گوید امر سیاسی «سازمان جامعه را تعین نمی‌بخشد بلکه وضع و سرشت خود اجتماع را معین می‌کند.» باری، نانسی در عین حال با طی کردنِ مسیری فلسفی‌تر ادعا می‌کند که امر سیاسی ذاتِ سیاست است.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید : http://dialecticalspace.com/two-notes-on-the-thought-of-jean-luc-nancy/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

مجادلات انتقادی در نظریه‌ی برنامه‌ریزی بیش سانیال، جان فریدمن، ای. آر. الکساندر مترجم: بهزاد ملک‌پور اصل مقدمه مترجم: «تعارض‌­های برآمده از جهانی‌شدن و پاسخ­‌های ارائه شده از سوی نظریه­‌ی برنامه‌­ریزی و برنامه‌­ریزان، محورِ اصلی بحث­‌های جدلی و انتقادیِ سانیال، فریدمن و آلکساندر است. سانیال بر مصالحه­‌ی اخلاقی در جهانِ سرشار از تعارضِ اصول تاکید دارد و در این ارتباط ارزیابی بدبینانه­‌ای نسبت به کارآمدی نظریه­‌ی برنامه­‌ریزی دارد. فریدمن در مقام دفاع از نظریه­‌ی برنامه‌­ریزی، معرفت­‌شناسیِ مبتنی بر یادگیری اجتماعی را برای مواجهه با تعارض­‌های یادشده برجسته می­‌کند و در نهایت آلکساندر، پاسخی رادیکال و مرتبط با دگرگونی اجتماعیِ دانش را مطرح می­‌کند و از دو راه‌­حلِ پیشین فراتر می‌­رود.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید: http://dialecticalspace.com/critical-debates-in-planning-theory/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

نظریه سیاسی و طراحی شهری مارگارت کوهن برگردان: رضا بصیری مژدهی و حمیده فرهمندیان «نوشتار پیش‌رو درصدد است تا جذابیّت و افسون این شکل از توسعه‌ را از دریچه‌ “نظریه‌ سیاسی” مورد حلاجی قرار دهد. دل‌مشغولیِ طراحی شهری، خلق فضاهای عمومیِ سرزنده و پُرچنب‌وجوش است، و “نظریه سیاسی” می‌تواند با تبیین و شفاف‌سازیِ معنای واژه‌ “عمومی“ و ارتباط آن با سایر ارزش‌هایی همچون “دموکراسی” و “برابری” به این مهم کمک نماید. “نوشهرگرایی” نمونه خوبی از نحوه‌ به‌کارگیریِ طراحی در حذف تمایز میان “فضای اشتراکی” و “فضای عمومی” است؛ [‌در حالی‌که] نظریه‌‌ سیاسی می‌تواند در تبیینِ تفاوت میان این دو نوع فضا، و در تشریح اینکه چرا شهروندان باید “فضای عمومی” را ارج نهند، موثر باشد. مفهوم “اجتماع محلّی” به این دلیل که بدیلی اغوا‌کننده‌ برای “حیات عمومی” محسوب می‌شود، بسیار گیرا و جذّاب است. “فضای اشتراکی” همچون یک چاشنیِ‌ شیرین‌کننده‌ی ساختگی که بدون تزریق هیچ‌گونه کالری به بدن، موجب لذّت فراوان می‌شود، بدون ایجاد حسِّ ناخوشایندِ ناشی از غریبگی، لذّتِ در‌جمع‌بودن و مردم‌آمیزی را نوید می‌دهد. افزون بر این، “فضای اشتراکی” صمیّمیتی برآمده از جهانی به‌اشتراک‌گذاشته‌شده را ارزانی می‌دارد؛ بدون الزام به فداکاریِ سهیم‌شدن با آنهایی که چیزی برای عرضه به این “جهانِ به‌اشتراک‌گذاشته‌شده” ندارند. در یک “اجتماع محلی”،[فضا و تسهیلات را] با دیگرانی سهیم می‌شویم [به اشتراک می‌گذاریم] که شبیه خودمان هستند. اما در یک “دموکراسی متکثّر”، باید با افرادی که با خودمان تفاوت دارند نیز سهیم شویم. “همبستگی دموکراتیک” وابسته به یک قلمروی عمومی است- یک کالای عمومی– که به افراد اجازه می‌دهد با دیگران، به رغم تفاوت‌های قومی، مذهبی و اقتصادی‌شان، همدردی کنند.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید: http://dialecticalspace.com/political-theory-and-urban-design/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace

انجمن ژئوپلیتیک ایران با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی برگزار می کند: سلسله درس گفتارهای جغرافی
انجمن ژئوپلیتیک ایران با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی برگزار می کند: سلسله درس گفتارهای جغرافیا و سیاست وبینار تخصصی 3 فضا از منظر ژئوپلیتیک انتقادی سخنران: آیدین ترکمه، دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی در این نشست به مهم‌ترین بنیان‌های نظری ژئوپلیتیک انتقادی و فضامندی‌های ضمنی و صریح در اندیشه‌های فوکو و دریدا و تا حدی لاتور پرداخته می‌شود. زمان: سه شنبه 28 مرداد 1399 ساعت: 18 تا 20 لینک ورود: https://vc3.khu.ac.ir/riq73jkimpl9/ ورود برای عموم علاقمندان آزاد است.

«حق بر شهر» در جنبش‌های اجتماعیِ شهری مارگیت مایر برگردان: آیدین ترکمه «جنبش‌ها و نوآوری‌های متفاوت، هر یک به طریقی به مفهوم «حق بر شهر» متوسل شده‌اند. در برداشت لوفوری، شهری‌شدن مظهر دگرگونی جامعه و زندگی روزمره به واسطه‌ی سرمایه است. لوفور در مقابل این دگرگونی، به دنبال آفریدنِ حقوق به واسطه‌ی کنش اجتماعی و سیاسی بود: خیابان، و ادعای مالکیت نسبت به آن، و تاسیس چنین حقوقی. در این معنا، «حق بر شهر» کمتر یک حق قضایی/حقوقی، و بیشتر یک مطالبه‌ی اعتراضی است که ادعاهای ثروتمندان و قدرتمندان را به چالش می‌کشد. این حق، حق به بازتوزیع است، نه برای همه، بلکه برای محرومان از آن و نیازمندان به آن. و حقی است که فقط در صورتی وجود دارد که مردمْ آن، و خودِ سیتی را از آنِ خود کنند.» برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید: http://dialecticalspace.com/right-to-the-city-in-urban-social-movements/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک» @dialectialspace