en
Feedback
بچه‌های مولانا

بچه‌های مولانا

Open in Telegram

🔸️انتشار بهترین نمونه‌های غزل امروز افغانستان 🔹️زیر نظر انجمن ادبی خانه مولانا کانال انجمن: @khanamwlana

Show more
1 631
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1330 days
Posts Archive

🎞شعرخوانی #شفیق_صادقی 🔻پنجمین نشست ادبی #از_بلخ_تا_نیشابور #انجمن_ادبی_خانه_مولانا @khanamwlana #بچه‌های_مولانا @khanemwlana

🎞شعرخوانی #اسحاق_ثاقبی_داراب 🔻پنجمین نشست ادبی #از_بلخ_تا_نیشابور #انجمن_ادبی_خانه_مولانا @khanamwlana #بچه‌های_مولانا @khanemwlana

🎞شعرخوانی #مژگان_فرامنش 🔻پنجمین نشست ادبی #از_بلخ_تا_نیشابور #انجمن_ادبی_خانه_مولانا @khanamwlana #بچه‌های_مولانا @khanemwlana

🎞شعرخوانی #سید_احسان_بدخشانی 🔻پنجمین نشست ادبی #از_بلخ_تا_نیشابور #انجمن_ادبی_خانه_مولانا @khanamwlana #بچه‌های_مولانا @khanemwlana

🔴#زهرا_حسین_زاده قسمت سبدش را سر اين بام انداخت بر دامن سرخم گل بادام انداخت‌ قسمت حركت كرد در آيينه نشست‌ روشن شدم از ماه كه در جام انداخت‌ قسمت نه چنان است كه «صغری» می‌گفت‌ مردی كه در اقليم زنان دام انداخت‌ مردي كه به «صغری‌» نگرانی بخشيد آتش به دلش ريخت و ناكام انداخت‌ قسمت نه همان است كه «يحيی» فهميد يك زن كه خودش را شبی از بام انداخت‌ يك زن كه چه بيهوده‌، گناهش را شهر بر گردن «يحیی» پسر خام انداخت‌ قسمت هيجانی‌است كه هر نيمهٔ شب‌ بر تخت من از روزنه پيغام انداخت‌ در قلب من آشوب به پا كرد و نرفت‌ جز خود همه را پيش من از نام انداخت https://t.me/khanamwlana

🔴#علی‌اکبر_زاولی برگ‌ها در کیسه‌ی پاییز خالی می‌شود یک قطار ِ از غزل لبریز خالی می‌شود رفتنت باران، نه تنها سیب‌ها را کشت، که بعد از این کم کم سرک‌ها نیز خالی می‌شود پنجره پوسیده و تو نیستی بازش کنی بغض صدها سال در دهلیز خالی می‌شود بی‌تو آهو ناگهان می افتد از پا دشت دشت آب از امواج توفان‌خیز خالی می‌شود ناگهان عکسی شبیه تو به چشمم می‌خورد چای از دستم به روی میز خالی می‌شود #بچه‌های_مولانا #کانال_خانه_مولانا👇 https://t.me/khanemwlana

🔴#مقصود_حیدریان ماهی کوچک دریاچه به تور افتاده در دل مردم یک دهکده شور افتاده چادر آبی گلدار تو با باد چه کرد؟ که به رقص آمده در جنگل دور افتاده چند ساعت که لب برکه‌ی دِه اِستادی آب از عکس تو در فکر عبور افتاده از لب عکس تو در آب همه می‌نوشند آه، لب‌های تو در معرض چور افتاده آب هم مست شراب بدنت گردیده در دل کوزه و آدم که سرور افتاده سال و اندی‌ست که چشمان تو آدم خوارند در نگاه تو هوس‌های ترور افتاده سال و اندی‌ست به‌هم ریخته‌ام مانندِ انتحاری که به اندیشه‌ی حور افتاده غزنوی‌ها که به زیبایی تو شک کردند پادشاهی تو در دامن غور افتاده #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا https://t.me/khanemwlana

🔴#فروزان_کریمی یک دم عبور می‌کنم از هر چه باورم تا می‌زند هوای تو یک لحظه بر سرم وقتی که یک نهالم و در زیر برف گیر ایمان به فصل سبز شکفتن کجا برم؟ هرچند نیستی به کنارم، ولی مدام قد می‌کشی چون آینه‌ای در برابرم تا آفتاب سرکشد از شرق شعر من مهر تو را گزیده و در سینه پرورم آمین‌ پرنده‌ای‌است، که پرواز می‌کند وقتی که دست سمت دعای تو می‌برم در خلوتی که یاد خودت شکل داده‌است با خود به غیر تو، دگری را نمی‌برم از عشق از شکفتن گل‌ها بگو عزیز تا مثل لاله زار شود باز پیکرم خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا https://t.me/khanemwlana

‍ 🔴#حمزه_محمودی آسمانی ستاره در چشمت یک جهان استعاره در چشمت معبد نوبهار آغوشت... آتشم من، شراره در چشمت بامیان‌‌بامیان گلِ بادام... شاه‌دخت هزاره در چشمت دامنِ تو غزل‌غزل بلخ‌است شادیانِ بهاره در چشمت یک بدخشان ترانه‌خوان تو وُ... لاجوردی هماره در چشمت من، همانی که دوستت دارد عاشقی بدقواره در چشمت من خودم را میان آینه‌ها من خودم را دوباره در چشمت... #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

🛑#نورمحمد_علوی_فراندیش هرگز ندیده کس مرا از درد سر خالی جای تو تا کی پشت این دیوار و در خالی... کوچه سکوت مطلقی در انزوا دارد تا انتها از جای پای رهگذر خالی درگیر هستم با تو و بیهوده‌پرسش‌ها نصف خشابم هست پر؛ نصف دگر خالی آیا کسی پُر می‌تواند در دل یعقوب؟ جای عزیزی را که کرده یک پسر خالی وقتی که بنیامین به دور از یوسف افتاده‌ست کی کیسه‌ی او می‌شود از جام زر خالی؟ دل کشته‌ی یاری ست مشکین‌زلف و مشکین‌خو زیر لبش مشکین‌تر آید در نظر خالی! لبریز کن! لبریز کن! لبریز کن ساقی! مستی نیامد هرگز از این جام سرخالی! حالا مسافر می‌شوم اما کدامین سو؟ بیک سفر خالی ست؛ جیبم بیشتر خالی بس درد دیدم درد دیدم درد دیدم درد خوش باد روزی که شوم از درد سر [    ]. #خانه_مولانا #انجمن_ادبی_خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

🔴#نور_محمد_فراندیش هرگز ندیده کس مرا از دردسر خالی جای تو تاکی پشت این دیوار و در خالی... کوچه سکوت مطلقی در انزوا دارد تا انتها از جای پای ره‌گذر خالی درگیر هستم با تو و بیهوده‌پرسش‌ها نصف خشابم هست پر؛ نصف دگر خالی آیا کسی پُر می‌تواند در دل یعقوب؟ جای عزیزی را که کرده یک پسر خالی وقتی که بنیامین به دور از یوسف افتاده است کی کیسه‌ی او می‌شود از جام زر خالی؟ دل کشته‌ی یاری است مشکین‌زلف و مشکین‌خو زیر لبش مشکین‌تر آید در نظر خالی! لبریز کن! لبریز کن! لبریز کن ساقی! مستی نیامد هرگز از این جام سرخالی! حالا مسافر می‌شوم اما کدامین سو؟ بیک سفر خالی است؛ جیبم بیشتر خالی بس درد دیدم، درد دیدم، درد دیدم، درد... خوش باد روزی که شوم از درد سر خالی... #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

🔴#سیده_تکتم_حسینی راه می‌افتم سوی افسانه‌های دور با تو مثل عشاق قدیمی ساده و مغرور با تو هم‌پیاله با دو چشمت می‌شوم دیوانه و مست مست‌تر از دانه‌ی دیوانه‌ی انگور با تو نقش می‌بندد مقرنس‌وار بر دروازه‌ی بلخ رقص من هم‌پای باد و برگ و نار و نور با تو می‌نشینم بر لب زاینده رودی که نمانده می‌پرم در آبی مواج تار و تور با تو می‌وزد عطر ترنج حافظیه در مشامم می‌شوم شاخه نباتِ شعر و شوق و شور با تو حیف این افسانه هم زیباست اما واقعی نیست من همانم؛ لحظه‌ها و خاطراتی دور با تو شانه خالی کردی و ویرانه شد چون هگمتانه طاق کسرای خیال این زن رنجور با تو بعد از این در خلوت دنیای ما غم می‌نوازد شیون شبگیر با من ناله‌ی تنبور با تو... #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

🔴#موسی_ابراهیمی کسی آرام در آغوش سرد باد می‌رقصد همان که گیسوانش بوی شب می‌داد می‌رقصد ببین رسم عجیب عشق را آن‌قدر شیرین است که حتی پیش پای مرگ هم فرهاد می‌رقصد همیشه اتفاق تازه‌ای از راه  می‌آید چنانچه برگی از شاخ درخت افتاد می‌رقصد بیا حالا که دریا از سرود و شعر لبریز است و  گاهی هم که موجی می‌شود ایجاد می‌رقصد بیا حالا که این دیوانه این دل می‌تپد یا نه چنانچه در عروسی زنم رخ داد می‌رقصد جهان  کوچکم را از نگاه آبی‌ات پر کن جهانی را که با آهنگ ابر و باد می‌رقصد تو از جنس خود من از تبار بردگانی که میان چشم‌هایت واژه‌ی فریاد می‌رقصد #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

🔴#مهتاب_ساحل چون كابل قديمِ پر از پاک‌بازها در تو هزار كوچه خرابات و سازها روییده از لبت گل آوازهای سرخ بزمی‌ست در گلوی تو از نینوازها مثل جزیره‌ای به خودت منتهی‌ستی تنهایی رها شده‌ای از نیازها لال‌اند از سرودن تو شاعران شهر ای کیمیای حل شده در رمز و رازها ای کوه استوار به آتشفشان بغض كی می‌رسد به شانه‌ی تو سرفرازها می‌خواستم زنانه بخوانم تو را نشد دل کنده‌ای گمان کنم از عشق‌بازها #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

🔴#سید_عاصف_حسینی بدون حرف، بدون دلیل دلتنگم ببين شکسته‌ترین واژه‌‌ی هر آهنگم دوباره بعد سلام و علیک مثل غروب به محض دیدن یک خنده می‌پرد رنگم و ترس نازک یک التهاب می‌افتد شبیه صاعقه در این سفال دلتنگم دو سال می‌شود آری که بی شک و تردید برای گفتن یک حرف ساده می‌لنگم چگونه با تو بگویم که دوستت دارم چگونه با تو بگویم که شیشه و سنگم دوباره می‌روم از دست تا به تو برسم مسیر خاطره‌ی رودخانه‌ی گنگم... #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana

‍ ‌ 🔴#هدیه_ارمغان گریه‌هایم در اتاقی در گرفت دامنم دور اجاقی در گرفت گفته بودم بگذرم از زندگی زندگی بر روی طاقی در گرفت دست‌هایت تا که بر دستم رسید بر لبانم اتفاقی در گرفت پرده‌ها و چوکی و سقف و زمین بر نگاهم جفت و تاقی در گرفت تا سرم در شانه‌ات بگذاشتم ما و تو ماندیم و باقی در گرفت #خانه_مولانا #کانال_بچه_های_مولانا👇 https://telegram.me/khanemwlana