en
Feedback
گنجشک های مرده

گنجشک های مرده

Open in Telegram

همین که حوصله شعر خواندنی داریم غنیمت است در این روزگار بی برکت... . . شروع فعالیت 👇 March 26 ,2017

Show more
4 863
Subscribers
+124 hours
+27 days
-930 days
Posts Archive
برای گم شدن ابتدا باید خانه ای داشت..

شاید از مخیله ام خیال ناخوشی ها رفته باشد اما به قول جناب آلبر‌ کامو ‘قلب هم حافظه‌ی خودش را دارد ؛ و من هیچ چیز را فراموش نکرده‌ام..”

بر آن شدم که امشب طبق‌ روال شب های قبل ذره ذره در خودم فرو بریزم تا تو را با تکه های کوچک و بزرگ وجودم بنا کنم. تو بی نهایتی. تو در من هزاران اتاق تو در تو با راه‌روهای بی انتهایی..

کِی کنترل همه چی از دست من خارج شد و من شدم نظاره‌گر گذشتن زندگیم؟

چقد تابستون طول میکشه. اگه پاییز بود الان رسیده بودیم فروردین.

بزرگ‌ترین خاصیتی که بزرگ شدن داشت این بود که فهمیدم چیزایی که قرار بود تا ابد داشته باشمشون از دست رفتن و ناراحتی که قبلا براشون تصور می‌کردم رو نداشتن؛ حقیقتا یه چیزایی توی من وجود داشت که فکر می‌کردم تا ابد قراره همینجوری بمونه، اما فهمیدم زندگی سراسر تغییره و همیشه بر وفق مراد دل ما نیست. واقعیت با خیالات ما خیلی توفیر داره رفیق؛ خیلی..

4_6039507750923274975.mp316.35 MB

شب پشت سر ما بود نمی‌دانستیم

گفت: خوب که نگاه می‌کنی به شب، ایمانت را گم می‌کنی؛ کجای نگریستن لق می‌زند؟

حرف تا پشت حنجره آمد؛ به زبان، نه..

من در نگه‌داشتن آدم‌ها و دوست داشتن‌شان، همیشه یک جای کارم می‌لنگید. یا خیلی دیر می‌رسیدم یا خیلی زود. پس شروع به نوشتن کردم، غافل از آنکه بوسه‌هایی که می‌نوشتم هرگز به دست کسی نمی‌رسید..

قبلا وقتی قدم می‌زدم یا هر کاری انجام می‌دادم عکس می‌گرفتم. عکس گرفتن از لحظات ساده و روزمرگی‌هام حالمو خوب می‌کرد. گه گاهی هم اونارو به اشتراک می‌ذاشتم. با اینکه هر روز یک مسیر طولانی رو قدم می‌زنم، اما خیلی وقته دوربین گوشیمو باز نمی‌کنم. یا دیگه چیزی منو سر ذوق نمیاره یا مسیری که قدم می‌زنم تکراری شده. نمی‌دونم؛ به قول یک رفیقی چقدر سخته که فرصت و حوصله انجام کاری که حال دلتو خوب کنه نداشته باشی..

دلم می ‌خواست کاری کنم که او هم به من احتیاج داشته باشد. اما چطور؟ چطور می‌شود کسی را وادار کرد به چیزی احتیاج پیدا کند که محتاجش نیست؟

می‌دونی از اون روز به بعد دیگه بارون نبارید؛ فقط آسمونش ابری شد. نمی‌دونم تقصیر تو بود یا نه اما انقدر که گونه‌هامون تر شد، شونه‌هامون نشد؛

پرنده کوچک من؛ به هر راهی که رفتم، مقصد تو بودی..

جونم در میره برای آواز خوندن استاد شجریان باهر آوا انگار که قلبم رو لمس می‌کنه و روحم رو نوازش..🕊🤍

4_5818892645480545344.mp35.53 MB

حال مرا مپرس که هنجارها مرا مجبور می‌کنند بگویم که: بهترم…

مردم چه می‌کنند که لبخند می‌زنند؟ غم را نمی‌شود که به رویم نیاورم

بمانی درختت میشوم، بمیری تابوتت ...