en
Feedback
Mahzad Elyassi

Mahzad Elyassi

Open in Telegram

mahzad.me

Show more
Iran192 813The category is not specified
1 122
Subscribers
-124 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
خشم بروسلیانه شروع شد و انگار کل این نمایش، ماجرای جمع‌شدن تعدادی مرد برای بروسلی‌بازی است. اما مکانی که احتیاج داریم این بازی را در آن پهن کنیم، مثل زمین، باید مفهومی زنانه‌ می‌بود. من فکر می‌کنم زن محرک است؛ یعنی ایجاد حرکت می‌کند. زن درون بروسلی یا زنانی که در زندگی‌اش بودند و اصولا همه‌ی زن‌ها می‌توانند در این نمایش یک زن باشند. در تمرین‌ها از جایی به بعد احساس کردم انگار به ما اجازه داده شده وارد خانه‌ی این زن بشویم و تا جایی که میتوانیم بروسلی‌بازی کنیم تا تخلیه شویم." در انتهای اجرا، درست پیش از انفجار صدای موسیقی، دیالوگ‌های بین بروس‌لی و وجدان تمسخرگرش را می‌شنویم: "دلم نمی‌خواد گریه کنم با اینکه گریه داره می‌ره ازم... حریف رو که می‌بینم می‌دونم خودمم... روبروی این حریف یه حریف ایستاده... جلوم خودمم... چرا نگاهم نمی‌کنه؟... کیه این؟... چیه؟... من از ضربه‌ای که بهم نمی‌زنی می‌ترسم... مبارزه یعنی روبرو... دشمنت اگه باشم مقابلتم... مقابل یعنی به هم می‌رسیم، از هم رد می‌شیم، دوباره به هم می‌رسیم...اگه باور داشته باشی زمین گرده…" انتهای نمایش ابتدا وارد می‌شود در حرکتی دوّار به ابتدای خود باز می‌گردد؛ یعنی جایی که مردان به آینه‌هایی مشت می‌زنند که آینه نیست و زن، در حالی‌که قادر به کنترل خشم رهاشده‌ی درون فضای خانه‌اش نیست با بغضی لرزان ماجرای مرگ بروسلی را برای تماشاگری تعریف می‌کند که صدایش را درست نمی‌شنود. +++ سارا عبادی، بازیگر نمایش ابتدا وارد می‌شود متولد ۱۳۷۱ لیسانس ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی دانشجوی سینما دانشگاه سوره ابتدا وارد می‌شود مثل سفرنامه‌ای از رویاهای مختلف است. از جایی شروع می‌شود و از مکان‌هایی عبور میکند اما الزاما با تمام شدن زمان نمایش به پایان نمی‌رسد. من تنها شخصیت زن نمایش هستم. راه‌رفتن نقش من نسبت به همه‌ی پسرها نظمی دارد که از مسئولیتم گرفته شده است. من مسئول فعلی خانه‌ای هستم که عده‌ای مهمان دارد. حواس من به حفظ نظم خانه است تا لحظه‌ای که تمامی نظم و حرمت شکسته می‌شود و من هم به آشفتگی مهمان‌هایم می‌پیوندم. مدت زمان نمایش با به کما رفتن بروسلی برابر است. انگار ما وارد خواب‌های پسری بوشهری می‌شویم که رویای بروسلی شدن دارد. در طول این رویا با  آدمهای آشنا و ناآشنا همراه می‌شویم و در لحظه‌هایشان شریک می‌شویم. خود من گاهی در طول اجرا، تماشاگر لحظه‌ها می‌شوم. این اجرا برای منِ بازیگر هم به‌مثابه شروع رویا دیدن است. انگار همه‌ی ما خواب هستیم و خواب صادقانه‌ترین شکل از هستی ماست. برای این اجرا، گروه ما بیش از شش ماه فرم‌های تای‌چی را تمرین کرد و مشغول مشاهده‌ی لحظه‌ها و عمیق‌تر شدن در زمان بودیم. ما احساسات مختلف و متضاد را در کنارهم و باهم تمرین کردیم؛ درحالی‌که بیشترین رویارویی‌مان مواجه با خود بود. گاهی وسط تمرین واقعا به خواب می‌رفتیم که این سفر درونی حتی در خواب واقعی هم برای ما ادامه داشت. در اجرای اصلی، نور و موسیقی احساس بودن در خواب را نشان می‌دهد. تمرین‌های فرید یوسفی امکان خلاقیت زیادی برای بازیگر فراهم می‌کند. من تا به حال در سه اجرای فرید بازی کرده‌ام. درنهایت هرچه ساخته ‌می‌شود ریشه در خودت دارد. درواقع انگار فرید مسیری را نشان می‌دهد و این خود بازیگر‌ است که تصمیم می‌گیرد مسیر را چگونه طی کند. کارکردن با گروه "درون" تجربه‌ای شیرین و سخت است. شیرین از این لحاظ که زمین بزرگی برای بازی در اختیار داری و سخت به خاطر این‌که در طول تمرین‌ها( و حتی خارج از تمرین) تمام تمرکز و زندگی بازیگر معطوف به تمرین‌هاست. +++ گفتگو با میلاد مرادی بازیگر نقش بروسلی میلاد مرادی تا الان کجا بوده و چه می‌کرده؟ چه مدت کار تاتر می‌کردی؟ من یه جورایی با کلاس‌های سمندریان از سال 86 وارد کار تاتر شدم و از اون موقع تقریبا دائم در حال بازی تو تاتر بودم اما اصولا برام سخته بتونم در مورد خودم و رزومه‌ی تاترم صحبت کنم چون شاید حتی اگر مثلا هفتاد سالم باشه هم در نهایت بتونم فقط به سه چهارتا اجرایی که بازی کردم به عنوان کارهای تاترم اشاره کنم. نکته‌ی جالب نمایش ابتدا وارد می‌شود بازی با مفهوم آمدن تو از بوشهر به تهران و رفتن بروس لی از هنگ‌کنگ به امریکاست. آره و جالبه برات بگم که تهران اومدن من از بوشهر به خاطر تاتر بود. من تو محله‌های جنگ‌زده‌ی بوشهر بزرگ شدم. اون موقع عاشق بازیگری بودم اما نمی‌دونستم اصلا باید چکار کنم. اولین بار از یکی از دوستانم شنیدم که تاتر هست و یادمه از شنیدن اسم تاتر خیلی تعجب کردم. یعنی تا این حد نمی‌دونستم که برای بازی‌کردن می‌تونم به جای سینما یا تلویزیون تو تاتر بازی کنم. از همون بوشهر از تاتر شروع کردم اما دیگه توش موندم چون دیدم همه‌ی چیزی که دنبالش هستم تو تاتر هست. چطور شد که به فرید یوسفی و گروه "درون" پیوستی؟ فرید تو تاتر نیمروز اسکاتلند که من بازیگرش بودم آهنگساز

ی‌شود؛ ترکیبی درخشان از شوپنِ راک شده و صداهای صحنه که به خوبی روی نور و حرکت می‌نشیند. یوسفی اصراری به شنیده شدن دیالوگ‌ها ندارد. بازیگران نه تنها گاهی آهسته و بریده‌بریده حرف می‌زنند بلکه صدای موسیقی روی بعضی از دیالوگ‌های گفته‌شده می‌افتد و آن را کاملا نامفهوم می‌کند: "خیلی‌ها فکر می‌کنند دلیلش یک خطای تکنیکی است اما من اینطور می‌بینم که ما در زندگی عادی هم همیشه همه‌ی دیالوگ‌ها رو نمی‌شنویم. چرا برای کاملا شنیدن و متوجه‌شدن اینهمه اصرار داریم؟ نفهمیدن هم جزئی از زندگی‌ست و به همان اندازه کامل و زیبا." عرفان شرقی نمایشنامه‌ی "ابتدا وارد می‌شود" با اشعار مولانا و تائوته‌چینگ در متن به پیوند می‌رسد و رشته‌های تقلای بروس‌لی برای انسان کامل بودن با کشمکش دائمی منیّت "من" و جدایی "دیگری" درتمامی اجزای نمایش پخش می‌شود. تسلط شگفت‌انگیز کارگردان به ادبیات کلاسیک ایران، اشعار فارسی را-به شکلی طبیعی- جزئی از روند آفرینش او کرده است: "همون زمانی که مشغول نوشتن نمایشنامه بودم دوباره به این شعر مولانا در دیوان شمس برخوردم که می‌گه "عقل گويد شش جهت حدّست و بيرون راه نيست...عشق گويد راه هست و رفته‌ام من بارها" و ناگهان تصویر یک انسان در مرکز فضایی تهی به ذهنم اومد. وقتی دیدم به قول مولانا خارخار و مطالبه‌ی بروس‌لی در شش جهت اطرافش به موانعی برمی‌خورد، فهمیدم من باید آدم‌های نمایشم را دقیقا همانجاها بچینم. به بقیه‌ی بازیگرها زنگ زدم و گفتم حاضرید نقش کتک‌خور بروس‌لی را بازی کنید؟ که البته نمایش را دیده‌ای و آنها کتک‌خور نیستند؛ اما من همه‌ی حقیقت را نگفتم. بعد هرکس را که جواب مثبت داد دعوت کردم. چون به نظرم کسی که با نقش کتک‌خور مشکلی نداشته باشد پتانسیل‌های بالایی دارد." بدن و حرکت در نمایش "ابتدا وارد می‌شود" آنقدر مهم است که گاهی کلمات، حیات و ادامه‌ی حیات خود را به آن می‌سپارند. شخصیت‌ بازیگران به جای صفات و اسامی، با قدم‌هایشان معرفی می‌شوند و حرکات رزمی در تمامی بافت نمایش تنیده شده است. با این حال فرید یوسفی از به کار بردن کلمات تاتر فیزیکال یا بازیگری فرم به شدت پرهیز می‌کند: "من متوجه نمی‌شوم آدم‌ها چطور می‌توانند اینقدر راحت کلمات را مصرف کنند. با گذشت زمان رنگ کلمات برای من بیشتر از دست می‌رود و الکن می‌شوم؛ نه به خاطر اینکه به کلمات تسلط ندارم بلکه چون اتفاقا چون کاملا کلمات را می‌شناسم می‌دانم که از جایی به بعد ابدا کافی نیستند. وقتی دائم تفسیر می‌کنیم و بی‌محابا از کلمات و برچسب‌ها استفاده می‌کنیم فرصت زیست را از خودمان می‌گیریم. دیدی که!عرفا هیچوقت به تو نمی‌گن چی شده، ولی می‌گن: "برو ببین چی شده"، یا مثلا شمس، کلی حرف می‌زنه بعد می‌گه: "من که حرفی نمی‌زنم". گفتن بخشی از رازها تا جایی خوب است که سوال ایجاد کند. سوال به ذهن، اجازه‌ی سفرکردن می‌‌دهد تا بتواند بقیه‌اش را پیدا کند. اون بقیه میاد تو بدن و به جای کلمه، تبدیل به حرکت می‌شه؛ چون در نهایت ما با بدن‌مون زندگی می‌کنیم اما اغلب، ذهن‌مون به نام خودش می‌زنه اون زیست رو." طنز نمایش "ابتدا وارد می‌شود" رونوشتی غیرمنتظره از طنز فیلم‌های رزمی هنگ‌کنگی و چینی است. بعد از مشاهده‌ی کشمش‌های درونی بروسی‌لی ناگهان صدای خنده‌ی تماشاگران صحنه از تماشای استادی که حتی بعد از مرگ هم دست از ارشاد شاگردان بر نمی‌دارد، راه‌رفتن گولانه‌ی شاگردها پشت سر او و یقه‌پاره‌کردن برای مرگ (یا برگ‌اش؟) بالا می‌رود. یوسفی می‌گوید: "می‌خواستم آدم‌ها در اینجا بخندند تا بتوانیم به مرحله‌ی بعد برویم. ما نیاز داریم به همه‌چیز بخندیم تا بتوانیم در موردش حرف بزنیم. استاد رو بیاریم پایین، بروسلی رو بیاریم پایین. گاهی او را با دیالوگی مثل "واسه آموزش یه جفت مشت و لگد، تو سر و صورت رفیقات می‌زنی که چی بشه بروسلی؟" پایین می‌کشیم و گاهی با طنز زرد. مثلا وقتی تو اجرا بروسلی/میلاد لباس زرد معروفش رو می‌پوشه از همیشه مسخره‌تر می‌شه. جایی می‌بینیم که بقیه از نشستن میلاد روی کاناپه جلوگیری می‌کنند چون اگه اونجا بشینه به سرنوشت بروسلی دچار می‌شه. در پایان اجرا، میلاد یا بروسلی با لباسی درست مثل بقیه به صحنه می‌آید و به نظر می‌رسد این آغاز رستگاری‌ست. حتی خود عنوان "ابتدا وارد می‌شود" و هم‌آهنگ بودن آن با اژدها وارد می‌شود شوخی‌ای بود که بعد مسئولیتش رو به عهده گرفتم." متوجه می‌شوم که در طول اجرا قسمت زیادی از نگاه من روی تنها بازیگر زن نمایش، سارا عابدی، می‌افتد. هرگاه هست کاملا کافی‌ست و وقتی نیست نباید باشد. پنج شخصیت مرد در برابر وقار و آرامش او، آشفته و درهم برهم به نظر می‌آیند. او نگران دم‌کردن چای است گویی می‌داند چای‌خوردن دسته‌جمعی، آخرین بارقه‌های یکپارچگی جهانی‌ست که به زودی از هم خواهد گسست. فرید یوسفی اسم این آشفتگی را می‌گذارد "خشم بروسلیانه": "اصلا جرقه‌های نوشتن این نمایشنامه برای خود من از یک

تماشای خارخار بروس‌لی در نمایش ابتدا وارد می‌شود مهزاد الیاسی چاپ‌شده در روزنامه‌ی شرق دوشنبه شانزده دی 98 چطور می‌توان نمایشی بر پایه‌ی حرکات تایی‌چی و کونگ‌فو با عصاره‌ی اشعار مولانا در مورد بروس‌لی‌ای ساخت که بروس‌لی نیست؟ در مورد بوشهری حرف زد که هنگ‌کنگ است و به شمال نگاه کرد ولی رفت جنوب؟ چطور می‌توان نبودن، نشدن، نرفتن و نتوانستن را تبدیل به حرکت کرد و دیالوگ‌هایی نوشت برای اینکه شنیده نشوند ولی حضور "هیچ" ملایمی که سهراب از آن حرف می‌زند را روی صحنه تاتر به تماشاگر نشان داد؟ تاتر "ابتدا وارد می‌شود" که این روزها در تماشاخانه ملک در حال اجراست دائما در حال پرکردن فضای بین خطوط حجم‌ها، با بدن، کلام، موسیقی و حرکت است. برای همین مشتاق بودم با فرید یوسفی، کارگردان جوان این نمایش، حرف بزنم که در طول مصاحبه مدام راه می‌رود و یک لحظه آرام و قرار ندارد: "یک روز با میلاد مرادی داشتیم حرف می‌زدیم که من بهش گفتم: "تو چقدر شبیه بروس‌لی‌ای پسر!" گفت: "آره، اتفاقا همیشه دوست داشتم یه مونولوگ اجرا کنم درباره‌ی اینکه من بروس‌لی‌ام."... ایده‌ی اصلی تاتر "ابتدا وارد می‌شود" از همینجا شروع شد." دیالوگی هست ابتدای نمایش "ابتدا وارد می‌شود" به این مضمون:" با خودم می‌گم زندگی یه چیزی هست. بشینیم صبرکنیم ببینیم چطوریه که یه کاریش کنیم یه چیزی‌تر بشه". اگر به جای کلمه‌ی زندگی در این دیالوگ بگذاریم "تاتر"، شیوه‌ی کارگردانی، نویسندگی و اجرای یوسفی تا حد مبهمی عیان می‌شود. از این رو، حتی تک‌تک تمرین‌های گروه نمایش "درون" اجرای منحصر به فردی‌ست که در لحظه و با حس و حال یگانه‌ی بازیگران و فضای فی‌مابین آنها خلق شده است. به عبارتی، اجرا ادامه‌ی جلسات تمرین گروه است و ماهیت جداگانه‌ای ندارد. یوسفی می‌گوید: " من به عنوان کارگردان نظرم را اعمال نمی‌کنم و حتی نظر بازیگرانم را نمی‌پرسم. چون ما با هرکاری که در تمرین می‌کنیم داریم نظرمون رو زندگی می‌کنیم، دیگه چرا بگیمش؟ نظردادن که همیشه با کلمات نیست. من از بازیگرها نمی‌خواهم کاری انجام بدهند. من کاری می‌کنم بازیگر خودش بخواهد کاری را انجام بدهد. بیشتر اوقات گروهم را از لحاظ جسمی با تمرینات بدنی بسیار خسته می‌کنم و گاهی درست در اوج خستگی، ناگهان دست بازیگرم حرکتی می‌کند و من متوجه می‌شوم این حرکت دقیقا همان چیزی‌ست که برای این نمایش لازم است انجام دهد. نقل‌قولی می‌گوید بازیگر خوب بازیگری‌ست که وقتی به ماه اشاره می‌کند تماشاگر به ماه نگاه کند نه دست او. من دنبال شکل‌گیری چنین اتفاقی هستم در تاتر. اتفاقی که شاید لزوما خودم اصلا ایجادش نکرده باشم." فرید یوسفی به همکاری با اسامی دانه‌درشت سینما و تاتر برای بیشتر دیده‌شدن علاقه‌ی چندانی ندارد؛ نکته‌ای امیدوارکننده که دوست دارم آن را منتسب به نسل جوان اواخر دهه‌ی شصت و‌ اوایل دهه‌ی هفتاد بدانم. وقتی از او می‌پرسم معیارهایش برای انتخاب بازیگران چیست می‌گوید:" من هیچوقت انتخاب نمی‌کنم. برای انتخاب‌کردن باید "منی" یکپارچه وجود داشته باشد که ندارمش. همیشه به شوخی می‌گویم: "دستم خورد" و این نمایش اجرا شد. مثل هدیه‌ای که روی زمین افتاده و کسی آن را برمی‌دارد. به همین دلیل تا مجبور نباشم در روند تولید یک اثر دخالت مستقیم نمی‌کنم چون همیشه لازم نیست من یا به طور کلی مولف برای چیزی تصمیم بگیرد یا انتخاب کند. بیشتر مواقع اتفاقات در حال افتادن هستند و ما اگر متوجه شویم تنها آنها را برمی‌داریم." سعی می‌کنم این بار سوالم را با لغت‌نامه‌ی ذهن او بپرسم: " بسیار خب، رابطه‌ی بین تو و بازیگران چطور شکل می‌گیرد؟" می‌گوید: " این رابطه باید رخ دهد و مانا باشد. مثل رقصی که بین دو نفر اتفاق می‌افتد. تمام سعی‌ام این است که ارگانیک و طبیعی پیش برود و از سمت من یا بازیگر "قالب" نداشته باشد. براساس یک تصویر یا دورنما جلو می‌روم ولی هدفی ندارم. من فقط حس‌هایی دارم و چیزهایی مبهم می‌دانم؛ مثل اینکه بازیگرم شبیه بروس‌لی است و دوست دارد مونولوگی در مورد بروسلی‌بودن در صحنه بگوید. اما برای شکل‌گیری شخصیت مدت زمانی همه‌ی فیلم‌های سینمایی را که بروس‌لی بازی کرده تماشا کردم که قسمت‌هایی از تاتر، مثل رابطه پسرعموها از آن فیلم‌ها می‌آید." فرید یوسفی آهنگساز حرفه‌ای هم هست و جایزه بهترین موسیقی جشنواره تاتر فجر در بخش بین‌الملل را در کارنامه‌اش دارد اما چندان علاقمند به ساختن ملودی جدید برای تاتر خودش نیست،؛ چنانچه این‌بار سراغ موسیقی دوره رمانتیک، نوکتورن بیست شوپن، رفته و اقتباس اولافور آرنالس از آن با نام Reminiscence. اما برداشت نهایی یوسفی از این اقتباس، یک موسیقی کاملا جدید سبک راک است با همان موتیف اصلی آرپژ نوکتورن بیست شوپن. سازهای صحنه از جمله گیتار الکتریک، درامز، گیتار باس، پیانو و ویولن جملات مختلف موسیقی زنده را می‌نوازند در حالیکه گاهی صدای تنفس بازیگران تبدیل به نت اصلی م

شورش علیه پوپولیسم در ایران، هنگ کنگ، ورشو، استانبول، لبنان، عراق، روسیه، استانبول و غیره. بنیادگرایی بازار به نابرابری های شدید اقتصادی و فرهنگی منتهی شده و این موجب شورش قربانیان علیه عوامفریبان شده است. دیوید بروکس نیویورک تایمز توده های مردم برای حفظ حقوق دموکراتیک در ایران، هنگ کنگ، ورشو، بوداپست، استانبول، مسکو، پاکستان، اندونزی، عربستان، و لبنان راهپیمایی می کنند. اینها گسترده ترین ناآرامی های جهانی بعد از سال ۱۹۸۹ هستند. بذر آن سی سال پیش با سقوط اتحاد جماهیر شوروی و گسترش جهانی سازی کاشته شد، در اوج سرمایه داری لیبرال دموکرات، بنیاد گرایی بازار آزاد، و پایان تاریخ. حاکمیت نسبی بازار آزاد به رشد شکاف های اقتصادی و فرهنگی منجر شد. یک طرف جمعیت تحصیل کرده رشد یافته و طرف دیگر توده های روستایی عقب مانده هستند. مردم احساس کردند فرهنگ های ملیشان در حال نابودی است. در نتیجه، شاهد عکس العمل های عوام فریبانه در نقاط مختلفی از جهان بودیم. در اروپای مرکزی و شرقی: ویکتور اوربان در مجارستان، ولادیمیر پوتین در روسیه و حزب عدالت و قانون در لهستان. در آمریکای لاتین: هوگو چاوز و نیکلاس مادورو در ونزوئلا. در جغرافیای آنگلوساکسون ها هم دونالد ترامپ در ایالات متحده امریکا و برگزیت در بریتانیا. بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه، اقتدارگرایی روز افزون شی جی پینگ در چین، و ملی گرایی نارندا مودی در هند. جنبش های عوام فریبانه در شیلی و فرانسه هنوز هم فعال هستند. اما روشن است که عوام فریبانه وقتی بر سر قدرت هستند، کالا تولید نمی شود. و حالا شورشی علیه شورش. خیزش طبقه متوسط شهری علیه عوام فریبانه. مسئله کلیدی اقتصاد است. عوام فریب ها نمی توانند تولید کنند. اقتصاد ونزوئلا فروپاشیده، اوبرادور در مکزیک با سیاست های عوام فریبانه اش رشد اقتصادی را به نصف رسانده، لبنان دارد تنها ۳۰۰۰ شغل در سال ایجاد می کند، جنگ تجاری ترامپ پویایی اقتصادی آمریکا را کاهش داده است، شی جی پینگ از اصلاحات بازار در چین عقب نشینی کرده، و در دولت عمران خان در پاکستان فروش خودرو در یک چهارم پایانی سال، ۳۹ درصد افت کرده است. ره آورد دیگر جریان عوام فریبانه فساد است. اوو مورالس در انتخابات بولیوی دست می برد. سعد حریری، نخست وزیر پیشین لبنان حق سکوت ۱۶ میلیون دلاری به یک مدل می دهد. در خود آمریکا هم داخلی ها علیه ناهنجاری های دونالد ترامپ به پا خواسته اند. رژیم های عوام فریب/اقتدارگرا در حال از دست دادن مشروعیت خود هستند. این روزها برای روشن کردن آتش خشم مردم تنها یک جرقه کافی است. در لبنان و عربستان سعودی افزایش مالیات، در ایران، فرانسه، زیمباوه، و اکوادور افزایش قیمت سوخت، و در شیلی افزایش قیمت کرایه مترو. جهان ناپایدار و آماده ترکیدن است. پیام کلی این است که شکست های جهانی سازی لیبرال واقعی است، اما رویکرد جایگزین آن که عوام فریبی است هم دیگر کار نمی کند. سوال بزرگ این است که گزینه بعدی چیست؟ بعد از شکست عوام فریبی چه اتفاقی می افتد؟ بزرگترین کاری که پیش روی رهبران دنیاست این است که قرارداد اجتماعی جدیدی بنویسند که هم طبقه کارگر و هم تحصیل کرده بخشی از آنچه آرزو می کنند را برآورده ببینند. هر کسی بتواند این قرارداد اجتماعی را بنویسد، برنده آینده است. @ganji_akbar https://www.nytimes.com/2019/11/21/opinion/populism-protests.html

Suhrab Muhemedî.mp311.28 MB

Audio from Mahzad

Audio from Mahzad

درک اسطوره‌ به کمک اسطوره، پی دی اف بالا رو مطالعه کنید 👆

20120426181558-5196-246.pdf

این نسخه از آهنگ "ممد نبودی ببینی"، اولین بار تو جبهه اجرا می‌شه. به خاطر همین نسخه‌ی اولش رو با تمام اشتباهاتش و صدای کویتی‌پور که می‌گه: دوبار... دوبار... اینقدر دوست دارم 👆

ممد نبودی ببینی-کویتی پور.mp316.02 MB

شاید خیلی‌ها ندونند که آهنگ "ممد نبودی ببینی" از #کویتی‌_پور در حقیقت کاوری از نوحه #بخشو مداح قدیمی بوشهری هست. نسخه اصلی این مداحی رو براتون آپلود کردم. زمانش؟ احتمالا پنجاه سال پیش! ☝️

s1xvw9wxnfq9_119172466.mp39.57 MB

03 - Dil Se Re.mp312.91 MB

Sandi-Thom-I-Wish-I-Was-A-Punk-Rocker_1723004.mp32.44 MB

58300838.mp36.85 MB

نسخهٔ PDF یادداشت‌های #حسین_فاطمی از خاطراتش در دوران زندگی مخفی پس از #کودتای_۲۸مرداد

گرفته شده است که مشخص نیست آیا تاکنون پرداخت شده است یا خیر و اگر پرداخت شده چگونه و در کجا هزینه شده که هنوز نتوانسته است چهره فقر و محرومیت مطلق را از زندگی و شرایط معیشتی ساکنان بومی کنار نهد.” این بیانیه در انتها خواستار تشکیل کارگروه‌های تخصصی و حقیقی جهت بررسی میزان آلایندگی‌ها، توقف پروژه پتروشیمی فتح کیمیا، بررسی مجدد آمایش و اثر تجمیعی منطقه، بازنگری مکان‌یابی پتروشیمی‌ها، نظارت بر دریافت عوارض آلایندگی‌ها توسط نمایندگان فعالان زیست محیطی، شفاف‌سازی و امکان بازرسی دوره‌ای مردمی از پروژه‌های پتروشیمی شده است. #مهزادالیاسی #روزنامه_شرق @mahzadelyassi     http://mahzad.me/%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%b1-%d8%af%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%86%da%af%d9%86%d8%a7/

که اصولا آنچه به شکل مجوزها و عملکرد رسمی روی کاغذ، بین سازمان‌های ذی‌ربط و کارخانه‌های پتروشیمی رد و بدل می‌شود با نتیجه‌ی عملی کاملا متفاوت است. ضمن اینکه شایعاتی نگران‌کننده مبنی بر دست دوم بودن تجهیزات پتروشیمی‌ها شنیده می‌شود که مشخص نیست تا چه اندازه مورد نظارت واقع می‌شود.در ثانی به چه دلیل مجوز حضور این پتروشیمی‌ها در حریم شهر صادر شده و مساله توسعه شهر نادیده گرفته شده است؟ وی افزود: “مردم دیر، نسبت به سازوکار صدور این مجوزها خوشبین نیستند و خواستار شفافیت کامل روند تمامی مجوزهای صادرشده برای عموم‌اند.” علاوه بر این، رشد قارچ‌گونه‌ پتروشیمی‌ها در بندر دیر، موجب تخریب آثار باستانی منطقه‌ای‌ شده‌ است که قسمت مهمی از تاریخ خلیج‌فارس را در خود پنهان دارد. دکتر حسین توفیقیان، عضو هیات علمی پژوهشکده‌ی میراث فرهنگی ایران، به ما گفت: “بندر دیر و منطقه بی‌بی‌خاتون، قسمتی از منطقه تاریخی نجیرم و سیراف است که  به خصوص در دوران ساسانیان نقش مهمی در تجارت دریایی و کشتیرانی خلیج فارس داشته است. پراکندگی آثار تاریخی از جمله گورستان‌ها، آب‌انبارها و مسیرها تامین آب در منطقه وسیعی حدود چهار پنج کیلومتر و حتی کشف سکه‌های چینی نشان می‌دهد این منطقه حداقل برای هزار و پانصد تا هفتصد سال یکی از مهمترین بنادر بازرگانی جهان بوده است که ملت‌های گوناگون برای داد و ستد از آن عبور می‌کردند. آثاری که متاسفانه در درجه اول به دلیل کاوش‌های غیرمجاز توسط افراد سودجو به کشورهای عربی فرستاده شده و در ثانی به دلیل حضور چند کیلومتری پتروشیمی‌ها در منطقه در معرض تخریب و ناپدید شدن کاملند. مشخص نیست در آینده، ایران چطور می‌تواند اسناد حقانیت نام خلیج فارس را به مراجع بین‌المللی ارائه کند.” یکی از موارد اعتراض فعالان اجتماعی، عملکرد ضعیف سازمان میراث فرهنگی در زمینه حفظ آثار باستانی منطقه امامزاده ابوالقاسم است. دکتر نصرالله ابراهیمی، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر، در این باره به ما توضیحاتی ارائه کرد:” مجوزهای صادره از سوی میراث فرهنگی طبق بررسی‌های میدانی و محدوده مورد درخواست این شرکت‌ها بوده که طبق استعلام اولیه خارج از عرضه تاریخی قرار گرفته بوده است. اما پس از صدور مجوز، اشخاص حقیقی با فنس‌کشی این اراضی، اقدام به تملک محدوده‌ای وسیع‌تر از استعلام اولیه کرده‌اند. محدوده‌ای که بخشی از محوطه تاریخی را در بر می‌گیرد.” وی در پاسخ به سوال ما درباره عدم ثبت تاریخی منطقه نجیرم اظهار کرد:” این منطقه تاریخی با آثاری از اواخر دوران ساسانی تا قرون میانه اسلامی، با توجه به مخالفت مالکین و عدم رضایت آنها نسبت به ثبت در فهرست آثار ملی، مسکوت باقی مانده است. در حال حاضر هرگونه عملیات عمرانی در منطقه امامزاده ابولقاسم و آثار سنگی بطانه ممنوع و تحت حفاظت است.” معاون میراث فرهنگی استان بوشهر اضافه کرد: “مهمترین موضوع در این خصوص، صدور سند کاربری این اراضی بدون استعلام از اداره کل میراث فرهنگی و واگذاری به اشخاص حقیقی بوده است. هر ساله اداره کل میراث فرهنگی، جهت مطالعه و تعیین حدود این محوطه تاریخی به مسئولین شهرستان و فرمانداری پیشنهاد تامین اعتبار داده که متاسفانه بی‌نتیجه بوده است.” دکتر ابراهیمی درباره حضور پتروشیمی‌ها در منطقه تاریخی نجیرم گفت: “تا به حال به خصوص با مدیران سیراف انرژی و فاتح کیمیا مذاکرات صورت گرفته و قول همکاری جهت حفظ آثار محدوده داده‌اند. طبق قانون، اشخاص حقیقی و یا نهادهای دارای سند، مالک آثار تاریخی محدوده سنددار هستند اما حق تخریب یا آسیب رساندن به آن آثار را ندارند. اگر این تخریب صورت گرفته بدون اطلاع سازمان میراث فرهنگی بوده و طبق قانون، دولت با رضایت مالک می‌تواند نسبت به تملک و آزادسازی آن اقدام کند.” این درحالی‌ست که بنابر شواهد، فعالیت‌های بولدوزرهای شرکت‌های پتروشیمی در چند قدمی “برج خاموشان”، گورستان‌های زرتشتی دوران ساسانی، باعث تخریب کامل و یا نیمه‌کامل این آثار باستانی واقع در تپه‌های بی‌بی‌خاتون شده‌اند. مشخص نیست شرکت‌های پتروشیمی ذکر شده بنابر کدام قدرت فراتر از قانون اقدام به فنس‌کشی، تملک اراضی و تخریب آثار باستانی منطقه دیر کرده‌اند اما درست به همین دلیل، نگرانی‌ها در مورد پاسخگو نبودن آنها بابت ایجاد آلایندگی‌های زیست‌محیطی رو به افزایش است؛ چنانچه تلاش‌های ما برای انجام مصاحبه با مسئولین شرکت فاتح کیمیا برای نوشتن این گزارش، با عدم پاسخگویی مواجه شده است. از طرفی ادعای توسعه اقتصادی منطقه در شرایطی عنوان می‌شود که آمار استخدامی‌ افراد بومی توسط این شرکت‌ها درصد به مراتب بسیار پایین‌تری را نشان می‌دهد. در بخشی از بیانیه‌ی اعتراضی تشکل‌های زیست‌محیطی بوشهر درباره عوارض آلایندگی پتروشیمی‌ها آمده است: “به دنبال اعتراض به تضییع حقوق زیستی و طبیعی شهروندان جنوب استان، “حق آلایندگی” در نظر

بندر دیر در تنگنا روزنامه شرق، پنج‌شنبه 30 خرداد 1398 اغراق‌آمیز نیست اگر بگوییم در حال حاضر بندر دیر به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، بین دریا و کوه و از یک سو، و کارخانه‌های پتروشیمی از سوی دیگر محاصره شده است. درست است که اکنون، این کارخانه‌های عظیم‌الجثه در دو کیلومتری بندر دیر واقع شده‌اند اما به تدریج در حال خوردن زمین‌های منطقه تاریخی نجیرم و پیشروی به سمت بندر دیر هستند و از طرفی، شهر دیر به طرف پتروشیمی‌ها در حال توسعه است و این دو، دیر یا زود با یکدیگر تلاقی خواهند کرد. پتروشیمی‌ها از اواخر دهه هشتاد یکی پس از دیگری، ناگهان در منطقه دیر ظاهر شدند: ابتدا متانول کاوه(بدون رعایت قانون حریم شصت متر دریا) با کشیدن فنس، سه کیلومتر از ساحل منطقه نجیرم را به شکل غیرقانونی اختصاصی کرد، سپس شرکت سیراف انرژی با هدف توسعه، با خرید زمین‌های ارزان‌قیمت منطقه، به صاف‌کردن تپه‌های باستانی امامزاده ابوالقاسم مشغول شد؛ به تازگی مجموعه فاتح صنعت ‌کیمیا، یکی از مهمترین تولیدکنندگان صنایع نیروگاهی و نفت با گردش سالیانه میلیون دلاری، به این جمع پیوسته است و صحبت‌هایی در مورد ورود شرکتی به نام “نیک‌آفرین” به این خوان گسترده، شنیده می‌شود. منطقه دیر حتی فاقد منابع گازی‌ست و مشخص نیست شرکتهای پتروشیمی فوق‌الذکر به چه دلیل، میلیاردها تومان هزینه بابت لوله‌کشی و انتقال گاز از عسلویه (با حدود صد کیلومتر فاصله) متحمل شده‌اند؛ در حالی‌که احداث مجموعه‌های پتروشیمی جدید، با صرف هزینه کمتر در سواحل نزدیک‌تر به منابع گازی عسلویه ممکن بوده است. این در حالی‌ست که زیستگاه منحصر به فرد مرجان‌ها، ماهی و میگوی این منطقه مورد تهدید جدی‌ست و غیرقابل جایگزین خواهد بود. ابهامات فراوانی از این دست درباره‌ی مجموعه‌های پتروشیمی تازه تاسیس در منطقه دیر وجود دارد؛ از جمله زیان‌های فاجعه‌بار زیست محیطی احداث پتروشیمی در حریم شهری، در نظر نگرفتن طرح جامع توسعه شهر دیر و تصرف ساحل و اراضی عمومی توسط کارخانه‌های پتروشیمی. دکتر فرهاد قلی‌نژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر، در این باره به ما گفت: ” در حال حاضر، هر سه مجموعه متانول کاوه، سیراف انرژی و فاتح کیمیا دارای مجوزهای زیست محیطی هستند. این مجوزها با ارائه راهکار پتروشیمی‌ها جهت کاهش آلاینده‌ها و ضایعات کارخانه‌ها، توسط کمیته ارزیابی سازمان محیط زیست، خارج از اختیارات ادارات کل استانها صادر شده است. اگر تعداد کارخانه‌های پتروشیمی مثل بندر دیر از حدی بالاتر باشد مطالعه اثر تجمیعی صورت می‎گیرد. در حقیقت اقدامات کنترلی و نظارت مهم‌تر از جواز اولیه است.”  وی در پاسخ به سوال ما درباره واقع شدن پتروشیمی‌ها در حریم شهری و در نظر نگرفتن مسئله طرح جامع توسعه شهر دیر گفت: “سازمان محیط زیست متولی توسعه شهر نیست و ما در حقیقت پیش از انجام هر نوع مطالعه، از سازمان مسکن و شهرسازی و شهرداری درباره حریم شهر استعلام می‌کنیم که در مورد این پتروشیمی‌ها، مجوز حریم شهر از ارگان‌های متولی طبق کمیسیون ماده هشت استانداری صادر شده است. در حقیقت این ارگان‌ها درباره حضورهر سه پتروشیمی‌ در حریم شهر موافقت خود را اعلام کرده‌اند. در نهایت به همین دلیل، در ارزیابی زیست محیطی نمره منفی دریافت کرده‌اند. اما چنانچه پتروشیمی‌ها استانداردهای زیست محیطی را در حین انجام فعالیت رعایت کنند ما مجوز توسعه شهر را از لحاظ زیست محیطی صادر نخواهیم کرد.” قلی‌نژاد درباره عدم رعایت حریم ساحل توسط متانول کاوه گفت: “محیط زیست تنها ارگانی‌ست که نسبت به تصرف ساحل و عدم رعایت حریم شصت متری این مجموعه شکایت کرده است و رای دادگاه به نفع محیط زیست صادر شده است. این در حالی‌ست که متولی اصلی حریم دریا و دریا منابع طبیعی و وزارت نیرو است و ما تنها مسئول جلوگیری از خسارت اکوسیستم دریا هستیم.” وی اضافه کرد:” زمین‌های گرفته شده برای مجموعه‌های پتروشیمی کاربری نداشته و اراضی ملی بوده است و پس از ورود مجموعه‌های پتروشیمی، توسط مسکن و شهرسازی برای آن کاربری صنعتی تعریف شده است.” مدیر کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر درباره اضافه‌شدن مجموعه‌های پتروشیمی جدید افزود: “محیط زیست پس از انجام مطالعات اثر تجمیعی و ظرفیت‌سنجی ممکن است مجوز تاسیس پتروشیمی جدید را صادر کند اما تنها در صورتی‌که، مسکن و شهرسازی و شهرداری نوع کاربری زمین‌هایی که در حریم شهر واقع هستند را مشخص کند. در حقیقت تنها پس از مرحله مشخص شدن حریم شهر توسط ارگانهای متولی و مطالعه اثر تجمیعی و ظرفیت سنجی، تازه مرحله بررسی راهکارهای زیست‌محیطی و صدور مجوز محیط زیست پتروشیمی‌های جدید آغاز می‌شود.” به گفته یکی از فعالان انجمن محیط زیست سوکا در دیر، تجربه عدم رعایت استانداردها و ضوابط زیست محیطی در منطقه عسلویه، ظهور بیماری‌های صعب‌العلاج و از بین رفتن گونه‌های جانوری و دریایی در منطقه گازی پارس جنوبی نشان می‌دهد