en
Feedback
لذتِ شعر

لذتِ شعر

Open in Telegram

سلام... خوش آمدید... افتخار داریم که بیش از هفت سال میزبان شما بوده ایم... اینجا برای لذت بردن از اشعار خوب و ناب هستش... لطفا با باز نشر اشعار شما مارو تبلیغ کنید... آدرس های دیگر کانال: https://eitaa.com/leza https://www.instagram.com/lezatesher_insta/

Show more
244
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-3030 days
Posts Archive
ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی از دل اگر برآید در آسمان نگنجد #عطار @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس #حافظ @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ مادر موسی، چو موسی را به نیل در فکند، از گفتهٔ رب جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بی‌گناه گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای گر نیارد ایزد پاکت بیاد آب خاکت را دهد ناگه بباد وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است پردهٔ شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان ما گرفتیم آنچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی در تو، تنها عشق و مهر مادری است شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است نیست بازی کار حق، خود را مباز آنچه بردیم از تو، باز آریم باز سطح آب از گاهوارش خوشتر است دایه‌اش سیلاب و موجش مادر است رودها از خود نه طغیان میکنند آنچه میگوئیم ما، آن میکنند ما، به دریا حکم طوفان میدهیم ما به سیل و موج فرمان میدهیم نسبت نسیان بذات حق مده بار کفر است این، بدوش خود منه به که برگردی، بما بسپاریش کی تو از ما دوست‌تر میداریش نقش هستی، نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب، سرگردان ماست قطره‌ای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود #پروین_اعتصامی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ تمام گشت و مزین شد این خجسته مکان به فضل و منت پروردگار عالمیان همیشه صاحب این منزل مبارک را تن درست و دل شاد باد و بخت جوان دو چیز حاصل عمرست نام نیک و ثواب وزین دو درگذری کل من علیها فان ز خسروان مقدم چنین که می‌شنوم وفای عهد نکردست با کس این دوران بده که با تو بماند جزای کردهٔ نیک وگر چنین نکنی از تو بازماند هان بپاش تخم عبادت حبیب من زان پیش که در زمین وجودت نماند آب روان حیات زنده غنیمت شمر که باقی عمر چو برف بر سر کوهست روی در نقصان ز مال و منصب دنیا جزین نمی‌ماند میان اهل مروت که «یاد باد فلان» #سعدی‌ @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ دشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دست هیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر را #صائب_تبریزی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ ریشهٔ نخلِ کهنسال از جوان افزون‌ترست بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را #صائب_تبریزی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ ای دل به صبر کوش که هر چیز بگذرد زبن حبس هم مرنج که این نیز بگذرد دوران رادمردی و آزادگی گذشت وین دورهٔ سیاه بلاخیز بگذرد ما و تو نیستیم و به خاکِ مزار ما بسیار این نسیم فرح‌بیز بگذرد این است پند من که ز خوب و بد جهان نه غره شو، نه رنجه که هر چیز بگذرد صبح نشاط خندد و آید بهار عیش وین شام شوم و عصر غم‌انگیز بگذرد #بهار @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ متاب، ای پارسا، روی از گنهکار به بخشایندگی در وی نظر کن اگر من ناجوانمردم به کردار تو بر من چون جوانمردان گذر کن #سعدی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ زخمی چنان نبود که مرهم توان نهاد داروی دل چه فایده دارد چو جان برفت شرح غمت تمام نگفتیم همچنان این صد یکیست کز غم دل بر زبان برفت عمرش دراز باد که بر قتل بی‌گناه وقتی دریغ گفت که تیر از کمان برفت #سعدی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ خوردیم زخمها که نه خون آمد و نه آه وه این چه نیش بود که تا استخوان برفت هشیار سرزنش نکند دردمند را کز دل، نشان نمی‌رود و دل‌نشان برفت #سعدی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ نسبت آسودگی با طینت ما تهمتست ناخن غم بارها کاوید پود و تار ما #طالب_آملی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ پیوسته دلم ز جور خویشان، ریش است وین جور و جفای خلق، از حد بیش است بیگانه به بیگانه، ندارد کاری خویش است که در پی شکست خویش است #شیخ_بهایی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ خدا را بندگانی است که برای سود رساندن به دیگران، نعمت های خاصّی به آنان بخشیده، تا آن‌گاه که دست بخشنده دارند نعمت‌ها را در دستشان باقی می‌گذارد، و هر گاه از بخشش دریغ کنند، نعمت‌ها را از دستشان گرفته و به دست دیگران خواهد داد‌. #امام_علی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ نازم به چَشم یار که تیر نگاه را بیجا هدر نکرد و به قلبم نشانه #اخوان_ثالث @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ شکوه آبشاران با غرور کوهساران گفت: فروافتادن «ما» آبرو بخشید پستی را در این بازار بی رونق، من آن ساعت شدم محتاج که با «ثروت» عوض کردم غنای «تنگدستی» را به تن تبعید شد روح عدم پیمای من ای عمر! بگو بر شانه باید برد تا کی بار هستی را؟ #فاضل_نظری @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ ناله را هرچند میخواهم که پنهان برکِشم سینه می‌گوید که من تنگ آمدم فریاد کن #امیرخسرو_دهلوی

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ جهان یادگارست و ما رفتنی به گیتی نماند به جز مردمی به نام نکو گر بمیرم رواست مرا نام باید که تن مرگ راست کجا شد فریدون و هوشنگ شاه که بودند با گنج و تخت و کلاه برفتند و ما را سپردند جای جهان را چنین است آیین و رای #فردوسی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ عشق را بی معرفت معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گل‌ها زشت یا زیبا مکن خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا مکن دل شود روشن ز شمع اعتراف با کس ار بد کرده‌ای حاشا مکن ای که از لرزیدن دل آگهی هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن زر به دست طفل دادن ابلهی است اشک را نذر غم دنیا مکن پیرو خورشید یا آیینه باش هر چه عریان دیده‌ای افشا مکن ای بس آبادی که بوم یوم شد بر سر یک مشت گل دعوا مکن چون خدا بر تو خدایی می‌کند اضطراب از روزیِ فردا مکن متحد گردید و طوفان شد نسیم دوستی با بی سر و بی پا مکن پشت بر محراب دل کردن خطاست قامتت را جای دیگر تا مکن چون به شمعی می‌رسی پروانه باش وز نگاه این و آن پروا مکن پیش بی‌رنگان که مست حیرتند گر دو رنگی می‌کنی با ما مکن گر ز آب برکه می‌ترسی پریش! دعوی غواصیِ دریا مکن # پریش_شهرضایی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ رسید وعده رفتن، مرو ز بالینم که مانده یک نفس و با تو صد سخن دارم #قدسی_مشهدی @LezateSher

ـــــــــــــ🍀لذتِ شعر🍀ـــــــــــــ گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است به حسن نیت عشقم خدا گواه من است خیال روی تو در هر کجا که خیمه زند ز بی قراریم آنجا قرارگاه من است به محفلی که توئی صدهزار تیر نگاه روانه گشته ولی کارگر نگاه من است هزار برق نظر خیره سوی روی تو لیک شعاع روی تو از پرتو نگاه من است برای خود کلهی دوخت زین نمد هرکس چه غم ز بی کلهی کاسمان کلاه من است خرابه ای شده ایران و مسکن دزدان کنم چه چاره که اینجا پناهگاه من است اگرچه عشق وطن می‌کشد مرا اما خوشم به مرگ که این دوست خیرخواه من است ز تربت من اگر سر زند گیاه و از آن به رنگ خون گلی ار بشکفد گیاه من است در این دو روزه ایام غم مخور که گرت غمی بود غمت آسوده در پناه من است ز راه کج چو بمنزل نمیرسی برگرد به راه راست که این راه شاهراه من است در اشتباه شد عمر و من یقین دارم که آنچه به ز یقین است اشتباه من است #عارف_قزوینی @LezateSher