en
Feedback
پندارنیک

پندارنیک

Open in Telegram
374
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-930 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
September '26
September '26
+3
in 0 channels
August '26
+9
in 0 channels
Get PRO
July '26
+17
in 0 channels
Get PRO
June '26
+6
in 0 channels
Get PRO
May '26
+1
in 0 channels
Get PRO
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+8
in 0 channels
Get PRO
January '26
+7
in 0 channels
Get PRO
December '25
+17
in 1 channels
Get PRO
November '25
+19
in 0 channels
Get PRO
October '25
+7
in 1 channels
Get PRO
September '25
+11
in 0 channels
Get PRO
August '25
+12
in 1 channels
Get PRO
July '25
+8
in 0 channels
Get PRO
June '25
+9
in 1 channels
Get PRO
May '25
+14
in 1 channels
Get PRO
April '25
+12
in 1 channels
Get PRO
March '25
+14
in 1 channels
Get PRO
February '25
+13
in 1 channels
Get PRO
January '25
+20
in 2 channels
Get PRO
December '24
+7
in 0 channels
Get PRO
November '24
+16
in 2 channels
Get PRO
October '24
+7
in 1 channels
Get PRO
September '24
+10
in 0 channels
Get PRO
August '24
+16
in 0 channels
Get PRO
July '24
+26
in 1 channels
Get PRO
June '24
+24
in 1 channels
Get PRO
May '24
+17
in 1 channels
Get PRO
April '24
+18
in 1 channels
Get PRO
March '24
+16
in 1 channels
Get PRO
February '24
+15
in 0 channels
Get PRO
January '24
+8
in 1 channels
Get PRO
December '23
+8
in 0 channels
Get PRO
November '23
+4
in 0 channels
Get PRO
October '23
+9
in 0 channels
Get PRO
September '23
+12
in 0 channels
Get PRO
August '23
+12
in 0 channels
Get PRO
July '23
+11
in 0 channels
Get PRO
June '23
+3
in 0 channels
Get PRO
May '23
+1
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '23
+6
in 0 channels
Get PRO
February '23
+1
in 0 channels
Get PRO
January '23
+1
in 0 channels
Get PRO
December '22
+5
in 0 channels
Get PRO
November '22
+6
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3
in 0 channels
Get PRO
September '22
+4
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '22
+4
in 0 channels
Get PRO
June '22
+4
in 0 channels
Get PRO
May '22
+10
in 0 channels
Get PRO
April '22
+4
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2
in 0 channels
Get PRO
February '22
+3
in 0 channels
Get PRO
January '22
+5
in 0 channels
Get PRO
December '21
+2
in 0 channels
Get PRO
November '21
+18
in 0 channels
Get PRO
October '21
+6
in 0 channels
Get PRO
September '21
+10
in 0 channels
Get PRO
August '21
+10
in 0 channels
Get PRO
July '21
+10
in 0 channels
Get PRO
June '21
+9
in 0 channels
Get PRO
May '21
+9
in 0 channels
Get PRO
April '21
+5
in 0 channels
Get PRO
March '21
+7
in 0 channels
Get PRO
February '21
+10
in 0 channels
Get PRO
January '21
+10
in 0 channels
Get PRO
December '20
+437
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September+1
03 September+1
02 September0
01 September+1
Channel Posts
https://t.me/PendareNeek 🧘علت انسداد چاکراه ها به ترتیب از پایین به بالا: 7⃣چاکراه هفتم با وابستگی های زمینی 6⃣چاکراه ششم با توهم 5⃣چاکراه پنجم با دروغ 4⃣چاکراه چهارم با سوگ 3⃣چاکراه سوم با شرم 2⃣چاکراه دوم با احساس گناه 1⃣چاکراه اول با ترس

2
بعضی آدم‌ها تمام عمرشان را صرفِ توجیه کردنِ زخم‌هایشان می‌کنند نه درمانشان… آن‌قدر برای ترس‌هایشان دلیل می‌آورند که کم‌کم همان ترس‌ها را "شخصیت" خودشان تصور می‌کنند و آن‌قدر به تاریکی عادت می‌کنند که نور، چشمشان را می‌ترساند. حقیقت تلخ این است؛ انسان تا وقتی رنجش را توجیه می‌کند هیچ‌وقت از آن بیرون نمی‌آید. کسی که مدام می‌گوید: «من همینم» درواقع دارد آرام‌آرام قبرِ خودش را با دست‌های خودش می‌کَند. تغییر درد دارد اما نه به اندازه‌ی پوسیدن در چیزی که دیگر زنده نیست. بعضی‌ها سال‌ها در خشم می‌مانند چون بخشیدن، شجاعت می‌خواهد. بعضی‌ها در نقش قربانی می‌مانند چون مسئولیت، سنگین است. بعضی‌ها حقیقت را نمی‌پذیرند چون فرو ریختنِ تصویری که از خود ساخته‌اند، وحشتناک است. و زندگی… بی‌رحمانه از کنارِ آدم‌هایی عبور می‌کند که حاضر نیستند یک لحظه با خودِ واقعی‌شان روبه‌رو شوند. بدترین زندان دیوار ندارد. همان ذهنی‌ست که مدام تو را قانع می‌کند: "لازم نیست تغییر کنی… همه‌چیز تقصیرِ دنیا و آدم‌هاست." و انسانِ خواب‌زده همیشه برای زنجیرهایش توضیحی زیبا پیدا می‌کند… اما زنجیر حتی اگر طلایی باشد باز هم زنجیر است !
21
3
https://t.me/PendareNeek بعضی آدم‌ها تمام عمرشان را صرفِ توجیه کردنِ زخم‌هایشان می‌کنند نه درمانشان… آن‌قدر برای ترس‌هایشان دلیل می‌آورند که کم‌کم همان ترس‌ها را "شخصیت" خودشان تصور می‌کنند و آن‌قدر به تاریکی عادت می‌کنند که نور، چشمشان را می‌ترساند. حقیقت تلخ این است؛ انسان تا وقتی رنجش را توجیه می‌کند هیچ‌وقت از آن بیرون نمی‌آید. کسی که مدام می‌گوید: «من همینم» درواقع دارد آرام‌آرام قبرِ خودش را با دست‌های خودش می‌کَند. تغییر درد دارد اما نه به اندازه‌ی پوسیدن در چیزی که دیگر زنده نیست. بعضی‌ها سال‌ها در خشم می‌مانند چون بخشیدن، شجاعت می‌خواهد. بعضی‌ها در نقش قربانی می‌مانند چون مسئولیت، سنگین است. بعضی‌ها حقیقت را نمی‌پذیرند چون فرو ریختنِ تصویری که از خود ساخته‌اند، وحشتناک است. و زندگی… بی‌رحمانه از کنارِ آدم‌هایی عبور می‌کند که حاضر نیستند یک لحظه با خودِ واقعی‌شان روبه‌رو شوند. بدترین زندان دیوار ندارد. همان ذهنی‌ست که مدام تو را قانع می‌کند: "لازم نیست تغییر کنی… همه‌چیز تقصیرِ دنیا و آدم‌هاست." و انسانِ خواب‌زده همیشه برای زنجیرهایش توضیحی زیبا پیدا می‌کند… اما زنجیر حتی اگر طلایی باشد باز هم زنجیر است !
1
4
https://t.me/PendareNeek رفتار انسان وابسته به محیط . . . #دکتر_جعفر_محرمی ( روانشناس بالینی)
https://t.me/PendareNeek رفتار انسان وابسته به محیط . . . #دکتر_جعفر_محرمی ( روانشناس بالینی)
35
5
"هرزگي" فقط در تن نیست آدم‌ها یاد گرفته‌اند در همه‌چیز هرزه باشند؛ در حرف زدن، در فکر کردن، در دوست داشتن، در قول دادن، در مصرف کردن، در نگاه کردن، حتی در معنویت. ذهنِ پریشان همیشه گرسنه است. هر روز یک عقیده، یک آدم، یک احساس، یک رویا، یک مسیر تازه می‌خواهد؛ نه برای فهمیدن، فقط برای فرار از خلأ درونش. آدمِ هرزه نمی‌تواند عمیق شود. همه‌چیز را لمس می‌کند اما هیچ‌چیز را زندگی نمی‌کند. امروز شیفته‌ی یک راه است، فردا اسیر راهی دیگر. امروز قسم می‌خورد، فردا انکار می‌کند. ذهنش مثل بازاری شلوغ است؛ پر از صدا، پر از میل، پر از نمایش. و بدترین نوع هرزگی، هرزگیِ آگاهی‌ست؛ وقتی انسان حتی حقیقت را هم تبدیل به سرگرمی می‌کند. چند جمله‌ی عارفانه می‌خواند، چند کتاب ورق می‌زند، چند مراقبه نصفه‌ونیمه انجام می‌دهد، بعد خیال می‌کند بیدار شده؛ درحالی‌که فقط دانسته‌هایش بیشتر شده، نه حضورش. انسانِ عمیق، کم‌چیز است اما واقعی‌ست. کم حرف می‌زند اما حرفش وزن دارد. کم قول می‌دهد اما می‌ایستد. کم دوست دارد اما واقعی دوست دارد. او دنبال هزار تجربه نیست، در یک لحظه کامل زندگی می‌کند. این دنیا پر شده از آدم‌هایی که همه‌چیز را امتحان کرده‌اند اما حتی یک‌بار خودشان را ندیده‌اند. از رابطه تا عرفان، از عشق تا هنر، همه‌چیز را مصرف می‌کنند مثل کسی که تشنه است و به‌جای نوشیدن آب، فقط لیوان عوض می‌کند. تا وقتی انسان نتواند با خودش تنها بماند، هرزگی ادامه دارد. چون کسی که از سکوت خودش فرار می‌کند، به همه‌چیز پناه می‌برد؛ به آدم‌ها، به لذت‌ها، به هیجان‌ها، به شلوغی‌ها. و حقیقت تلخ این است: بیشتر آدم‌ها عاشق آزادی نیستند، عاشق تنوع‌اند. و تنوعِ بی‌آگاهی، همان هرزگیِ محترمانه‌ای‌ست که دنیا اسمش را گذاشته "سبک زندگی".
36
6
sticker.webp
46
7
No text...
46
8
No text...
44
9
چرخیدم تا خود را پیدا کنم. (1).mp3
46
10
No text...
47
11
بیشترِ چیزی که اسمش را "دوستی" گذاشته‌ای، معامله است ! رد و بدل کردنِ توجه، تأیید، امنیت، یا فرار از تنهایی تا وقتی طرف مقابل حالِ تو را خوب کند، می‌ماند و به محض این‌که آینه‌ای شود برای ضعف‌هایت، فاصله می‌گیری!! این رابطه نیست، مدیریتِ منافع است ذهن همیشه دنبال سود است حتی در صمیمی‌ترین اسم‌ها برای همین بیشتر رفاقت‌ها زیر فشارِ واقعیت فرو می‌ریزند چون بر پایه‌ی نیاز ساخته شده‌اند نه بر پایه‌ی دیدن دوستیِ واقعی از جایی شروع می‌شود که نیاز کم‌رنگ می‌شود جایی که دیگری را ابزارِ حالِ خوبِ خودت نمی‌کنی او را همان‌طور که هست می‌بینی، نه آن‌طور که به کارت می‌آید در این دیدن، کنترل نیست، توقع نیست، نقش‌بازی نیست سکوتی هست که در آن هر دو می‌توانند خودِ واقعی‌شان باشند بدون ترس از قضاوت این نوع رفاقت نادر است چون هزینه دارد باید از تصویرهایی که از خودت ساخته‌ای پایین بیایی باید بپذیری که ممکن است همیشه دوست‌داشتنی نباشی و مهم‌تر این‌که باید از نیازِ تأیید شدن عبور کنی ذهن از چنین رابطه‌ای می‌ترسد چون دیگر نمی‌تواند حساب و کتاب کند، نمی‌تواند تضمین بگیرد اما دقیقاً همان‌جاست که چیزی اصیل شکل می‌گیرد دوستی‌ای که نه با سود شروع می‌شود نه با ضرر تمام می‌شود چون اصلاً بر مبنای این‌ها ساخته نشده در این رفاقت، حضور مهم است نه کارکرد و اگر روزی هم فاصله بیفتد، تلخیِ کمتری باقی می‌ماند چون چیزی برای گرفتن و نگه داشتن وجود نداشته که از دست برود 🌱
49
12
No text...
52
13
"حریمِ" آدم ها شوخی نیست. هر انسانی، جهانی‌ست که با هزار زخم، هزار خاطره، هزار سکوت و هزار فروپاشی سر پا مانده. و تو اگر هنوز یاد نگرفته‌ای کجا باید بایستی، کجا باید ساکت شوی، کجا نباید وارد شوی، هنوز حتی معنای انسان بودن را نفهمیده‌ای. بعضی‌ها فکر می‌کنند صمیمیت یعنی دخالت. فکر می‌کنند حق دارند وارد ذهن، قلب، تنهایی، رابطه، گذشته و زخم‌های دیگران شوند فقط چون کنجکاوند. نه… این عشق نیست، این آگاهی نیست، این دوستی نیست. این تجاوزِ خاموشِ یک ذهن بی‌مرز و تربیت‌نشده است. انسانِ آگاه، حتی به روحِ دیگری هم با کفش وارد نمی‌شود. اما ذهن‌های هرزه، همه‌چیز را ملک خود می‌بینند؛ احساس دیگران، وقت دیگران، سکوت دیگران، حتی دردِ دیگران را. مدام سرک می‌کشند، قضاوت می‌کنند، فشار می‌آورند، می‌پرسند، دخالت می‌کنند، و اسمش را می‌گذارند محبت. کسی که حرمتِ مرزهای دیگران را نمی‌فهمد، هنوز از درون فقیر است. چون فقط انسانِ تهی، نیاز دارد خودش را به زندگی دیگران بچسباند. انسانِ کامل، حضور دارد؛ اما هجوم نمی‌آورد. بفهم… هر دری که می‌بینی، برای ورود تو باز نشده. هر سکوتی، دعوت به کنجکاوی نیست. هر لبخندی، اجازه‌ی نزدیک شدن نیست. و هر انسانی موظف نیست خودش را برای فهمیده شدن، توضیح بدهد. بزرگ‌ترین نشانه‌ی شعور، احترام به فاصله‌هاست. چون کسی که حریم نمی‌شناسد، دیر یا زود همه‌چیز را آلوده می‌کند؛ دوستی را، عشق را، اعتماد را، و حتی معنای انسان بودن را. آدم‌هایی که بی‌اجازه وارد زندگی دیگران می‌شوند، معمولاً از روبه‌رو شدن با ویرانیِ درونِ خودشان فرار می‌کنند. برای همین مدام در زندگی این و آن پرسه می‌زنند. اما حقیقت تلخ این است: کسی که به مرزهای دیگران احترام نمی‌گذارد، هیچ‌وقت به آرامش واقعی نمی‌رسد. چون ذهنِ بی‌مرز، همیشه در حال بلعیدن است… و انسانی که مدام می‌بلعد، هرگز سیر نمی‌شود !
52
14
No text...
60
15
No text...
62
16
No text...
65
17
#بسيار_مهم عزيزانِ من، مراقب باشيد… همه كساني كه از نور حرف ميزنند، لزوماً اهل نور نيستند. بعضي‌ها فقط تاريكي‌شان را با كلمات زيبا پوشانده‌اند! اين دنيا پر شده از آدم‌هايي كه هنوز از زندانِ نفسِ خودشان آزاد نشده‌اند، اما ميخواهند راهِ رهايي و نجات را به ديگران نشان بدهند. آدم‌هايي كه درونشان پر از آشوب و حرص و عقده و گرسنگيِ قدرت است، اما بيرون، لباس آرامش پوشيده‌اند! و خطرناك‌ترين لحظه، وقتي‌ست كه انسان از درد و تنهايي خسته ميشود، چون درست همان‌جا آماده است وجودش را تقديمِ هر صدايي كند كه بوي نجات ميدهد. حواست باشد… هر كسي كه حرفِ عميق ميزند، بيدار نيست. هر كتابي آگاهي نمي‌آورد. هر سكوتي از آرامش نيست. بعضي سكوت‌ها بوي غرور ميدهند، بعضي لبخندها بوي شكار. آدمِ آگاه، تو را به خودش وابسته نميكند، تو را به خودت برميگرداند. اما آدمِ تشنه‌ي قدرت، اول اعتمادِ تو را ميگيرد، بعد شك را از تو ميگيرد، و در آخر، خودت را از خودت! و انسان وقتي خطر را ميفهمد، كه ديگر دير شده… وقتي ميبيند سال‌ها، به جاي بيدار شدن، فقط مسخ شده بوده. مراقب باشيد… به اسمِ معرفت، برده نشويد. به اسمِ عشق، كور نشويد. به اسمِ آگاهي، وجودتان را دفن نكنيد. هستي به تو شعور داده، براي اينكه ببيني، نه اينكه سجده‌گرِ هر صداي مطمئني شوي. اگر حضورِ كسي تو را كوچك‌تر ميكند، وابسته‌تر ميكند، ترسان‌تر ميكند، و جرأتِ درك كردن را از تو ميگيرد، بدان آنجا بوي حقيقت نمي‌آيد… بوي نفس مي‌آيد، بوي تملك، بوي تاريكي. و چه غم‌انگيز… كه بعضي انسان‌ها تمام عمر دنبال نور ميدوند، اما درست در آغوشِ تاريكي سقوط ميكنند…
66
18
4_5796180712390395384.mp3
69
19
No text...
88
20
عاشق زنی هستی، به او می‌چسبی. هرچه بیشتر بچسبی، بیشتر به آن زن فشار می‌آوری تا از تو فرار کند، زیرا چسبیدن تو برای آن زن یک بار سنگین است. هرچه بیشتر سعی کنی که او را تصاحب کنی، او بیشتر به این فکر می‌کند که چگونه آزاد شود، چگونه از تو بگریزد. و به شما می‌گویم: زندگی یک زن است؛ به او نچسب. او کسانی را دنبال می‌کند که به او نچسبند. زندگی برای کسانی که به آن نچسبند سرشار از فراوانی است. اگر بچسبی،‌ خود این چسبیدن، زندگی را پس می‌زند؛ این گدا بودن تو زندگی را از تو بیزار می‌کند. یک امپراطور باش. مستقل باش. زندگی را زندگی کن ولی به آن نچسب. به هیچ چیز نچسب. چسبیدن تو را زشت و خشن می‌سازد. چسبیدن تو را گدا می‌سازد. زندگی برای کسانی است که امپراطور هستند. نه برای گدایان. اگر گدایی کنی هیچ چیز نخواهی گرفت. زندگی به کسانی که هرگز گدایی نمی‌کنند بسیار می‌بخشد. زندگی برای کسانی که به آن نمی‌چسبند یک برکت همیشگی است. آن را زندگی کن، از آن لذت ببر، آن را جشن بگیر، ولی خسیس نباش، به زندگی نچسب. این چسبیدن به زندگی است که ترس از مرگ را به تو می‌دهد زیرا هرچه بیشتر بچسبی، ‌ بیشتر خواهی دید که زندگی وجود ندارد. در حال گذشتن است، از دستت می‌رود. آنگاه وحشت از مرگ برمی‌خیزد. زنی را می بینید و فکر می کنید که سرشار از عشق است، زنی شما را می بیند و می اندیشد که شما لبالب عشق اید. هر یک از شما به دنبال فریب دادن دیگری هستید. هر یک از شما به دنبال گدایی از دیگری هستید. تمام اش یک حیله است. کل قضیه مثل گذاشتن طعمه بر سر قلاب ماهیگیری، برای صید. طعمه ظاهر قضیه است و قلاب در درون شماست. در چنین وضعی به نظر دو طرف می رسد که این احساس عاشقانه به یکدیگر دوام زیادی خواهد داشت. ولی دو سه روز طول نمی کشد، چون به زودی وقتی آن دو به هم نزدیک شوند، هر دو درمی یابند که دیگری نیز یک گدا بوده است. هرگز گدا محبوب نیست. هرگز گدا دوست داشتنی نیست. در ابتدا هر دو حرف از دادن عشق می زنند، در حالی که در واقع هر یک برای دریافت عشق به دیگری نزدیک می شود و هر دو فقط وعدۀ عشق را به یکدیگر می دهند. شما حتی از کودکان خردسال درخواست عشق می کنید! حدی برای گدایی شما نیست. مادر به نوزادش نگاه می کند و او را وادار می کند لبخند بزند، او را به ستوه می آورد که لبخند بزند، لبخند زدنهای نوزاد زورکی است. مادر سعی می کند لبخند زدن را به کودک بیاموزد، و از همان ابتدا شروع می کند به آموزش سیاست به طفل. و کودک خیلی زود می فهمد که لبخند زدن منفعت دارد. او می فهمد که اگر بخندد مادرش را راضی می کند، و اگر نخندد او ناراضی می شود. به این ترتیب کودک یاد می گیرد که بیشتر بخندد، ولی آن خنده اجباری است، یک پوشش و نمایش است. تحت تأثیر روش شما، بچه ها به زودی، زبل و حیله گر می شوند. این نوعی آموزش، نوعی دیسیپلن بدون حضور استاد است. و وقتی بچه ها لبخند می زنند از روی خود خواهی شان است. آنها لبخند می زنند چون چیزی از شما می خواهند. وقتی  که چیزی نمی خواهند، لبخند هم نخواهند زد. هر قدر هم شما سعی کنید. آنها فکر می کنند. چرا بی دلیل لبخند بزنم، من که چیزی نمی خواهم! حتما دیده اید که وقتی چیزی از شما می خواهند چطور چاپلوسی می کنند. در آن حالت دست به هرکاری می زنند که شما راضی شوید، می خندند، می رقصند، شادی می کنند. همه گدا هستند. و تا زمانی که قلبها تهی از عشق باشد، اینگونه باقی خواهد ماند. گدایی همچنان ادامه خواهد داشت. ولی وقتی شخصی خودش را بشناسد، وضعیتش را درک کند، و بتواند خودش را از شر نفس و افکارش برهاند موضوع دیگری است. میلیونها میلیون نفر به غلط خیال میکنند. عاشق اند، معتقداند که عشق می ورزند، در حالیکه این تنها تصور آنهاست. عشق شکوفایی نادری است، بعضی وقتها اتفاق می افتد. بسیار کمیاب است. چون تنها در صورتی رخ می دهد که ترس نباشد، قبل از آن ممکن نیست. آشنایی برای همه رخ می دهد، ولی عشق نه. اگر چیزی برای پنهان کردن نداشته باشی، پس نمی ترسی. می تواني رها باشی، می توانی تمام زواید را دور بریزی. می توانی دیگران را به عمق وجودت دعوت کنی. یک امپراطور باش مستقل باش زندگی برای کسانی است که امپراطور هستند. نه برای گدایان. زندگی برای گدایان جز حقارت هیچ چیز نخواهد داشت ! دوباره و چندباره از اول بخون !
65