en
Feedback
دکتر سلمان فاطمی . نورولوژیست

دکتر سلمان فاطمی . نورولوژیست

Open in Telegram

متخصص بیماریهای مغز و اعصاب

Show more
653
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-130 days
Posts Archive
حافظه و پیچیدگی های آن منبع حافظه، به یک بخش مجزا از مغز محدود نیست! آیا علم در زمان حاضر می‌تواند همه ی اسرار حافظه و رویاها را به طور کامل آشکار کند؟ یا آنچه ما در مورد مغز انسان می‌دانیم صرفاً آغاز راه است؟ یک محقق متخصص اظهار می‌کند: «از نظر فنی، ما موفق شدیم آن حافظه را دوباره فعال کنیم و آن اطلاعات ترسناک را به ذهن برگردانیم؛ وقتی حیوان به جعبه برگردانده می‌شود، شروع به نشان دادن رفتارهای مبتنی بر ترس می‌کند. آزمایش‌ها در واقع روی موش‌ها موفقیت‌آمیز بودند، اگرچه هنوز روی انسان‌ها انجام نشده‌اند» (1). بنابراین، اگر این آزمایش‌ها به اهداف نهایی خود می‌رسیدند، ممکن بود بتوان ناحیه ی خاصی از مغز را شناسایی کرد که تحریک آن می‌توانست خاطرات انسان را به طور کامل احیا کند و به طور بالقوه فردی با حافظه ی کامل ایجاد کند - یا حداقل، آلزایمر را- یک بیماری ویرانگر که جان میلیون‌ها نفر را می‌گیرد- درمان کند. آلزایمر با از دست دادن حافظه شروع می‌شود، مراحل پیشرفته را طی می‌کند و در نهایت منجر به مرگ می‌شود. یافتن یک راه حل مناسب (اگر نه ایده‌آل) برای مشکلات حافظه همچنان در علم امروز دست نیافتنی است، صرفاً به این دلیل که قابلیت‌های فعلی و میدان بررسی که محدود به بخش کوچکی از مغز مادی است اجازه آن را نمی‌دهند. با توجه به پیشرفت های قابل توجه در تأثیرگذاری بر حافظه حیوانات آزمایشی، تحقیقات جهش بزرگی در دسترسی به حافظه و کنترل برخی از عملکردهای آن ایجاد کرده است. با این حال، این نتایج تا زمانی که بتوان آنها را برای بررسی اعماق مغز انسان - عضوی با ویژگی‌های منحصر به فرد و پیچیدگی‌های گسترده با حدود صد میلیارد سلول در حال تغییر و تحول مداوم- که ممکن است با روش‌های مورد استفاده در این آزمایش‌های اولیه حیوانی همسو نباشند - اعمال کرد، در حد تئوری باقی می‌ماند. روش‌های پیشگامانه‌ای در این زمینه وجود داشته است که پتانسیل بسیار خوبی را برای درمان صرع و از دست دادن حافظه نشان داده‌اند. با این حال، درک ماهیت و تقسیم‌بندی‌های مغز و بررسی تحول مداوم سلولهای همچنان فوق‌العاده پیچیده است - چه رسد به درک رویاها، که تنها یک عملکرد جزئی از یک بخش خاص از مغز را نشان نمی‌دهند. رویاها گاهی از ابعاد زمانی و مکانی فراتر میرود و گاهی معنایی وسیع را در قالب تصویری کوتاه و محدود نشان می‌دهد. 1- گزارش "ذهن"، کانال نشنال جئوگرافیک. جهت بررسی بیشتر به مباحث مربوط به رویاها در همین کانال مراجعه شود. از کتاب "رویاها بین دین و علم" نوشته ی احمد حطاب

چنین چیزی می‌تواند تجربه‌ای کاملاً جدید و هیجان‌انگیز در دنیای سرگرمی باشد. حس و ادراک،قسمت صد و نهم https://youtube.com/shorts/LeguPVwXx-c?si=5TsXdUGR_K9A-tFr

آینه ی دروغگو! و ناظرانی که تصور می کنند بر حقیقت اشیای جلوی آینه مینگرند! آینه‌ای که دروغ می‌گوید؛ وقتی فیزیک و هوش مصنوعی می‌توانند قوانین انعکاس نور را بشکنند! به شکل اشیا و آنچه آموخته ای به خصوص در دنیای امروز، عادت نکن، بسیاری از آینه ها آیه ی دروغگو هستند! تیمی از مهندسان دانشگاه کالیفرنیا آینه‌ای ساخته‌اند که به جای انعکاس واقعیت، تصویری کاملاً متفاوت را به بیننده نشان می‌دهد. می‌دانیم آینه، وظیفه‌ی انعکاس دقیق جسم روبروی خود را دارد. اما آینه‌ی جدیدی که پژوهشگران ساخته‌اند، این قانون ساده را نقض می‌کند. وقتی به آن نگاه می‌کنید، آنچه می‌بینید، شیء واقعی مقابل آینه نیست، بلکه تصویری از پیش تعیین‌شده است که ممکن است هیچ‌گونه شباهتی به آن شیء نداشته باشد. آیدوگان اوزکان، مهندس و مخترع این پروژه از دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس، درباره‌ی نحوه‌ی عملکرد این آینه توضیح می‌دهد. او آن را یک «عنصر نوری غیرفعال» می‌نامد، یعنی ابزاری که برخلاف پروژکتورها یا صفحه‌نمایش‌های دیجیتال، برای کارکردن به برق یا پردازش لحظه‌ای کامپیوتری نیاز ندارد. عملکرد آینه شبیه به فیلتر است. وقتی نور از یک صحنه به سطح آینه می‌تابد، این فیلتر نوری، الگوی نور ورودی را دریافت و آن را به تصویری کاملاً جدید و از پیش تعیین‌شده تبدیل می‌کند. به عبارت ساده‌تر، آینه آنچه را که در مقابلش است، عرضه نمیکند بلکه آنچه را که از قبل برایش تعیین شده است، به شما نشان می‌دهد. راز آینه مورد بحث در سطح آن نهفته است. به گزارش ساینس‌آلرت، مهندسان با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، سطح آینه را با ساختارهایی میکروسکوپی پوشانده‌اند که هر کدام می‌توانند فاز (یا همان مرحله‌ی نوسان) نور بازتاب‌شده را تغییر دهند. این تغییرات ظریف در فاز نور، باعث می‌شود امواج نوری به گونه‌ای با هم تداخل کنند که درنهایت، تصویری متفاوت از شیء اصلی را تشکیل دهند. برای طراحی این سطح، از الگوریتم‌های یادگیری عمیق (شاخه‌ای از هوش مصنوعی) استفاده شده است. این الگوریتم‌ها میلیون‌ها حالت مختلف را شبیه‌سازی و بهترین الگوی ساختاری را برای تولید تصویر مورد نظر پیدا می‌کنند. جالب اینجاست که پس از ساخت، این آینه تصویری واحد را تولید می‌کند؛ مثلاً فرض کنید آینه‌ای ساخته شود که هر شیء (مثل یک لیوان، یک کتاب یا یک کیف) را به شکل اردک تبدیل کند. محققان برای شروع، این فناوری را ابتدا روی کامپیوتر شبیه‌سازی کردند. در این مرحله، آنها به آینه‌های مجازی «آموزش» دادند که ورودی‌های مختلف را به تصاویر خاصی تبدیل کنند. مثلاً به آینه یاد دادند که هر نوع لباس را به شکل کیف نشان دهد یا هر عدد دست‌نویسی را به عدد ۸ تبدیل کند و حتی نقاشی‌های ساده را به چهره‌ی پاندای کارتونی تغییر دهد. وقتی آینه‌ها را با تصاویری آزمایش کردند که قبلاً هرگز ندیده بودند، نتایج شگفت‌انگیز بود: آینه‌ها همچنان می‌توانستند آن تصاویر ناآشنا را به همان تصویر از پیش تعیین‌شده (مثلاً عدد ۸) تبدیل کنند. این یعنی آینه‌ها صرفاً تصاویر را حفظ نکرده بودند، بلکه الگوی کلی تغییر را یاد گرفته بودند و می‌توانستند آن را روی هر تصویر جدیدی اعمال کنند. بعد از اینکه شبیه‌سازی‌های کامپیوتری جواب داد، نوبت به ساخت نمونه‌ی واقعی از آینه‌ی دروغ‌گو رسید. محققان تصمیم گرفتند نسخه‌ای از آن را بسازند که مخصوص تبدیل اعداد دست‌نویس به شکلکِ عدد ۸ بود. برای این کار، آنها از یک آرایه (مجموعه‌ای منظم) از آینه‌های بسیار کوچک استفاده کردند تا بتوانند نور را به دقت کنترل کنند. مهم‌تر اینکه، محققان نسخه‌ی پیشرفته‌تری هم ساختند که برای کل طیف نور مرئی (همان نوری که چشم انسان می‌بیند) به خوبی عمل می‌کرد و محدود به چند رنگ خاص نبود. این یعنی آینه می‌تواند در شرایط نور طبیعی و معمولی هم کار کند. با وجود چالش‌ها، پتانسیل این فناوری بسیار گسترده است. جالب‌ترین کاربرد آن، در حوزه‌ی استتار و پنهان‌سازی است. تصور کنید به جای اینکه تجهیزات نظامی حساس یا وسیله‌ی ارزشمندی را با پوششی بزرگ و حجیم بپوشانیم (که خودش به همه می‌گوید اینجا چیز مهمی پنهان شده!)، آینه‌ی دروغ‌گو را جلوی آن قرار دهیم. آینه به جای نشان دادن آن تجهیزات، تصویری کاملاً بی‌خطر و معمولی مثلاً تصویر دیوار ساده، بوته یا صندلی خالی را منعکس می‌کند. در این صورت، هیچ‌کس متوجه وجود شیء ارزشمند پشت نمی‌شود و هدف به سادگی در دید عموم پنهان می‌ماند. علاوه بر استتار نظامی، این فناوری می‌تواند در زمینه‌های دیگری مانند امنیت، دفاع و حتی سرگرمی نیز کاربرد داشته باشد. تصور کنید به جای آینه‌های قدیمی و خمیده‌ای که در شهربازی‌ها تصویر شما را کشیده یا کوتاه می‌کنند، با آینه‌ای روبرو شوید که شما را به شکل اژدها، تک‌شاخ یا هر موجود افسانه‌ای دیگری تبدیل کند.

این آزمایش نشان می‌دهد که فناوری چاپ سه‌بعدی فقط برای ساخت قطعات یدکی استفاده نمی‌شود، بلکه می‌توان با آن یک سیستم کامل پیشرانه را نیز ساخت و به پرواز درآورد. این موتور آزمایشی حدود ۱۶۰ کیلوگرم نیروی رانش تولید می‌کند و در یک پرواز آزمایشی در ارتفاع حدود ۴۰۰۰ متر با موفقیت کار کرده است. مهندسان به جای اینکه موتور را از صدها قطعه جداگانه که با روش‌های سنتی ساخته می‌شوند سرهم کنند، از ابتدا آن را برای چاپ سه‌بعدی طراحی کردند. این کار باعث کاهش وزن موتور شد، در حالی که استحکام لازم برای پرواز حفظ گردید. در موتورهای جت معمولی، قطعات زیادی با روش‌هایی مانند ریخته‌گری، آهنگری و ماشین‌کاری ساخته می‌شوند و باید با دقت بسیار بالا در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما در چاپ سه‌بعدی، قطعات به صورت لایه‌به‌لایه ساخته می‌شوند. این فناوری به مهندسان اجازه می‌دهد کانال‌های داخلی پیچیده، دیواره‌های نازک‌تر و شکل‌هایی بسازند که تولید آنها با روش‌های معمول بسیار دشوار یا حتی غیرممکن است. مهندسان همچنین از بهینه‌سازی توپولوژی با استفاده از کامپیوتر استفاده کردند. در این روش، موادی که برای استحکام قطعه ضروری نیستند حذف می‌شوند، اما بخش‌های مهم و مقاوم باقی می‌مانند. نتیجه، موتوری سبک‌تر با قطعات کمتر و ساختار ساده‌تر است که می‌تواند تعمیر و نگهداری آن را نیز آسان‌تر کند. البته این موتور برای هواپیماهای مسافربری بزرگ ساخته نشده است، بلکه هدف اصلی آن استفاده در هواپیماهای کوچک و وسایل پرنده بدون سرنشین است. با پیشرفت بیشتر این فناوری، ممکن است در آینده موتورهای هواپیما سبک‌تر، کم‌مصرف‌تر و سریع‌تر برای طراحی و تولید شوند؛ زیرا به جای ساخت صدها قطعه جداگانه و سپس سرهم کردن آنها، می‌توان ساختارهای بهینه‌شده را مستقیماً با چاپ سه‌بعدی تولید کرد. منبع: شرکت صنایع موتور هواپیمای چین (AECC) https://youtube.com/shorts/5rm_W1tcQ2s?is=wl1BGpqkwxRX-OZa https://www.tomshardware.com/3d-printing/china-state-backed-firm-is-first-to-3d-print-a-micro-turbojet-engine-and-not-just-for-show-new-design-delivers-160-kg-of-thrust-successfully-tested-at-13-000-ft-altitude?utm_source=chatgpt.com

اگر نگران آلزایمر در خودت یا پیشرفت آلزایمر در اطرافیان هست، ورزش را توصیه کن! ورزش فقط برای بدن نیست؛ مغز شما هم از آن سود می‌برد! فعالیت بدنی منظم میتواند تأثیرات مهمی بر سلامت مغز داشته باشد؛ از بهبود حافظه و عملکرد شناختی تا کمک به حفظ سلامت مغز در روند افزایش سن فواید مهم ورزش برای مغز ۱- حمایت از سلامت هیپوکامپ: هیپوکامپ یکی از مهمترین ساختارهای مغز در یادگیری و حافظه است. ورزش منظم میتواند بحفظ یا حتی افزایش حجم هیپوکامپ و بهبود حافظه کمک کند. ۲- تقویت حافظه و عملکرد شناختی: فعالیت بدنی با افزایش جریان خون و ایجاد تغییرات مفید در عملکرد مغز میتواند به بهبود حافظه توجه و توانایی‌های شناختی کمک کند. ۳- کاهش استرس و بهبود خلق وخو: ورزش منظم میتواند از طریق مجموعه ای از تغییرات عصبی و هورمونی به کاهش استرس، بهبود خلق وخو و احساس بهتر کمک کند. ۴- کمک به حفظ سلامت مغز در طول عمر: فعالیت بدنی منظم با کاهش خطر افت شناختی و برخی بیماریهای نورودژنراتیو (تحلیل برنده ی عصبی؛ یا بیماری ای که در آن، سلول‌های عصبی مغز یا سیستم عصبی بتدریج آسیب می‌بینند و عملکردشان کاهش پیدا میکند) کمک می‌کند. نکته جالب درباره نوروژنز در مطالعات حیوانی، ورزش با افزایش تولید نورونهای جدید بویژه در هیپوکامپ ارتباط داشته است اما در تحقیقات انسانی روش تهاجمی برای مغز انسان وجود ندارد؛ بافت هیپوکامپ فرد سالم را نمیتوان برداشت و نورون های تازه را شمرد. و خبر خوب این است که لازم نیست حتماً ورزش سنگین انجام دهید! پیاده روی و فعالیت‌های بدنی با شدت های مختلف نیز می‌توانند برای سلامت مغز مفید باشند. مهم تر از همه، منظم بودن فعالیت بدنی است. پس برای سلامت مغزتان حرکت کنید؛ حتی یک پیاده روی ساده می‌تواند شروع خوبی باشد. منابع: Erickson KI, et al. Exercise.1 training increases size of hippocampus and improves memory. Proceedings of the National Academy of Sciences, 108(7),.3017-3022 Northey JM, et al. (2018).Exercise .2، interventions for cognitive function in adults older than 50: a systematic review with meta-analysis. British Journal of این Sports Medicine, 52)3(, 154-160 متا آنالیز ۳۹ مطالعه را بررسی کرد و نشان داد ورزش میتواند عملکرد شناختی افراد بالای ۵۰ سال را بهبود دهد.

ویژگی‌ها و نظریه‌های کلیدی گسترش شتابدار:  مهم‌ترین تأثیر انرژی تاریک این است که باعث افزایش سرعت انبساط جهان می‌شود، کشفی که با مشاهده ابرنواخترهای دوردست در اواخر دهه ۱۹۹۰ انجام شد.  جزء غالب:  انرژی تاریک فراوان‌ترین جزء جهان است و حدود ۶۸٪ از کل جهان را تشکیل می‌دهد، که بسیار بیشتر از ماده تاریک (۲۷٪) و ماده معمولی (کمتر از ۵٪) است.  جوهره :  احتمال این است که انرژی تاریک یک میدان انرژی پویا باشد که در زمان و مکان تغییر می‌کند، مفهومی که به عنوان جوهره (quintessence) شناخته می‌شود.  اثر ضد جاذبه:  برخلاف ماده تاریک که با گرانش، اجسام را به سمت یکدیگر می‌کشد، انرژی تاریک اثر دافعه‌ای دارد که اجسام را از هم دور می‌کند و باعث شتاب گرفتن انبساط می‌شود.  نظریه ی ریسمان، چارچوب نظری که پیشنهاد می‌کند اجزای سازنده‌ی بنیادی جهان، ذرات نقطه‌مانند نیستند، بلکه ریسمان‌های تک‌بعدیِ ریز و مرتعش هستند.ارتعاشات مختلف این ریسمان‌ها مربوط به ذرات زیر اتمی است و این نظریه تلاش می‌کند تا هر چهار نیروی اساسی طبیعت، از جمله گرانش، را متحد کند .  ایده‌های اصلی سیم‌های مرتعش:  ذرات بنیادی مانند الکترون‌ها و کوارک‌ها به جای اینکه نقاط بدون بعد باشند، در واقع حالت‌های ارتعاشی متفاوتی از «رشته‌های» ریز و تک‌بعدی هستند.  نیروهای متحد کننده:  ارتعاشات این ریسمان‌ها، خواص ذرات مختلف مانند جرم و بار را توضیح می‌دهد. این نظریه در پی توصیف گرانش و مکانیک کوانتومی در یک چارچوب واحد است، هدفی که دهه‌هاست فیزیکدانان از آن طفره رفته‌اند.  جهانی از رشته‌ها:  این نشان می‌دهد که کل جهان هستی یک «سمفونی کیهانی» از این ریسمان‌های مرتعش است، مفهومی که هم شگفت‌انگیز و هم زیبا است.  پیامدها و چالش‌ها ابعاد اضافی:  برای اینکه این نظریه از نظر ریاضی سازگار باشد، به جهانی با ابعاد بیشتر از چهار بُعدی که ما تجربه می‌کنیم (سه بُعد مکانی و یک بُعد زمانی) نیاز دارد. برخی از نسخه‌های این نظریه، 10 یا 26 بُعد را پیش‌بینی می‌کنند، که ابعاد اضافی آن "پیچیده" و برای ما بسیار کوچک هستند.  اثبات نشده:  نظریه ریسمان هنوز یک مدل نظری است و به صورت تجربی تأیید نشده است، و این آن را به موضوعی بحث‌برانگیز و اغلب سوءتفاهم‌برانگیز تبدیل می‌کند.  یک رویکرد جدید:  با وجود فقدان اثبات، نظریه ریسمان مسیری امیدوارکننده برای تحقیق است زیرا یک چارچوب ریاضی برای گرانش کوانتومی فراهم می‌کند که می‌تواند به توضیح پدیده‌هایی مانند سیاه‌چاله‌ها کمک کند.  https://youtube.com/shorts/lNXOMEugfvU?si=XsI7PQ16AbotN5uV https://youtube.com/shorts/S6p1ZC_2sbA?si=32dap0G1Q2XdphI0

با توجه به توجه عزیزان به بحث ماده و انرژی تاریک این مقاله، باز نشر میشه به محاسبات، اکتفا نکن سمفونی کیهانی زیبایی فراتر از مجموعه ی مادی در جریان است دل به نوازنده ی این سمفونی بسپار دانشمندان ادعا می‌کنند که نخستین شواهد مشاهداتی را در تأیید این سمفونی و نظریه ی ریسمان یافته‌اند. این کشف کوانتومی ممکن است سرانجام ثابت کند جهان ما از رشته‌ها ساخته شده است. در سال ۲۰۲۵، دانشمندان آنچه را می‌تواند اولین شواهد مشاهده‌ای نظریه‌ی ریسمان‌ها باشد آشکار کردند، کشفی که نحوه‌ی تفکر ما درباره‌ی فضا، زمان و انرژی تاریک را به چالش می‌کشد. رفتار انبساط شتابدار جهان با پیش‌بینی‌های یک مدل مبتنی بر نظریه‌ی ریسمان مطابقت دارد، این دستاورد ممکن است مکانیک کوانتومی و کیهان‌شناسی را به شکلی بی‌سابقه متحد کند. دانشمندان ادعا می‌کنند که نخستین شواهد مشاهداتی را در تأیید نظریه ی ریسمان یافته‌اند. این کشف کوانتومی ممکن است سرانجام ثابت کند جهان ما از رشته‌ها ساخته شده است. در سال ۲۰۲۵، دانشمندان آنچه را می‌تواند اولین شواهد مشاهده‌ای نظریه‌ی ریسمان‌ها باشد آشکار کردند، کشفی که نحوه‌ی تفکر ما درباره‌ی فضا، زمان و انرژی تاریک را به چالش می‌کشد. رفتار انبساط شتابدار جهان با پیش‌بینی‌های یک مدل مبتنی بر نظریه‌ی ریسمان مطابقت دارد، این دستاورد ممکن است مکانیک کوانتومی و کیهان‌شناسی را به شکلی بی‌سابقه متحد کند. یکی از قابل توجه‌ترین پیامدهای این فضا-زمان کوانتومی، همانطور که توسط نظریه ی ریسمان پیش‌بینی شده است، این است که به طور طبیعی منجر به شتاب کیهانی می‌شود. علاوه بر این، محققان دریافتند که سرعت کاهش این شتاب در طول زمان به طور قابل توجهی با آخرین مشاهدات از ابزار طیف سنجی انرژی تاریک Dark Energy Spectroscopic Instrument (DESI).مطابقت دارد. تا پیش از این، انبساط شتابدار جهان با یک «انرژی تاریک» مرموز توضیح داده می‌شد که به‌عنوان نیرویی ثابت و ایستا در نظر گرفته می‌شود. اما این مدل جدید چیزی عمیق‌تر را پیشنهاد می‌کند: خود فضا-زمان، صاف و ثابت نیست. بلکه در کوچک‌ترین مقیاس‌ها، «ناهم‌جابجایی و بی تناسبی» incommensurate دارد، به این معنا که ترتیب اندازه‌گیری فضا و زمان می‌تواند نتیجه را تغییر دهد، و این چیزی کاملاً متفاوت از تجربه‌ی روزمره‌ی ماست. با استفاده از جدیدترین مشاهدات نجومی، پژوهشگران دریافتند که نرخ شتاب کیهانی در طول زمان کاهش می‌یابد، دقیقاً همان‌طور که نظریه‌ی الهام‌گرفته از ریسمان پیش‌بینی می‌کند. در این چارچوب، کاهش شتاب ناشی از ماهیت کوانتومی خود فضا-زمان است، نه صرفاً یک میدان انرژی مرموز. به‌طور شگفت‌آور، این مدل مقدار انرژی تاریک را مستقیماً از ثابت‌های بنیادین استخراج می‌کند، کاری که هیچ مدل کلاسیکی تاکنون انجام نداده است. اگر این پارادایم ثابت شود، می‌تواند نقطه‌ی عطفی در فیزیک باشد. دهه‌ها نظریه‌ی ریسمان به دلیل زیبایی ریاضی اما به‌ظاهر غیرقابل آزمایش بودن مورد انتقاد قرار گرفته بود. اکنون ممکن است بالاخره حمایت تجربی واقعی داشته باشیم، پلی حقیقی میان دنیای میکروسکوپی مکانیک کوانتومی و دنیای گرانشی کیهانی. این کشف نه تنها به سوالات نظری عمیق پاسخ می‌دهد، بلکه نحوه‌ی درک ما از گذشته، حال و سرنوشت نهایی جهان را بازتعریف می‌کند. مهم‌تر از همه، این کشف دریچه‌ای امیدوارکننده باز می‌کند: ایده‌ای که می‌گوید خود ساختار و تار و پود واقعیت، نه فقط آنچه در واقعیت وجود دارد، کلید اسرار کیهانی است. تصور کنید آینده‌ای که بتوانیم این ویژگی‌های کوانتومی فضا-زمان را آزمایش، تصحیح و حتی مهار کنیم، در این صورت، جهان ممکن است عجیب‌تر از آن چیزی باشد که تاکنون تصور می‌کردیم توضیح نظریه ریسمان: تضعیف شتاب گسترش جهان، توسط مدل کیهان‌شناسی فعلی توضیح داده نمی‌شود، اما با یک چارچوب جدید مبتنی بر نظریه ی ریسمان مطابقت دارد. این مدل نشان می‌دهد که در کوچکترین مقیاس‌ها، فضا-زمان "غیرجابجایی noncommutative" است، به این معنی که ترتیب اندازه‌گیری، اهمیت دارد. https://www.livescience.com/physics-mathematics/quantum-physics/scientists-claim-to-find-first-observational-evidence-supporting-string-theory-which-could-finally-reveal-the-nature-of-dark-energy نیروی تاریک، نیروی مرموزی است که باعث انبساط جهان با سرعت فزاینده می‌شود. تصور می‌شود که حدود ۶۸٪ از کل محتوای جرم-انرژی جهان را تشکیل می‌دهد و به عنوان نوعی "ضد گرانش" عمل می‌کند و کهکشان‌ها را از هم دور می‌کند. در حالی که ماهیت دقیق آن ناشناخته است، نظریه‌های پیشرو ریسمان نشان می‌دهند که می‌تواند یک ویژگی ذاتی خود فضای خالی باشد و مانند یک ثابت کیهانی یا یک میدان انرژی پویا به نام quintessence است.

خانم جوان با عدم تعادل، اختلال حرکت پیشرونده و معاینات مخچه ای نامنظم تشخیص؟

بیمار با فلج یکطرفه ی بدن و اختلال دید در سمت چپ lt homonymous hemianopia کدام شریان درگیر شده است؟

"اهمیت شناسایی و هدف قرار دادن مدارهای عصبی اختصاصی دخیل در درد مزمن، به‌جای فعال‌سازی گسترده سیستم opioid در مغز" 🔷 گیرنده‌های μ-اوپیوئیدی در بخشی از مغز به نام Locus Coeruleus؛ مکانیسمی بالقوه برای مهار درد نوروپاتیک مزمن ▫️ پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، مکانیسمی وابسته به μ-opioid receptors (MORs) را در locus coeruleus (LC) شناسایی کرده‌اند که در تنظیم حساسیت به درد در یک مدل موشیِ درد نوروپاتیک مزمن نقش دارد. 🔹 نقش Locus Coeruleus در تعدیل درد ▫️بخش LC در ساقه ی مغز، علاوه بر نقش در برانگیختگی، توجه و پاسخ به استرس، یکی از ساختارهای دخیل در descending pain modulation و تنظیم پردازش nociceptive محسوب می‌شود. ▫️ پس از آسیب عصبی، فعالیت LC می‌تواند دچار اختلال شود و در تداوم درد و ایجاد حساسیت بیش از حد حسی (sensory hypersensitivity) نقش داشته باشد. ▫️ در موش‌های مبتلا به درد نوروپاتیک، مهار موقت نورون‌های LC باعث کاهش حساسیت بیش از حد به محرک‌های مکانیکی و حرارتی شد؛ یافته‌ای که نقش این ناحیه را در تداوم وضعیت دردناک نشان می‌دهد. 🔹 گیرنده‌های μ-Opioid؛ یک مکانیسم مهاری موضعی ▫️ پژوهشگران در ادامه روی μ-opioid receptors (MORs) موجود روی نورون‌های LC تمرکز کردند. ▫️ حذف انتخابی MORها از این نورون‌ها باعث افزایش حساسیت به محرک‌های مکانیکی و حرارتی شد. در مقابل، بازگرداندن بیان MOR در همین نورون‌ها این افزایش حساسیت را برطرف کرد. ▫️ این نتایج نشان می‌دهد که فعال شدن MORها در LC می‌تواند به‌عنوان یک مکانیسم مهاری درون‌زاد (endogenous inhibitory mechanism) عمل کرده و فعالیت مدارهای مولد درد را مهار کند. 🔹 اهمیت بالینی ▫️ داروهای opioid با فعال کردن μ-opioid receptors در بخش‌های مختلف سیستم عصبی و سایر بافت‌ها، علاوه بر اثر ضد درد، می‌توانند عوارضی مانند تحمل دارویی (tolerance) و وابستگی (dependence) ایجاد کنند. ▫️ بنابراین، هدف قرار دادن انتخابی مسیرهای opioid در مدارهای مشخص مرتبط با درد می‌تواند در آینده رویکردی دقیق‌تر برای کنترل درد باشد و احتمالاً عوارض ناشی از درمان سیستمیک با opioidها را کاهش دهد. ▫️ این یافته‌ها بر اهمیت شناسایی و هدف قرار دادن مدارهای عصبی اختصاصی دخیل در درد مزمن، به‌جای فعال‌سازی گسترده سیستم opioid در مغز و بدن، تأکید می‌کنند. 🔹 از یافته‌های پیش‌بالینی تا کاربرد بالینی ▫️ این مطالعه در مدل موشی انجام شده و هنوز نمی‌توان اثربخشی یا ایمنی هدف‌گیری MORهای موجود در LC را در انسان تأیید کرد. ▫️ بااین‌حال، شناسایی مکانیسم‌های سلولی که فعالیت LC را بین حالت‌های مهارکننده ی درد و مولد درد تنظیم می‌کنند، می‌تواند مسیرهای جدیدی را برای طراحی درمان‌های هدفمندتر در درد نوروپاتیک مزمن فراهم کند. https://youtube.com/shorts/v3QGxk24z-I?si=rhe4_aBuaibdq66K Reference: Kuo CC, et al. Mu opioid receptors gate the locus coeruleus pain generator. Current Biology. 2026. با تشکر از مشارکت کننده ی عزیز در کانال تلگرام "النا"

یک پیشرفت تکنولوژی در چین، می‌تواند راه را برای استخراج رکوردشکن اورانیوم از آب دریا هموار کند. محققان آکادمی علوم چین در چینگدائو یک ماده مولکولی اسفنج مانند را به نام PhosCage توسعه داده‌اند که قادر به جذب اورانیوم محلول در آب دریا با استفاده از گروه‌های فسفات است. در آزمایش‌هایی که با استفاده از آب طبیعی دریا انجام شد، این ماده تا 50.4 میلی‌گرم اورانیوم را در هر گرم استخراج کرد، در حالی که این مقدار در استاندارد مرجع وزارت انرژی ایالات متحده حدود 6 میلی‌گرم در هر گرم است. برای کاربردی‌تر و قابل استفاده مجدد کردن این ماده، محققان آن را به گرانول‌هایی با اندازه میلی‌متری تبدیل کردند که به نرخ استخراج 22.55 میلی‌گرم در هر گرم رسید. این ماده همچنین در حضور وانادیوم، عنصری که یکی از بزرگترین چالش‌ها برای استخراج اورانیوم از آب دریا است، گزینش‌پذیری قوی اورانیوم را نشان داد. اگر این فناوری بتواند در مقیاس صنعتی و با هزینه‌ای اقتصادی توسعه یابد، آب‌های اقیانوس می‌توانند منبع عظیمی از سوخت هسته‌ای باشد و استخراج اورانیوم از دریا می‌تواند به یک گزینه ی استراتژیک مهم برای آینده ی انرژی هسته‌ای تبدیل شود. https://youtube.com/shorts/gSel_LIYfcM?si=isK2MhyiHcV2B1zu

یک مطالعه ی علمی که در ژوئیه ۲۰۲۶ در مجله نوآوری در پیری منتشر شد، به رهبری محققان دانشگاه کالج لندن (UCL)، نشان داد که مشکلات مالی مداوم در دوران بزرگسالی و میانسالی با کاهش قابل توجه توانایی‌های شناختی، از جمله اختلال در حافظه ی کلامی و سرعت پردازش، تا سن ۵۳ سالگی مرتبط است. اسکن MRI از شرکت‌کنندگان در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ نشان داد که استرس مالی انباشته با کوچک شدن بیشتر حجم مغز و بزرگ شدن حفره‌های پر از مایع در مغز مرتبط است. اینها نشانه‌های واضحی از کاهش سلامت مغز است. محققان معتقدند که استرس مالی مزمن سطح کورتیزول را افزایش می‌دهد و باعث التهاب تجمعی می‌شود که به مرور زمان سیستم عصبی را تحت فشار قرار می‌دهد و به طور مؤثر پیری مغز را تسریع می‌کند. https://youtube.com/shorts/14W7Ehyqw4Y?si=AOH3bpAZOMAyKWCY

این هوش که در درون این عقل پرورش یافته، دنیای شگفت‌انگیز الکترونیک را مهار کرده و به ما این امکان را می‌دهد که با افرادی که هزاران مایل دورتر هستند ارتباط برقرار کنیم، تصاویر آنها را ببینیم، صدای آنها را بشنویم و پیام‌های آنها را بخوانیم. https://youtube.com/shorts/XZXryYq5xQ4?si=Z3cBIphqJxkKEKJu

چگونه عکس‌ها و پیام‌های ما با امواج نامرئی حرکت می‌کنند؟ روی امواجی که بعدها به زبان دیگری قابل فهم توسط ناظر ترجمه می‌شود در جهان موجی، آنچه با چشم میبینی و یا از طریق سیستم های دیجیتال منتقل میکنی، واقعیت اشیا نیست بلکه فقط ترجمه ای از حقیقت، به زبانی قابل درک توسط توست! آرام بگیر تو فقط شاهد ترجمه ای قابل درک و سازگار با ظرف ذهن خود هستی و نه بیشتر! ---درک موج در قالب ذهن ناظر و ناظر متوهمی که گمان میکند همه ی حقیقت را دیده است! "...تصویر به عنوان یک تصویر در هوا حرکت نکرد! پس چه شد؟ آنچه حرکت کرد، یک موج الکترومغناطیسی بود که یک الگوی فیزیکی را حمل می‌کرد. این الگوی فیزیکی، نشان دهنده اطلاعات بود!" آیا تا به حال هنگام ارسال عکس یا پیام از طریق تلفن خود، به این فکر کرده‌ای که چگونه یک تصویر روی تلفن تو می‌تواند از طریق هوا حرکت کند و به تلفن شخص دیگری در مکانی دور برسد؟ این مانند یک معجزه از قلمرو علمی تخیلی به نظر می‌رسد، اما در واقع نتیجه ی مهندسی شگفت‌انگیزی است که قوانین فیزیک را مهار می‌کند. تصویر روی تلفن شما ابتدا به اطلاعات دیجیتال تبدیل می‌شود - یعنی به صفر و یک‌های بی‌شمار. اما این صفر و یک‌ها نمی‌توانند به تنهایی در هوا پرواز کنند! بنابراین ما به چیزی نیاز داریم که آنها را حمل کند... و اینجاست که موج الکترومغناطیسی وارد عمل می‌شود. مدارهای الکترونیکی در فرستنده، موج بسیار سریعی به نام موج حامل تولید می‌کنند. سپس اطلاعات می‌رسد و باعث می‌شود این موج به صورت کنترل‌شده تغییر کند. گاهی دامنه ی آن تغییر می‌کند، گاهی فرکانس آن تغییر می‌کند و گاهی فاز آن تغییر می‌کند. در ارتباطات دیجیتال مدرن، چندین ویژگی می‌توانند همزمان تغییر کنند. گویی پیام خود را درون یک پاکت نامرئی نوشته‌ای. اطلاعات، پیام است، موج حامل، پوشش آن است و مدولاسیون، روشی است که ما پیام را درون آن پوشش قرار می‌دهیم. سپس آنتن می‌آید... سیگنال الکتریکی را به یک موج الکترومغناطیسی تبدیل می‌کند که با سرعت فوق‌العاده‌ای در هوا پخش می‌شود. تصویر از تلفن شما خارج می‌شود، نه به عنوان یک تصویر فیزیکی یا یک تکه کاغذ، بلکه به عنوان الگویی از تغییرات فیزیکی در یک موج نامرئی. این الگو سپس به تلفن شخص دیگر می‌رسد. آنتن، موج را می‌گیرد و آن را به یک سیگنال الکتریکی تبدیل می‌کند. سپس مدارهای الکترونیکی شروع به رمزگشایی مدولاسیون و استخراج الگویی می‌کند که فرستنده، روی موج قرار داده است. سپس صفرها و یک‌ها را استخراج می‌کنند... و صفرها و یک‌ها داده‌ها را بازسازی می‌کنند... و داده‌ها تصویر را بازسازی می‌کنند. ناگهان، شخص دیگر، همان تصویری را که شما ارسال کرده‌اید می‌بیند! و شگفتی همه چیز اینجاست: تصویر به عنوان یک تصویر در هوا حرکت نکرد. آنچه حرکت کرد، یک موج الکترومغناطیسی بود که یک الگوی فیزیکی را حمل می‌کرد که نشان دهنده اطلاعات بود. سپس دستگاه دیگری از راه رسید، این الگو را خواند و آن را دوباره به اطلاعات و سپس به تصویر تبدیل کرد. به همین دلیل است که امروز می‌توانیم در دو مکان دور از هم بنشینیم و کلمات، تصاویر و صداها را در چند لحظه برای یکدیگر ارسال کنیم، گویی فاصله بین ما از بین رفته است. این یک سفر شگفت‌انگیز است: تصویر، صفر و یک‌ها، مدولاسیون روی یک موج، آنتن، موج الکترومغناطیسی در هوا، یک آنتن دیگر، دمدولاسیون، صفر و یک‌ها و نهایتا تصویر پس از انتقال همه اینها دائماً در اطراف ما اتفاق می‌افتد و ما موج را نمی‌بینیم، نه اطلاعاتی را که روی آن حمل می‌شود می‌بینیم و نه صفر و یک‌هایی را که از آن استخراج می‌شوند می‌بینیم. ما در میان دریای وسیعی از امواج زندگی می‌کنیم که اطلاعات انسانی را از یک مکان به مکان دیگر حمل می‌کنند. چه شگفتی فیزیک و مهندسی! اطلاعات انتزاعی به یک تغییر فیزیکی تبدیل می‌شوند و تغییر فیزیکی روی یک موج حرکت می‌کند و سپس به همان اطلاعات در مکان دیگری برمی‌گردد. در میان این مهندسی شگفت‌انگیز، انسان مکث می‌کند تا در مورد کلام خدای متعال تأمل کند: سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ «پاک و منزه است کسی که این را برای ما مسخر کرد، و ما هرگز نمی‌توانستیم آن را با تلاش خود به دست آوریم.» چه تعداد قانون فیزیکی، الکترون، موج، ترانزیستور و مدارهای پیچیده‌ای که در خدمت ما قرار گرفته‌اند و پیام کوچکی را از انگشتان ما به مسافت‌های طولانی در چند لحظه می‌رسانند؟ پاک و منزه است کسی که علم و ابزارهای آن را در خدمت ما قرار داده است. اگر قوانینی که خدای متعال در این جهان نهاده و عقلی که به بشر عطا کرده نبود، ما هرگز به این توانایی دست نمی‌یافتیم.

یافته‌های مطالعه با نتایج پیشین درباره اثر کوتاه‌مدت سماگلوتاید بر کاهش اشتها در تضاد نیست، بلکه نشان می‌دهد نورون‌های AgRP ممکن است در طولانی‌مدت نقش متفاوتی داشته باشند. در سلمان فاطمی: موش‌های ماده، عملکرد طبیعی این نورون‌ها به حفظ کاهش وزن ناشی از سماگلوتاید کمک کرد، حتی زمانی که دارو همچنان اشتها را کاهش می‌داد. برای مشخص‌شدن اینکه آیا سازوکاری مشابه در انسان نیز وجود دارد، به پژوهش‌های بیشتری نیاز است. در صورت تأیید یافته‌ها در انسان، این سازوکار می‌تواند به توضیح تفاوت واکنش افراد به داروهای کاهش وزن کمک کند و در آینده به ابداع درمان‌های مؤثرتر منجر شود.

داروهای محبوب لاغری برای کاهش وزن به «نورون‌های گرسنگی» نیز نیاز دارند داروهای لاغری محبوب از گروه GLP-1 برای حفظ کاهش وزن فقط اشتها را سرکوب نمی‌کنند؛ عملکرد نورون‌های موسوم به «گرسنگی» نیز در این فرایند اهمیت دارد. داروهای محبوب کاهش وزن از گروه آگونیست‌های گیرنده GLP-1، از جمله اوزمپیک و وگووی، ممکن است پیچیده‌تر از آنچه تصور می‌شد، عمل کنند. اگرچه بخشی از اثر این داروها بر وزن به کاهش اشتها نسبت داده می‌شود، پژوهشی تازه روی موش‌ها نشان می‌دهد اثرات بلندمدت سماگلوتاید برای کاهش وزن فقط به کمتر غذا خوردن وابسته نیست. به‌گزارش نشریه ی "ساینس‌آلرت"، پژوهشگران در مطالعه‌ی تازه دریافتند برای آنکه داروی سماگلوتاید بتواند اثر کامل خود را بر کاهش وزن نشان دهد، باید نورون‌های AgRP عملکرد طبیعی خود را حفظ کنند. این یافته در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد؛ زیرا این نورون‌ها معمولاً با ایجاد احساس گرسنگی و افزایش میل به غذا شناخته می‌شوند. نورون‌های AgRP گروهی از سلول‌های عصبی در مغز هستند که هنگام کمبود انرژی فعال می‌شوند و در ایجاد گرسنگی و تنظیم مصرف و ذخیره‌ی انرژی نقش دارند. به همین دلیل، به این گروه «نورون‌های گرسنگی» هم گفته می‌شود، اما نقششان فراتر از تحریک اشتهاست. این نورون‌ها به آزادسازی و مصرف انرژی ذخیره‌شده، از جمله چربی نیز کمک می‌کنند. "ماتیوس دآویلا" از دانشگاه ییل و همکارانش، سلول‌های مغزی دخیل در تنظیم تعادل انرژی بدن را بررسی کردند. نورون‌های گرسنگی، زمانی فعال می‌شوند که بدن به انرژی نیاز دارد. دآویلا می‌گوید: «نورون‌های AgRP اغلب به‌سادگی نورون‌های گرسنگی توصیف می‌شوند، اما این توصیف بیش‌از‌حد ساده است.» پژوهش‌های پیشین در آزمایشگاه ییل و دیگر مراکز نشان داده‌اند که نورون‌های AgRP واکنش بسیار گسترده‌تر به کمبود انرژی را هماهنگ می‌کنند؛ از جمله نحوه‌ی آماده‌سازی، سامان‌دهی و مصرف انرژی ذخیره‌شده در بدن، مانند چربی. پژوهشگران در آزمایش خود عملکرد نورون‌های AgRP را در موش‌های ماده با چند روش مختلف مختل کردند و سپس به آن‌ها سماگلوتاید دادند. سماگلوتاید اثر هورمونی طبیعی را تقلید می‌کند که پس از غذاخوردن ترشح می‌شود و پیام سیری را به مغز منتقل می‌کند. این دارو با کاهش اشتها، کاهش سرعت تخلیه‌ی معده و کمک به تنظیم قند خون، بر متابولیسم بدن اثر می‌گذارد. موش‌های ماده‌ای که عملکرد نورون‌های موردبحث در آن‌ها مختل شده بود، در طول درمان با سماگلوتاید همچنان غذای کمتری می‌خوردند. بااین‌حال، پاسخ متابولیکی لازم برای حفظ اثر کامل کاهش وزن در آن‌ها تضعیف شد و موش‌ها درطول ۱۵ روز بیشتر وزن ازدست‌رفته خود را دوباره به دست آوردند. در مقابل، موش‌هایی که نورون‌های آن‌ها عملکرد طبیعی داشت، کاهش وزن خود را حفظ کردند. موش‌هایی که دوباره وزن گرفتند، همچنان کمتر غذا می‌خوردند. در برخی موارد، حتی میزان غذای مصرفی آن‌ها اندکی کمتر از موش‌های دیگر بود، بااین‌حال نتوانستند سرعت کاهش وزن خود را حفظ کنند. این یافته نشان می‌دهد که در موش‌های ماده، اثر کامل سماگلوتاید بر وزن را نمی‌توان فقط با کاهش دریافت غذا توضیح داد. با مختل‌شدن نورون‌های AgRP، توانایی بدن برای آزادسازی انرژی ذخیره‌شده در بافت چربی کاهش یافت. پژوهشگران در آزمایش‌های بعدی نیز این یافته را بررسی کردند و دریافتند که هم مختل‌کردن عملکرد این نورون‌ها و هم مسدودکردن مسیر ارتباطی مرتبط با آزادسازی چربی‌های ذخیره‌شده، اثر سماگلوتاید بر کاهش وزن را تضعیف می‌کند. همچنین، پژوهشگران دریافتند که درمان طولانی‌مدت با سماگلوتاید نشانه‌هایی از تغییر در فعالیت سلولی، مصرف انرژی و ارتباط نورون‌های AgRP با سایر نورون‌ها ایجاد می‌کند. این نورون‌ها ممکن است در طول درمان طولانی‌مدت، نقشی متفاوت از تنظیم کوتاه‌مدت گرسنگی و دریافت غذا داشته باشند. بااین‌حال، پژوهش محدودیت‌های مهمی نیز دارد. آزمایش‌ها نه روی انسان، بلکه تنها روی موش‌ها انجام شده‌اند. واضح‌ترین اثر نیز در موش‌های ماده مشاهده شد. موش‌های نر در شرایط آزمایش‌شده الگوی مشابهی را نشان ندادند. نوع رژیم غذایی و روش مورد استفاده برای مختل‌سازی نورون‌ها نیز بر نتایج تأثیر داشت. دآویلا تأکید می‌کند: «مطالعه‌ پیش‌بالینی و برای بررسی سازوکار است؛ بنابراین یافته‌های ما در حال حاضر نباید برای تعیین نحوه‌ی مصرف سماگلوتاید یا سایر داروهای GLP-1 در انسان به کار گرفته شوند.» پژوهشگران همچنین سماگلوتاید را مستقیماً با داروهای قدیمی‌تر سرکوب‌کننده ی اشتها مقایسه نکردند. بنابراین هنوز نمی‌توان نتیجه گرفت سازوکاری که در این مطالعه شناسایی شده، دلیل کاهش وزن پایدارتر با سماگلوتاید است.

بیش فعالی با کمبود توجه ADHD میتواند NAC آیا در بهبود علایم بیش فعالی نقش دارد؟ برخی مطالعات اولیه نشان داده اند که NAC ممکن است از طریق تنظیم گلوتامات افزایش تولید گلوتاتیون و کاهش استرس اکسيداتيو و التهاب عصبی روی بعضی علائم مرتبط با تمرکز و بیش فعالی اثر بگذارد. اما یک نکته مهم: شواهد فعلی هنوز محدود، پراکنده و عمدتاً مربوط به مطالعات کوچک یا گروه های خاص است؛ بنابراین NAC درمان قطعی یا خط اول ADHD محسوب نمیشود و جایگزین ارزیابی پزشک و درمانهای استاندارد نیست. دوزهای بالایی که در اسلایدها میبینید مربوط به شرایط پژوهشی هستند و نباید بدون نظر پزشک مصرف شوند. https://youtube.com/shorts/Dh4XNh1WMt0?si=NIhM2SxZqMPJHdPZ

جنینی که هنوز نشانه هایی از تاریخی طولانی از صیقل و سازگاری با طبیعت و پیشینیان انسان دارد! با پیشرفت علم و با نگاهی ریز و دقیق، حقیقت تاریخ را بیشتر بشناس در اوایل رشد جنین انسان، برای مدت کوتاهی یک دُم کوچک ظاهر می‌شود که دارای چند مهره و بافت نرم است. از نظر فرگشتی، این مرحله به عنوان یک اثر به‌جامانده از نیاکان دُم‌دار انسان در نظر گرفته می‌شود. یعنی انسان‌از موجوداتی تکامل یافته‌است که دارای دُم بوده‌اند! به همین دلیل، در جریان رشد جنین، برنامه ی قدیمی ژنتیک برای ساختن دُم برای مدت کوتاهی فعال می‌شود، اما به دلیل عدم نیاز به این ساختار تعادلی در انسان و مخچه ی پیشرفته ای که میتواند تعادل انسان دو پا را حفظ کند، بعدها دوباره غیرفعال می‌شود و پس‌رفت می‌کند. با رشد ستون فقرات و عضلات، آن دُم جذب بدن می‌شود. استخوان دنبالچه که در بدن انسان بالغ باقی می‌ماند، از دیدگاه فرگشت، یک عضو وستیجیال (به‌جامانده و بدون کارکرد اصلی قبلی) است — نشانه‌ای از اینکه ما و دیگر پستانداران دُم‌دار، یک نیای مشترک داشته‌ایم. https://www.livescience.com/57101-how-humans-lost-their-tail.html

داروی ترکیبی موثر در فشار خون بالا در مواردی که آملودیپین به تنهایی یا در ترکیب با والزاتان، عوارضی مانند ورم پاها یا سرگیجه ایجاد میکنه میتوان از داروهای جایگزین استفاده کرد -والزارتان اولین داروی تأیید شده در دسته داروهایی به نام مهارکننده‌های گیرنده آنژیوتانسین-نپریلیزین است. این دارو توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده برای درمان نارسایی مزمن قلب با کسر تخلیه کاهش یافته در بیمارانی که در کلاس II، III یا IV انجمن قلب نیویورک طبقه‌بندی شده‌اند، تأیید شده است. ساکوبیتریل-والزارتان به جای یک مهارکننده آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین یا یک مسدودکننده گیرنده آنژیوتانسین II و همراه با سایر درمان‌های استاندارد نارسایی قلبی، مانند یک مسدودکننده ی بتا یا یک آنتاگونیست آلدوسترون، استفاده می‌شود. بیماران ابتدا باید قبل از شروع ساکوبیتریل-والزارتان، یک مهارکننده ی آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین یا یک مسدودکننده گیرنده آنژیوتانسین II را تحمل کنند. این فعالیت بر موارد مصرف، مکانیسم عمل، روش‌های تجویز، عوارض جانبی قابل توجه و موارد منع مصرف تمرکز دارد. علاوه بر این، سمیت بالینی، فارماکوکینتیک و پایش ساکوبیتریل-والزارتان را بررسی می‌کند. درک فارماکولوژی پیچیده ساکوبیتریل-والزارتان، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را قادر می‌سازد تا برنامه‌های درمانی را با نیازهای فردی بیمار تطبیق دهند و تصمیم‌گیری آگاهانه هنگام تجویز ساکوبیتریل-والزارتان را در عین به حداقل رساندن عوارض جانبی، امکان‌پذیر سازند. مکانیسم عمل:  نارسایی قلبی شامل یک پاسخ ناسازگارانه است که با فعال شدن سیستم رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون (RAAS) مشخص می‌شود. فعال شدن RAAS منجر به انقباض عروق، فشار خون بالا، افزایش سطح آلدوسترون، افزایش تون سمپاتیک و در نهایت، بازسازی قلب می‌شود که همه اینها برای پیشرفت بیماری مضر هستند. ACEIها یا ARBها با مسدود کردن عناصر ناسازگار، نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگ و میر ناشی از نارسایی قلبی دارند.  همزمان، سیستم پپتید ناتریورتیک فعال می‌شود و منجر به افزایش سطح BNP و NT-proBNP می‌شود که در تشدید نارسایی قلبی مشاهده می‌شود. این مکانیسم جبرانی منجر به گشاد شدن عروق، ناتریورز و دیورز می‌شود. در نتیجه، سیستم پپتید ناتریورتیک فشار خون را کاهش می‌دهد، تون سمپاتیک را پایین می‌آورد و سطح آلدوسترون را کم می‌کند. سیستم پپتید ناتریورتیک به شیوه‌ای آنتاگونیست با RAAS عمل می‌کند و اثرات مطلوبی بر پاتوژنز نارسایی قلبی دارد. آنزیم نپریلیزین پپتیدهای ناتریورتیک را تجزیه می‌کند. ساکوبیتریل-والزارتان یک درمان ترکیبی شامل ساکوبیتریل است، یک پیش‌دارو که پس از فعال شدن، نپریلیزین را مهار می‌کند. این دارو با مسدود کردن نپریلیزین، از تجزیه پپتیدهای ناتریورتیک جلوگیری می‌کند و در نتیجه اثرات مطلوب آنها را طولانی‌تر می‌کند.  والزارتان یک ARB است که با مسدود کردن سیستم RAAS عمل می‌کند. با این حال، از آنجا که نپریلیزین آنژیوتانسین II را تجزیه می‌کند، مهار نپریلیزین باعث تجمع آنژیوتانسین II می‌شود. به همین دلیل، یک مهارکننده نپریلیزین نمی‌تواند به تنهایی استفاده شود؛ باید با یک ARB ترکیب شود تا اثر آنژیوتانسین II اضافی را مسدود کند.

رابط مغز ماشین BCI این بار برای ماشین آلات صنعتی و صنعت نه فقط برای درمان بیماران! مسابقه برای پیشتازی در فناوری رابط مغز و کامپیوتر BCI به سرعت در حال شدت گرفتن است، چون چین ادعا می کند به یک دستاورد بزرگ در فناوری عصبی رسیده است. در یک رقابت مستقیم با شرکت‌های غربی مانند نورالینک، شرکت‌های فناوری چینی و موسسات تحقیقاتی دولتی چین از چیزی رونمایی کرده اند که به گفته ی خودشان اولین رابط مغز و کامپیوتر تجاری در جهان است. این پیشرفت نشان می‌دهد که چین می‌خواهد در این عرصه جدید فناوری زیستی، پیشتاز باشد. در حالی که رقیبان غربی بیشتر روی کاربردهای طبی و جراحی برای بیمارانی با مشکلات شدید عصبی تمرکز کرده اند، محققان چینی ادعا می کنند که ایمپلنت تجاری آنها برای کاربردهای بسیار گسترده‌تری در بخش مردمی و صنعتی طراحی شده است. این فناوری از نظر تئوری به کاربران اجازه می‌دهد که تنها با فکر کردن، کامپیوتر را کنترل کنند، ماشین‌آلات را به کار بیندازند، یا ارتباط برقرار کنند. با این حال، این اعلامیه بحث‌های زیادی را در سطح بین‌المللی به وجود آورده است. کارشناسان امنیت سایبری و اخلاق پزشکی در جهان نگرانی‌های جدی را در مورد حریم خصوصی اطلاعات، امنیت ذهنی، و نبود شفافیت در اطلاعات آزمایشات بالینی مطرح کرده اند. در حالی که این فناوری که زمانی علمی-تخیلی به نظر می‌رسید به سرعت به یک واقعیت ژئوپولیتیکی تبدیل می‌شود، جامعه ی جهانی با نیاز فوری برای ایجاد قوانین سختگیرانه اخلاقی برای ایمپلنت‌های عصبی روبرو است، پیش از آنکه استفاده تجاری، از امنیت مصرف‌کنندگان پیشی بگیرد. https://www.technologyreview.com/2026/06/01/1138133/china-world-first-brain-chip/