ناب ترین شعرومتن عاشقانه
Open in Telegram
869
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+730 days
Posts Archive
یہ دیالوگ قشنگ هست ڪہ میگه:
یہ دقیقہ دیگہ معلوم نیست ڪے مُردہ است ڪے زنده؟!
اگہ قرارہ یہ دقیقہ دیگہ نباشم...
دلم میخواد بهت گفتہ باشم ڪه:
چقدر قیافتو
صداتو
لحن حرف زدنتو
خندہ هاتو
خودتو
دوست دارم
صبح در كوچه ے ما ،،،
منتظر خنده ے توست...
وقت آن است ،،،
كه خورشيد مجدد باشی...
ســلام
صبح تون بخیر و نیکی
براتون
یه دنیا آرامـش
یه آسمون سلامتے
و یڪ عمـر با عـزت
از خدای مهربون خواستارم
حیف که آدمی...
تنها وقتی آن چین و چروکهای ترسناک
سرزمین نازک پوستش را تسخیر می کند
تازه می فهمد که باید ببیند ،
بایدبیشتر ببیند،
بیشتر نفس بکشد،
بیشتر راه برود،
بیشتر زندگی کند،
بیشتر عشق بورزد . . .
و شاید این تقدیر آدمی است
که دیر بفهمد . آن هم خیلی دیر .... !!
شاهرخ_مرزوقی
فرزند ایران و جان فدای میهن...
ای سرزمین اجدادی..!!!
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟؟؟
ای مادر ما، ایران جان ...!!
زخم تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟؟؟
ای سرزمین مقدس چندین هزار ساله اجدادی..
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد...
ای ما نثار عافیت تو..!!!
☘دمنوشی برای شونه هام ، برای شونه هات !
یه روزی که از قضا آسمون بازم قشنگیاشو داره، دستتو می گیرم و می برمت به یه جای خیلی دور و" ستار " میزارم برات..
دقیقا همونجایی که میگه:
«تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفرینم»
محکم ترین تکیه گاه این دنیا میشم و میگم بهت که چی شد این دِلِمون دلبر!
تا اونروز صبر کن نازنین قلبم❤️🌻
تقدیم کنیم به دلبر جانمون❤️
هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم.
- فئودور داستایفسکی
مرا به یاد خواهی آورد
روزی که چشمانت خیس و زیباییات
تنها در شعرهایم باقی مانده باشد.
«اورهان ولی»
چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند
یک سخن با تو...
#فریدون_مشیری
.
چشمهایم را میبندم و تو را میبینم، من به جای تو بیدار میمانم، من به جای تو نمیخوابم، به جای تو درد میکشم، به جای تو تمام شب گریه میکنم.
از نامهی دریابند به برادرش
شده باران بزند،
خاطره ای درد شود؟
بی تو هر شب
منم و صد شب بارانی و درد...
#پروانه_حسینی
چرا......شب_ها
آزرده، #غمگین، تنها و ترسیده از دنیاایم
نرگس/صرافیان/طوفان
.
گاهی تنها چیزی که مرا به زندگی پیوند می دهد
فراموشی دنیاست.
یک فنجان چای
نسیمی آفتاب زده
و یک موسیقی آرام
چیزی شبیه صدای تو...
#معصومه صابر
شب که آرام تر از "پلک" تو را میبندم
در دلم طاقت "دیدارِ تو" تا فردا نیست ...
#محمدعلی_بهمنی
