گنجشک های مرده
Open in Telegram
همین که حوصله شعر خواندنی داریم غنیمت است در این روزگار بی برکت... . . شروع فعالیت 👇 March 26 ,2017
Show more4 863
Subscribers
+124 hours
+27 days
-930 days
Posts Archive
4 864
شاید از مخیله ام خیال ناخوشی ها رفته باشد اما به قول جناب آلبر کامو ‘قلب هم حافظهی خودش را دارد ؛ و من هیچ چیز را فراموش نکردهام..”
4 864
بر آن شدم که امشب طبق روال شب های قبل ذره ذره در خودم فرو بریزم تا تو را با تکه های کوچک و بزرگ وجودم بنا کنم. تو بی نهایتی. تو در من هزاران اتاق تو در تو با راهروهای بی انتهایی..
4 864
بزرگترین خاصیتی که بزرگ شدن داشت این بود که فهمیدم چیزایی که قرار بود تا ابد داشته باشمشون از دست رفتن و ناراحتی که قبلا براشون تصور میکردم رو نداشتن؛ حقیقتا یه چیزایی توی من وجود داشت که فکر میکردم تا ابد قراره همینجوری بمونه، اما فهمیدم زندگی سراسر تغییره و همیشه بر وفق مراد دل ما نیست. واقعیت با خیالات ما خیلی توفیر داره رفیق؛ خیلی..
4 864
من در نگهداشتن آدمها و دوست داشتنشان، همیشه یک جای کارم میلنگید. یا خیلی دیر میرسیدم یا خیلی زود. پس شروع به نوشتن کردم، غافل از آنکه بوسههایی که مینوشتم هرگز به دست کسی نمیرسید..
4 864
قبلا وقتی قدم میزدم یا هر کاری انجام میدادم عکس میگرفتم. عکس گرفتن از لحظات ساده و روزمرگیهام حالمو خوب میکرد. گه گاهی هم اونارو به اشتراک میذاشتم. با اینکه هر روز یک مسیر طولانی رو قدم میزنم، اما خیلی وقته دوربین گوشیمو باز نمیکنم. یا دیگه چیزی منو سر ذوق نمیاره یا مسیری که قدم میزنم تکراری شده. نمیدونم؛ به قول یک رفیقی چقدر سخته که فرصت و حوصله انجام کاری که حال دلتو خوب کنه نداشته باشی..
4 864
دلم می خواست کاری کنم که او هم به من احتیاج داشته باشد. اما چطور؟ چطور میشود کسی را وادار کرد به چیزی احتیاج پیدا کند که محتاجش نیست؟
4 864
میدونی از اون روز به بعد دیگه بارون نبارید؛ فقط آسمونش ابری شد. نمیدونم تقصیر تو بود یا نه اما انقدر که گونههامون تر شد، شونههامون نشد؛
4 864
جونم در میره برای آواز خوندن استاد شجریان
باهر آوا انگار که قلبم رو لمس میکنه و روحم رو نوازش..🕊🤍
