ساز دل
Open in Telegram
کانال فرهنگ و شعر فرهیختگان ودلنوشته های مهندس سجاد وطن خواه زندگی سازِ دل است تو نوازندهٔ این سازی و بس تو اگر شاد زنی شاد شوی گرچه باشی چو قناری به قفس !! ساز زندگیتون همیشه کوک❤ به دوستان خود بگویید ای دی ادمین @sazdeladmin
Show more248
Subscribers
-124 hours
+17 days
-130 days
Posts Archive
248
_گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم : پرنده ن
_گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم : پرنده ن
_گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
_گفتم : پرنده ن
_گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکی أن که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرنده ن؟
_گفتم : آره، پرنده ن
_گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م!
#بابک_زمانی
@sazdel
248
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خاطره ها دوست می دارم
تورا به اندازۀ همۀ کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
به اندازه قطرات باران،به اندازۀ ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همۀ کسانی که نمی شناخته ام ... دوست می دارم
تو را به جای همۀ روزگارانی که نمی زیسته ام ... دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود
تو را بخاطر نخستین گناه ...
تو را به خاطر دوست داشتن ...
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم ...
دوست می دارم
#پل_الوار
@sazdel
248
پدرش نامِ او را تُرنج نهاده بود
مادرش اما بهآر صدایش می کرد
میگفت:
وقتی میخندد
انگار شکوفهها از ابتدا متولد می شوند
و انگار خانهام در جای دیگریست
پدرش اما یک کلام، می گفت:
تُرنج!
حالا او،
معشوقهی مردی است که
او را دنیآ خطاب می کند
میگوید:
پیش از او اصلا زندگی نکرده بودم،
حالا اما دنیا را به من دادهاند ...
مادرش دستش را گرفت، و آرام گفت:
اصلا بهشت نامِ کوچكِ هر زنی است !
#سپیده_امیدی
@sazdel
248
من بلد نیستم بگم دوستت دارم
ولی پشت همه ی سلام ها، کجایی ها،
مراقب خودت باش ها، خنده ها، سکوت ها،
راه رفتن ها، نگاه کردن ها، کلی دوستت دارم پنهونه...
از پوستم ، صدای تو میتراود ؛
بر پاهای تو راه میروم
با چشم تو شعر مینویسم
من کهام ؟ به جز تو که در رگ
و پوستم نهانی و نام مرا به خود دادهای...
#شمس_لنگرودی
@sazdel
248
بگذار سر به سينهٔ من تا كه بشنوی
آهنگ اشتياق دلی دردمند را
شايد كه بيشاز اين نپسندی به كار عشق
آزار اين رميدهٔ سر در كمند را
بگذار سر به سينهٔ من تا بگويمت
اندوه چيست، عشق كدامست، غم كجاست
بگذار تا بگويمت اين مرغ خستهجان
عمريست در هوای تو از آشيان جداست
دلتنگم، آنچنان كه اگر بينمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
شايد كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنين كه هيچ وفا نيست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون كبوتری كه پرم در هوای تو
يك شب ستارههای تو را دانهچين كنم
با اشك شرم خويش بريزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمهٔ شراب
بيمار خندههای توام بيشتر بخند
خورشيد آرزوی منی گرم تر بتاب!
#فریدون_مشیری
@sazdel
248
بگذار سر به سينهٔ من تا كه بشنوی
آهنگ اشتياق دلی دردمند را
شايد كه بيشاز اين نپسندی به كار عشق
آزار اين رميدهٔ سر در كمند را
بگذار سر به سينهٔ من تا بگويمت
اندوه چيست، عشق كدامست، غم كجاست
بگذار تا بگويمت اين مرغ خستهجان
عمريست در هوای تو از آشيان جداست
دلتنگم، آنچنان كه اگر بينمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
شايد كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنين كه هيچ وفا نيست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون كبوتری كه پرم در هوای تو
يك شب ستارههای تو را دانهچين كنم
با اشك شرم خويش بريزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمهٔ شراب
بيمار خندههای توام بيشتر بخند
خورشيد آرزوی منی گرم تر بتاب!
#فریدون_مشیری
🌺🍃🌴
248
فروغ فرخزاد میگه:
در حیرتم از خلقت آب...
اگر با درخت همنشین شود، آن را شکوفا میکند؛
اگر با آتش یکجا شود، آن را خاموش میکند؛
اگر با ناپاکی برخورد کند، آن را پاک میسازد؛
اگر با آرد درآمیزد، خمیر میشود و به نان بدل میگردد؛
و اگر با خورشید همراه شود، رنگینکمان میآفریند...
اما آب، اگر تنها بماند، رفتهرفته میگندد.
دل آدمی نیز شبیه آب است؛
از آنچه با او همنشین میشود، اثر میپذیرد و اثر میگذارد.
گاهی یک انسان، میتواند در زندگی ما همان نقشی را داشته باشد که آب برای یک درخت دارد؛
ما را دوباره سبز کند...
و گاهی یک همراهی نادرست، میتواند آرامآرام زلالی دل را بگیرد.
پس قدر باهم بودنها را بدانیم؛
قدر آدمهایی را که کنارشان دلمان زندهتر، آرامتر و روشنتر میشود.
چون انسان، در تنهایی شاید دوام بیاورد؛
اما برای شکوفا شدن، به همنشینی درست نیاز دارد.
@sazdel
