حقیقت
Open in Telegram
🔴 قدمی در راه رسیدن به: 🌱 گزاردن تکلیف 🌱 آگاهیدن خلایق 🌱 عذر تقصیر به پیشگاه خالق 🌱 جنباندن وجدان مخاطب 🌱 گشودن راه آزادگی 🌱 شکستن قفل غمناکی 🌱 افسانهی نیک شدن در تاریخ Instagram.com/Haghighatznu
Show more3 733
Subscribers
-124 hours
-147 days
-5830 days
Posts Archive
3 733
ارسطو؛ زمانه و آثارش
سخنران: هومن قاسمی
نحوهٔ تدریس، بر اساس شیوهٔ معهود مُحقق، تمرکز بر روی متن اصلی و ترجمه و شرح توأمان است.
جلسات هم به صورت حضوری و هم به صورت مجازی در هر هفته برگزار خواهد شد.
راه ارتباطی برای شرکت در جلسات:
شماره تماس : ۰۹۱۲۷۴۲۹۲۷۷
آیدی تلگرام: @Amirreza_sobani
امیررضا ثعبانی
3 733
مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ. فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَر.
مردم ايمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ايشان ناتمام. نشانه ناتمامى ايمان، معذور بودنشان از نماز و روزه است -به هنگام عادتشان-، و نقصان بهره ايشان، نصف بودن سهم آنان از ميراث است نسبت به سهم مردان، و نشانه ناتمامى خرد آنان اين بود كه گواهى دو زن چون گواهى يك مرد به حساب رود. پس از زنان بد بپرهيزيد و خود را از نياكانشان واپاييد، و تا در زشت طمع نكنند، در كار نيك از آنان اطاعت ننماييد.
@Haghighatznu
نهج البلاغه خطبهٔ۸۰- ترجمهٔ مرحوم شهیدی
3 733
Repost from N/a
اندر غارتگری های نظام دانشگاهی
طباطبایی در نقد یکی از آثار تقی آزاد ارمکی که در این نشست یکی از سخنرانان است، آورده بود:
«توضیح اینکه سطح دانش استادی در زبان رسمی دانشگاهی که ریاست دانشکدهای از آن را برعهده دارد، از سطح نازل دانشآموز دورهی راهنمایی فراتر نمیرود و در فارسیدانی او در فاصلهی یک دهه میان ویراست کتاب هیچ پیشرفتی صورت نگرفته، خود نیازمند «نظریهای اجتماعی» است که مرا نمیرسد در آن وادی خطر کنم. با این همه، در فرصت دیگری باید دانش او از «اندیشهی اجتماعی» را مورد بررسی قرار دهم. من به عمد این دو بحث را از هم جدا کردم؛ زیرا بدفهمیهای نویسنده از آن متنها و خطاهای نویسنده امری وجودی، درحالیکه دانش او در نظریههای جامعهشناسی امری عدمی است. توضیح این دانش معدوم و نشان دادن علل و اسباب آن به مقدماتی نیاز دارد که در این مختصر نمیگنجد.»
حال چه شده است که این چنین افرادی، با چنین دانشی، صلاحیّت اظهار نظر درباره آرای آن مرحوم یافته، خدای برگزار کنندگان داند!
نقل قول آمده از متنی با عنوان "او از اندیشه سیاسی چی میداند؟" منتشر شده در سایت فرهنگ امروز بود.
3 733
«مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ.»
كه به خدا سوگند، پس از رحلت رسول (ص) تا امروز پيوسته حقّ مرا از من باز داشته اند!
@Haghighatznu
خطبهٔ ۶ نهج البلاغه
3 733
"همکاسه شدن روایی گری اخباری با پست مدرنیسم در فروکوفتن عقل"
✍امیررضا ثعبانی
هم اشعری گری سُنی و هم روایی گری اخباری مسلک شیعی در تخطئه و فروکوفتن عقل و نگاه مشکوک به عقل و نیز تردید در کشف واقع توسط عقل با مباحث پست مدرنیسم که آنها هم عقل رو مشکوک میدونند و حقیقت رو ساخته دست ساختار(آلتوسر) عقده ها(روانشناسی لکان) قدرت و گفتمان (فوکو و دریدا) هم مسیر هستند.
هر دو به جان عقل می افتند. روایی گری در تاریخ ما از یک جهت، پست مدرنیسم هم از جهت دیگه به دستاوردهای عقل که یکی محصول عقل اعتزال در سنّت ما بود و دیگری دستاورد انسان خودآیین مدرن هم رأی هستند، و به سان یه شمشیر آبداده، کمر به قتلِ عقل یعنی تنها جایی که انسان ایرانی میتواند بیاستید و در آن سنگر موضوعات خود را مورد مداقه قرار دهد، یکی می شوند.
کانت:«دوران ما دوران واقعی نقّادی است؛ همه چیز باید خودش را تابع آن کند. دیانت از طریق قداست اش و قانونگذاری از طریق جلالت اش می خواهند خود را معمولا" از نقّادی کنار بکشند. امّا از پس این استنکاف، ظنّی مشروع علیه آن ها ایجاد می شود و نمی توانند احترام بی شائبه ای را طلب کنند که عقل فقط به چیزی می گذارد که آزمون آزاد و علنی آن را تاب آورده باشد.»[۱]
@Haghighatznu
[۱]کانت، نقّادی عقل محض، پیشگفتار بر ویراست نخست، چاپ فِلیکس ماینِر به تصحیح رایمُند شمیت، صفحۀ هفتم، به ترجمه #هومن_قاسمی
3 733
Repost from N/a
همزاد ترِس هابز کسی نبود جز یک متالّه یهودی که در هر زمان که مناسب میدید نقاب حقوقدان، الهیٰ دان، مفسر بر چهره میزد و از همهٔ امکانات فکری خود استفاده کرد تا نشان دهد تاریخ را خدا به انتها می رساند و عقل بوالفضولِ لیبرال در قتلگاههایی چون "شرارت انسان"، "وضع استثنایی" و "کاتخون"، توان ایستادگی ندارد. با این همه او «چو بید بر سر ایمان خویش میلرزید» و مدرنیته را پروژه ای ناتمام می دانست و پشت سپر سکولاریزاسیون مخفی ماند تا از هرمنوتیک سوءظن استفاده کند و شرور قرن بیستم را به پای دوران جدید بنویسد. در همین بزنگاه است که هانس بلومنبرگ درمیرسد و دست اشمیت را رو میکند.
3 733
Repost from N/a
هنوز میراث خواران او در رأس قدرت اند.
«نوری، چون مُخلِّ آسایش و مُفسِد است، تصرّفش در امور حرام است.» امضاء محمد حسین، نَجلِ میرزا خلیل، محمد کاظم خراسانی، عبدﷲ مازندرانی.
تلگرام آیات سهگانۀ نجف، مورَّخِ بیست و نهم ذیقعدۀ ۱۳۲۵، که در روزنامۀ انجمن تبریز منتشر شده و کسروی نیز در تاریخ مشروطیت نقل کرده است.
3 733
Repost from (ولایت قریب)
🚫اندیشه سیاسی آخوند خراسانی
💠آخوند ملا محمدکاظم خراسانی یکی از بزرگترین علمای جهان اسلام در سدههای اخیر است.
مرحوم آخوندخراسانی از دو حیث دارای اهمیت ویژهای است، اول اینکه ایشان از مهمترین اساتید اصولفقه در حوزههای شیعی محسوب میشود و کتاب «کفایةالاصول» ایشان شاهدی بر این مدعاست.
دوم ایشان مهمترین و عالیمقامترین حامی مشروطه در میان علما و مراجعتقلید در هر دو بعد نظری و عملی بود.
از همینرو اندیشه سیاسی آخوند و دیدگاههای ایشان درباره مباحث سیاسی و مسائل مربوط به حکمرانی و ولایت فقها، آنهم در جایگاه یک فقیه عالیقدر و مجتهد فحل بسیار مهم است.
نویسنده در اینجا تلاش کرده تا با توجه به اسناد و مدارک موجود، به بخش عمدهای از اندیشه سیاسی آخوند دست یافته و به تشریح دیدگاه آخوند خراسانی در باب ولایت سیاسی فقها بپردازد.
امید که این نوشتار سودمند و ثمربخش افتد.
🌹با ما همراه باشید
@velayategharib
3 733
Repost from N/a
Dominating the Critique is the sense that, from now on, “we” moderns had to depend on ourselves and our own critical powers to figure things out.
آنچه به تمامی سطور نقد مسلط است، این معناست که زین پس "ما" انسان های مدرن، می بایست برای درک چیزها به خود و قوای انتقادی مان اتکاء کنیم.
Terry Pinkard - German Philosophy 1760-1860_ The Legacy of Idealism-Cambridge University Press (2002)
3 733
Repost from N/a
همهٔ دولتها دستخوش انحطاط هستند. دوعامل وجود دارد که موجب این انحطاط میشوند: یکی بیرونی و دیگر به سرشت خود دولت مربوط می شود. ما نمیتوانیم قاعدهٔ منظمی برای عامل نخست لحاظ کنیم، امّا عامل درونی روندی قانونمند دارد.
Polybius, The histories, Harvard University Press 1979, vol III, VI, 5
3 733
Repost from سیمافکر | Simafekr
پیمانهای سیاسی چگونه استوار میمانند؟
سیدجواد طباطبایی - درسگفتار ماکیاوللی - مؤسسه پرسش
توجه به واقعیتها در عرصهی سیاست، توصیهای است که مکرر به گوش میرسد و گاه، تا جایی پیش میرود که هرگونه خواست تغییر، نحوی محالاندیشی را تداعی میکند. گویی سیاست، موجودیتی پیشساخته دارد و همانگونه که هست، باید به آن تن داد.
سیدجواد طباطبایی در این صوت که بخشی از درسگفتارهایش دربارهی ماکیاولی است، تصویر دیگری از مناسبات نیروها در واقعیت سیاسی ارائه میدهد که مستلزم قوی شدن یک واحد سیاسی است و در غیر آن صورت، هدف تهاجم خواهد بود. هر نیرویی که سیاسی باشد، خواستی دارد و ناچار، با بیرون از خودش مرزگذاری میکند و قوی بودن، لازمهی پاسداری از این مرزهاست.
💡هر فیلم آغاز یک گفتگوست...
@simafekr_com
