en
Feedback
Book_tips

Book_tips

Open in Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Book_tips

Channel Book_tips (@book_tips) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 21 390 subscribers, ranking 1 585 in the Books category and 15 704 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 21 390 subscribers.

According to the latest data from 23 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -34 over the last 30 days and by 3 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 4.53%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.17% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 969 views. Within the first day, a publication typically gains 465 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 13.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 24 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

21 390
Subscribers
+324 hours
+647 days
-3430 days
Posts Archive
Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 هر کهنه نو می‌شود، هر زردی سبز می‌شود و هر سردی به گرمی می‌گراید، دیالکتیک طبیعت درس‌آموز است تا افکار و اندیشه‌های کهنه را دور ریخته و نویدبخش "تغییر" شویم. مقاومت و عزم تغییر در روزگاری که ما را به تسلیم و تن دادن فرا می‌خواند پیام بهار طبیعت است. انقلابیِ واقعی کسی است که علیه خودش انقلاب کند. #لودویگ_ویتگنشتاین @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ هر آن سری كه داری با دوست در ميان منه چه دانی كه وقتی دشمن گردد و هر گزندی كه توانی به دشمن مرسان كه باشد كه وقتی دوست شود. به دوست گر چه عزیز است راز دل مگشا که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 سوره الانفال آیه 9 : إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ ترجمه : (به خاطر بیاورید) زمانیکه از پروردگارتان کمک می‌خواستید؛ و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یکهزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود می‌آیند، یاری می‌کنم. #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
sticker.webp0.29 KB

Book_tips
21 390
Repost from N/a
💎💎 لیست برترین کانال های تلگرام 🔺 آیا با خروج اتباع خارجی غیر مجاز موافق هستید؟ ۱- بلی  ........ ۲- خیر ......... 🔺 لطفا همه شرکت کنید 🔺 ⭐️⭐️

Book_tips
21 390
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  ششمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز هشتم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۶۴ تا ۷۵ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
21 390
"One crazy loyal friend is better than a thousand fake friends." یک دوست وفادار دیوانه، از هزار دوست فیک بهتره. @dailyenglish
"One crazy loyal friend is better than a thousand fake friends." یک دوست وفادار دیوانه، از هزار دوست فیک بهتره. @dailyenglish2024

Book_tips
21 390
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 حکایت به قلم "سعــــدی" 🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان كرد و بر آواز خوش كودكان كه آن به خيالی مبدل شود و اين به خوابی متغير گردد.  معشوق هزار دوست را دل ندهی ور می دهی آن دل به جدایی بنهی @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 سوره النساء آیه 58 : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ترجمه : خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست. #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
sticker.webp0.29 KB

Book_tips
21 390
📂یک فولدر تخصصی  و گلچین از کانالهای #علوم انسانی زبان و... 🌟فقط کافیه دکمه ADD را بزنید و این فولدر تخصصی را در تلگرام خود ذخیره کنید 👇👇https://t.me/addlist/XipyiYKDZiYwZjE0 https://t.me/addlist/XipyiYKDZiYwZjE0 کانال #ویژه امشب 👇 اگه میخوای 0 تا 100 انگلیسی رو اصولی و از پایه در کمترین زمان تضمینی با روش ما یاد بگیری.. عدد 7️⃣ رو به آیدی زیر بفرست👇👇 🌐 http://T.me/Reza_Arashnia_admin

Book_tips
21 390
نظر انیشتین راجع به سیستم آموزشی @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  پنجمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز هفتم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۵۲ تا ۶۳ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۳۳ هیجدهم مرداد1351، عقدِ و عروسیِ خواهرم خدیجه بود که در چهارده‌سالگی به خانه‌ی بخت رفت. خانه‌ی بختش، اتاقی نُه‌متری در کوچه‌ی خودمان بود با حداقل وسایل برای زندگی.  فرششان، قالیِ خِرسک و گلیمی بود که مادرم خودش بافته بود. دامادمان بهرام سهرابی، با یک هندوانه به خواستگاری آمد. پدرم بر این اعتقاد بود که دختر باید هرچه زودتر به خانه‌ی شوهر برود. چند حدیث هم می‌آورد که از خوشبختی مرد است که دخترش در خانه‌ی او«حیض» نشود. عروسی ساده بود: لباسِ عروس کرایه کردیم و کمی آرایش و حضور چند دوست خدیجه و چندفامیل و کمی بزن و برقص و سپس بدرقه تا اتاقِ کوچکِ اجاره‌ای بختش. همین و تمام. پدرم خوش‌بخت شد. گرچه خدیجه تا وقتی هم با ما بود، قالی می‌بافت و بخشی از هزینه و خرجِ زندگی را فراهم می‌کرد. بساطِ قالی‌بافی به خانه‌ی شوهر منتقل شد. خوب یادم هست غروب بود که او را از خانه‌ی ما بُردند. من هم همراهش رفتم. تا مهمان‌ها برگشتند، گفت: ـ خوابم میاد. بذار ببینم خواب در خانه‌ی شوهر چه آرامشی دارد. خوابید. من چندان بیدار ماندم تا او از خواب برخاست. شوهرش کباب خریده بود. با هم خوردیم. شام که تمام شد، دامادمان مرا به خانه روانه کرد. روز بعد به دیدنِ خواهرم رفتم. زنِ صاحب‌خانه در اتاق خواهرم گرامافون روشن کرده بود و داشت می‌رقصید. نیمه‌برهنه بود. از حضورِ من خبر نداشتند. من ایستادم و از پشت شیشه به رقص نگاه کردم. زن، دلبرانه پیچ و تاب می‌خورد. آزاد و رها بود. برای این که بزمِ کوچکشان را به هم نزنم، آهسته بیرون رفتم. از جشن، همین مرا بس بود. یک روز مدیر(آقای فاطمی) به کلاس آمد و گفت: ـ بزودی دوره‌ی دبستانِ شما به پایان می‌رسد. امیدوارم توانسته باشیم شما را برای ورود به مرحله‌ای دیگر از کسبِ کمال و دانش، آماده نموده باشیم. برای صدورِ کارتِ ورودی به امتحان نهایی کلاسِ پنجمِ دبستان، سه قطعه عکس بیاورید. یکی از دانش آموزان به نامِ حبیب اجازه گرفت و گفت: ـ آقا عکس سه در چهار خوبه؟ مدیر گفت: ـ نه جانم! سوار شتر بشوید و عکس بگیرید! همه زدند زیر خنده و مدیر بیرون رفت. در درسِ ریاضی، نمره نیاوردم و تجدید شدم و کار به شهریور کشید. با تبصره قبول شدم و اول مِهر به مدرسه‌ی راهنمایی کریمی، در انتهای خیابان شانزده متری رضاپهلوی(کیوانفر) رفتم. روز اول با دونفر دیگر همکلاس و هم‌نیمکت شدم و کارِ ما به دوستی کشید که تا امروز ادامه دارد. این‌دو علی اخوان و علی نظیفی بودند. نظیفی را«امیر» صدا کردیم تا دو علی نداشته باشیم. اسم امیر هم روی او ماند و حتی خانواده‌اش نیز امیر صدایش کردند. دیگر سطحِ ما بالاتر رفته بود. به جای یک آموزگار، چندین دبیر داشتیم که هرکدام درسی خاص تدریس می‌کردند. با بسیاری از دبیرها زود دوست شدیم. برای دبیر«حرفه و فن» مجله‌ی «زنِ روز» می‌بردم و او مشغول می‌شد و ما سرسری از روی کتاب می‌خواندیم. برای دبیر تاریخ، داستانِ فیلم‌هایی را که دیده بودم تعریف می‌کردم و ترانه‌های فیلم را می‌خواندم. کلاس به خوبی می‌گذشت. یک دبیرِ جغرافی داشتیم که زیرِ چشمش همیشه پُف داشت و روزهایی که با شیلنگِ ضخیم و کوتاهش، که همیشه در کیف داشت، همه را می‌زد می‌فهمیدیم با زنش دعوا کرده است. یک روز سرد زمستان، دیر آمد. زنگِ اول با او درس داشتیم. تا پشت میز نشست، نگاهی به همه انداخت و به من گفت: ـ بیا پای تخته. رنگ از رخسارم پرید. گفت: ـ جهاتِ سِتّه را توضیح و با دست نشان بده! تا آن‌روز، «جهاتِ سِتّه» به گوشم نخورده بود. گفتم: ـ آقا این را هنوز درس ندادید. برخاست و چون مالکِ دوزخ، به سویم آمد. شیلنگ هم دستش بود. گفت: ـ هردو دستت را بگیر جلو! در کفِ شیرِ نرِ خون‌خواره‌ای، غیرِ تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟ گفت: ـ جهاتِ ستّه، یعنی جهت‌های ششگانه: بالا، پایین، عقب، جلو، راست و چپ. با گفتنِ هرجهت، یک شیلنگ روی دستم می‌کوبید. شش‌ضربه فرود آمد. برای خوشمزگی، گفت: ـ از ضربه‌ی کدام جهت، بیشتر دردت آمد؟ از زبانِ بی‌صاحبم بیرون پرید: ـ آقا اون ضربه که مال عقب بود! کلاس از خنده منفجر شد. خودش هم خندید؛ اما موقع رفتن برای نشستنم، دوضربه به باسنم کوبید. گفتم: ـ آقا هنوز جای ضربه‌ی قبلی درد می‌کند. دوباره کلاس از خنده به هوا رفت. اما به خیر گذشت و دیگر کسی کتک نخورد. لابد در خانه برای آشتی با زنش، این ماجرا را تعریف کرده بود. خدا مرا بیامرزد! ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۳۳ هیجدهم مرداد1351، عقدِ و عروسیِ خواهرم خدیجه بود که در چهارده‌سالگی به خانه‌ی بخت رفت. خانه‌ی بختش، اتاقی نُه‌متری در کوچه‌ی خودمان بود با حداقل وسایل برای زندگی.  فرششان، قالیِ خِرسک و گلیمی بود که مادرم خودش بافته بود. دامادمان بهرام سهرابی، با یک هندوانه به خواستگاری آمد. پدرم بر این اعتقاد بود که دختر باید هرچه زودتر به خانه‌ی شوهر برود. چند حدیث هم می‌آورد که از خوشبختی مرد است که دخترش در خانه‌ی او«حیض» نشود. عروسی ساده بود: لباسِ عروس کرایه کردیم و کمی آرایش و حضور چند دوست خدیجه و چندفامیل و کمی بزن و برقص و سپس بدرقه تا اتاقِ کوچکِ اجاره‌ای بختش. همین و تمام. پدرم خوش‌بخت شد. گرچه خدیجه تا وقتی هم با ما بود، قالی می‌بافت و بخشی از هزینه و خرجِ زندگی را فراهم می‌کرد. بساطِ قالی‌بافی به خانه‌ی شوهر منتقل شد. خوب یادم هست غروب بود که او را از خانه‌ی ما بُردند. من هم همراهش رفتم. تا مهمان‌ها برگشتند، گفت: ـ خوابم میاد. بذار ببینم خواب در خانه‌ی شوهر چه آرامشی دارد. خوابید. من چندان بیدار ماندم تا او از خواب برخاست. شوهرش کباب خریده بود. با هم خوردیم. شام که تمام شد، دامادمان مرا به خانه روانه کرد. روز بعد به دیدنِ خواهرم رفتم. زنِ صاحب‌خانه در اتاق خواهرم گرامافون روشن کرده بود و داشت می‌رقصید. نیمه‌برهنه بود. از حضورِ من خبر نداشتند. من ایستادم و از پشت شیشه به رقص نگاه کردم. زن، دلبرانه پیچ و تاب می‌خورد. آزاد و رها بود. برای این که بزمِ کوچکشان را به هم نزنم، آهسته بیرون رفتم. از جشن، همین مرا بس بود. یک روز مدیر(آقای فاطمی) به کلاس آمد و گفت: ـ بزودی دوره‌ی دبستانِ شما به پایان می‌رسد. امیدوارم توانسته باشیم شما را برای ورود به مرحله‌ای دیگر از کسبِ کمال و دانش، آماده نموده باشیم. برای صدورِ کارتِ ورودی به امتحان نهایی کلاسِ پنجمِ دبستان، سه قطعه عکس بیاورید. یکی از دانش آموزان به نامِ حبیب اجازه گرفت و گفت: ـ آقا عکس سه در چهار خوبه؟ مدیر گفت: ـ نه جانم! سوار شتر بشوید و عکس بگیرید! همه زدند زیر خنده و مدیر بیرون رفت. در درسِ ریاضی، نمره نیاوردم و تجدید شدم و کار به شهریور کشید. با تبصره قبول شدم و اول مِهر به مدرسه‌ی راهنمایی کریمی، در انتهای خیابان شانزده متری رضاپهلوی(کیوانفر) رفتم. روز اول با دونفر دیگر همکلاس و هم‌نیمکت شدم و کارِ ما به دوستی کشید که تا امروز ادامه دارد. این‌دو علی اخوان و علی نظیفی بودند. نظیفی را«امیر» صدا کردیم تا دو علی نداشته باشیم. اسم امیر هم روی او ماند و حتی خانواده‌اش نیز امیر صدایش کردند. دیگر سطحِ ما بالاتر رفته بود. به جای یک آموزگار، چندین دبیر داشتیم که هرکدام درسی خاص تدریس می‌کردند. با بسیاری از دبیرها زود دوست شدیم. برای دبیر«حرفه و فن» مجله‌ی «زنِ روز» می‌بردم و او مشغول می‌شد و ما سرسری از روی کتاب می‌خواندیم. برای دبیر تاریخ، داستانِ فیلم‌هایی را که دیده بودم تعریف می‌کردم و ترانه‌های فیلم را می‌خواندم. کلاس به خوبی می‌گذشت. یک دبیرِ جغرافی داشتیم که زیرِ چشمش همیشه پُف داشت و روزهایی که با شیلنگِ ضخیم و کوتاهش، که همیشه در کیف داشت، همه را می‌زد می‌فهمیدیم با زنش دعوا کرده است. یک روز سرد زمستان، دیر آمد. زنگِ اول با او درس داشتیم. تا پشت میز نشست، نگاهی به همه انداخت و به من گفت: ـ بیا پای تخته. رنگ از رخسارم پرید. گفت: ـ جهاتِ سِتّه را توضیح و با دست نشان بده! تا آن‌روز، «جهاتِ سِتّه» به گوشم نخورده بود. گفتم: ـ آقا این را هنوز درس ندادید. برخاست و چون مالکِ دوزخ، به سویم آمد. شیلنگ هم دستش بود. گفت: ـ هردو دستت را بگیر جلو! در کفِ شیرِ نرِ خون‌خواره‌ای، غیرِ تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟ گفت: ـ جهاتِ ستّه، یعنی جهت‌های ششگانه: بالا، پایین، عقب، جلو، راست و چپ. با گفتنِ هرجهت، یک شیلنگ روی دستم می‌کوبید. شش‌ضربه فرود آمد. برای خوشمزگی، گفت: ـ از ضربه‌ی کدام جهت، بیشتر دردت آمد؟ از زبانِ بی‌صاحبم بیرون پرید: ـ آقا اون ضربه که مال عقب بود! کلاس از خنده منفجر شد. خودش هم خندید؛ اما موقع رفتن برای نشستنم، دوضربه به باسنم کوبید. گفتم: ـ آقا هنوز جای ضربه‌ی قبلی درد می‌کند. دوباره کلاس از خنده به هوا رفت. اما به خیر گذشت و دیگر کسی کتک نخورد. لابد در خانه برای آشتی با زنش، این ماجرا را تعریف کرده بود. خدا مرا بیامرزد! ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ رحم آوردن بر بدان ستم است بر نيكان. عفو كردن از ظالمان جورست بر درويشان.  خبیث را چو تعهد كنی و بنوازی به دولت تو گنه می كند به انبازی @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
🍃🌺🍃 سوره المزمل آیه 9 : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ترجمه : همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن، #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
21 390
sticker.webp0.30 KB

Book_tips
21 390
Repost from N/a
☕️🥧 انتخاب کن، تکیه بده و لذت ببر 🍏رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه @ShahnamehToosi 🍋 یه مرد امیدوار @happy_private_life 🍎 تدریس مکاتب فلسفی و روانی @anbar100 🍎 کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک @Top_books7 🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی @ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE 🍎 ‌جذب جنس مخالف با شگردهای روانشناسی @moshavereh_shoma 🍎 زیباترین متن های جهان @BeautyText1 🍎 مولانا و عاشقانه شمس (زهراغریبیان لواسانی ) @baghesabzeshgh 🍎 عجایب دنیای نویسندگان @nevisandbdonya 🍎 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی @danyalshafa 🍎 رمانسرای مجازی @Salam_Roman 🍎 کتابخانه تخصصی روانشناسی @jozve1370 🍎 موسسه وکالت و مشاوره حقوقی @mehdihemmati59 🍎 طب سینوی، درمان های خانگی @teb_sinawi 🍎 انگلیسی مبتدی تا پیشرفته کودک و بزرگسال @MusicOwallpaper 🍎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی @language_political 🍎 دانستنی‌های زنان موفق @successfulwomen1 🍎 گلچینےاز بهترین اشـ؏ـار @Delaviz_20 🍎 دل‌واژه‌های تنهایی @gandomzaran 🍎 آموزش مدیتیشن"تقویت چاڪراها @tabnahayteshgh 🍎 آموزش رقص و کلیپهای آموزشی جدید @sonatimahalli 🍎 معلومات عمومی دکتر خود باشیم @kalemnab 🍎 مدرسه نویسندگی‌ آناهل @anahelanjoman 🍎 دانش سیاسی @Baharestan_MAG 🍎 اشعار ناب و ماندگار @Oshaagh_sher 🍎 لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی @linkdoni_hozavi 🍎 ترکی‌استانبولی بسیار کاربردی @Turkish_Nazli 🍎 حکومت های اساطیری ایران @iran_sarzamin_tamadon 🍎 در مدار شادی و ثروت @ghanonebawar 🍎 جذابیت‌های ایران و جهان @afarinshokoh 🍎 دنیای انگیزشی و آموزشی (کتاب بخوانیم) @romanceword 🍎 کتابهای pdf (رایگان) @PARSHANGBOOK_PDF 🍎 کتابهای صوتی که باید بدانید @Audio_Books_24 🍎 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی @GaleryeTasavireAdabi 🍎 کتاب گویای ژیگ @zhig_story 🍎 بزم هنر و اندیشه.تذهیب و نگارگری @honar_andishan 🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری @ganonjjazb 🍎 همه چیز درباره گلدان سالم @Maryamgarden 🍎 مسائل مهم حقوقی اینجا بیاموز @LegalIssues_fiq 🍎 آموزش زبان عربی @learn_arabiic 🍎 جامعه و جامعه‌شناسی @R_kordbacheh 🍎 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ... @Navazesh_e_rooh 🍎 اسپانیایی فووول صحبت کن @SpanishLg 🍎 اشعار و کتاب های ممنوعه!! @mahtitill 🍎 دوره رایگان، پاکسازی ذهن، مدیریت زندگی @lifemanage 🍎 هوش مصنوعی و آینده @MediaMedial 🍎 میزبانت هستم بایک فنجان" قهوه☕️" @Ghahvee_Ghajar 🍎 نوای شـعر @aftabmahtabi 🍎 کانالی برای پژوهشگران @New_reesearch 🍎 محفل شعر و آوا @mahfelshearvaava 🍎 شعر لری @skeyani 🍎 خانه ی دوست @khanehy_doost 🍎 اینجا ورزشکار باش @MaryamTeam 🍎 هُنَر شَرابِ زِندِگیست♡ @Geraf_art 🍎 کلیپ‌های انگیزشی @kelephayeangizeshi 🍎 آموزش رایگان ماساژ در کلبه سلامت @banojamaliakbari 🍎 استوری مناسبتی انگیزشی @yefenjanaramsh 🍎 جملاتی که "افکار"شما را تغییر می‌دهد @Andishe_parvaz 🍎 خودشناسی @khodshnasi 🍎 آفرينش؛ جستجو در ادبیات و فلسفه @afarineshdastan 🍎 روش پژوهش در علوم سیاسی @Policy_researcher 🍎 چاپ کتاب - اکسپت مقالات ISl " @Researchpolitic 🍎 روش پژوهش در علوم انسانی @researchmmethod 🍎 کاملترین کتابخانه مجازی @Mabadbook 🍎 بالا بردن سطح آگاهی با مدیتیشن @reiki4444 🍎 شگفتیهای مطالعه در توسعه @Alefbaietousee 🍎 متن دلنشین @aram380 🍎 خسروی آواز استاد شجریان @stad_shajariyan 🍎 آموزش خودشناسی رایگان و مشاوره @khodagahiEgh 🍎 آموزشگاه طبی سید @samsadeghitebeslami 🍎 نقش معنا @naghshmana 🍎 یک رمان؛ حآمیِ نویسندگان @yek_roman 🍎 آموزش دقیق‌ ماوراء @beyondmeta666 🍎 زیرخاکی نوستالژی شوهای قدیمی @nuostalzhi 🍎 فیتنس،رژیم،علم تمرین @FitnessBody97 🍎 درمان با گیاهان دارویی،مجربات بانو اکبری @banoooakbari 🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم @FARZANDAN_PARSI 🍎 کارگاههای تخصصی زبان انگلیسی @Modarres_Language_Academy 🍎 نگارش دهم تا دوازدهم @negareshe10 🍎 مهارتهای زندگی @maharathayezendegimahmudi 🍎 جهان موسیقی کلاسیک @Classical_Music_World 🍎 کتب صوتی نایاب زندگینامه مشاهیر @feqdanedel 🍎 آموزش زبان عربی با جملات @amuzesharabi 🍎 کتابخانه انجمن نویسندگان ایران @anjomanenevisandegan_ir 🍎 کانال تحلیلی دانشجویان علوم سیاسی @Iranianpoliticianss 🍎 درس‌هایِ نویسندگی @ErnestMillerHemingway 🍎 زبان‌شناسی @linguiran 🍎 بهترین کتابهای جهان 𝗕𝗢𝗢𝗞 @SBOOKSS 🍎 یافته‌های مهم روانشناسی @Hrman11 🍎 حقوق برای همه @jenab_vakill 🍎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی @politicsman 🍎 شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!! @book_tips 🍎 آموزش سواد مالی، بورس و اقتصاد @ECONVIEWS 🍋 خلاصه‌ کتاب‌های روان‌شناسی @booklove_blog 🍏حکومت‌های اساطیری ایران @iran_sarzamin_tamadon 🧿🎋برای تبادل @mrgp_1

Book_tips
21 390
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  چهارمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز ششم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۴۰ تا ۵۱ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊