ناپیدا
یادداشتهایی درباره دین، سیاست، ادبیات، هنر و دانشگاه یوسف پزشکیان
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel ناپیدا
Channel ناپیدا (@ypezeshkian) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 255 subscribers, ranking 8 862 in the Religion & Spirituality category and 30 410 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 255 subscribers.
According to the latest data from 08 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -53 over the last 30 days and by -3 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 55.64%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 20.03% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 5 708 views. Within the first day, a publication typically gains 2 055 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 151.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as پزشکی, کس, یادداشت, وقت, یوسف.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“یادداشتهایی درباره دین، سیاست، ادبیات، هنر و دانشگاه
یوسف پزشکیان”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.
1️⃣ شما تخصص ندارید. یا شما مسئولیت ندارید و نباید صحبت کنید. یا نباید دخالت کنید.۱- هرچیزی که به منافع و سرنوشت همه مردم ربط داره مردم حق دارند دربارهاش بدونند و دربارهاش حرف بزنند. ۲- هیچ منع قانونی درباره صحبت کردن وجود نداره. کار خلاف قانونی انجام ندادم. ۳- تخصص من فیزیک است. کمی هم از هستهای سر در میآورم. اما آنچه گفتم نیازی به دانش فیزیکی هم نداشت. من فقط به بدیهیات اشاره کردم. ۴- اگر مسئولیت ندارم به عنوان شهروند میتوانم نظر بدهم. هرچند مسئولیتی هم در حوزه رسانه و اطلاعرسانی و ... دارم. کاری که انجام دادهام خارج از اطلاعرسانی نبوده. ۵- من دخالت نکردهام. توصیه و تجویز هم نکردهام. فقط توصیف کردهام.
2️⃣ غنیسازی برای ما حیاتی است. بدون غنیسازی ما نابود میشیم.بعضی از دوستان هم مزایای غنیسازی را مطرح میکنند که انتقاد به من نیست من هم منافع آن را قبول دارم. در یادداشت قبلی [اینجا] مفصل توضیح دادم که منظور من از حیاتی چیست. با این توصیفی که من داشتم غنیسازی حیاتی نیست. البته اگرچه غنیسازی ربط ذاتی به حیات ما ندارد ولی ما ممکن خودمان از روی عمد زندگیمان را به غنیسازی گره بزنیم. این یک انتخاب است. مردم حق دارند بدانند که ما چه انتخابی میکنیم و انتخابمان چه هزینههایی دارد یا خواهد داشت. من درباره هزینهها صحبت نکردم. چون اطلاعات کافی ندارم. اما مسئولین یک توضیح به مردم بدهکار هستند.
3️⃣ اگر از غنیسازی کوتاه بیاییم بعدا مجبور میشویم از مسائل حیاتیمان هم کوتاه بیاییم.چون من تجویز نداشتهام این انتقاد ربطی به مطالب من ندارد. خب اگر جمعبندی این است که کوتاه آمدن از غنیسازی باعث میشود سنگرهای دیگرمان هم فرو بریزد نباید از غنیسازی دست برداریم. اگرچه این انتقاد درباره حرفهای من نیست، اما یک نکته دیگر به مباحث اضافه میکنم. باید بین دو تا چیز تمایز قائل شویم: الف- آنچه که آنها از ما میخواهند ب- آنچه که آنها میتوانند از ما بگیرند. نمیخواهم بحث را باز کنم اما نکته این است که ممکن است آنها چیزی را بخواهند و بتوانند از ما بگیرند و ممکن است چیزی را بخواهند ولی نتوانند از ما بگیرند. مثلا الکترونهایی که در لایههای بالایی تراز اتمی قرار دارند راحتتر جدا میشوند ولی الکترونهای نزدیک به هسته به سختی جدا میشوند.
4️⃣حرف شما خلاف نظر رهبری و سیاستهای کشور بوده است و باعث تضعیف موضع ما در مقابل دشمنان میشود.تصور من این است که خلاف نظر رهبری نیست. رهبری صحبت کردن درباره غنیسازی را ممنوع نکردهاند. به نظرم در فهممان از ولایت و رهبری اشتراک نظر نداریم. ۱- صحبتهای رهبری شهید و رهبری عزیز امروز دو دستهاند. بعضی صحبتها تاریخ اعتبار دارند، بعضی حکم کلیاند و تاریخ اعتبار ندارند. مثلا وقتی میگویند مذاکره نکنیم یعنی امروز مذاکره نکنیم در این شرایط مذاکره نکنیم. تا وقتی رفتار آمریکاییها این شکلی است مذاکره نکنیم. وگرنه مذاکره را برای همیشه که ممنوع نمیکنند. شرایط تغییر کند نظر هم تغییر میکند. از طرف دیگر وقتی رهبر شهید میگویند ساخت سلاح هستهای حرام است. این حکم تاریخ اعتبار ندارد. همواره برقرار است. ۲- آنچه رهبری میفرمایند از منظر دیگری هم دو دستهاند. گاهی نظر اند و گاهی حکم اند. آنچه که اطاعت از آن واجب است حکم رهبری است. حدیث داشتیم که صحابه گاهی وقتی صحبتی را از پیامبر اسلام میشنیدند میپرسیدند که یا رسولالله این نظر خود شماست یا حکم خداوند است. اگر میگفتند نظر خودم است، به خودشان اجازه میدادند اظهار نظر کنند و حتی نظر مخالف بدهند. اگر ما پیرو سیره پیامبر هستیم، این سیره پیامبر است. حضرت امام هم اینگونه بودند رهبر شهید هم اینگونه بودند. رهبر عزیز هم حتما اینگونه اند. ۳- رهبری نفرمودهاند غنیسازی هزینه ندارد و فقط خیر و منفعت است. ممکن است یک زمانی هزینه غنیسازی در مقابل منافعاش ناچیز و قابل تحمل باشد. یک زمانی هزینه به قدری سنگین بشود که رهبری تصمیم بگیرند فایدهاش به ضررش نمیچربد. با زمان ممکن است شرایط تغییر کند. ۴- موضع ما در مقابل دشمن چیست؟ ما تسلیم نمیشویم. مردم پشت رهبری و نظام را خالی نمیکنند. عاقلانه تصمیم میگیریم و ... تصور میکنم یادداشتها مواضع کشور را تضعیف نمیکند. ◀️ در انبوه پیامها جز این ۴ مورد چیز دیگری پیدا نمیکنم. بررسی دقیق آماری نکردم. آنها که تحلیل داده میکنند میتوانند این را دقیق در بیاورند. فهم شهودیام اینه که اگر فراوانی بگیریم حجم انتقادات به بیادبیها شاید کمتر از ۱۰٪ باشد. یعنی ۹۰٪ ناسزاگویی داشتیم و ۱۰٪ انتقاد. خواهش میکنم اولا مودبانه انتقاد کنید ثانیا چیزی به بحث اضافه کنید و انتقاد دیگران را تکرار نکنید. https://t.me/ypezeshkian/1827
مدتی است در فضای شبکههای اجتماعی ایران گونهی تازهای از «متخصص و پدر تشریفات» پیدا شده است. کسانی با لباسهایی عامدانه اغراقشده، دستمالگردن، ساعتهای چشمگیر، ژستهای حسابشده و لحنی که قرار است اشرافی به نظر برسد، مقابل دوربین مینشینند و به مردم میآموزند چگونه قاشق در دست بگیرند، چگونه بنشینند، چه لباسی بپوشند، در مهمانی چه کنند، با چه کسی دست بدهند و ظاهراً چگونه «باوقار» باشند. گاهی تماشای این صحنهها این تصور عجیب را ایجاد میکند که گویا با ملتی روبهرو هستیم که تا دیروز نه ادب میشناخته، نه آیین معاشرت، نه دربار دیده و نه سنتی برای رفتار اجتماعی داشته است و اکنون باید از نو، از طریق چند ویدئوی یکدقیقهای، با چیزی به نام «تشریفات» آشنا شود. قسمت اول و قسمت دوم وو
۱- خصوصیسازی در ایران اشتباه بود. پتروشیمیها، پالایشگاهها، فولاد، خودروسازی و ... هیچکدام نباید خصوصی میشد. ۲- قیمت ارز باید توسط دولت تعیین شود و قیمت واقعی ارز بسیار پایینتر از چیزی است امروز داریم. ۳- تاسیس بانکهای خصوصی اشتباه بود و الان هم باید این بانکها را تعطیل کنیم. حالا شاید جملهبندی من عین جملهبندی آقای جبرائیلی نباشد ولی آنچه از صحبتهايشان در ذهن من ماند، شبیه همین حرفهاست. پیشتر عرض کنم که هیچ ادعایی در اقتصاد ندارم و فقط برای روشنتر شدن قضیه برای خودم چند تا سوال از آقای جبرائیل پرسیدم. ایشان به هر دلیلی جواب سوالهای مرا در گروه ندادند. دوست داشتم سوالها را به صورت عمومی منتشر کنم تا صاحبنظران همنظر با آقای جبرائیلی اگر دوست داشتند توضیح بدهند تا مطلب کمی واضحتر بشود. سوال اول - میدانیم که ارز کشور از طریق صادارت به دست میآید. نیز میدانیم در کشور بخش خصوصی وجود دارد و بخش خصوصی میتواند صادر کند. سوال این است که دولت فقط به ارز خودش قیمت گذاری میکند یا به ارز بخش خصوصی هم قیمتگذاری میکند؟ اصلا بخش خصوصی چه جایگاهی در گفتار ایشان دارد؟ سوال دوم - آیا در مدل ایشان واردات هم محدود خواهد شد؟ یعنی مثلا گوشیهای پیشرفته، وسایل الکترونیکی، لوازم آرایشی و بهداشتی، مواد اولیه کارخانههای خصوصی و ... آزادانه وارد میشوند یا اینکه برای اینها باید محدودیت گذاشت؟ چه کسی و به چه معیاری تصمیم میگیرد که چه چیزی وارد شود و چه چیزی وارد نشود؟ سوال سوم - با دولتی نگه داشتن کارخانهها و تولیدیها (مثل پتروشیمی، خودروسازی، تراکتورسازی، و ...) چه عاملی اینها را به تحرک و رشد وا میدارد؟ چرا باید رقابت کنند؟ چرا خودروسازی رشد کند؟ چگونه رشد میکند؟ سوال چهارم - با این مدل چه بلایی بر سر مدیریت مصرف و صرفهجویی خواهد آمد؟ چه چیزی باعث میشود که مردم برق کمتری مصرف کنند؟ چه چیزی باعث میشود که مردم از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند؟ با مدل شما چگونه شدت انرژی در ایران تغییر میکند؟ سوال پنجم - در چنین سیستمی نوآوری و خلاقیت چگونه رشد میکند؟ وقتی بنزین ارزان است، برق ارزان است، انرژی ارزان است، فناوریهای کاهش مصرف چگونه ممکن است رشد کنند؟ مثلا فرض کنید من دانشگاهی یا بخش خصوصی بخاری کم مصرف تولید میکنم. ولی قیمت تمام شده بخاری من ۱.۵ برابر بخاری پر مصرف موجود در بازار است. چه چیزی باعث میشود مردم بخاری من را بخرند و بخاری پر مصرف را نخرند؟ سوال ششم - دخالت و فشار سیاسی در انتصابات در مدل شما چگونه حل میشود؟ روسای شرکتها و مجموعه ها را با فشار سیاسی منصوب نمیکنند؟ استخدام با فشار سیاسی باعث کاهش بهرهوری نمیشود؟ سوال هفتم - آیا در مدل شما تمایل به قاچاق بیشتر میشود یا کمتر؟ چگونه با آن مواجه خواهید شد؟ سوالهای دیگری هم میشود طرح کرد. اما پاسخگویی به همین سوالها برخی از ابهامات را حل میکند. https://t.me/ypezeshkian/1818
