en
Feedback
میرحامد فلاحی راد

میرحامد فلاحی راد

Open in Telegram

♦️کپی کردن نه اخلاقی است نه شرعی♦️ 🔸بیشتر از شعر، قرار است روز را با هم سپری کنیم. تنها راه مواصلاتی: ‏https://t.me/harfmanrobot?start=464643725 اینستاگرام: Mirhamed_fallahi_rad

Show more
662
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+230 days
Posts Archive
خوب است که قائم مقام فراهانی الان دیگر در بینمان نیست! چون اگر می‌فهمید که نه تنها این جملاتش سفلگان را در بر می‌گیرد که حتی رفیقان را هم شامل می‌شود؛ آن وقت بی شک جامه از تن می‌درید و سر به بیابان می‌گذاشت...

از سفلگان، توقعِ مروّت داشتن، از دیو، دعایِ خیر خواستن است. اینان نه به یزدان معتقدند و نه به وجدان معتکف؛ مذهب‌شان مصلحت است و قبله‌شان منفعتی که در پیشِ چشم دارند.
منشأت قائم مقام فراهانی

گفتند چرا اطلاع رسانی نکردی؟ گفتم: چون زورم میاد شیرینی بدم...
گفتند چرا اطلاع رسانی نکردی؟ گفتم: چون زورم میاد شیرینی بدم...

پر از زخمم، پر از خاکم، پر از بغضم پر از گردم میان خاطرات زندگی پیوسته می‌گردم غباری در نگاه یک جسد، زیر پلی متروک... که با آیینه‌‌ها قهرم، که با خود ساکت و سردم شبیه عکس‌های تار، یک آنِ پر ابهامم تبسم‌های تکراری برجامانده از دردم به جانم می‌کشد ناخن، تمنای خیالاتت صدایت می‌زند در خواب‌هایم روح شبگردم در این دنیای وانفسا... در این دنیای وانفسا تو را ای عشق اگر پیدا نمی‌کردم چه می‌کردم؟ #میرحامد_فلاحی_راد @mirhamed_fallahi_rad

أَلَّا تَتَّخِذُوا مِن دُونِي وَكِيلًا در زندگی، به کسی غیر از من تکیه مکنید.
سوره الارسراء

سلام ای گل سلام ای مهربان، ای دستِ سبزِ بانگ در یخ‌بسته دَشتانِ سپید از برف سلام ای گل سلام ای نرگس، ای دلبند، ای چشم پر از لبخند در اینجا هرچه رنگین است به زیر یأسِ انسان‌ِ معاصر دفن گشته… در این دوران وانفسا که پای نور، لنگ و گوش‌های شرم سنگین است تو را دیدم تو را ای گل، تو‌را ای نرگس ای چشم پر از لبخند نگاهم کن، صدایم کن سرا پا گوشم و پا تا به سر چشمم مرا بوییدی و دیدم پر از فریاد خشکیده، پر از اشک نجوشده پر از خشمم گل نرگس تورا گفتند از دیرینه‌ها، گل‌ها: گلِ فصل زمستانی زمین، بر خویش می‌پیچد بشر، از خویش می‌نالد شرف، یخ‌بسته در دلها زمستان می‌وزد از دیردورانی… عدالت زیر شلاقِ عداوت‌های بوران است گل نرگس گلِ فصل زمستان ها زمستان است… #میرحامد_فلاحی_راد @mirhamed_fallahi_rad

وقتی سیاست رفاقت را می‌بلعد اینکه اختلاف سیاسی آن‌قدر پررنگ شود که: رفاقت‌ها فرو بریزد; اخلاق تعلیق شود; تقریباً همیشه نشانه‌ی سیاست‌زدگی است، نه آگاهی سیاسی. آدمِ سیاست‌فهم می‌داند: سیاست ابزار است، نه معیار ارزش انسان‌ها. وقتی سیاست شد معیارِ دوست‌داشتن، حذف‌کردن، قضاوت‌کردن آن‌وقت دیگر بحثِ فهم نیست؛ بحثِ تعصب است. @mirhamed_fallahi_rad

برای «ایرانم» ای سبز و سپید و سرخ پرچم ای رایت گیو و زال و رستم معیار دلاوری گرشاسپ عیّارتر از نوادهٔ جم بر عهد کهن، کهن‌ترین عهد بر هرچه مقدم است اقدم استاده میان شرق تا غرب بنشسته به شاهراه عالم سرسبز تر از سرو ابرکوه بشکوه و تناور و مُفَخّم سرسخت‌تر از کوه دماوند سرزنده و سربلند و محکم تلخندِ ز دشمنان مکَدر لبخندِ به دوستان مُصمّم این بوده به دوستان مبرهَن آن بوده به دشمنان مُسَلّم صد قوم و قبیله زیر دِینت بخشنده‌تر از طینت حاتم با کُرد و لر و بلوچ دلخوش از ساریِ رشت، فارس خُرّم در عین تَزحُمات آراء ای معنی وحدت مجسم ای شور فروغ ابن‌سینا در نور نبوغ ابن‌هِیثم از خرقهٔ سلطنت گذشته پوشیده ردای ابن‌اَدهَم یک چشم تو سال‌هاست کوثر یک چشم تو سال‌هاست زمزم ای رفته به جنگِ سیلی موج چون صخرهٔ ایستاده در یَم فریاد هزاره‌هاست در تو چون تلّ به جای مانده در بم غارت شدهٔ سُرورِ پوریم شادی‌کدهٔ هزار ماتم فریاد هزار لطفعلی‌خان در خون تو می‌دود دمادم خونابهٔ مُهرِ ترکمانچای حیثیتِ دم‌کشیده در دم قاجاریِ‌ قهوه سر کشیده تلخیِ به دل گرفته از سَم گرمابهٔ فینِ سرد و ساکت فریادِ رگان صدر اعظم ای پیرغلام محشتم‌خوان ای زنده ز ماتم محرّم ای بیرقِ یا حسین مظلوم ای خیمهٔ روضهٔ مُعَظم ای خونِ به تیغ حمله برده ای گریهٔ شوقِ رنگ ماتم ای تاج ز پهلوی گرفته با دستِ خمینیِ مُعَمَم خزاری و باکری و همت ضرغام و زبرجدی و ضیغم محجوب، شبیه مامِ عیسی محبوب، شبیه پورِ مریم سجادهٔ عارفان معروف گهوارهٔ شاعران احکم آتشکدهٔ مغان‌ مخدوم روزاری اُسقفان اعظم ای معبد عابدان اصلح ای مسجد عالمان اعلم ای خسته ز مرشدان کذاب ای زخمی سامری و بلعم هرکس که تو را فروخت، داد است ناموس خودش به نیم‌دِرهم یا درد گرفته از غریبه… گفته به همه، گرفته مرهم ای آنکه گشوده‌ رو به اسلام دروازهٔ شهرِ خیرمقدم ای با علی از شروع حوّا ای با علی از طلوع آدم از نام علی مدد گرفته از ذکر علی گرفته سردَم بی‌پشت زره به تن نشانده در بین هزار ابن‌مُلجم در آتش فتنه یاعلی گو برخیز و گذر کن از جهنم برخیز و بگو علی: که عالیست این نام بلند و اسم اعظم برخیز و بگو: علی که خیزد فریاد ز روزبه... ز میثم... برخیز و چنین نگیر آرام برخیز و علی بگوی محکم تا مشت ابولهب شود باز تا پشت معاویه شود خم تأویل صریح سورهٔ فتح تفسیر منیر “ ماٰ تَقَدَم… “ با اشک وضو بگیر و بنویس: شعری تر و چامه‌ای منظم طومار به دست، برده تعظیم در محضر آیت معظم بفرست سلام و صلواتی بر خاتم انبیای عالم چون گفته جمال اصفهانیت، در منقبت رسول اکرم: “ای نام تو دستگیر آدم” وی خلق تو پایمرد عالم فراش درت کلیم عمران چاووش رهت مسیح مریم از نام محمدیت میمی حلقه شده این بلند طارم در خدمتت انبیا مشرف وز حرمتت آدمی مکرم نابوده به وقت خلوت تو “نه عرش و نه جبرئیل محرم” بگذار به خویش باز گردم تا فیض شده چنین فراهم از حب تو گر نمی نوشتم از حب وطن نمی‌زدم دم خورشید بلند آسمان ها از خاک مباد سایه‌ات کم تا باد مباد روزی‌ات داغ تا باد مباد قسمتت غم باشد سر من جدا ز پیکر خاک تو جدا نگردد از هم #میرحامد_فلاحی_راد @mirhamed_fallahi_rad

آرزو نکن، نمی‌شی تکرار کن، می‌شی

Voice message02:47

عزیزانتان را تماشا کنید؛ . . . طــــــولانــــــی

أنتَ الوحيدُ الذي لم أندمْ يومًا علي حُبِّه تو تنها کسی هستی که هیچ‌گاه از دوست داشتنش پشیمان نشدم..

هر آنکه مِهر کسی غیر مرتضی(ع) دارد نگین شیشه خریده است جای دُرّ نجف #میرحامد_فلاحی_راد @ahlana

و من هم می‌شد بی هیچ دلیل قانع‌کننده ای عاشقت باشم. 📚آدرنالین

Voice message00:21

روزی به من گفتی: که آیا تو کسی را...؟ در شعرهایت دیده‌ام با تو کسی را . . . چیزی نگفتم سالیانی، تا که دیدم: من، شعری از تو دارم اما تو کسی... #میرحامد_فلاحی_راد @ahlana

خدا رو شکر یک شاعر (سبکساز) به غلط یا به درست گفت: این سه چهارتا سبک قدیمی، شعرش برای منه. که آقایون مداح بدو بدو برن دفتردستکشون و بیارن و چهارتا استوری بگذارن و اسم چهارتا شاعر و بیارن… که مردم نگن: آلزایمر گرفتن. تا دیروز که اکثریت جامعه مداح فکر می‌کردند شبا فرشتهٔ مهربون، میاد زیر بالتشون شعر می‌ذاره و می‌ره. #میرحامد_فلاحی_راد @ahlana

خدایا! من نمی‌دانم روزی‌ام در کجاست و آن را تنها بر پایه گمان‌هایی که بر خاطرم می‌گذرد می‌جویم. و ازاین‌رو در جستجوی آن شهرها را زیر پا میگذارم، همچون حیرت‌زدگان، نمی‌دانم آیا در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟ در خشکی است یا در دریا؟ نمی‌دانم به دست کیست و از سوی چه کسی است. ولی به‌یقین می‌دانم که دانش آن نزد تو و اسباب آن به دست توست.
تعقیبات نماز عشا
@ahlana

#یادداشت_های_شبانه از محل کار تا خانه را روی موتور بدون شال و دستکش آمدم، ویراژ دادم… آواز خواندم، کِل کشیدم، مردم نگاه می کردند. نمی گذارم خورۀ بلوغ، ذوق ‌زدگیِ کودکانه‌ام را ذره ذره به نیش بکشد. چیز عجیبی هم نبود؛ دلم برای سرما تنگ شده بود. دیماه ١۴٠۴ #میرحامد_فلاحی_راد @ahlana