en
Feedback
جادویِ عشـق❤️

جادویِ عشـق❤️

Open in Telegram

http://instagram.com/najme_taheri_psy کانال اختصاصی نجمه طاهری عضو سازمان نظام روانشناسی مشاور خانواده و پیش از ازدواج ، مدرس مهارتهای زندگی ، بهبود روابط عاطفی و زوج درمانگر ۳۱۳۱۲۷۷۲ ۳۱۳۱۲۷۷۳ کلینیک راه عشق

Show more
1 442
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
خدارو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامونو از سر گرفتیم شاید شب تموم شد....

Alireza Ghorbani – Tasian (320) 2.mp38.13 MB

New Recording 70.m4a9.09 MB

Reza Bahram - Hame Raftand.mp38.92 MB

New Recording 69.m4a4.90 MB

New Recording 68.m4a6.86 MB

https://eitaa.com/najmetaheri سلام دوستان این لینک کانال ایتا هست

لینک کانال جادوی عشق در ایتا: https://eitaa.com/joinchat/3246851539C9e3bd0a318

هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند می‌آید مگر؟ -یاسر قنبرلو

Habib-Bezan-Baran-320.mp37.63 MB

•🎥 انیمیشن «پسر، موش‌کور، روباه و اسب» •⏰️زمان: 33 دقیقه •📝 زیرنویس چسبیده فارسی •📤 کیفیت: 720p ✅️ پیشنهاد میکنم این انیمیشن کوتاه رو حتما ببینید.
🆔@dr_e_mohammadi

همون دردونه قلبم من و با خانم طاهری آشنا کرد و خدا یه بار دیگه یکی از ناب ترین فرشته هاش و سر راه من گذاشت تا من مسیر بهتری و برم ممنونم رفیق ممنونم استاد عزیزم

الان ثنا ۱۷ سالش شده رشته تجربی با معدل ۲۰ امیرحسین ۲۰ دانشگاه دولتی رشته عمران اگر همه چیز و بخاطر بچه هام تحمل کردم چون لیاقتش و دارن چون بچه ها گل هایی هستن از وسط بهشت هدیه هایی هستن از طرف خدا بوی خود بهشت و میدن ورزش جز لایف استایل روزانه من شده و هر روز ورزش میکنم نمیگم جای زخم هایی که خوردم خوب شده ولی هر بار که دردهام میان سراغم خیلی تو فاز غم نمیمونم میدونم اگه اون درد ها رو نمی‌کشیدم الان رشد نمیکردم هر خطی که نوشتم هزار بار باهاش اشک ریختم ولی باید از پیله خودم بیرون میومدم

الان کار اشتباهی بکنه کاملا باهاش برخورد میکنم پدرم و ۵ ساله که از دست دادم و ضربه محکمی از مرگ پدرم خوردم ولی بازم بلند شدم الان تبدیل شدم به زنی که ۱۳ ساله به تنهایی داره یه زندگی و دوتا بچه رو مدیریت میکنه تو مسیر همراه داشتم همدل داشتم و همین عزیزان قوت قلب من بودن طلاق درد داره تنهایی داره سختی داره ولی هزاران بار بهتر از موندن پیش آدم اشتباهیه

از این دست و پا زدن لذت میبردم هنوزم داره دست و پا میزنه ولی دیگه هیچ عشقی نیست من حتی اسمم و عوض کردم و شخصیت من کلا عوض شد

از اینکه من این همه تغیر کرده بودم تعجب میکرد بیرون که بودیم وقتی نگاه مردها رو به من میدید اذیت میشد و من از این اذیت شدن لذت میبردم

این کار و کردم بخاطر اینکه یه روزی بچه ها نگن بابا خوب شده بود اومده بود جبران کنه گذاشتم خودش ذاتش و برای بچه ها رو کنه با هم بیرون میرفتیم مسافرت میرفتیم خرید میرفتیم ولی حق اینکه دستش و طرف من بیاره نداشت تا جایی که بچه ها گفتن مامان به بابا برنگرد و به خودشون اعلام کردم که بچه ها دوست ندارن ما در کنار هم باشیم من که سالهاست سنگ قبرت و گذاشتم و تو رو تموم شده میدونم

دوباره تماس ها شروع شد پافشاری ها شروع شد دوستش به همراه خانواده ش من و بچه ها رو به شام دعوت کردن رضا هم بود موقعی که داشت میومد دنبالم گفتم اگه کنارت قرار گرفتم بدون فقط جایگاه پدر و داری و حق نداری وارد حریم من بشی تو دیگه برای من جایگاهی نداری

منم قلبم دیگه سنگ شده بود و دیگه توی قلبم رضا جا نداشت به آقای مشاور گفتم من فقط ۱۰ دقیقه از زندگیم و تعریف میکنم اگه گفتی برگرد بدون اینکه حرفی بزنم برمیگردم تا شروع به تعریف کردم دیدم از پش میز بلند شد و گفت من از طرف خودم بابت رفتاری که یک مرد با تو کرده معذرت میخوام این مرد اصلا لیاقت زندگی کردن نداره

یه جلسه مشاور فردی برای من گذاشت که کاشکی من شما رو زودتر دیده بودم و نمیزاشتم طلاق بگیرین رضا خیلی دوستت داره و سخت دلتنگ تو شده