کلینیک جوان سازی پرگون
Open in Telegram
کلینیک جوان سازی آدرس كلينيك جوانسازي پرگون ) تلفن هاي تماس: +98 021 22144147-48
Show more1 067
Subscribers
-124 hours
-37 days
-1030 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+1
in 0 channels
August '26
+3
in 0 channels
Get PRO
July '260
in 0 channels
Get PRO
June '26
+4
in 1 channels
Get PRO
May '26
+2
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+1
in 0 channels
Get PRO
January '26
+1
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '25
+4
in 0 channels
Get PRO
October '25
+3
in 0 channels
Get PRO
September '25
+4
in 0 channels
Get PRO
August '25
+1
in 0 channels
Get PRO
July '25
+2
in 0 channels
Get PRO
June '25
+3
in 0 channels
Get PRO
May '25
+5
in 0 channels
Get PRO
April '25
+4
in 0 channels
Get PRO
March '25
+3
in 0 channels
Get PRO
February '25
+4
in 0 channels
Get PRO
January '25
+10
in 0 channels
Get PRO
December '24
+13
in 0 channels
Get PRO
November '24
+13
in 0 channels
Get PRO
October '24
+7
in 0 channels
Get PRO
September '24
+26
in 4 channels
Get PRO
August '24
+5
in 0 channels
Get PRO
July '24
+6
in 0 channels
Get PRO
June '24
+7
in 0 channels
Get PRO
May '24
+22
in 1 channels
Get PRO
April '24
+28
in 3 channels
Get PRO
March '24
+6
in 0 channels
Get PRO
February '24
+9
in 0 channels
Get PRO
January '24
+41
in 11 channels
Get PRO
December '23
+4
in 0 channels
Get PRO
November '23
+3
in 0 channels
Get PRO
October '23
+6
in 0 channels
Get PRO
September '23
+28
in 0 channels
Get PRO
August '23
+3
in 0 channels
Get PRO
July '23
+7
in 0 channels
Get PRO
June '23
+56
in 0 channels
Get PRO
May '23
+1
in 0 channels
Get PRO
April '23
+4
in 0 channels
Get PRO
March '23
+22
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '23
+6
in 0 channels
Get PRO
December '22
+25
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1
in 0 channels
Get PRO
October '22
+2
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '22
+2
in 0 channels
Get PRO
July '22
+3
in 0 channels
Get PRO
June '22
+1
in 0 channels
Get PRO
May '22
+78
in 0 channels
Get PRO
April '22
+17
in 0 channels
Get PRO
March '22
+7
in 0 channels
Get PRO
February '22
+6
in 0 channels
Get PRO
January '22
+142
in 0 channels
Get PRO
December '21
+3
in 0 channels
Get PRO
November '21
+4
in 0 channels
Get PRO
October '21
+41
in 0 channels
Get PRO
September '21
+3
in 0 channels
Get PRO
August '21
+88
in 0 channels
Get PRO
July '21
+39
in 0 channels
Get PRO
June '21
+47
in 0 channels
Get PRO
May '21
+2
in 0 channels
Get PRO
April '21
+6
in 0 channels
Get PRO
March '21
+69
in 0 channels
Get PRO
February '21
+1
in 0 channels
Get PRO
January '21
+6
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 871
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | 0 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
روژکـــــا
#P274✨
پروا با طنازی دست روی سینه ای مرد می خزاند و اغوانه گرانه با انگشتانش ، خطوطی فرضی می کشد
_ هووم ! وقتی میبینم چی میشد مگه !
میثاق که تمام حواسش پی انگشتان سفید و نرم دخترک است که حرکتشان تنش را بیش از پیش داغ میکند و طاقت از او می گیرد
در یک حرکت دست دخترک را چنگ میزند و یک به یک انگشتانش را بوسه باران میکند و در چشمان چراغانی دخترکش خیره میشود :
_ مثلا اینطوری میشه ! دلم میخواد قورتت بدم ...
دخترک لب به دندان میکشد و نازدار مردش را نگاه میکند که میثاق اخم درهم کشیده و نوک انگشت دخترک را آرام گاز میگیرد و صدای ناله ای دخترک را در می آورد
_ آی درد گرفت میثاق
_خب درار اون لامصبو از حصار دندونات ... فقط دندونای من حق دارن اونطوری گازشون بگیرن شیرفهم؟!
دخترک شیرین می خندد چال کوچکی گوشه از لبانش می افتد و میثاق انگار تازه کشفش کرده باشد با ذوق به آن نقطه خیره میشود !
_ یبار دیگه بخند ببینم
دخترک متعجب نگاهش میکند و با خنده می پرسد ! واسه چی ؟
میثاق اما خم میشود و درست همان نقطه که چال می افتد را میبوسد و پچ میزند
_ تو همیشه بخند دردونه ... آخه خنده بهت خیلی میاد
اگر می گفت کارخانه ای قند در دلش راه انداخته اند دروغ نگفته بود دلش میخواست از شدت خوشی از غش کند ...
دستانش را در موهای مرد فرو می برد و سرش را روی سینه اش میگذارد.
_ میثاق من تور بیشتر از خودم دوست دارم میدونی مگه نه؟
میثاق اما با این اعتراف شیرین گویی که پشتش کوه استواری بنا کرده باشند دخترک را محکم به خودش می فشارد و با زمزمه ای بعدی اش ...
ادامه دارد….
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation
| 2 | PLLA؛ فیلر نیست، محرک کلاژنه 🧬✨
PLLA با تحریک فیبروبلاستها، به ساخت تدریجی کلاژن جدید کمک میکنه و بیشتر با هدف بهبود قوام و کیفیت پوست استفاده میشه؛ نه حجمدهی فوری.
💉پس انتخاب بین PLLA و فیلر به این بستگی داره که هدف شما حجم و فرمدهی باشه یا بهبود کیفیت و قوام پوست...
📌 برای اینکه بدونی PLLA برای چه افرادی مناسبتره، تمام اسلایدهای این پست رو ببین✅یا plla؟ | 74 |
| 3 | روژکـــــا
#P273✨
با مشت محکم فرناز به بازویش ، برمیگردد و با چشمانی گرد نگاهش میکند
_ چته الاغ چرا جفتک میپرونی؟ نمیتونی مثل آدم صدا کنی ! حتما باید این دستات هرز بچرخه نه؟
فرناز در حالی که لیوان شربت ها را منظم توی سینی میچیند غر میزند
_ واه واه واه چه زبون خانومم درازه ... زنیکه سه ساعته صدات میکنم شمسی خانوم همسایه بغلی مام شنید ولی تو انقدر تو بحر این مرتیکه ای که مارو اصلا نمیشنوی خانوم !
پروا چشم غره ای رفته و سینی را از دستش میگیرد
_ اونی که بهش میگی مرتیکه اسم داره خواهر من کی میخواد خوشت بیاد از این بنده خدا من نمیدونم !
فرناز خصمانه نگاهش میکند و تکه کاهویی در دهان می چپاند
_ از نظر من کسی که تورو از من بگیره مرتیکه اس ... اسم مسم اشم برام مهم نیست حالا میخوای خودتو جر بده میل خودته؟
از حسودی رفیق وفادارش به خنده می افتد و بوسه ای در هوا برایش می فرستد
_ قربونت برم اخه من خواهر دیوانه ام ... کی میتونه منو از تو بگیره اخه ها؟
فرناز لب جمع میکند و با چیزی که یادش می آید یک هو می گوید
_ راستی این دختره هیچ چشمو نگرفت ... مثل قاتل بروسلی نگات میکنه انگار ازت طلبی چیزی داره حواست بهش باشه ها ...لازمم بود بگو خودم میترکونمش!
خنده اش میگیرد و سر به تایید تکان میدهد ... میدانست منظورش فیروزه است!
_ خودمم متوجه شدم ... حواسم هست تو نگران نباش
با ورود میثاق و حرفش ، نگاه هر دو به سمتش برمیگردد
_ نگران چی؟ مشکلی پیش اومده!
به من من می افتند و فرناز با گرفتن سینی از دست پروا به بهانه ای گرم شدن شربت ها بیرون می رود!
میثاق اما از آنجایی که منتظر چنین فرصتی است بازوی دخترک را چنگ میزند و به سوی خودش می کشد ... پر حرارت نگاهش میکند و سرش را پایین تر میبرد و زمزمه ای داغش تن دخترک را به لرز در میآورد :
_ چرا در مقابلت هیچ کنترلی روی خودم ندارم دختر !
ادامه دارد….
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 78 |
| 4 | روژکـــــا
#P272✨
کیک را هر سه همراه هم میبرند وصدای دست ها بلند میشود
میثاق اما با لبخند و قدردانی نگاهش میکند ... هیچ فکرش را نمیکرد دخترکش انقدر مادر خوب و با دقتی باشد
تنها نگاه کافی نمیشود و اینبار
دست پروا را در دست گرفته بوسه ای رویش مینشاند
_ مرسی خانومم کلی زحمت کشیدی امشب
پروا خانومانه نگاهش میکند و خیره در آن دو گوی مشکی لب میزند
_ کاری نکردم که... به جبران دیروز بود بعدم تولد پسرمون رو بلخره باید جشن میگرفتیم وظیفم بود
میثاق این بار خیرگی نگاهش به قدری زیاد میشود که صدای داد پدربزرگش از سمت دیگر سالن به گوششان می رسد
_ خوردیش تموم شد پسر ! مال خودته نگران نباش ...
صدای خنده ای جمع بلند میشود
پروا خجالت زده سر پایین می اندازد و فوری به سوی آشپزخانه میرود اما میثاق به روی خودش نمی آورد و به لبخند متین و دل نشینی سوی جمع میرود
_ جانم آقا جون امری داشتین با من!
آقا جانش معنی دار نگاهش میکند و زیر لب امان از جوانی میگوید...!
سپس اخم درهم کشیده و جدی صدایش میکند
_ بیا اینجا بشین کنارم ببینم
میثاق هم اطاعت امر کرده و کنار مرد جا میگیرد
_ جانم بفرمایید آقا جون
پیرمرد اما اینبار لحنش بسیار آرام و دلنشین دست
_ کی رسمی میکنین ازدواجتون رو بابا جان ؟ میدونی که کش دادن این موضوع دیگه زیاد جایز نیست ... از روی اولی که نگاهت به این دختر رو دیدم فهمیدم اینبار قلابت بد گیر کرده پسر . بهتره هرچه زودتر این قلاب رو سفت و محکم کنی پسر !
میثاق با لبخندی نگاهِ پدربزرگش میکند و زمزمه اش باعث لبخند پدر بزرگش هم میشود
_با اجازت همین روزا ایشالا بساط عروسی رو راه میندازیم آقا جون
ادامه دارد …
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 107 |
| 5 | PLLA جوانسازی که این روزها همه جا ازش صحبت میشه | 88 |
| 6 | روژکـــــا
#P271✨
با خستگیی که از سر و رویش میبارد به آرامی در ماشین را میبندد و به سوی خانه قدم برمیدارد !
دلش برای دلبرک نازدار و پسرش بیش از همیشه تنگ شده است ...
مدتها بود تا این وقت شب کار نکرده بود !
امروز به سختی توانسته بود خودش را در شرکت بند کند و کار های عقب و افتاده اش را کمی سامان دهد .
خانه سکوت عجیبی داشت و همین هم متعجبش می کرد ...
مقابل در وروی که میرسد کلید انداخته و در را باز میکند .
داخل میشود اما با دیدن تصاویر مقابلش چشمانش از بهت و حیرت گرد میشوند
دخترک با لباسی زیبا که بشدت بر تنش نشسته است با ارازی که در آغوش دارد سویش می آید و او چشمانش سر تا پایشان را برانداز میکند ...
به یک قدمی اش که میرسند پسرک با شوق صدایش میکند و گویی که تمام خستگی هایش در لحظه دود میشود
_ با با
دستانش را باز میکند و طولی نمی کشد که آراز کوچولو میان بازوانش می خزد
_ جان دل بابا ... خوبی عمر بابا؟ پات خوب شده پسر قوی من آره؟
آراز اما سعی میکند به سبک خودش با لحنی که فهمیدنش زیاد هم آسان نیست حرف بزند
_ تففلدددد .... پلا ...پرا تفللد
میثاق اما چیزی که از حرف های پسرک نمی فهمد بوسه ای پر سروصدا بر گونه ای پسرکش می زند و به سوی پروا برمیگردد
_ لیدی زیبا این اقای خوشتیپ چی میگن ... قطعا شما زبون پسرتون رو بهتر میدونید!
پروا ناز دار میخندد و دستش را به بازوی مردِ جذابش میرساند
_ پسرمون داره میگه قراره امشب تولدش رو جشن بگیریم بابایی
ادامه دارد…….
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 111 |
| 7 | افتادگی خط فکی فقط شل شدن پوست نیست.
این عارضه چندعاملی، نتیجه تغییرات همزمان در چندین لایه از بافتهای صورت است:
✅ پوست
✅ چربی (که برخلاف سایر نواحی صورت، ممکن است با افزایش سن حجمش بیشتر هم بشود!)
✅ عضله پلاتیسما (که با کشش رو به پایین، افتادگی را تشدید میکند)
✅ رباطهای نگهدارنده (که با جابهجایی بافتها، برجستگیهای ناخواسته ایجاد میکنند)
✅ استخوان
نتیجه؟ تجمع بافتهای نرم در پشت رباط فک پایین و از بین رفتن زاویهی زیبای صورت.
🔍 راهکار مناسب برای هر فرد منحصربهفرد است و تنها در جلسهی مشاوره اختصاصی قابل تعیین خواهد بود.
اگر دغدغهی افتادگی خط فک دارید، وقت مشاورهی تخصصی را از دست ندهید. | 110 |
| 8 | قومی_متفکرند_اندر_ره_دین_اجرای_اول_.mp3 | 124 |
| 9 | روژکـــــا
#P270✨
کیکی که برای آراز از پیش سفارش داده است را میگیرد و همراه با شمع و وسیله های دیگر برمیگردد ...
نمی گذاشت تولد پسرکش بخاطر او خراب شود .
هزینه ای آژانس را پرداخت میکند و با برداشتن خرید هایش زنگ در را می فشارد و طولی نمیکشد که در باز میشود !
با خوشحالی وارد حیاط میشود و قدم های تندی به سوی ورودی برمیدارد.
امروز تولد دوباره ای او هم بود !
کابوس شب هایش داشت پایان می یافت و بلخره حق داشت به حق دارش می رسید .
افسانه مقابل در ورودی به استقبالش می آید و قسمتی از وسیله ها را میگیرد
_ الهی خانوم اینا برای آقا کوچیکه؟
پروا با لبخندی جوابش را میدهد
_ آره افسانه خانوم امشب تولد پسر خوشگلمونو جشن میگیریم لطفا با توجه به اون تدارک ببینید
کیک به دست وارد خانه میشود و به محض بالا آوردن سرش با نگاه اخم آلود زرین تاج خانوم روبه رو میشود !
_ اغور بخیر عروس !
خیر باشه کیک برای چیه؟
قبل از پروا اما ، افسانه با ذوق لب میزند
_ خانوم جان برا آقا کوچیکه ، نیست دیروز نتونستید جشن بگیرید خانوم رفتن واسه اون کیک گرفتن .
_ فکر نمیکنی برای این کار باید به مشورتی امبا من میکردی عروس؟ در ثانی همینطوری بی خبر میزاری میری ، آخه نیست ما خاطره ای خوبی از این رفتنات نداریم گفتم باز یه چیزی شده حتما!
با این حرفه زن نگاهش برمیگردد و مستقیم روی فیروزه ای ثابت می ماند که در گوشه ای سالن خیره مکالمه ای آن هاست
پوزخندی به دخترک مغز فندقی میزند و ابرو بالا میدهد
_ والا مادر جون فکر میکنم من اونقدری بزرگ هستم که برای بیرون رفتن و اومدنم نخوام از کسی کسب اجازه کنم ... در ثانی من به خدمتکارهِ جدید اطلاع داده بودم اگر پرسیدین بهتون بگه حتما فراموش کرده مگه نه فیروزه جان؟ از همین روز اول اگر قراره اینطوری همه چی رو فراموش کنی من با میثاق حرف بزنم عزیزم ؟
خصمانه نگاهش را روی فیروزه ای سر میدهد که دست و پایش را حسابی گم کرده است و ترسیده و عصبی خیره ای اوست !
ادامه دارد….
#روژکـــــا
@pargoun_rwjuvenation | 124 |
| 10 | � جوانسازی پوست با مزوژل Xitritall
اگر احساس میکنی پوستت کدر، خسته، کمآب و بیطراوت شده و خطوط ریز کمکم خودشون رو نشون میدن، مزوژل Xitritall میتونه یکی از گزینههای جوانسازی پوست باشه. ✨
💧 کمک به آبرسانی و افزایش طراوت پوست
✨ بهبود شفافیت و کیفیت ظاهری پوست
🌿 کمک به افزایش قوام و الاستیسیته
💎 کاهش ظاهر خطوط ریز
🫧 ایجاد پوستی نرمتر، شادابتر و اصطلاحاً Glowy
Xitritall قرار نیست چهرهات رو عوض کنه؛ هدفش اینه که پوستت سالمتر، شادابتر و جوانتر به نظر برسه | 125 |
| 11 | No text... | 123 |
| 12 | روژکـــــا
#P269✨
شماره را میگیرد و پر استرس دسته ای تلفن عمومی را میان انگشتانش می فشارد
دلش مانند سیر و سرکه می جوشد ...
صدای مرد پشت خطی که به گوشش میرسد لحظه ای سقوط قلبش را احساس میکنند!
_ الو صدامو میشنوین؟ الو
لبانش به سختی از هم باز میشود کلمات را مضطرب پشت هم ردیف میکند
_ الو آقا من میخواستم راجب یه محموله ای بزرگ قاچاق بهتون گزارش بدم
_ خانوم شما کی هستین ؟ از کجا تماس میگیرید ؟ میشه اسمتون رو بگید؟
آب دهانی قورت میدهد و چشم میبندد
_ آقا نمیتونم اسمم رو بگم ولی مطمئن باشید اطلاعاتی که بهتون میدم کاملا دقیق و موثقه یکی از کله گنده های قاچاق مواد و اعضای بدن به اسم سپندار خسروی قراره پس فردا توی جنوب یه معامله ای سنگین انجام بده ....
تمام اطلاعات و آدرس دقیق محل معامله را که میدهد تلفن را قطع میکند و با عجله به ماشین آژانسی که آنطرف خیابان منتظرش بود برمیگردد
نفسش سنگین شده بود و گویی نفس کشیدن را از یاد برده بود .
سوار ماشین که میشود به قدری پریشان حال است که راننده نگران سویش برمیگردد
_ آبجی حالتون خوبه؟ مشکلی پیش اومده !
تنها سری به نفی تکان میدهد و شیشه ای عقب را تا انتها باز میکنند
چندین بار نفس های پی در پی میکشد و بلخره قادر به حرف زدن میشود :
_ آقا برید به این آدرسی که میگم لطفا
باورش نمیشد داشتند از شر ویروس زهرالود خسروی راحت میشدند
ماشین مقابل شیرینی فروشی مدنظرش می ایستد و پروا با حالی به مراتب بهتر پیاده میشود
ادامه دارد….
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 150 |
| 13 | ✨ زیبایی، وقتی ماندگارتر میشود که انتخاب درست باشد…
از این پس در مجموعه Pargoun Rejuvenation
امکان مشاوره و معرفی شما عزیزان برای انجام جراحیهای تخصصی زیبایی نزد جراح فراهم شده است.
✨ بلفاروپلاستی و جوانسازی پلکها
✨ سانترال لب و اصلاح فرم لب
✨ لیفت و جراحیهای جوانسازی صورت
✨ کانتورینگ و جراحیهای زیبایی بدن
✨ سایر جراحیهای زیبایی متناسب با نیاز و آناتومی شما
با تأکید بر نتیجه طبیعی، ظرافت در تغییرات و حفظ هارمونی چهره 🤍 | 146 |
| 14 | روژکـــــا
#P268✨
_ من حاضرم...
طولی نمیکشد که صدای بشاش فرناز از ان سوی خط به گوشش میرسد
_ ای جووونم بخورمت آژان خانوم ... وای باورم نمیشه داریم از شر اون کفتار خلاص میشیم پروا !
از اتاق خارج میشود و با گام های آهسته از پله ها پایین می رود .
شانس می آورد که گیر زرین تاج نمی افتد و می تواند خیلی راحت از خانه خارج شود
اما همین که می خواهد در حیاط را باز میکند صدای منحوس فیروزه از پشت به گوشش می رسد
_ جایی میرید؟
چشم بسته و نفس عمیقی می کشد . سپس لبخندی حرصی به لب نشانده به در اشاره میکند
_ معلوم نیست؟
فیروزه قدمی جلو می گذارد
_ نه منظورم این بود که زود میایید ؟ اگر زرین تاج خانوم یا اقا میثاق چیزی پرسیدن چی بگیم ؟
پروا عصبانیتش هرلحظه بیشتر می شود اما فعلا کار های واجب تری از این دخترک داشت
_ اقا میثاق اطلاع دارن ... زرین خانومم چیزی پرسیدن بگو رفتن تا سر خیابون بیام خودم توضیحی لازم باشه میدم اوکیه؟
دخترک سرتق با چشم غره ای داخل می رود و او خیلی سریع بیرون میزند ...
برخلاف گفته اش نمیتوانست ریسک کند و از سر خیابان تماس بگیرد .
پس از آژانس سر کوچه ماشینی برای چند خیابان بالاتر درخواست میکند و خیلی سریع به راه می افتد
°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.
شماره را میگیرد و پر استرس دسته ای تلفن عمومی را میان انگشتانش می فشارد
ادامه دارد….
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 135 |
| 15 | روژکـــــا
#P267✨
دلش نمیخواست هیچ وقت اینگونه بدجنس باشد اما زمانی که میدید کسی این چنین آشکار به شوهرش چشم دارد نمیتوانست آرام برخورد کند !
حالا که میثاق خواسته بود انسانیت نشان دهد دخترک را در خانه می پذیرفت اما قول نمیداد با دیدن رفتار های اشتباهش دمش را قیچی نکند !
°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°.°
در جایش نیم خیز میشود و نگاهی به ساعت می اندزاد
ساعت چهار و نیم عصر را نشان میداد.
آراز کنارش با آرامی خوابیده بود .
با یادآوری ساعتی پیش خنده بر لبانش جاری میشود ...
بعد از کلی بازی و خنده بلخره خوابشان برده بود ... تصمیم داشت هرچه زودتر آراز را از شیر بگیرد و دیگر وقتش بود غذا های مقوی را جانشین شیر کنند
هرچند قبلا هم همیشه پوره غذا و آبمیوه به خوردش می داد اما دیگر وقتش شده بود با شیر خداحافظی کند
با میثاق ساعتی پیش حرف زده بودند و گفته بود کارش امروز بیش از حد تصورش طول کشیده است و به شام شاید نرسد
لباس هایش را تن میزند و مقابل آینه می ایستد ...
چشمانش مصمم تر از همیشه دیده میشود!
تنها ناراحتی اش پنهان کردن تصمیمش از میثاق است ...
اما او هم حق داشت.
ترس اینکه میثاق بخواهد خودش شخصا در این عملیات شرکت کند زلزله ای ویران کننده در جانش می انداخت !
ما ته این قصه هرچه که بود از اینکه آنها از شر خسروی و دار و دسته اش خلاص میکرد خوشحال است .
بوسه ای دیگری بر موهای بچه ای که نیمی از وجودش شده است می زند و شماره را میگیرد
_ من حاضرم
ادامه دارد …..
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 142 |
| 16 | PLLA | نخ مایع ✨
جوانسازی از مسیر کلاژنسازی🤍
با تحریک تدریجی کلاژن، به بهبود قوام، استحکام و کیفیت پوست کمک میکند و نتیجهای طبیعی، ظریف و ماندگار ایجاد میکند. 🤍
گاهی زیباترین تغییر، همان تغییریست که فقط باعث میشود جوانتر و شادابتر به نظر برسید، بدون اینکه کسی بفهمد چرا. | 132 |
| 17 | Reza Bahram - Jahane Bi To (320).mp3 | 144 |
| 18 | روژکـــــا
#P266✨
فیروزه آمده بود !
اخم هایش ناخداگاه درهم می روند و همراه زرین خانوم به سالن می رود .
نمیداند چرا این دخترک هیچ به دلش ننشسته بود ... یا شاید هم دلیلش آن نگاه های خیره و معنی دارش به میثاق بود !
انتظارشان خیلی طول نمی کشد و دخترک به همراه افسانه خانوم داخل می آید
_ سلام
مقابلشان می ایستد و به هر دو سلام میدهد .
زرین تاج ریز بینانه نگاهش میکند و پاسخش را میدهد
_ سلام دختر جون گفتی با میثاق کار داری؟
دخترک سریعا سر به نفی تکان میدهد
_ نه خانوم جان اقا میثاق خودشون گفتن بیام اینجا تو کارای خونه کمک کنم
زمزمه ای زیر لبی زرین تاج خانوم اما به خوبی به گوش های پروا می رسد
_ پسر منم هرکی رو از سر خیابون پیدا میکنه برمیداره میاره خونه .
پروا دست مشت میکند اما اخم هایش ابرو نمی آورد میدانست منظورش او هم بود .
_ میثاق چیزی به من نگفته بود بزار اول باهاش حرف بزنم بعد ...
حالا اما فرصت خوبی برای انتقام بود پروا با بدجنسی لبخندی به لب می نشاند و به فیروزه اشاره میکند
_ نیازی نیست مادر جان من خبر داشتم میثاق بهم گفته بود ... فیروزه جان رو هم میشناسم به کار نیاز داشته میثاقم گفته بیاد تو کارای خونه به افسانه خانوم کمک کنه
زن زیرلب غرولندی میکند و با لحنی عصبی پچ میزند
_ میثاق که دیگه هیچ کارشو به من اطلاع نمیده خودتون میدونید اینم
می گوید و از آنها دور میشود.
همیشه که نباید مظلوم می بود ! گاهی همباید در مقابل زور و بی احترامی می ایستادی ...
با رفتن زرین خانوم حالا نوبت زهرچشم گرفتن از فیروزه بود
به طرفش برمیگردد و با نگاهی به سرتاپایش ... لباس های تنگ و پر زرق و برقی که به تن دارد و آرایش نسبتا غلیظش لب میزند
_ گلم من کاملا اطلاع دارم همسرم اون روز که گفته بودی بیاد پارک از من نظر خواست و منم گفتم بیای خونه کمک دست افسانه خانوم میتونی بری پیش افسانه خانوم و کم کم چم وخم کار رو یاد بگیری
یک دستی زده بود و دخترک که انگار تیرش به خطا رفته باشد اخم در هم میکشد و باشه ای ارامی می گوید اما تا میخواهد دور شود صدای پروا میخ کوبش میکند
_ فقط فیروزه جان !
فکر نمیکنی این لباسا زیاد مناسب کار کردن نیست؟ از فردا سعی کن لباسای راحت تری بپوشی ...
ادامه دارد…
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 141 |
| 19 | مزوژل پروفایلو
فرمول اختصاصی هیالورونیکاسیدِ پایدار،
در لایههای عمقی پوست پخش میشه و بدون حجمدهی،
کلاژن و الاستین طبیعی پوست رو فعال میکنه.
نتیجهای که دیده میشه،
پوستی شفافتر، سفتتر و یکدستتره
نه تغییر چهره، نه اغراق.
انتخاب افرادیه که به «کیفیت پوست» اهمیت میدن،
نه صرفاً پر کردن خطوط.
مناسب صورت و گردن
برای پوستهایی که خسته شدن، نه پیر. | 114 |
| 20 | روژکـــــا
#P265✨
دو روز دیگر موعد حمل ونقل محموله ای بزرگ خسروی فرا می رسید او هنوز هیچ کاری نکرده بود !
نه میتوانست به میثاق چیزی بگوید نه میشد خودش کاری کند ...
عجیب ترین نقطه ای ماجرا هم سکوت عجیب خسروی بود ، میترسید این آرامش همان آرامش قبل از طوفان باشد !
اما باید حتما کاری می کرد اینطور هم نمیشد دست روی دست بگذارد و چنین فرصت بزرگی را از دست بدهد
آراز را لباس می پوشاند و صبحانه اش را در اتاقش می دهد
ذاتا پسرک از آتلی که به پایش بسته شده بود زیاد رضایت نداشت و مدام از اینکه نمیتوانست پایش را ببیند و حرکت دهد پرخاش میکرد
میثاق صبح زود به رستوران رفته بود و زرین خانوم از صبح با او برخورد بدی نکرده بود !
برعکس او را دعوت به صبحانه خوردن کرده بود و پروا ردش نکرده بود ...
کنار هم صبحانه میخورند و زرین با پرسیدن چند سوال ریز دیگر چیزی نمی گوید و در سکوت به کار هایشان ادامه میدهند
همه چیز خوببود تا اینکه صدای زنگدر بلند میشود ...
افسانه با عجله به سوی اف اف میرود و جواب میدهد
کمی بعد باعجله به سوی آن دو می آید و از مهمان جدید می گوید
_ خانوم یه دختر اومده میگه اسمش فیروزه است از آشنا های آقا میثاقن؟
زرین هم با قیافه متعجب و ابروهای بالا رفته پچ میزند
_ خیر باشه ... بگو بیاد تو
ادامه دارد….
#روژکـــــا
@pargoun_rejuvenation | 129 |
