577
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-130 days
Posts Archive
شادم که با غمی... غمی از من بزرگتر
با من نشست همدمی از من بزرگتر
من زخمیام عمیقتر از زخم روزگار
بستی مرا به مرهمی از من بزرگتر
نامش غرور بود؟ چه بود آنچه خرد شد؟
در من شکست آدمی از من بزرگتر
واکرده است حسرت و دلتنگی و فراق
چشم مرا به عالمی از من بزرگتر
گفتی خدا شبیه که بود ای شکسته دل
گفتم شبیه من... کمی از من بزرگتر
این بار داغ نیست که بر دل نشسته است
بر من نشسته شبنمی از من بزرگتر
فردا هم این منم که تو را ترک میکند
فردا تو هستی و غمی از من بزرگتر
#حسین_زحمتکش
♥️
☕️ @caafee
اندر آنروز که پرسش رَوَد
از هرچه گذشت
کاش با ما سخن از حسرتِ ما نیز کنند
#غالب_دهلوی
♥️
☕️ @caafee
از عشق گفت ، درد من آرام تر نشد
مرهم گذاشت باز ، ولی کارگر نشد
زُل زد به چشم های من اما دوباره هم
از راز بی قراری من باخبر نشد
من ، آن گلم که بر سر سنگ مزار رفت
آن گل که هیچ گاه گُلِ تاج سر نشد
ای عشق آتشین تو دم از سوختن نزن
آتش به چوب خشک زدن که هنر نشد
پروانه ای که سوخته از مرگ راضی است
عمری که پای عشق تو دادم هدر نشد
مگذار در برابر خود قد علم کنم
هرگز درخت کاج حریف تبر نشد
#غلامرضا_خدارحمی
♥️
☕️ @caafee
بعضی وقتها
شاید بزرگترین دستاورد یک نفر
این است که در انتهای روز
خودش را نکشته باشد.
#سیامک_تقیزاده
♥️
☕️ @caafee
ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!
جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟
"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!
دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟
چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟!
#شادی_صندوقی
♥️
☕️ @caafee
سکوت همیشه به معنای رضایت نیست!
گاهی یعنی خستهام،
از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی
برای فهمیدن نمیدهند توضیح دهم!
📚بهکی سلام کنم؟
#سیمین_دانشور
#یک_تکه_کتاب
♥️
☕️ @caafee
مستخوابیدم نمیدانم درآغوش کهبود!
سر زدستمرفت،یادمنیستبردوش کهبود!
غم بهگوشم چیزکی میخواند، میخوردم به زور
نازکآوازیشدآننجوایغم،"نوش"کهبود؟
کسچهمیداندکهبامنبیمرسواییچهکرد؟
رازدلگفتم،چهمیدانمکهدرگوش کهبود؟!
بر بخار شیشه میخانه خواندم آیهای
اشکحائلشد،ندیدمخطمخدوش کهبود!
دامن پروانهای در آتش شمعی گرفت
راستمیدیدم، ندانستم سیاووش کهبود
خواستم تا نعره بردارم دهانم بسته شد
گوش واکردم ندیدم بانگ خاموش کهبود!
بردرمیخانه یادمهست حرفیبود"نیست"
عهد بستم با کسی؟ یاد فراموش کهبود؟
پس به سوی زندگانی از عدم بیرون زدم
گیوه پوشیدم، نمیدانمکه پاپوش کهبود!
#حسین_جنتی
♥️
☕️ @caafee
و من تو را
به نهایت ممکن دوست داشتن
به بی نهایتی عشق، دوست دارم...
#حمید_رها
♥️
☕️ @caafee
دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
سایهٔ بال هما را به قفس نتوان کرد
اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
شرر کذب به یک چشم زدن میمیرد
تکیه بر دوستی اهل هوس نتوان کرد
نعمتی نیست که چشمی نبود در پی آن
ترک وصل شکر از بهر مگس نتوان کرد
صائب از طول امل دست هوس کوته دار
که در این دام به جز صید مگس نتوان کرد
بیش ازین پیروی حرص و هوس نتوان کرد
همعنانی به سگ هرزه مرس نتوان کرد
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee
نوبرگهای خورشید
بر پیچک کنار درِ باغ کهنه رُست
فانوسهای شوخِ ستاره
آویخت بر رواقِ گذرگاهِ آفتاب
من بازگشتم از راه
جانام همه امید
قلبام همه تپش
#احمد_شاملو
♥️
☕️ @caafee
ای عبور ظریف!
بال را معنی کن
تا پر هوش من از حسادت بسوزد.
ای حیات شدید!
ریشههای تو از مهلت نور
آب مینوشد.
آدمی زاد- این حجم غمناک-
روی پاشویه وقت
روز سرشاری حوض را خواب میبیند.
ای کمی رفته بالاتر از واقعیت!
با تکان لطیف غریزه
ارث تاریک اشکال از بالهای تو میریزد.
عصمت گیج پرواز
مثل یک خط مغلق
در شیار فضا رمز میپاشد.
#سهراب_سپهری
📕ما هیچ، ما نگاه
♥️
☕️ @caafee
آن که میگفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین
#فریدون_مشیری
♥️
☕️ @caafee
تنهایی مرا به تماشا گذاشتی
وقتی مرا در آینه تنها گذاشتی
تا اینکه نقش اوّل این داستان شوم
رفتیّ و عاشقانه مرا جا گذاشتی
نگذار دست روی دلی که هزار بار
روی حریرِ سادگیاش پا گذاشتی
حاشا امید! بس که در این برزخِ تباه
گفتم نمیگذاریام... امّا گذاشتی
دردا که هیچوقت نپرسیدمت چرا
دیدار را به وعدهی فردا گذاشتی
خود یاد دادیامکهسکوتآخرینصداست
بیخود دهان زخم مرا وا گذاشتی...
#احمد_شیروانی
♥️
☕️ @caafee
و ما زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد با عصیان بزرگی که درونمان هست و تنها چیزی که گرممان می دارد آتش مقدس امیدواری است!
#ناظم_حکمت
♥️
☕️ @caafee
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسیِ عمرانم آرزوست
زین خلق پُرشکایتِ گریان شدم ملول
آن های هوی و نعرهٔ مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل امّا ز رشک عام
مُهر است بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر
کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت مینشود جستهایم ما
گفت «آن که یافت مینشود، آنم آرزوست»
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کانِ عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصّهٔ ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانهٔ میدانم آرزوست
#مولانا
♥️
☕️ @caafee
مردم هیچگاه،
کسانیکه رؤیاهایشان را کُشتهاند؛
نخواهند بخشید!
#عمرو_عبدالحمید
♥️
☕️ @caafee
«درد، گاه عمیق است، گاه دقیق.
دردِ عمیق گستردهتر و مبهمتر از آن
است که به واقعهای خاص آویخته باشد؛
مثل دردِ وطن یا دردِ غربت.
اما دردِ دقیق روی واقعهای خاص
متمرکز است؛
مثل دردِ پایی که به میز خورده
یا دردِ دستی که به چیزی تیز خورده.
دردهای عمیق میمانند.
دردهای دقیق میآیند و غالباً میروند.»
#ابراهیم_سلطانی
♥️
☕️ @caafee
ما كه ويرانشدگانيم، بدين دلشاديم؛
كه جهانی شده آباد ز ويرانی ما
#طالب_آملی
♥️
☕️ @caafee
بهجای فاتحه، دنبالِ خویش آه گذاشت
کسی که بر سرِ خلقِ خدا کلاه گذاشت!
دروغ گفت، چو روباهِ حیلهگر وآنگاه،
دُمِ بریده بر آن داستان گواه گذاشت!
نشست بر سرِ شطرنج و مُهرهبازی کرد،
به خُدعه گفت: سفید است! پس سیاه گذاشت!
دریغ و درد که دیوار تا ثریّا رفت،
به رهنماییِ خشتی که اشتباه گذاشت!
وبالِ گردنِ او باد خَبطِ گمراهان،
که آن نشانِ غلط در دهانِ راه گذاشت!
فتاد عاقبت از اوجِ جاه در ظلمات...
هم او که در رهِ مردم بنای چاه گذاشت!
#حسین_جنتی
♥️
☕️ @caafee
سیاه و سرد و پذیرنده، آسمان توام
بلند و روشن و بخشنده، آفتاب منی!
#حسینمنزوی
♥️
☕️ @caafee
