چشمهایش
Open in Telegram
2 451
Subscribers
-1624 hours
-857 days
-11230 days
Posts Archive
2 450
قاصدکی را دیدم
بر شانهی باران، خسته و تنها
نه به سوی خورشید، که به سوی خاموشی میرفت
شهریور بود
درختها داشتند خداحافظی را تمرین میکردند
برگ به برگ، آرام، بیآنکه کسی بشنود
باران که میبارید
انگار اشکهای تابستان بود
که دیگر جایی برای ماندن نداشت
قاصدک روی آب افتاد،
هیچ بادی نبود که او را به رؤیایی برساند
فقط شهریور بود
و سکوتِ خیسِ خیابان
و یک پنجره که آرامآرام بسته میشد؛
من ماندم
با دستهایی خالی از تابستان
و قاصدکی که دیگر برنمیگشت
شهریور همیشه همینطور است
میآید
چیزی را با خودش میبرد
و میرود....
#باران_مقدم. ۴۰۵/۰۶/۱۶
2 450
.
بگذار، كه بر شاخه اين صبح دلاويز
بنشينم
و از عشق سرودي بسرايم
آنگاه، به صد شوق،
چو مرغان سبكبال ،
پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم …
#فریدون_مشیری
2 450
دووم بیاریم. دووم بیاریم. پاییز میرسه و ما باز دلمون میگیره و فکر میکنیم پاییز وقتِ رفتن نیست. بازم چهرازی گوش میکنیم. بازم جمشید... پاییز میاد و ما از کویر وحشت رد شدیم. زندهایم. ما زنده میمونیم. بخاطر نارنگیا. حتی اگه امسال پاییزه نارنگی بشه کیلویی هشتاد تومن. ما میمونیم. دووم میاریم. نبینم یه خال مو از سرتون کم بشهها... نارنگیا دارن میرسن. انارها، خرمالوها... ما زنده میمونیم.
•الهام فلاح
2 450
با چه کسی تو این ماشین و جاده
دوست داری چه موزیکی گوش بدی ✨
موزیک رو تو کامنت بفرست باهم گوش کنیم.
2 450
خدا اگر بودم
تو را به کسی نمیدادم
برای خودم بر میداشتم و
از کائنات میزدم بیرون..
عباس معروفی
2 450
آیا تو یک نفری؟
یا مجموعه نفراتی؟
یا ترکیبی از اشارههای سراسر تصادفی از
چهرههای عزیزی هستی که میشناختهام؟!
#رضا_براهنی
2 450
امروز
آفتاب را ببوی
و یک قاشق عشق
چاشنی ِ تمام فنجان هایت کن!
امروز رها باش
چون باران ِ بی هوا
چون آوازِ پرنده ها
چون خیال ِ آنکه دوستش داری...
✍🏻 معصومه صابر
