علی طایفی (سنجشگری مسايل اجتماعی ايران)
Open in Telegram
تعهد یک جامعه شناس، پرسشگری از نهادهای قدرت، افشای نابرابری، ستم اجتماعی و جنسیتی، و سلطه طبقاتی است که آزادی و برابری حقوق اجتماعی انسان را تهدید میکند. https://youtube.com/@sociologyofiran https://t.me/alitayefi1 https://t.me/Musikdelangiz
Show more1 180
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-2030 days
Posts Archive
اپوزیسیون سازی؛ پروژه کلاسیک حکومتی
علی طایفی
راینهارد کسلر جامعهشناس آلمانی معتقد بود که جوامع پسااستعماری در پی بازسازی شالودههای کاذب ایدیولوژیک و راهبردی برای تامین و تضمین قدرت سیاسیاند. این نهادسازی چنانکه بارها نیز نوشتهام، ناظر بر نهادهای علمی تا کارشناسی، امنیتی تا نظامی، ایدیولوژیک تا حتی دینی و در نهایت نهادهای فرهنگی و سیاسی است.
تربیت نیروی انسانی متخصص و دانشآموخته در حوزههای مختلف علمی، اجتماعی، پزشکی، فیزیک و سایر علوم ششگانه، درکنار تربیت متخصص در امور اندیشهورزی سیاسی، تشکیل اتاقهای فکری، نفوذ در سایر گروههای مرجع از حوزه فرهنگی تا سیاسی از جمله راهبردهایی است که با تربیت و تاسیس گروههای موازی در پی تامین بدنه دفاعی برای مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی است.
اصل مقاله را در اینجا بخوانید
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
فلاکت و بلاهت
علی طایفی
حکومتی که با مدیریت غلط، فساد و اقتدارگرایی از یکسو و سرکوب همه مخالفان به هدف ماندگاری در قدرت سبب فلاکت مردم آن سرزمین و تحت حاکمیت خود میگردد، دارای یک تناقض اساسی است.
به بیان دیگر هرچه فلاکت، بدبختی، فقر، گرسنگی، عقبنگهداشتن، اختناق و خشونت سیاسی در کشوری بالاتر باشد، میزان بلاهت حکومت وقت نیز بالا خواهد بود.
تناقض اساسی حاکمیت دینی در ایران در اینجاست که با فلاکت مردم و سماجت در فقر و نگونبختی مردم خود در کنار فساد و تباهی، زمینه سقوط خود را نیز فراهم میکنند.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
فلاکت و بلاهت
علی طایفی
حکومتی که با مدیریت غلط، فساد و اقتدارگرایی از یکسو و سرکوب همه مخالفان به هدف ماندگاری در قدرت سبب فلاکت مردم آن سرزمین و تحت حاکمیت خود میگردد، دارای یک تناقض اساسی است.
به بیان دیگر هرچه فلاکت، بدبختی، فقر، گرسنگی، عقبنگهداشتن، اختناق و خشونت سیاسی در کشوری بالاتر باشد، میزان بلاهت حکومت وقت نیز بالا خواهد بود.
تناقض اساسی حاکمیت دینی در ایران در اینجاست که با فلاکت مردم و سماجت در فقر و نگونبختی مردم خود در کنار فساد و تباهی، زمینه سقوط خود را نیز فراهم میکنند.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
فرهنگ دمکراسی
علی طایفی
آیا ممالک موسوم به دمکراتیک واقعا واحد دمکراسیاند؟ آشنایی با برخی مفاهیم بنیادی این گونه مدیریت سیاسی و اجتماعی میتواند زمینه شناخت بیشتر گردد.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
گردگشت نخبگان
علی طایفی
بر اساس نظریه ویلفردو پارتو، قدرت همواره بین دو گروه از نخبگان در حال چرخش دایرهای/مارپیچی است و توده مردم نقش مستقیمی در اعمال قدرت ندارند.
دو تیپ نخبگان: شیرها و روباهها:
روباهان (نخبگان حاکم/تغییرگرا): با حیلهگری، تدابیر مالی/سیاسی، فریب و تبلیغات قدرت را حفظ میکنند اما فاقد وفاداریهای عمیق ایدئولوژیک هستند.
شیران (نخبگان غیرحاکم/محافظهکار و آرمانگرا): دارای همبستگی، میهنپرستی و شور مذهبی/ایدئولوژیک هستند و در صورت لزوم از اعمال زور هراسی ندارند.
تطبیق با تاریخ معاصر ایران:
قبل از انقلاب ۵۷: تورم نخبگان و انسداد سیاسی در رژیم پهلوی باعث تبدیل نخبگان حاکم به پخمگان و شکلگیری ائتلاف شیران (از چپ تا راست و مذهبی) علیه نظام سلطنتی شد.
اصل مقاله را در اینجا بخوانید
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
Repost from علی طایفی (سنجشگری مسايل اجتماعی ايران)
یک کارنامه:
فهرست برخي از فعاليت ها و نوشتههای من:
جامعه شناسان بدون مرز-ايران
بلاگ "اجتماع بيش از دو نَفَر ممنوع"
بلاگ مستقل جامعهشناسی در میهنبلاگ
نشريه مستقل "جامعه شناسي ايران"
کانال سنجشگري مسايل اجتماعي ايران
کانال موسیقی، جان خرد، شعر، خردجان
کتاب هایم:
جامعه شناسی مسایل اجتماعی ایران
جامعه شناسی فرار مغزها
موانع فرهنگی تحقیق در ایران
سنجشگری مسایل اجتماعی ۱
سنجشگری مسایل اجتماعی ۲
سنجشگری مسایل اجتماعی ۳
سنجشگری مسایل اجتماعی ۴
سنجشگری مسایل اجتماعی ۵
سنجشگری مسایل اجتماعی ۶
سنجشگری مسایل اجتماعی ۷
سنجشگری مسایل اجتماعی ۸
ترجمه عصر مهاجرت
ترجمه مقدمه گرافیکی بر جامعهشناسی
درآمدی بر جامعهشناسی کودکی
جامعهشناسی عشق
اشعار اجتماعی جلد یک
اشعار عاشقانه جلد دوم
اشعار و زمزمههای درون جلد سوم
کتاب قصههای من و تو
اشعار و زمزمههای درون، جلد چهارم
دسترسی به پیدیاف کتابهایم
کتابهای در دست تدوین:
جامعهشناسی تنهایی (سویدی)
جامعهشناسی کودکی (انگلیسی)
داستان اجتماعی: نطفه
داستان: آدم، حوا و شیطان
كارنامه شخصي ام
My CV by Swedish
جایزه آلوین گولدنر
تماس
@alitayefy
فرهنگ اوقات فراغت و حفظ وضع موجود
علی طایفی
پدیده اوقات فراغت اصولا نوین و حاصل جامعه مکانیکی است؛ جایی که در آن تنظیمات اجتماعی و اشتغال افراد چنان فضای زیست اجتماعی انسان مدرن را کلاسیفای و دستهبندی میکند که هر فرد ناگزیر از ایجاد فضایی برای استراحت، بازگشت به خویشتن، بازیابی خانواده و ایجاد حس رضایت و امنیتی میگردد.
این پدیده البته از سوی نظامهای سیاسی و اقتصادی نوین عمدتا برای بازسازی توان نیرویکاری است که در بخشهای مختلف صنعت و خدمات بطور روزانه مورد بهرهکشی قرار گرفته و باید بتوانند با حفظ بهداشت روانی و سلامت جسمی به ادامه روند بقای نظام مذکور بپردازند.
تحولات نحوه اوقات فراغت در طی دهههای گذشته البته نشان از تحول در نحوه مدیریت اوقات فراغت توسط نظامهای سیاسی و قدرت است؛ امری که گویای دستکاری بیشتر افکار عمومی برای حفظ و بقای نظم موجود است.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
خیانت، باید بازتعریف شود
علی طایفی
پیشتر درباره مفهوم خیانت، اینجا نوشتم که اصولا پرسپکتیو و دیدمان ما ایرانیان نسبت به مقوله خیانت در روابط خانوادگی، جنسی و جنسیتی نیازمند باز تعریف است.
مطالعه اندک پیرامون مقوله خیانت و نسبت و جایگاه آن در کشورهای مختلف حاکی است که اصولا خیانت امری حقوقی، جزایی و قضایی نیست بلکه مفهوم و تعریف اغراق آمیزی از تنوع رابطه انسانی است که در ساختارهای متصلب و بسته دینی، سنتی و مردسالار وجهه خشونتبار بخود گرفته و مستوجب مجازات مدنی تا سرحد مرگ و سنگسار است.
خیانت که در واقع نوعی عدم وفاداری و در اینجا در یک رابطه جنسی است، درواقع شکلی از رابطه انسانی، عاطفی، عشقورزانه و دیگرخواهانهای است که از سوی جامعه بویژه مردسالار مردود شناخته شده و برای دفاع از ساختارها و نهادهای مسلط موجود و از پیش به ارث رسیده، درصدد تقبیح و حذف مفهوم، پدیده و حتی حیات فیزیکی و اجتماعی فرد متهم بدان است.
از اینرو خیانت، مفهومی خشونتبار است که مانند همه پدیدههای اجتماعی دیگر نیازمند بازتعریف و تغییر ساختارهای حقوقی و قضایی مرتبط است.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
جوامع ضد زن، مردسالار
علی طایفی
از بین بیش از ۱۸۰ کشور درجهان، از منظر برابری جنسیتی و موقعیت زن درجامعه، ایران در رتبه ۱۲۱ قرار دارد. این شاخص اگرچه شاید دقیق هم نباشد ولی گویای وضعیت سخت ساختار مردسالار و پدرتباری است که در جامعه و بویژه حکومت اسلامی موجود در کشور وجود دارد.
تبعیض در قوانین، فرصتهای اجتماعی و اقتصادی برای مشارکت، نابرابری حقوقی در جامعه، محیط کار و اشتغال و خانواده از عرصههایی است که زنان در آن رنج مضاعفی نسبت به مردان متحمل میشوند.
بیتردید یکی از شاخصهای اصلی عقبماندگی کشور در مسیر توسعه فراگیر و پایدار، نبود زمینههای برابری حقوقی و اجتماعی زنان در مقابل در تمامی عرصهها در حیات اجتماعی جامعه ایران بوده و هست.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
علم انسان
پرویز پیران
پیران به نقد تخصصگرایی مفرط پس از رنسانس میپردازد و از ضرورت حیاتی گذر از واژه رایج «علوم انسانی» به مفهوم عمیقتر «علم انسان» میگوید؛ علمی که بر پایه سنتز و پیوند میانرشتهای بنا شده است.
بنظر او تخصصگرایی علمی هرچند ما را به ژرفای دانش میبرد، اما ضعف بزرگی دارد که انسان را به شکلی تکبعدی بررسی میکند. پیران «علم انسان» را شامل تمام علومی میداند که انسان با آنها رابطه دو سویه دارد.
وی تأکید میکند که با وجود اهمیت تخصصگرایی، ما نیازمند تقویت رویکردهای بینرشتهای هستیم تا بتوانیم به انسان فردی و جمعی به عنوان یک «تمامیت تام و تمام» نگاه کنیم؛ چرا که حقیقت انسان بسیار فراتر از مرزهای باریک یک رشته تخصصی است.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
خونبس!
علی طایفی
خونبس بعنوان یک رسم سنتی در بخشهایی از ایران، افغانستان و مناطق کردنشین است که برای پایان دادن به دشمنی، نزاع یا خونخواهی میان دو خانواده یا طایفه صورت میگیرد.
در این رسم، گاهی خانوادهٔ فردِ مرتکب قتل، دختری از خانوادهٔ خود را به عقد یکی از اعضای خانوادهٔ مقتول درمیآورد تا بهعنوان نوعی جبران و ایجاد پیوند، نزاع پایان یابد.
در این مبادله، زنان قربانی این خشونت شده و به اسارت خانواده مقتول در میآید تا همواره مورد شکنجه و آزار قرار گرفته و به ابژه خونخواهی خانواده مقتول مبدل میشود.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
Beyond Durkheim: Toward a Theory of State-Imposed Suicide
Ali Tayefi
Émile Durkheim classifies suicide into four categories: egoistic, altruistic, anomic, and fatalistic, based on two axes: social integration and social regulation, all of which analyze the individual's relationship with society.
This article proposes the concept of "State-Imposed Suicide" (SIS) as a complementary framework in which the primary variable is the individual's relationship with the organized structure of political power.
Definition of State-Imposed Suicide (SIS)
It refers to deaths that are ostensibly recorded and classified as suicides, but where credible evidence indicates that state actors or institutions directly caused the death, coerced the individual into it, facilitated the conditions for it, or deliberately represented the death as an individual act to conceal political responsibility.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
+1
ورای دورکیم: به سوی نظریهای درباره خودکشی دولتساخته
علی طایفی
• امیل دورکیم خودکشی را بر اساس دو محور انسجام اجتماعی و انتظام اجتماعی به چهار دسته خودخواهانه، دگرخواهانه، نابسامان/آنومیک و تقدیرگرایانه تقسیم میکند که همگی رابطه فرد با جامعه را تحلیل میکنند.
این مقاله مفهوم «خودکشی دولتساخته» (State-Imposed Suicide - SIS) را به عنوان یک چارچوب تکمیلی پیشنهاد میکند که در آن متغیر اصلی، رابطه فرد با ساختار سازمانیافته قدرت سیاسی است.
تعریف خودکشی دولتساخته (SIS)
به مرگهایی گفته میشود که در ظاهر به عنوان خودکشی ثبت و طبقهبندی میشوند، اما شواهد معتبر نشان میدهند که عاملان یا نهادهای دولتی مستقیماً باعث مرگ شده، فرد را مجبور به آن کرده، شرایط آن را تسهیل نموده، یا به طور عمدی مرگ را به عنوان یک اقدام فردی بازنمایی کردهاند تا مسوولیت سیاسی آن را پنهان کنند.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
چرا جنگ شد؟
علی طایفی
در تحلیل این جنگ خانمانسوز که امروز در آن هستیم، در این وهله بسیار میشنویم که برخی میگویند ما همه راههای تغییر و اصلاح را رفتیم. چه بسا این رویکرد از منظری درست باشد ولی گویای همه واقعیت نیست.
به نظر من زمینههای بروز جنگ و حمله اسراییل و امریکا به ایران، متاثر از مجموعه پارامترهایی بوده است.
۱. جمهوری اسلامی: اولین زمینهساز جنگ، خود جمهوری اسلامی بود. جمهوری اسلامی اساساً با دشمنتراشی و با دیگریسازی، خودش را به اصطلاح هویتیابی و شناسایی میکرد و با این احراز هویت، در واقع بقای خودش را ادامه میداد.
یعنی مقوله دشمنتراشی سالیان سال است از ابتدای انقلاب، دشمن داخلی و خارجی، پارامترهایی بود که بتواند سیستم را به سمت تمامیتخواهی و توتالیتاریسم بیشتر و طبیعتاً به سمت جنگ بکشاند.
۲. اصلاحطلبان: فاکتور بعدی به نظر من در درون همین جمهوری اسلامی، اصلاحطلبان درون ساختار بودند. اینها هم متأسفانه با اتلاف وقت و انرژی و زمان، از مجموعه امکانات و باور و احیاناً وفاداری که مردم به آنها داشتند، نهایت سوءاستفاده را کردند و در نهایت به خاطر هراس از وقوع جنگ و تجزیه و شورش در کشور، جامعه را به سمت جنگ و نابسامانی کشاندند.
۳. اپوزیسیون: فاکتورهای دیگری هم البته طبیعتاً در این میان بود. اپوزیسیون از هم گسیخته، آسیبدیده، از هم پاشیده، سرکوبشده و طبیعتاً در تبعید، امکانات زیادی نداشت؛ یعنی با جامعه خودش کموبیش ارتباط ارگانیک نداشت.
فاکتور بعدی این بود که احیاناً ناکارآمد بود و میبینیم حتی آخر به جایی رسید که فرض کن تیپی مثل رضا پهلوی میآید نقش اپوزیسیون... میگوید من انصافاً و در واقع از نظر اصول پرنسیپهای سیاسی، او در واقع اپوزیسیون نیست.
یک فرد نمیتواند بدون هرگونه تشکیلاتی نقش اپوزیسیون ایفا کند. ولی به دلیل ناکارآمدی اپوزیسیونِ ساختارمند و سازمانیافته، نهایتاً میبینیم که او فرصتی پیدا میکند.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
توسعه، بمثابه یک پروژه
علی طایفی
بسیاری از جمله شادیطلب در طی سالهای طولانی با همکاری نهادهای بینالمللی در پی اجرای تحقیقات توسعهای در کشور بودند و هستند. نتایج این تحقیقات اگرچه در داخل کشور و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارای موانع بسیار بوده و هست، ولی توانسته است شاکله پروژه توسعه را تدوین کند.
بیتردید دراین تاسیس نهادین توسعه درکشور، صرف حضور یک فرد یا یک پروژه توسعهای توان راهگشایی مسیر توسعه درکشور را نداشته و ندارد. از سوی دیگر فساد اداری در نظام پژوهشی و علمی در کشور نیز مزید بر علت ناکارآمدی روزههای مشابه گردیده است.
سخنان شادی طلب در این کوتاه، قابل تامل است.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
گونه آرمانی، از مفهوم تا روش
علی طایفی
در جامعهشناسی ماکس وبر، گونهٔ آرمانی (Ideal Type) یک الگوی ذهنی و مفهومی است که پژوهشگر برای شناخت و مقایسه پدیدههای اجتماعی میسازد.
گونهٔ آرمانی لزوماً در واقعیت بهصورت کامل وجود ندارد، بلکه با برجستهکردن ویژگیهای اصلی یک پدیده، به تحلیل و مقایسهٔ واقعیت اجتماعی کمک میکند.
مثلا بوروکراسی آرمانی وبر دارای ویژگیهایی مانند سلسلهمراتب اداری، قوانین مشخص، تقسیم کار و روابط غیرشخصی است.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://t.me/alitayefi1
پیامدهای ضددمکراتیک جنگ
علی طایفی
بارها گفته شده و من نیز به سهم خود اینجا و آنجا نوشته و گفتهام که حمله نظامی یک کشور یا کشورهای دیگر، سببساز ایجاد جمهوری یا دموکراسی در کشور و سرنگونی یک نظام توتالیتر یا اقتدارگرا در کشور نمیشود.
نظام سیاسی متشکل از یک سیستم است؛ سیستمی که در طول ۴۷ سال آنچنان ریشه دوانده که در دورترین نقاط کشور نیز با زدن هر سرشاخهای، شاخههای دیگر مثل قارچ رشد میکنند.
طول مدتی که از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران گذشت، شاهد بودیم که جمهوری اسلامی تکان زیادی نخورد. ریزش زیادی داشت؛ چه از آنهایی که کشته شدند و چه آنهایی که در درون حاکمیت از داخل سیستم کنده شده و دستخوش تردید شدند و چه بسا فرار کردند؛ ولی به نظر نمیرسد که این نظام به این راحتی با دو حمله یا بمباران از بین برود.
برعکس، به نظرم علاوه بر اینکه سرزمین ایران شخم خورد و احتمالا میخورد، نهایتاً سببساز این میشود که حکومت، فرصت نظارت و دخالت بیشتری در عرصه عمومی و خصوص زندگی مردم پیدا کند. یعنی حکومت مداخلهگر و اقتدارگرا، تمامیتخواهی خود را بیشتر خواهد کرد.
فربه شدن حکومت در ایران، یعنی بزرگ شدن استبداد و اختاپوس فاشیستی علیه مردم که سالهاست کشور را اشغال کرده است. طبیعتاً پیامد این امر هم این است که نهایتاً به سرکوب شدید و امنیتی شدن جامعه منجر شود. یعنی احیاناً در آینده نزدیک اگر آتش جنگ خاموش بشود، خواهیم دید که حکومت ایران شروع به سرکوب بیشتر مردم خواهد کرد.
البته طبعا مقاومتهای مردمی نیز در میان مدت افزایش خواهد یافت؛ ولی در نهایت این جنگ دستاوردی جز تخریب جامعه، کشور، قدرت مدنی مردم و فربه شدن و قدرتمند شدن حکومت متمرکز و اقتدارطلب نخواهد داشت.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
پیامدهای ضددمکراتیک جنگ
علی طایفی
بارها گفته شده و من نیز به سهم خود اینجا و آنجا نوشته و گفتهام که حمله نظامی یک کشور یا کشورهای دیگر، سببساز ایجاد جمهوری یا دموکراسی در کشور و سرنگونی یک نظام توتالیتر یا اقتدارگرا در کشور نمیشود.
نظام سیاسی متشکل از یک سیستم است؛ سیستمی که در طول ۴۷ سال آنچنان ریشه دوانده که در دورترین نقاط کشور نیز با زدن هر سرشاخهای، شاخههای دیگر مثل قارچ رشد میکنند.
طول مدتی که از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران گذشت، شاهد بودیم که جمهوری اسلامی تکان زیادی نخورد. ریزش زیادی داشت؛ چه از آنهایی که کشته شدند و چه آنهایی که در درون حاکمیت از داخل سیستم کنده شده و دستخوش تردید شدند و چه بسا فرار کردند؛ ولی به نظر نمیرسد که این نظام به این راحتی با دو حمله یا بمباران از بین برود.
برعکس، به نظرم علاوه بر اینکه سرزمین ایران شخم خورد و احتمالا میخورد، نهایتاً سببساز این میشود که حکومت، فرصت نظارت و دخالت بیشتری در عرصه عمومی و خصوص زندگی مردم پیدا کند. یعنی حکومت مداخلهگر و اقتدارگرا، تمامیتخواهی خود را بیشتر خواهد کرد.
فربه شدن حکومت در ایران، یعنی بزرگ شدن استبداد و اختاپوس فاشیستی علیه مردم که سالهاست کشور را اشغال کرده است. طبیعتاً پیامد این امر هم این است که نهایتاً به سرکوب شدید و امنیتی شدن جامعه منجر شود. یعنی احیاناً در آینده نزدیک اگر آتش جنگ خاموش بشود، خواهیم دید که حکومت ایران شروع به سرکوب بیشتر مردم خواهد کرد.
البته طبعا مقاومتهای مردمی نیز در میان مدت افزایش خواهد یافت؛ ولی در نهایت این جنگ دستاوردی جز تخریب جامعه، کشور، قدرت مدنی مردم و فربه شدن و قدرتمند شدن حکومت متمرکز و اقتدارطلب نخواهد داشت.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
جنگ برای حاکمیت، نعمت است
علی طایفی
نکتهای که به نظر من در پروسه جنگافروزی در ایران شاهد هستیم و خواهیم بود، این است که قبل از حکومت و هر پروژه دیگری، بیشترین کسانی که از این آسیب میبینند، اقشار آسیبپذیرند.
طبیعتاً اولین قشر، کودکان هستند که هیچگونه توان دفاع از خود ندارند. سپس زنانی هستند که در خانه بوده و لزوماً آموزشهای لازم و حتی امکانات لازم برای دفاع از خود چه در خانه و چه بیرون از خانه ندارند. قشر بعدی فقرای شهری هستند که مسکن مناسبی ندارند و در فضاهای شهری نامناسب، ناپایدار و آسیبپذیر زندگی میکنند.
حاشیهنشینان، نیز کسانی هستند که بطور بالقوه بیشترین ضریب این آسیب را میتوانند ببینند و تحمل کنند. معتادان، کودکان خیابانی، زندانیان، چه زندانیان سیاسی و چه غیرسیاسی که در حبساند و امکان خروج یا دفاع از خودشان ندارند و البته زندانها هم برای فضاهای جنگی اصلاً مهیا نشدهاند از دیگر اقشار اجتماعی هستند که بشدت آسیبپذیرند.
بیمارانی که در بیمارستانها و در خانهها هستند، معلولان، جانبازان جنگی، بیماران روانی و ... بسیاری دیگر در گروههای اقلیت و نامشهود در جامعه در منطقه آسیبپذیری بیشترند.
بخش بزرگی از جامعه مدنی ایران در خطر این جنگافروزی است و این جنگافروزی با ادامه خود، سببساز شرایطی میگردد که جامعه مدنی روز به روز ضعیفتر بشود و مقاومتهای مردم را تحتالشعاع قرار دهد.
به بیان دیگر با تداوم جنگ تحمیلی از سوی حکومت ولایی مافیایی به مردم، جامعه به سمت فقر بیشتر، احیاناً قحطی و گرسنگی، و ناپایداری و ناامنی بیشتر سوق پیدا خواهد کرد. تضعیف جامعه مدنی اساساً فرایندی نیست که در کوتاه مدت منجر به تغییر نظام سیاسی در کشور بشود.
بیسبب نیست که جنگ از همان جنگ هشتساله با عراق تا جنگ کنونی، از سوی رهبران حاکمیت جهل و خشونت، “نعمت” تلقی شده و میشود.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران
https://telegram.me/alitayefi1
