en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

Book_tips

Book_tips

Open in Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Book_tips

Channel Book_tips (@book_tips) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 21 958 subscribers, ranking 1 547 in the Books category and 15 524 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 21 958 subscribers.

According to the latest data from 08 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 64 over the last 30 days and by -1 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 4.18%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.11% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 917 views. Within the first day, a publication typically gains 462 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 15.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016”

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

21 958
Subscribers
-124 hours
+1657 days
+6430 days
Posts Archive
Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #فلک قسمت چهارم چی داشت می‌گفت؟ داستان جن و پری بود یا واقعیت؟ حال خودم را نمی‌فهمیدم. با صدای بلند گفتم: "بالاخره این بابا می‌تونه ادعاش را ثابت کنه یا نه؟" خانوم وکیل به جای نگاه کردن به من کاغذهای روی میزش را مرتب می‌کرد. صدای بلند من او را به خود آورد و گفت: "ببین بابا! راحتت کنم، اون طرف تونسته ثابت کنه که خواهرش نازا بوده و مدرکی از بیمارستان نمازی شیراز آورده که این موضوع را اثبات کرده. آمدن خانم اعتباری به عنوان فرزندخوانده به خانه آن زن با شهادت‌ افراد سالخورده فامیل اثبات شده...". من سرم را در دست گرفته بودم و به او نگاه نمی‌کردم. خانوم وکیل تیر خلاص را به من زد: "حکم دادگاه بدوی صادر شده و پرونده رفته تجدیدنظر. من امیدی ندارم و نتیجه معلوم است ولی خانم اعتباری تقصیری ندارد...". برافروخته مثل یک بمب منفجر شدم: "این چه حرفی است که می‌زنید؟ اون تقصیری نداره... اون یارو که معلوم نیست از کدوم قبرستون پیداش شده چه حقی داره؟... پس اینجا فقط منم که سر کچلم بی‌کلاه می‌مونه...". خانوم وکیل از پشت میزش بلند شد، مثل اینکه دلش برای من سوخت. با لحن ملایمی گفت: "من حال شما را درک می‌کنم. وظیفه منم نیست که این رو به شما بگم ولی شما در این آتشی که روشن شده تنها کسی هستید که دار و ندارش می‌سوزه و از بین میره. به فکر گرفتن وکیل باشيد. رفتن به جنگ اون بابا و خانم اعتباری کار شما نیست. تلفنتون را بدید تا اگر نتیجه قطعی دعوی معلوم شد به شما خبر بدم". از دفتر وکیل بیرون آمدم؛ گیج و سر درگم و نابود شده. چکار باید می‌کردم؟ هیچ راهی به ذهنم نمی‌رسید، مغزم قفل شده بود. یاد حرف مادر خدا بیامرزم افتادم که می‌گفت: "ننه ایشالا که به درد چه کنم چه کنم گرفتار نشی، همه دردا دوا داره حتی سلاطون، جز این یکی" حالا من به همون درد لاعلاج گرفتار شده بودم... کمتر از یک ماه بعد خانوم وکیل زنگ زد، با صدایی گرفته؛ شمرده شمرده حرف می‌زد: "همان‌طور که حدس می‌زدم رأی تایید شد. پس خانم اعتباری مالک مال فروخته شده نبوده و از این به بعد اون مدعی می‌آید سر وقت شما و داستان شما از اینجا شروع می‌شود..." من فروریختم و چشمانم خیره به سقف اتاق ماند... ادامه دارد... #دکتر_علی_رادان #حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
#نغمه_های_سعدی @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) 🍃آداب ۴۷ ✨ بی‌هنران هنرمند را نتوانند که بینند، همچنان‌که سگانِ بازاری سگِ صید را مشغله برآرند و پیش‌آمدن نیارند. یعنی سِفله چون به‌ هنر با کسی برنیاید به‌ خُبثش در پوستین افتد. 🔸کند هر آینه غیبت حسودِ کوته‌ دست 🔹که در مقابله گُنگش بوَد زبانِ مَقال @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 سوره التوبة آیه 15 : وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ ۗ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ترجمه : و خشم دلهای آنان را از میان می‌برد! و خدا توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‌پذیرد؛ و خداوند دانا و حکیم است. #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
sticker.webp0.47 KB

Book_tips
21 958
برترین کانالهای آموزشی vip را رایگان امشب تقدیم شما عزیزان می‌کنم #پربازدیدترین_کانالها و #پرطرفدارترین_ها رو پست کنم 😍 پس اگر خاص پسند هستید لیست امشب از دست نده 🔥 👉https://t.me/addlist/dMAqie8-1dk0YTVk 👉https://t.me/addlist/dMAqie8-1dk0YTVk

Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #فلک قسمت سوم گفتم که من سند دارم و سند را دادم دست بازپرس. نگاهی کرد و سری تکان داد و گفت: "شاکی دلایلی ارائه داده که ظن وقوع بزه را ایجاد می‌کند ولی شما هم سند دارید و..." قدری تأمل کرد و بعد گفت: "فعلا می‌توانید بروید ولی هر وقت احضار شدید، بلافاصله مراجعه کنید". گیج شده بودم. از دادسرا که بیرون آمدم بلافاصله به خانم اعتباری زنگ زدم. تلفن را جواب نداد. چند بار دیگر هم زنگ زدم که بی‌فایده بود. شوهرش یک مغازه تعمیر ساعت داشت. آدرسش را داشتم. بلافاصله به آنجا مراجعه کردم. یک سلام و علیک مختصری کرد ولی از دیدن من تعجب نکرد، فقط تا مرا دید ابروهاش تو هم رفت. خودش را مشغول تعمیر ساعت نشون می‌داد یا به اون‌ها ور می‌رفت. گفتم: "اون ساعت لاکردار را بگذار کنار و به حرف من گوش کن. دادسرا من رو خواسته قضيه چیه؟" سرش را بالا آورد و ذره‌بین چشمی ساعت‌سازها را از روی چشمش ورداشت و گفت: "والله منم مثل تو، چی بگم؟" عصبانی شدم: "این شد جواب من مرد حسابی؟ این یارو کیه که شکایت کرده، زنت چرا جواب تلفن رو نمیده؟" به من نگاه نمی‌کرد. باز ذره‌بین رو به چشمش زد و گفت: "دایی عیال ادعا می‌کنه که خونه مال اون بوده و به زنم هیچ ارثی نمی‌رسه". بیشتر عصبانی شدم و دیگه تقریبا داد می‌زدم: "این داستانا چیه؟ اگه مالک ساختمون نبوده چطور سند زده؟" با تندی گفت: "اینجا داد و بیداد راه نینداز، من کاسب قدیمی این خیابون هستم". یک کارتی از جیبش در آورد و گفت: "این نشونی وکیل عیاله اون الان بیشتر از یک ساله که با داییش در جنگ و جداله. برو پیش این خانوم وکیل همه چی رو برات میگه و بهتر  ملتفت میشی". می‌خواستم داد و هوار راه بیاندازم، دیدم فایده نداره و آخرش به یقه‌گیری ختم میشه. اومدم بیرون. حال خودم رو نمی‌فهمیدم. عصر رفتم دفتر وکیل. یک ساعت صبر کردم تا نوبتم شد. خانم وکیل میانسال و سرد و گرم چشیده بود. تا گفتم که خریدار خانه کذایی هستم، پرونده‌ای را از قفسه پشت سرش در آورد و شروع به ورق زدن کرد. بعد از چند دقیقه سرش را بالا آورد و گفت: "آقای ناصریان دایی خانم اعتباری دادخواستی داده برای نفی نسب. ادعاش اینه که خواهرش هيچ‌وقت بچه‌ای به دنیا نیاورده، یعنی عقیم بوده و توانایی این کار را نداشته. شهادت اهل فاميل را ضمیمه کرده که خواهرش دختر بچه‌ای رو از شیرخوارگاه به فرزندی قبول و بزرگ کرده که اون بچه همون خانم اعتباری موکل من و فروشنده خانه شماست... ادامه دارد... #دکتر_علی_رادان #حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد، و زندگی این شمع کوتاه‌تر نمی‌شود. سهیم کردن شادی هرگز از آن نمی‌کاهد. #فرانسیس_میرا
هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد، و زندگی این شمع کوتاه‌تر نمی‌شود. سهیم کردن شادی هرگز از آن نمی‌کاهد. #فرانسیس_میرالس @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
#نغمه_های_سعدی @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) 🍃آداب ۴۶ ✨ ضعيفی که با قوی دلاوری کند، يارِ دشمن است در هلاکِ خويش. 🔸سايه پرورده را چه طاقتِ آن 🔹که رود با مبارزان به قِتال 🔸سست بازو به‌ جهل می‌فکند 🔹پنجه با مردِ آهنين ‌چنگال @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 سوره الروم آیه 7 : يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ ترجمه : آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند! #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
sticker.webp0.47 KB

Book_tips
21 958
Repost from N/a
💢💢 لیست برترین کانال های تلگرام 🔺 آیا از اجرا نشدن قانون حجاب حمایت می‌کنید؟ ۱- بلی  ........ ۲- خیر ......... 🔺 لطفا همه شرکت کنید 🔺 ⭐️⭐️

Book_tips
21 958
فیلم تڪان دهنده از قتل عام مردم ایران توسط انگلیس در قحطے بزرگ ڪه در دهه 1290 انگليس مسبب آن بود نزديك به 40٪ جمعیت ایران به سبب گرسنه بودن و سوء تغذیه و بیمار بودن از بین رفتند 📚@Top_books7

Book_tips
21 958
رمان "مسخ" اثر کافکا چه مفهومی را بررسی می‌کند؟
Anonymous voting

Book_tips
21 958
💫💥به بهترین‌های تلگرامی بپیوندید  🚀 تعالی ؛ لذت ؛ آگاهی و رشد 🎁بهترین هدیه شخص خاص زندگیت @GoldGallery_Gohari 🍎مرجع محتوای آموزشی تناسب اندام | آمادگی جسمانی | سلامت @DanialBagha 🎄یک میلیـون کـتاب "PDF و صـوتی" @PDF_and_audio_library 🎄دانلود و سریال روانشناسی @FILMRAVANKAVI 🎄کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک @Top_books7 🎄نگاهی " سبز " به  زندگی            @majallezendegii 🎄زندگی همسرانه و زناشویی من @harimezendgi 🎄اشعار کوتاه @ashaar_nabb 🎄بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم @matlabravanshenasi 🎄وکیل پایه یک دادگستری @ADLIEH_TEAM 🎄معرفت در زندگی @lifepoodcast 🎄انگیزه رشد و موفقیت @angizeyeroushd 🎄حکایت‌های خواندنی و متن‌های آرام‌بخش @Kafeh_sher 🎄منبع بیو انگلیسی تلگرام + معنی فارسی @VR_ENGLISH_TEXT 🎄واج های عشق @vaj_hay_eshgh 🎄عربی برای همه سنین @atranslation90 🎄ویدئو و سخنان دانشمندان فیزیک @endishea 🎄یادگیری لغات با اخبار انگلیسی @english_ielts_garden 🎄حکومت های اساطیری ایران @iran_sarzamin_tamadon 🎄انگلیسی بیاموزیم @Learn_4_english 🎄خسروی آواز استاد شجریان @stad_shajariyan 🎄پند های ناب قرآنی @ISLAMICINFO_2023 🎄کتاب خوان @welll_read 🎄خیاطی بدون الگو @khayatiasan_20 🎄برای سال جدید با ذهن مثبت آماده شو @Mind_plussss 🎄﮼شب ده دقیقه مطالعه﮼ @uwith_Allah 🎄انگلیسی کاربردی و موقعیتی @zabanschool101 🎄بوی باران @bouyebaran 🎄تیکه های ناب کتاب ( ذهن زیبا ) @beautifulminds4 🎄عربی به زبان ساده @Arabicconversation20 🎄جملاتی که دل کوه را میلرزاند @BIG_THINKr 🎄لذت بخش ترین شعر و متن‌های کوتاه @Poem_club0 🎄جملات نااااب انگیزشی @jomalatnab_angizeshi 🎄انگلیسی مثل آب خوردن @rahimi_quiz 🎄کتاب‌ها و ویدئوهای زبان و زبانشناسی @LinguisticsBookshelf 🎄آموزش NLP @behtarinammann 🎄حال دلت را خوب کن"فکـر زیبـا"   @delnaweshtaha_11 🎄دنیای آموزش‌های موبایل و کامپیوتر @tech4L 🎄کافه شعر @cafe3Sher 🎄قشنگ‌ترین عکس نـوشته های"سال" @AKSnaweshtae_NAB 🎄شهر کتاب BOOK @Iftlis_library 🎄پند های ناب بزرگان @sokhanan_bzrgan 🎄« انگیزشی »مثبت اندیشی.!! @musbat_andeshi 🎄غزل های نااااب @Ghazal_nabb 🎄مشاور بچه های کنکوری @mrkhodadoust_official 🎄پرسش و پاسخ انگلیسی(Quizzes) @English_quizEss 🎄رازهای درون @razhaye_darun 🎄زیباترین و دلنشین‌ترین‌های سال "2024 @Pisht_AZ_an 🎄زبان انگلـیسی از صفرِ  تا صد @english_w_rahimi 🎄زبان و فرهنگ @Langture 🎄بیو "انگلیسی"●[Bio]● @biow_english 🎄انگلیسی کودکان و نوجوانان ؛ Kids & Teens  @EN_4_KIDS 🎄زیباترین ودلنشین ترین «اشعار مولانا» @Ashaarmolana 🎄دانلود 50000 کتاب ورمان برتر (BOOK) @book_and_roman_library 🎄ورزش در خانه برای همگان @gymmhomee 🎄دانستنیهای جالب و ناگفته های عجیب @shogo_jaleb 🎄کتابخانه انجمن نویسندگان ایران @anjomanenevisandegan_ir 🎄اطلاعات حقوقی مهم برای همه @LAW_SEVDA 🎄فقط *کتاب‌خواااان‌ها* عـضو شوند؛ @mutaliagaran 🎄دوره‌ های آموزشی رایگان @Fileineh 🎄روانشناسی با طعم هیجان @ravantahlilgar 🎄مشاوره رایگان روانشناسی @NEORAVANKAVI 🎄شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!! @book_tips 🎄آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده @ECONVIEWS 🎄خانه ای لبریز از عشق و هنر، نقاشی و موسیقی @Entezararthouse 🍭خوراکی های سالم و خوشمزه @organicketo 📕کتابهای خواندنی @Ketabzharf --------- ✍هماهنگی تبادل: @rti_ebi

Book_tips
21 958
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #فلک قسمت دوم مرد آهی کشید و ادامه داد: "من زندگی خوبی کردم. یک مغازه بزازی کوچک را که از پدرم به ارث رسیده بود، توسعه دادم و به برکت کار و زحمت، همیشه نون کافی بر سر سفره داشتم. سرم به کار خودم بود. به قاعده زندگی کردم. آسته رفتم و یواش برگشتم و هیچ گربه‌ای هم شاخم نزد. چرخ روزگار خوب برام چرخید، بچه‌ها را سر و سامان دادم و پسر بزرگم جای من وایستاد تو مغازه‌ای که حالا دیگه دو نبش بود و من به حساب بازنشسته شدم. مقداری پس‌انداز داشتم. تازه جنگ تموم شده بود و قیمت ملک و ساختمون مرتب بالا می‌رفت. زنم گفت که بیا آپارتمان را بفروشیم و یک جای بزرگتری بخریم. همیشه دوست داشت که یک خونه حیاط‌دار داشته باشیم، با باغچه و یک درخت بزرگ سایه‌دار. پیش خودم گفتم که ما داریم پیر میشیم و من هنوز نتونستم آرزوی این زن بیچاره را که پا به پای من در این زندگی دویده برآورده کنم. حساب کردم دیدم می‌تونم با پول آپارتمان و پس‌اندازی که دارم یک خونه متوسط بگیرم. افتادم برای فروش آپارتمان. پیش خودم گفتم که اول چاه رو بکنم و بعد مناره را بدزدم. چند جایی را دیدیم و آخرش یک خونه نسبتا قدیمی با حیاط بزرگ و باغچه‌دار را پسند کردیم. مالک اون خونه یک خانوم میانسال بود که چند ماهی بود مادرش مرده بود و خونه از اون بهش ارث رسیده بود. می‌گفت که نمی‌تونه تو خونه‌ای که خاطره‌ها از مادرش داره زندگی کنه و جای خالی مادرش را ببینه و از این حرفا. دیدیم که قیمت هم مناسبه و ما از عهده بر می‌آییم. رفتیم پای معامله. زنم خیلی خوشحال بود. به آرزوش رسیده بود و من هم راضی بودم که تونستم مزد زحماتی را که  تو خونه من کشیده، بدم. آپارتمان زود فروش رفت. سال ۷۰ بود که ما اسباب کشیدیم به خونه جدید؛ خیابان جمال‌زاده؛ بلدید که؟ سند رو هم سه دانگ به نام خانوم زدم. گفتم آدمیزاده دیگه. ناغافل افتادم و مُردم. چشم بچه سفیده؛ دنبال مرده ریگ باباس. زبونش یک چیزی میگه، دلش یک چیز دیگه. اون وقت این مادر بیچاره الاخون والاخون میشه. خونه خوبی بود. عصرا زنم حیاط رو آب و جارو می‌زد و یک زیراندازی می‌انداخت زیر درخت انجیر بزرگی که برگ‌های پهنش سایه‌بون خوبی می‌شد. خلاصه که روزگار به کام بود من سر زنده بودم و با نشاط. اما عاقبت چرخ فلک روی زشتش رو به ما نشان داد. دو سالی گذشت تا این که یک روز از دادگاه اخطاریه‌ای برا من اومد که بیایید دادسرا. من هاج و واج بودم که چی شده؟من چی کار کردم؟ کی از من شکایت کرده؟ تو اخطاریه نوشته بود که شکایت راجع به خونه‌ای است که خریدم. هزار فکر و خیال زد به سرم و جون به لب شدم تا رفتم دادسرا. برای احتیاط سند خونه را هم با خودم بردم. تا حالا پام به این جور جاها کشیده نشده بود. شلوغ بود. یکی دو ساعتی منتظر شدم تا نوبتم شد و رفتم تو یکی از این اتاقا خدمت آقای بازپرس. آدم پخته‌ای بود. چند دقیقه‌ای پرونده را بالا و پایین کرد و آخر سر نگاه عمیقی تو صورت من کرد و گفت: "پدرجان! برای خانه‌ای که خریده‌ای مدعی پیدا شده. ادعا می‌کند که مالک اونه و نه شما. شکایت کرده که شما با همدستی خانم اعتباری ازش کلاهبرداری کردید". بازپرس که دید من گیج و منگم و از حرفایی که می‌زنه سر در نمیارم با لحنی که انگار می‌خواد موضوع را حالیم کنه گفت: "مگر شما منزلی را که الان در آن سکونت دارید از خانم مژده اعتباری نخریدید؟" با سر پاسخ مثبت دادم. ادامه داد: "ادعا کرده که مالک اون خانم و شما نیستید و شماها با علم و آگاهی ملک اون را میان خودتان معامله کرده‌اید"... ادامه دارد... #دکتر_علی_رادان #حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان #نشر_سایه_سخن @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
AnimatedSticker.tgs0.21 KB

Book_tips
21 958
🎄🎊 آغاز سال نو میلادی مبارک 🎊 🎄 @book_tips 🐞

Book_tips
21 958
امروز برایت می خواهم ... @book_tips 🐞