en
Feedback
❤️ڪافـه شـ؏ـر مجنـون❤️

❤️ڪافـه شـ؏ـر مجنـون❤️

Open in Telegram

شعر ، موسیقی اصیل و مطالب ناب

Show more
577
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-130 days
Posts Archive
"ناز" اگر در "بغل نرم" خیابان خوب است "عشق" در پهنه مهجور بیابان خوب است از خدا خواستم آسوده نباشم ای عشق با تو اوضاع جهان بی سر و سامان خوب است و چه زیباست نبردی که تو دشمن باشی مرگ از دست تو با زخم فراوان خوب است با تو هرچیز خوشایند اگر نا مطلوب با تو پاییز قشنگست وزمستان خوب است چه قدر رد شدن از زیر درختان زیباست چه قدر بر لب این پنجره باران خوب است عطش توست؛ گوارای وجودم شده است گاه یک درد به اندازه ی درمان خوب است شوکران هوسی شهد تو را تلخ نکرد لذت طعم عذاب تو کماکان خوب است #سیروس_عبدی ♥️ ☕️ @caafee

#شاهین_بنان ♥️ ☕️ @caafee

‏تا حواس همه‌ی شهر به برف است بیا گرم کن این بغل سرد زمستانی را... #احمد_حسینیان ‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎♥️ ☕️ @caafee
‏تا حواس همه‌ی شهر به برف است بیا گرم کن این بغل سرد زمستانی را... #احمد_حسینیان ‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎♥️ ☕️ @caafee

«از هم آغوشی تو»در بغل‌خواب و خیال تا مُجاور شدن ِ خاطره و فرض ِ محال عشق وقتی بشود یک طرفه خواهی دید تو و یک عمر ندامت، تو و یک عمر سوال من همانم که به شوق تو به پرواز رسید گرچه پرواز نمی شد بخدا بی پر و بال می‌زدی سنگ به‌زخم ِ دل و یک کوه ِ غرور سنگ بر زخم چه‌باشد؟تَرَکی روی سُفال ! تا نمک سوز شود، زخم‌دلت می فهمی ... تاب شلّاق ندارد، بدن ِ نرم ِ غزال ! دل‌من چیست برای تو؟ بگو، راحت باش! آفتابی ست که آرام رَود  رو به زوال؟ صبرکن!حق بده دیوانه شدن نیست بعید وقتی از دوری عشقت، بشوی مالامال ... #سارا_صابر ‌♥️ ☕️ @caafee

گفتم: سلام آمده‌ام تا دوباره بنویسمت و هیزم کلمه ریختم آنجا. گفتم: می‌خواهم بدانم نونِ نامت چه گونه بر تنور حس امروزم می‌چسبد
گفتم: سلام آمده‌ام تا دوباره بنویسمت و هیزم کلمه ریختم آنجا. گفتم: می‌خواهم بدانم نونِ نامت چه گونه بر تنور حس امروزم می‌چسبد و‌ امروز نبضم چه انفجاری خواهد داشت وقتی بگویم دوستت دارم‌... #منوچهر_آتشی♥️ ☕️ @caafee

در نمازم فکر می‌کردم چه کاری داشتم؟ یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم بر همین سجاده در مستی دلم را باختم در همین میخانه با هستی قماری داشتم شیشه‌ی مِی را اگر نشکسته بودم دستِ‌کم با خود از لب‌های سرخت یادگاری داشتم آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ رنج بود ای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج باز می‌گشتم اگر چشم‌انتظاری داشتم در دلت یادی هم از من نیست می‌دانم ولی من زمانی در دلِ سنگت مزاری داشتم #فاضل_نظری ♥️ ☕️ @caafee

به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی بُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد #حافظ ♥️ ☕️ @caafee
به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی بُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد #حافظ ♥️ ☕️ @caafee

حالا بیا برویم برویم پای هر پنجره روی هر دیوار و بر سنگ هر دامنه خطی از خوابِ دوستت‌دارمِ تنهایی را برای مردمان ساده بنویسیم مردمان ساده‌ی بی‌نصیبِ من هوای تازه می‌‌خواهند ! ترانه‌ی روشن ، تبسم بی‌سبب و اندکی حقیقتِ نزدیک به زندگی .ِ.. یادت هست؟ گفتی نشانی میهن من همین گندمِ سبز همین گهواره‌ی بنفش همین بوسه‌ی مایل به طعمِ ترانه است؟ ها ری‌را ...! من به خانه برمی‌گردم ، هنوز هم یک دیدار ساده می‌تواند سرآغازِ‌ پرسه‌ای غریب در کوچهْ‌باغِ باران باشد ... #سید_علی_صالحی ♥️ ☕️ @caafee

اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی‌ست، غمی نیست... همین انتظارِ رسیدن شب برایم کافی‌ست... #فروغ_فرخزاد ♥️ ☕️ @caafee
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی‌ست، غمی نیست... همین انتظارِ رسیدن شب برایم کافی‌ست... #فروغ_فرخزاد ♥️ ☕️ @caafee

#تولستوی در کتاب "عشق بی پایان" به زیبایی به توصیف عشق پرداخته: "عشق یعنی قرارگرفتن در برابر انسانی دیگر، بدون هیچ سلاحی. نه غرور، نه منطق و نه حتی ترس! هیچکدام بکار نمی‌آمد و شاید همین بی دفاعی تنها شکل صادقانەی زندگی بود" عشق از نبرد مبراست و جز دوئل‌هایی مرگبار ،عایدی نداره! 📚عشق بی‌پایان #یک_تکه_کتاب ♥️ ☕️ @caafee

«شاید روزی بیاید که روی بالکنِ خرابه‌ی خاورمیانه بنشینم و بی‌آن‌که دردها دست از سرم بردارند سیگاری روشن کنم و غم‌های انباشته‌ام را دود کنم. برایم مهم نباشد که اطرافم فرو می‌ریزد.» #لیلی_برهانی_نیکی ♥️ ☕️ @caafee

با یادِ چشم دوست‌-که از بیکران پر است- صد چشم گریه کردم و دل همچنان پر است دنبال عیش و خنده‌ی مستانه نیستم صبرم سر آمده‌ست اگر استکان پر است پيش تو ما غریب‌ترینیم؛ چاره چیست؟ وقتی سرای قلبِ تو از میهمان پر است بیهوده منع می‌کنی از عاشقی مرا زحمت مکش که گوشِ من از داستان پر است ناگاه دل بریدن ای جان عجیب نیست دنیای ما ز حادثه‌ی ناگهان پر است #حسین_دهلوی ♥️ ☕️ @caafee

بی تو، همه هیچ نیست در مُلکِ وجود وَر هیچ‌نباشد، چو تو هستی، همه‌هست ! #سعدی ♥️ ☕️ @caafee
بی تو، همه هیچ نیست در مُلکِ وجود وَر هیچ‌نباشد، چو تو هستی، همه‌هست ! #سعدی ♥️ ☕️ @caafee

دلی و چشم و زبانم ، تن و روان منی بعید نیست بگویم تمام جان منی هنوز در دلم امّید اندکی مانده تو تیر آخر جا مانده در کمان منی به چشم من چه ببازی چه اوج برداری همیشه صدر نشینی و قهرمان منی مباد باد مخالف تو را بلرزاند مباد برگ بریزی که سایبان منی هزار مرتبه از ریشه ، ریشه کن شده ام اگر که خم نشدم چون تو استخوان منی تو قد کشیدی و من ذرّه ذرّه پژمردم سرت سلامت از این پس تو باغبان منی #فاطمه_اتحاد ♥️ ☕️ @caafee

که بَرَد از من بی‌دل بر جانان خبری؟ یا که آرد زِ نسیمِ ، سر کویش اثری؟ ای صبا ، صبح دَمی بر سرِ ، کویش بگذر تا معطر شود آفاق زِ تو ، هر سحری... #عراقی ♥️ ☕️ @caafee

راه نمی‌روم که می‌دَوَم؛ خسته نمی‌شوم که این راه خاکستری هم باشد، در مقصدش تو ایستاده‌ای بلند بالای من؛ فقط بگو کجای زمین می‌رسم به تو... #عباس_معروفی ♥️ ☕️ @caafee

رسم این مگر نبود که گر آتشم زنی؛ خاکستر مرا نسپاری به دست باد؟ گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن نفرین به عهد بستن و لعنت به اع
رسم این مگر نبود که گر آتشم زنی؛ خاکستر مرا نسپاری به دست باد؟ گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد #فاضل_نظری ♥️ ☕️ @caafee

می‌خواستم غزل بنویسم سپید شد در باغچه انار بکارم که بید شد یک لحظه از خیال تو خالی نشد دلم از حال من بپرس، زمانی مدید شد ای آرزوی دور که در راه دیدنت روزم سیاه‌تر شد و مویم سفید شد سوزاند لحظه‌لحظه مرا و مذاب کرد بی‌تو شراب نیز به کامم اسید شد از هم گسست قافیه‌ها و ردیف شعر می‌خواستم غزل بنویسم، سپید شد #قاسم_حسینی ♥️ ☕️ @caafee

نمی دانم! شاید آرامش همین باشد: که فنجان قهوه‌ات را به صورتت بچسبانی چشم هایت را ببندی و عطر و گرمای ِ فنجانت را نفس بکشی آن
نمی دانم! شاید آرامش همین باشد: که فنجان قهوه‌ات را به صورتت بچسبانی چشم هایت را ببندی و عطر و گرمای ِ فنجانت را نفس بکشی آن هنگام‌که کُنج‌ترین گوشه‌ی زندگی نشسته‌ای چون جنگجویی از نبرد بازگشته! و می‌گویی: دیگر زورم نمی‌رسد!... #معصومه_صابر ♥️ ☕️ @caafee

شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز وفا نگر که دلم پای بست توست هنوز به هیچ جام دگر نیست حاجت ای ساقی که مست مستم از آن جرعه ی نخست هنوز چنین نشسته به خاکم مبین که در طلبت سمند همت ما چابک است و چست هنوز به آب عشق توان شست پاک دست از جان چه عاشق است که دست از جهان نشست هنوز ز کار دیده و دل سایه بر مدار امید گلی اگرچه ازین اشک و خون نرست هنوز #هوشنگ_ابتهاج ♥️ ☕️ @caafee