en
Feedback
PaRiShan🍀

PaRiShan🍀

Open in Telegram

ما جنون شیفتگان‌، امت آشفتگی‌ایم وضع ما را به سر زلف پریشان قسم است هر چه هست همین است https://t.me/HarfinoBot?start=f6165576ef7704b

Show more
253
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
تردید ندارم که شدی راحت جانم تا چشم تو را دید دلم، رفته امانم از وسوسه ی گندم موهای بهشتیت در شیب هبوطم به گمانم به گمانم با جادوی عشق تو رسیدم به جوانی انگار زلیخا شده محو جریانم نو می شود از منحنی خنده ی تو، ماه یک بوسه ی تو تازه کند روح و روانم روحم به جلا امده از بوی تو ای گل نطقم شده باز از تو و گل کرده بیانم منزوی

دلتنگی نفرین بدیه

گروه آندره سیمونیان مبدأ مختصات #اینچزبانم_دازگری_وری_وری_داردانلا از عمو به برادر زاده و از من به خیلیا

1|5 - Me and My Despair - The Beautified Project (320).mp39.01 MB

06 The Beautified Project - Grey.mp313.67 MB

1|1 - Bitter - The Beautified Project (320).mp36.44 MB

1|5 - Black Wooden Nest - The Beautified Project (320).mp310.89 MB

زیستنم را مکتوب میکنم پر است از غم و خشم و نفرت پر است از غوغا و هیاهو می‌نویسم و ناگاه قلمم به تو می‌رسد قلمم و قلبم به ضربان می‌افتد و تو در تمام ابیات آرامی و تو اینچنین مرا خوشنود می‌کنی و من با نوشتن تو نور را فرا می‌گیرم درمیابم که امید پابرجاست در میابم که هنوز جایی برای آرام گرفتن وجود دارد من تو را می‌نویسم و تو عشق خوانده می‌شوی

1|5 - Trapped Under Ice (Remastered) - Metallica (320).mp39.57 MB

« آسان ساخته نشدی که به سادگی ویران شوی!»

بک واش بزن روزگار کوفتی رو کنستانتین نمی‌بینی فلایینگ پلی شده؟ هنوز درگیر اون یه تیکه کیکی؟ مگه تموم نشده بود داستان قلعه و دختره با موهای بلند و پسره با اسب سفید؟ موهاشو کوتاه کرد و موندنی شد بالای برج، پسره هم اسبشو فروخت زد به زخم زندگی راستی از جهنم چه خبر؟

افتادن

Nada

No soul at all

مچاله

تنیده می‌شود کلمات از نهاد رنج و شکل میابد گذاره شکوه و تاریک می‌شود دیدارمان فعل مرگ خوش می‌شود نبودن خوش می‌شود

عازم دیار رنج آن غریب روزگار خوش ره نمی‌بردش الا به درد و درد بسی وفا کار است و رنج همراه است که در این رشته های به هم تنیده لبخند رخ نمی‌دهد گسست و رفتن بی آنکه سخنی بگوید

غوغا میکند درد می‌کشد فریاد می‌زند صدایش به کس نمی‌رسد سقوط می‌کند امتداد می‌یابد انحنا می‌یابد برخورد می‌کند و می‌میرد

من به سزای دلتنگی به نارون سبز گره می‌خورم کور می‌شود قبر می‌شود نبش قبرش می‌کنند دگر این روح جوانه نمی‌زند اما

سیگار میشوم به لب می‌رسم لبریز می‌شوم قهوه‌ی تلخ مرگ می‌شوم عاقبت می‌شود عقوبت می‌شوم