کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی
Open in Telegram
این کانال با هدف بیان اندیشه های اقتصاد و اقتصاد سیاسی وکنار زدن تابوهای موجود برسرراه درک جامعه دست یاری شمارا می فشرد
Show more2 386
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+2630 days
Posts Archive
♨️ *قیمت تمام شده بنزین در ایران ۸۲۵ تومان هست*
*بالاخره یه مرد با شرف دستشان رو کرد*
*📣...چرا این همه منت بر سر مردم خوب ایران می گذارند ....*
🛑🛑🛑
🔹یزدیزاده، کارشناس اقتصادی در آنتن زنده صداوسیما: طی ۴۰ سال دلار را ۱۱ بار گران کردیم؛ وقتی اشتباهی را ۱۱ بار تکرار کردیم نامش خیانت است، دیگر اشتباه نیست
این تو اخبار سراسری دوشب گذشته بوده
🔰 عربستان و پایداری صعود در نردبان توسعه
✍️ مرتضی درخشان
پژوهشگر پویش فکری توسعه و نویسنده کتاب توسعه
♈️سال گذشته و با استخراج شاخصهای توسعه سال ۲۰۲۲ توجه ویژهای به عربستان داشتیم و یادداشتی را در مورد این کشور تنظیم کردیم. بیان شد که عربستان در سال ۲۰۲۱ از نظر شاخص ترکیبی توسعه در بین ۱۵۴ کشور در رتبه ۹۹ ایستاده بود و تنها ۶ رتبه از ایران (دارای رتبه ۱۰۵) بالاتر بود که بیشتر این تفاوت در منظر اقتصادی مشاهده میشد.
♈️اما در طول سال ۲۰۲۲ عربستان با تغییرات و سیاستهایی که اِعمال کرده بود به رتبه ۸۸ جهانی صعود کرده و فاصلهای ۲۹ رتبهای با ایران ۲۰۲۲ ایجاد نمود. عربستان با همین تغییرات توانست خود را از دسته چهارم یعنی «کشورهایی با توسعه در وضعیت هشدار» به دسته سوم یعنی «کشورهای در آستانه توسعه» برساند.
♈️ در تحلیل برخی از کارشناسان دیدم که این تغییر رتبه عربستان را پایدار نمیدانند و مانند بسیاری از کشورها که رتبه آنها در توسعه نوسانی است، عربستان نیز تنها یکسال این صعود را تجربه کرده است. مشابه تجربه کشور ازبکستان که سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۲۱ رتبه در توسعه صعود کرد و سال بعد یعنی ۲۰۲۲ دوباره ۲۰ رتبه تنزل داشت و سال گذشته یعنی ۲۰۲۳ مجددا ۴ رتبه صعود را تجربه کرده است.
♈️حال سوال این بود که آیا صعود کشور عربستان در نردبان توسعه پایدار است و سالهای آینده هم آن را مشاهده میکنیم؟ اگر چنین باشد، با سرعتی که در این صعود مشاهده میکنیم، کافیست ۳ سال دیگر ادامه یابد و عربستان را به کشورهای پیشرو در توسعه (دسته دوم) برساند.
♈️کشور عربستان پس از صعود ۱۱ رتبهای در سال ۲۰۲۲ مجددا همین تجربه را با دقیقا ۱۱ رتبه صعود در سال ۲۰۲۳ تکرار کرد، که امیدها برای پایدار بودن توسعه عربستان را زنده کرده است.
♈️جدا از تحلیلی که در رابطه با تغییرات شاخصهای توسعه عربستان انجام گرفت، اما توجه به یک نکته بسیار حائز اهمیت است. توسعه کشور عربستان نامتوازن است و طبق تئوری «پلکان مارپیچ توسعه» که در کتاب توسعه ۱۴۰۰ طرح شد، به نظر میرسد حتی اگر کشور عربستان در کوتاه مدت بتواند توسعهای را به شکل نامتوازن تجربه کند، باید طی چند سال آینده نسبت به ابعادی از توسعه که وضعیت مناسبی ندارند، فکری بکند تا روند پایدار صعود از نردبان ادامه یابد.
♈️ فاصله شاخصهای سیاسی توسعه عربستان با میانگین جهانی منفی و بسیار زیاد است (منفی ۲۱). هرچند در توسعه اقتصادی (مثبت ۹) و توسعه فردی (مثبت ۶) و البته توسعه اجتماعی (مثبت ۱)، بالاتر از میانگین جهانی قرار دارند، اما از لحاظ زیست محیطی (منفی ۵) کمی پایینتر از میانگین جهانی است و این ناپایداری زیست محیطی را در روند توسعه عربستان نشان میدهد,
♈️ اما مهمتر از همه، وضعیت شاخصهای سیاسی عربستان است که اصلا وضعیت خوبی ندارند. اگر توسعه اجتماعی و فردی عربستان تداوم یابد، به طور طبیعی مطالبات سیاسی مردم نیز کم کم آغاز میشود و مسیر توسعه نیازمند مشارکت طلبی نظام سیاسی عربستان خواهد بود.
♈️بنابر این نکته کلیدی برای عربستان این است که با اینکه این کشور توانسته دوسال پیاپی در نردبان توسعه به میزان قابل توجهی صعود کند، اما باید آرام آرام به فکر توسعه سیاسی هم باشد تا این بخش به گلوگاه مسیر توسعهاش تبدیل نشود. آیا حکمرانی عربستان آمادگی لازم برای توسعه سیاسی را دارد؟ پاسخ را میتوانیم در توسعه و شاخص سالهای آینده ببینیم.
#جمهوریت
۸۰ سال از این کاریکاتور گذشته، ولی هنوز دنیا تغییری نکرده است.
در این رستوران فرضی، بیشترین ثروت بر سر میزِ جنگ آمده است و میزهای سلامت و بهداشت ، علم و دانش و تحصیلات و هنر خالی است.
به همه زبانی می توان علت فروپاشی کشور را توضیح داد، اما بنظر می رسد این گفتگو ساده و کوتاه ترین شیوه آن است.
Repost from کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی
جنگ نه ، حل مساله هسته ای آری!
بنظر به حل مساله نزدیک می شویم و بازی گاز انبری هم نقش خودش را دارد پیش می برد .آهو در آخرین لحظه شکار شدن حمله می کند و بهترین دفاع هم حمله است و راه دیگری بجز حمله باقی نمانده است . نه حاکمیت از آن مردم است و نه شرایط اجازه فرمان دوم مشروطیت را میدهد و تنها راه بدخیم در کویر سیاست جهانی باقی مانده ، یا پذیرش شرایط نکتبار که خفت بار است و قمار رست کردن در پوکر و گفتن کلمات آخر قمار باز . اما حریف رست را پذیرفته چون میداند تنها راه حل مساله هسته ای در بن بست فعلی همین است و هماهنگی با غرب را بدست آورده است .برای رست کننده هم خانه و زندگی دیگر معنی ندارد و پای حیثیت و در تاریخ نام ماندن مهم است همانند جنگ صفویه با عثمانی که نامشان در تاریخ درس داده می شود .ودر تاریخ در دانشگاه ها بن بست تاریخی نه پس و نه پیش تدریس خواهد شد .نه روی به فرمان و نه توان پذیرش شرایط سه دهه چانه زنی ؛ چرا که هر حرکت زیگزو واگ که نه پات نه کیش و نه مات است . همانگونه که روسیه را بجنگ وادار کردن همان روش با کمی تغییر برای حل مساله هسته ای بکار گرفته شده است که منجر به جنگ بدخیم و در رفتن اوضاع خاورمیانه از دستشان نشود .پختگی انباشت سرمایه جهانی طاقت دوری ژئو پلتیک و بهتر بگوئیم ژئومارکتی را دیگر ندارد و باید راه حل روی میز و اجرا شود .از سوی دیگر هیچ شاخصی دست نخورده در درون باقی نمانده و هر حرکت گشایش به گشودگی غیر قابل کنترل و هزینه سنگین انسانی منجر می شود و به بازی آوردن میلیونی خواهد شد که از توان قدرت فاصله نجومی دارد . و مذاکره هم جام معروف تاریخی می خواهد که فرصت سقراط فیلسوف تاریخی آن از بین رفته است و از فرمول اولش را می شود پی گرفت اما دومش از کام روزگار گذشته است و در آغاز پایان داستان سعیدی سیرجانی، جاوید نام ،روند ها پیش می رود.
از جنبه انتخابات امریکا هم مساله را به نفع دموکراتها تمام خواهد کر چون اسرائیل تا زمان حل کنندگی مساله حتی به احتمال حملات دیگری در صورت پاسخ ندیدن خواهد کرد تا تاکتیک گاز انبری کار خودش را بخوبی انجام دهد.
۲۲فروردین ۱۴۰۳
خوشه های خشم ...
کارگردان . جان فورد
اقتباس از کتابی به همین نام اثر جان اشتاین بیک
برنده جایزه اسکار بهترین کارگردانی سال ۱۹۴۰
*خانم لمبتون کیست؟*
او در سال ۱۳۳۲ تز خود را به دولت بریتانیا چنین تقدیم کرد:
"نه شاه و نه مصدق، بلکه حکومت اسلامی شیعی".
(مختصر آشنایی با خانم آن لمبتون جاسوسه- ایران شناس بریتانیایی)
خانم لمبتون برجسته ترین جاسوس بریتانیایی که از سال 1953 تا 1971 میلادی به مدت 26 سال کرسی زبان فارسی دانشکده مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه لندن را در اختیار داشت، دکترای خود را در رشته زبان فارسی و تاریخ ایران گرفت و در اواسط دهه 1930 میلادی برای تکمیل مطالعاتش برای اولین بار به ایران سفر کرد.
خانم لمبتون در جریان جنگ جهانی دوم و استعفای رضاشاه پهلوی از سلطنت، وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران بود و در جریان ملی شدن نفت که به سقوط دولت محمد مصدق انجامید بارها طرف مشورت وزارت خارجه بریتانیا قرار گرفت.
او چندین کتاب در باره زبان فارسی و اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران نوشت و انتقادهای صریح او از کمبود های انقلاب سفید در دو کتاب "زمین دار و رعیت" و "اصلاحات ارضی در ایران" باعث سردی روابطش با محمدرضا شاه شد.
مخالفت ایشان با اصلاحات ارضی یا انقلاب سفید نه از بهر نقد مثبت و سازنده این حرکت بزرگ اجتماعی در تاریخ معاصر ایران باشد، بلکه ایشان کلا" با مدرنیته و گام نهادن ایران به جهان نوین و پیشرفت اجتماعی ایران و ایرانیان مخالف و دیدی منفی داشت.
البته طبق منافع کشور متبوعش، به درستی بر این باور بود که مدرن شدن ساختار اجتماعی و صنعتی و فرهنگی و در نهایت سیاسی ایران باعث می شود کنترل سیاسی بر روی این کشور مهم خاورمیانه ای توسط کشورهای صنعتی و محتاج به منابع انرژی منطقه غیر ممکن یا به حداقل امکان برسد و طبعاً این به سود منافع کشورهای بزرگ و صنعتی نبود، از این جهت ایشان همیشه به تئوری هایی مثل "ولایت فقیه" برای آنچه "مردم شیعه ایران" می نامید تمرکز خاص داشت و ریشه کینه اش به شخصی مثل محمدرضاشاه و یا محمد مصدق همین بود که اینان خواستار گذار ایران به عصر نوین خود بودند، از این جهت خانم لمبتون کسی بودکه در بحبوحه نزاع سال 32 تز خود را چنین به دولت بریتانیا تقدیم کرد:
"نه شاه و نه مصدق ، بلکه حکومت اسلامی شیعی".
به عبارتی ایشان بازگشت به عقب را برای مردم ایران تجویز می کرد تحت عنوان کلی بازگشت به فرهنگها و سنتها.
البته اسلام و شیعه از نظر ایشان در صدر شاخص های فرهنگی مردم ایران به شمار می آمد و تقویت این مورد را لازم میدانست!
میس لمبتون یکی از کارشناسان مسائل ایران، اسلام، جهان عرب و از جاسوسان برجسته بریتانیایی که به اغراق می توان گفت که او ایرانی را از خود ایرانیان بهتر می شناخت، براین باور بود که انگیزه های اصلی زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی سه چیز است :
" زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی ، میهن پرستی ایرانی اسلامی"
و ایران بدون این سه ویژگی، توانایی ادامه حیات را نخواهد داشت. ایشان بین ناسیونالیسم اسلامی و ایرانی تفاوت قائل می شد و باور داشت که چون نمی توان ایران را (عربیزه )کرد پس باید حکومت اسلامی متناسب با تفکر خاص این جامعه را تجویز کرد که حکومت شیعی جزو تز پیشنهادی ایشان بود.
میس لمبتون که از دوستان برنارد لوئیس بود، در سال 1342 دکترین
" ولایت فقیه" را برای نخستین بار مطرح و برقراری یک "حکومت اسلامی" در ایران را پیش بینی کرده بود.
او در مقاله مشترکی با لوئیس تحت عنوان «ولی فقیه» دوازده امامی در یک حکومت اسلامی، که هم زمان با تبعید خمینی به عراق در سال 1342 در پژوهشهای اسلام شناسی انتشاریافت می نویسد:
"تمایل به استقرار حکومت خدا در زمین، که اگر با پافشاری نتیجه دهد بی گمان سرانجامش یک سکوت سیاسی تا «ظهور مهدی» یا «انقلاب خشونت بار» خواهد بود!"
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ....
جالبه که این خانم هم در سرنگونی رضاشاه نقش داشته و هم در سرنگونی مصدق.
این زن دوست صمیمی و همکار برنارد لوئیس هست که امسال مرد. برنارد لوئیس ارایه دهنده نظریه تجزیه ایران به ۵ کشور هست.
بازدن روی لینک و ترجمه متن بیشتر با((لمبتون)) آشنا شوید
https://en.wikipedia.org/wiki/Ann_Lambton
خانم لمبتون تاريخ شناس انگليسي و متخصص Islamic political theory and Persian social organisation
✅بحران مسکن و اشتراکینشینی؛ راهحلی موقت یا کابوسی دائمی؟/ خانههای اشتراکی، سرپناه یا تله اقتصادی؟
✍اقتصاد ۲۴ نوشت: اگر فکر میکنید بحران مسکن فقط یک ترکیب تکراری است که هر از چند گاهی در اخبار میشنوید، دوباره فکر کنید. حقیقت تلخ این است که بازی اجارهنشینی در تهران دیگر به یک گزینه اختیاری ختم نمیشود، بلکه به زنجیری گرهخورده با هزینههای هنگفت تبدیل شده که حتی طبقات متوسط هم از آن رهایی ندارند.
🔹در این مسیر، خانههای اشتراکی به جای راهحلی برای همزیستی مسالمتآمیز، تبدیل به چارهای ناگزیر شدهاند؛ جایی که میز شام با غریبهها، صداهای تلویزیون همسایه و اختلاف نظرها در مورد دمای اتاق، بخشی از زندگی روزمره میشود.
🔹وقتی اجارهها سر به فلک میکشند و قیمتها به عددهایی میرسد که گویا از آیندهای خیالی خبر میدهند، همخانه شدن دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. اگرچه در ظاهر، خانههای اشتراکی شاید به عنوان راهحلی موقت مطرح شوند، اما زیر پوست این تغییر، یک مسئله ساختاری پنهان است؛
🔹عدم توازن بین قدرت خرید مردم و سیاستگذاریهای ناپایدار در بخش مسکن. این اشتراکگذاریها نماد همبستگی نیستند؛ بلکه تابلویی از فروپاشی تدریجی اقتصادی است که در آن، حتی رویاهای کوچک یک خانه مستقل هم زیر بار اجارهها له شده است.
🔸وقتی زندگی تبدیل به هزینههای مشترک میشود!
🔹در شرایطی که خرید خانه به رؤیای محال نسل جوان تبدیل شده، خانههای اشتراکی به نظر یک راهحل موقت و البته ناگزیر برای بسیاری از اقشار شده است. اما پشت این سرپناه ظاهری، حقایقی تلخ و پرسشهایی بیپاسخ پنهان است. در این خانهها، حریم خصوصی از معنا به دور است و عوض کردن همخانهها ممکن است به پدیدهای شبیه به سازماندهی اضطراری تبدیل شود. زندگی در این فضاها، که در آن هیچکس مالک کامل نیست، به تضادهای اجتماعی و فکری دامن میزند و شاید تنها چیزی که به اشتراک گذاشته نمیشود، حس راحتی و آرامش است.
🔸هزینههای همخانهای، یک ریال صرفهجویی، دهها ریال هزینه پنهان
🔹یکی از جذابیتهای ظاهری خانههای اشتراکی، تقسیم هزینههاست، اما بیایید واقعیت را ببینیم؛ هزینههای پنهانی که در این مدل زندگی به وجود میآیند، بیشتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد.
🔹از اختلاف بر سر پرداختها گرفته تا هزینههای روانی ناشی از همزیستی با افرادی که شاید تنها نقطه اشتراکشان، جیب خالی است! منازعات درباره قوانین خانه و حتی مسائل بهداشتی میتواند به مشکلات عمدهای تبدیل شود که زندگی روزمره را تحتالشعاع قرار میدهد. به علاوه، هزینههای اقتصادی این مدل زندگی نیز اغلب بیشتر از آن چیزی است که تصور میشود.
🔹پرداختهای مشترک برای اجاره، قبضها و هزینههای غیرمنتظره، به راحتی میتواند منجر به بحران مالی و استرسهای بزرگتری شود که تحت تأثیر هزینههای عمومی قرار دارد.
🔹آیا این مدل زندگی واقعاً اقتصادیتر است یا تنها توهمی از کاهش هزینهها است؟ همخانه شدن، اگر چه ممکن است راهحل موقتی برای تحمل تورم افسارگسیخته باشد، اما وقتی این مدل زندگی به یک گزینه دائمی تبدیل میشود، به چه قیمتی؟ آیا ما به زودی شاهد یک نسل بیخانمان در میان دیوارهای به ظاهر امن خانههای اشتراکی نخواهیم بود؟
🔺متن کامل
#امتداد
@emtedadnet
امروز سالروز عقد پیمان آخال است( رکورددار بیشترین میزان جدایی از خاک ایران)که بین ایران قاجار ناصری و امپراتوری روسیه منعقد و باعثشد آسیای میانه، خوارزم، خیوه، شرق مازندران و مرو، سمرقند و بخارا (شامل ترکمنستان و بخشهای بزرگی از تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان امروزی با بیش از ۱میلیون و ۲۲۶ هزار کیلومترمربع ) از ایران جدا شود. محمود محمود در کتاب تاریخ روابط ایران وانگلیس به پیمان آخال اشاره میکند
اشتباه طرف ایرانی «اعتماد بیش از حد» به وعدههای روسیه بود. در جریان مذاکرات، تیم ایرانی به تصور اینکه روسها در قبال امتیازاتی که میگیرند دیگر به سمت تصرف بیشتر اراضی ایرانی نخواهند رفت، با شرایط روسیه موافقت کرد. در حالی بود که روسیه پس از معاهده آخال به نفوذ خود در مناطق شمالی ایران ادامه داد و معاهده مانع توسعهطلبی روسها نشد
منطقهای که پس از پیمان آخال و خارج از مفاد آن مورد دستبرد روسها قرار گرفت روستای فیروزه بود. منطقهای ییلاقی و تفریحی در ترکمنستان امروز که تا دورانپهلوی برای بازگرداندن آن تلاش شد اما سرانجام، ایران از دنبال کردن بازگرداندن مالکیت آن دست کشید
در مقابل این مصیبت و بلایی که گریبانگیر مردم ما شده اگر از غصه بمیریم
باز هم کمه 😔
یک پیر زن، یک مادر، یک بانوی محترمه هموطن و ایرانی
قوری خانه اش را برده به نانوا می دهد تا به جای آن نان بگیرد !!!
او به نانوا می گوید این چینی اصل است جهازم بوده.
اینکه این مادر محترم چند وقت گرسنگی کشیده تا به این کار مجبور شده مشخص نیست اما :
چطور همه مردان این مملکت از غصه دق نمی کنیم نمی دانم؟؟؟؟؟
نمی دانم باید به چه نامی شما را مخاطب قرار دهم که سزاوارتان باشد،
چه بلایی بودید که بر این سرزمین غنی و پر برکت نازل شدید !
Repost from باران
اپوزیسیون چیست؟
ساده ترین جواب در یک نظام دیکتاتوری این است که اپوزیسیون مصداق بدترین اتهامهاست؛ یعنی معادل "دشمن"، یعنی کسی که میخواهد حکومت را ساقط کند و بساط ایدئولوژی مسلط در نظام حاکم را برچیند. چنین کسی حتما از امپریالیسم جهانی هم کمک زیادی گرفته است تا به اهدافش برسد. با همین تعریف رسمی و برچسبهای رایجاش میشود کسی را به پای چوبه دار کشید. اما این تعریف حکومتی از اپوزیسیون فقط به درد دار زدن میخورد؟
نه! بزرگترین فایده مصادره واژه اپوزیسیون برای حکومت این است که میتواند انواع و اقسام حرکتهای اعتراضی با اهداف متنوع و از طرف گروههای گوناگون را بی اعتبار کند. دیگر آنهایی که صرفاً میخواهند صادقانه زندگی کنند و زیر بار خدمت یک حکومت دروغ نباشند یا به دنبال واقعیت پشت پرده اتفاقات رخ داده بگردند، فکرشان را به زبان بیاورند، با سایر شهروندان همبستگی داشتهباشند، دست به نوآوری در زندگی اجتماعی بزنند و در آرامش زندگی کنند وقتی برچسب اپوزیسیون بهشان میچسبد یعنی انگار این الزام برایشان به وجود میآید که موضع اصیل خودشان را باید کنار بگذارند.
یعنی آنها هستند که در مواجهه با سایر گروههای اپوزیسیون و مخصوصاً گروههایی که دشمن آشکار سیستم هستند باید موضع متفاوت خود را بیان و فاصله خود را با این گروهها آشکارکنند. دیگر در تبلیغات حکومتی و پروپاگاندایش اصالتی برایشان وجود ندارد چون به جای اینکه اپوزیسیون - همچو معنای لغویاش - با پوزیسیون یعنی قدرت غالب حاکم مقایسه شود، مدام با دیگر گروههای اپوزیسیون مقایسه میشود و اندیشه اولیهاش مهم نیست بلکه بر فاصلهاش با سایر مخالفین و دشمنها تاکید میشود. اینگونه است که یک نظام دیکتاتوری ریشهدار میداند چطور در هر بزنگاه تاریخی اپوزیسیون را به دشمنان حواله دهد و توجه را از خواستههای اصلی آنها پرت کند.
قدرت بیقدرتان
واتسلاف هاول
#اندیشه
کانال باران
☔️ @BaRAAn_IR
❄️ @BoUraAn
Repost from کتابخانه اقتصاد و اقتصاد سیاسی
خط مقدم یا محور
همه قطعات پازل در حال تکمیل شدن است و درحال آشکار شدن هم هست . کلمه مورد ادعا هرچه مهم کارکرد آن است . برانگیختن چه متافیزیک باشد و چه نباشد ساختار انگیزشی می توان اسراری پشت پرده را دنبال کند .و همین می تواند کلمه و کارکرد پنهان ان را اشکارکند . دهه ها ساختارهایی شکل گرفته که از یک سو تمایل سازندگان آن بشدت مایل به دیدن نتایج آن در زمان زنده بودنشان هستند و از سوی دیگر جنگ هژمونی جهانی از آستین نبرد دو تمدن خاکی یعنی جاده ابریشم و تمدن آبی یعنی اروپا و آمریکا هویدا می شود و یک از دمل های موجود در جهان برای پوشش دمل دیگری عریان می شود . برای انباشت سرمایه جهانی جنگ رگ حیاتی است و تفاوت در نام ملیت یا مکان و انسانهای قربانی ندارد .آنچه مشهود است در حقوق بین الملل هنوز منعکس نشده است که جنایت قانونی است و مهم نیست کدام طرف باشد . بنابراین نمی توان به ظاهر تبلیغ محور بسنده کرد بلکه باید به انتقال خط مقدم دفاعی از آسیای میانه به خاورمیانه اندیشید .این همان پشت پرده نقش های بازیگران اصلی و و پیمانکاران دست درونشان برملا می شود . برای جنگ ترقه در نمیکنند فرآیند به غایت پیچیده و توجیه کننده طی می شود و باید دقت کرد در دام نیافتاد .گرچه در پویش فرایندی جبهه گیری ها شفاف تر خواهند شد . ____@نکته مهم آرزوی@ معمارسازنده دیدن نتایج کار خود است و طراح اصلی به نتایج فکر می کند .
۴ آبان ۱۴۰۲ یا ۲۶ اکتبر ۲۰۲۳
