en
Feedback
دراماگ

دراماگ

Open in Telegram
406
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1230 days
Posts Archive
چون هنوز.

خودت رو سرزنش نکن که طلا نخریدی، دلار نخریدی. خودت رو سرزنش نکن که امروز ارزش پولت کمتر از دیروزه. خودت رو برای آرزوهایی که بر باد میره سرزنش نکن. تو هیچ تقصیری نداشتی. تو هم یه بار زندگی کردی و حقت نبود جوونیت رو اینجوری با فشار روانی و استرس و ناامنی سپری کنی. خودت رو سرزنش نکن، تو مقصر نیستی. طاقت بیار، شاید یه روز درست شد🫂.

خیلی چیزها از آدم کنده می‌شود و باز تاب می‌آورد. مثل خاطره، مثل آدمی از آدم دیگر و مثل پوست؛ که کنده می‌شود و آدم هنوز راه می‌رود، می‌خندد و سیگار می‌کشد.

از برادرخانم پرسیدم دوست داری بزرگ شدی چیکاره بشی؟ گفت دزد. عالیه

Emma-Peters-Femme-Like-U-320.mp35.37 MB

تو تنها می‌توانی آخرین درمان من باشی و بی‌شک دیگران بیهوده می‌جویند تسکینم - محمدعلی بهمنی

اگه تو هم توی این ترک دیوار نیم‌رخ محمدعلی بهمنی رو می‌بینی دوست خوب منی.
اگه تو هم توی این ترک دیوار نیم‌رخ محمدعلی بهمنی رو می‌بینی دوست خوب منی.

من به انقضای اجتماعی دچارم. زود تاریخ انقضای اجتماعی بودنم تموم میشه باید برگردم به گوشه امنم خودم رو بزنم به شارژ.

انزوای اجتماعی نه، ما به انزجار اجتماعی دچاریم.

ایمان بیاورید دوستان.
ایمان بیاورید دوستان.

پسر فکر کن عنوان کتاب «قصه‌هایی برای برادرخانم» باشه.

برای برادرخانم قصه‌ رو گفتم. زرافه گردن‌دراز و اسب آبی قرار بود برای دین‌دین تولد بگیرن. چون دین‌دین خیلی توت‌فرنگی دوست داشت رفتن کیک توت‌فرنگی بگیرن ولی گیر نمیومد. دیگه زنگ زدن به فندق که یه صحبتی با توت‌فرنگی بکنه بیاد رو کیک تولد بشینه چون میوه‌ها حرف همو بهتر می‌فهمن. فندق گفت من مغزیجات هستم از سیب کمک بگیرید. سیب گفت من نمی‌شناسم ولی اصغر توسرخ احتمالا بشناسه. گفتن اصغر توسرخ کیه؟ گفت پرتقاله. رفتن پیش اصغر توسرخ، اصغر زنگ زد به توت‌فرنگی، توت‌فرنگی گفت به شرطی قبول می‌کنم که خورده نشم و فقط جنبه تزیینی داشته باشم. زرافه گردن‌دراز و اسب آبی هم قبول کردن. خلاصه کیک رو بردن و دین‌دین رو سورپرایز کردن. اما سورپرایز اصلی وقتی بود که جعبه کیک رو باز کردن. زمانی که دین‌دین و توت‌فرنگی چشمشون به همدیگه افتاد پریدن بغل هم. نگو این دوتا دوستای قدیمی‌ای بودن که همدیگه رو گم کرده بودن و دین‌دین تمام این سالها داشته به بهونه تولد گتسبیینگ می‌کرده تا توت‌فرنگی رو پیدا کنه. خلاصه زرافه گردن‌دراز چشم‌قلبی شد، اسب آبی بغضی شد، اصغر توسرخ اکلیلی شد و دین‌دین و توت‌فرنگی سالیان سال با هم در صلح و صفا زندگی کردن.

جدی.

زندگی واقعا غیرقابل پیش‌بینیه. چند سال پیش توی عباس‌کافه خیابون بزرگمهر کاکتوس‌خیار سفارش دادم. امروز قول دادم که برای برادرخانمم قصه زرافه گردن دراز و اسب آبی و دینگ دینگ دینگ تعریف کنم.

الان یه نقطه دیگه لفت میده.

اینکه نقطه بعد از که قرار گرفته یه‌جوریه. نمی‌تونم.

دیگه لطفا تویی که از پی پی کردن به آثار هنری موزه لوور خوشحال بودی از جیش کردن به قبر ساعدی تروماتایز نشو که.

ببینید دوستان کسی که این همه مسئولیت‌پذیره اگه پدر یا مادر بشه تمام تلاشش رو می‌کنه که آدم درستی تربیت کنه، و این برای تبدیل کردن جهان به جایی بهتر ضروریه.

Repost from N/a
چون کسی که اگاه و باسواده می‌دونه بچه دار شدن فقط به طی کردن مراحل تولید مثل نیست و نیاز به یکسری شرایط داره. چون این فقط انسان‌های اگاه هستن که می‌فهمن بچه دار شدن یعنی مسئولیت؛ مسئولیت تربیت یک انسان و تحویل دادن یک فرد سالم به جامعه، که این همینطوری با چهارتا حرف خرافی ممکن نیست و نیازمند مطالعه و رفاه مادی و معنویه.

Repost from N/a
دقیقا همینه. من هر چی آدم درست و حسابی و باسواد دیدم تو این مملکت یا بچه ندارن یا تهش یه دونه بچه دارن، بعد تو جشن عید غدیر خانواده‌های فرهیخته انقلابی ترک موتور با ۴ بچه کوچولو کف خیابونا بودن.