en
Feedback
طنزیمات ادبی

طنزیمات ادبی

Open in Telegram

«لبخند اصل را فقط از ما بخواهید» ✍️«طنزیمات ادبی» کانال مرجع است به‌روز و به‌لحظه حتّی! کپی ممنوع⛔️، فوروارد آزاد✅❤️ تماس با ما: @shirdel_1358

Show more
5 055
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-130 days
Posts Archive
#طنزیمات_ادبی افتادن سقف خانه بر خانه ببین ویرانه ببین دوباره ویرانه ببین پرسید اگر کسی که دق چیست بگو در خاک وطن جنگ دو بیگانه ببین #رحیم_رسولی @khertenagh @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی ساقی به زور باده فلان کن فلانِ ما آن‌گونه شد از این‌همه مشکل، دهان ما کِی از رسانه‌ها خبری خوب می‌رسد؟ گوریده شد به جان «حیاتی» روان ما از شیخ و شاه هیچ نصیبی نبرده‌ایم تنها شدند واسطۀ زایمان ما ما را چنان به بندگی خویش می‌کشند کز کش‌کشانشان شده کشسان میان ما از عقل و عشق هرچه بگوییم روضه است والله زندگی شده حلواپزان ما معشوق خلق، بکر و جوان است و عین حور مادربزرگ و مادرِ وی شد از آن ما ما در پیاله عکس کسی را ندیده‌ایم ما بی‌پیاله‌ایم... مگر استکان ما در استکان چایی ما جز تفاله نیست آن هم نمی‌دهد احدی را نشان ما جز گور از زمین خدا سهم ما نشد غیر از بلا چه آمده از آسمان ما نان می‌خورند پاچه‌خور و کاسه‌لیس هم آزادگی ولی نشده‌ست آب و نان ما دنیای ما که آخرت ابن‌ملجم است بی‌فایده‌ست فاتحۀ بستگان ما حقا به کام کور و کران است این جهان حقا که خاک بر سر و اف بر جهان ما «چون دوست دشمن است شکایت» نمی‌کنیم! بر باد می‌دهد سر ما را زبان ما یا رب! بیا و حداقل بدترش نکن چون نیست قیر و قیف شما در توان ما! #رضا_احسان_پور @rezaehsanpour @tanz20 👈 پ‌ن: ساقی به‌نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما (حافظ)

#طنزیمات_ادبی شیخ پیری به روز عاشورا در محل کرد مجلسی برپا نوحه ای خواند و ضجه ای سر داد از خیانات کوفه و بغداد با دل داغدار و حال پریش کوفت بر فرق و کند موی از ریش ناگهان گفت حضرت زینب در دل نینوای در آن شب آتشین لاله شد به گلگون باغ کرد هی با برادر آلو.... داغ! وسط قیل و قال و گفت و شنید مرد رندی پرید از او پرسید که در آن دشت پر غم و غصه بود آلو کجای این قصه ؟! شیخ فرمود کِای خر بی غم از کتاب ست انچه من خواندم دوستان زین سخن عجب کردند آن کتابت از او طلب کردند شیخ خطی به زیر واژه کشید گفت با طعنه که بفرمایید! همه دیدند خوانده خنگِ الاغ عوضِ "اَلوِداع"، "آلوداغ" مثل اینکه مگس در این مابین نقطه ای را چکانده روی عین! همه گفتند شیخنا! هشدار کن کمی فکر قبل هر گفتار خط زیبا به خواندنت شد زشت متن دین را خدا که بد ننوشت! آنچه دیدیم از شما این بار بود مشتی نمونه ی خروار #احسان_ناصر @ehsaniatt @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی مداح جوان سینه زنان رفت به شام همراه صدای کاروان رفت به شام گفتند که شام از دهن می افتد از روضه کوفه ناگهان رفت به شام #عباس_صادقی @tanz20 👈

ایّام عزاداری مظلوم شهید است لعن است که در پشت سر شمر و یزید است در عهد حسین‌بن‌علی شمر یکی بود امروز به هر گوشه دو صد شمر پلید است بر هر که زنی دست یزیدی‌ست ولیکن خونخواری او طبق ره و ‌رسم جدید است شمر مد امروز سلاحش عوض تیغ دونبازی و دوز و ‌کلک و وعد ‌و وعید است جان تو گرفته‌ست و‌ بوَد باز طلبکار فحشت دهد و منتظر قبض رسید است! در دست رئیسی قلمی دیدم و گفتم این نیست قلم، بهر درِ فتنه کلید است آن‌مرد ‌که لعنت ز پی شمر فرستد خود می‌کند آن ظلم که از شمر بعید است زین قوم دغاپیشه عجب نیست که بینی گر آب به حلق تو بریزند، اسید است ای حرمله آن‌کو به بدی از تو‌ برَد نام امثال تو را از سر اخلاص مرید است در پرده کند فخر به شاگردی ابلیس در ظاهر اگر پیرو قرآن مجید است القصّه ز بیداد گروهی بتر از شمر هر‌جا نگری خسته و مظلوم و شهید است زنده‌یاد #ابوالقاسم_حالت ۱۳۴۴/۲/۱۴ @tanz20 👈

در مورد نقشه های شیطانی شمر بی‌رحمی و خوی غیر انسانی شمر امسال دوباره روضه‌خوانی داریم در مسجد شهر با سخنرانی شمر #محمد_باباصفری @chatrenejat @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی باید در این هوای مکدر چه کار کرد با این غروب دلهره آور چه کار کرد باید نشست ، مثل مترسک میان باغ عمری به پای یونجه و شبدر چه کار کرد گیرم که نسل سرو و صنوبر، عقیم بود نسل هویج و برگ چغندر چه کار کرد کم زخم خورده ایم و کنایه شنیده ایم؟! باید برای باغچه ، دیگر چه کار کرد گاهی نشسته ای و به این فکر کرده ای مزد آن گرفت جان برادر چه کار کرد وقتی که حکم تخلیه دارد ، به دزد چه؟ قاضی چه کار کرد و کلانتر چه کار کرد عمری نشست ، گوشه ی دیوار و فکر کرد باید برای رد شدن از در چه کار کرد عیسی پیاده آمد و با خر به عرش رفت خواجه که با خر آمده با خر چه کار کرد آخر چه قدر؟! یعنی از این هم درازتر؟ منظور ما شب است ، قلندر چه کار کرد حالا که آب نیست ، شنایش گرفته است وقتی که آب بود ، شناگر چه کار کرد هی فکر می کنیم که وقتش اگر رسید باید که در زمان مقرر چه کار کرد هی فکر می کنیم و به جایی نمی رسیم باید که با جماعت بی سر چه کار کرد هی عقده عقده ریخت به خودکار و دم نزد هی واژه واژه ریخت به دفتر چه کار کرد اصلن بقای عمر شما هر چه خاک ماست با خاک مرده می شود آخر چه کار کرد "مرغ سحر" که این همه می خوان "شدخزان" با جوجه های آخر آذر چه کار کرد آهش گرفت هر چه پدر داشتیم سوخت الله واکبر از دل مادر چه کار کرد نه اهل باوریم و نه انکار می کنیم باید میان این بد و بدتر چه کار کرد گفتی برابری و نگفتی که می توان با این همه حقوق برابر چه کار کرد تیراست این نه شاخه ی زیتون ، نگاه کن صلح تو با دهان کبوتر چه کار کرد با ما برادران مسلمانِ کینه توز معلوم نیست دشمن کافر چه کار کرد هی می خوریم خون هم و تشنه ایم باز قربان آب زمزم و کوثر چه کار کرد ما حرف داشتیم و تریبون نداشتیم واعظ که داشت این همه منبرچه کار کرد حتی به قدر نوک قلم هم فضا نداد با او مگر دو قطره ی جوهر چه کار کرد دیشب دوباره گفت که آن ور قیامت است معلوم نیست باز از این ور چه کار کرد #رحیم_رسولی @khertenagh @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی واقعا این همه ایثار، تَفاخُر هم داشت جای تقدیر ِ اساسی و تشکر هم داشت فارغ از بحث ِ سیاسی و جناحی، این جنگ... چند تا زنگ ِ خطر، نقد و تذکر هم داشت فی‌المثل کشورمان داشت اُورانیوُم اگر چند جاسوس و "از این دست عَناصُر" هم داشت پدرم خاک ِ خودش را به دو گندم نَفُروخت از شما گرچه دِلی خون و دِلی پُر هم داشت پشت ِ این کِشور و پُشت ِ وطنش دَرآمد نسل ِ زِد که به شما حس ِ تَنَفُر هم داشت آنکه "بی‌حُجب و حیا" نیز خطابش کردید غیرتی بیشتر از اهل ِ تظاهر هم داشت عِرق ِ مِلّی که فقط مال ِ شما تنها نیست شاید این "عِرق" یک انسان ِ عَرَق‌خُور هم‌ داشت دوش فهرست ِ شهیدان وطن را دیدم مُطرب و شاعر و خواننده و دکتر هم داشت این همه ساز ِ مُخالف زده‌اید و نزدید.. ساز ِ کوکی که "عَلیزاده و کَلهُر" هم داشت #محمود_برزین @barziiiiiin @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی بس که جان را  از  کفِ سلّاخ در می‌آوریم روز و شب دائم  صدایِ آخ در می‌آوریم آن قدَر اینجا دروغ و بی‌حیایی دیده ایم کم‌کم از کارِ شماها شاخ در می‌آوریم می رسد روزی‌که خود را باز پیدا می‌کنیم گنج ها را از درون کاخ در می‌آوریم پرده می افتد زمانی‌که شما را تک به تک مثل کرم از داخلِ سوراخ در می‌آوریم درجواب ریشخند عدّه ای ما هم شبی شستِ خود را بابت بیلاخ در می‌آوریم! #فرامرز_ریحان_صفت @tanz20

#طنزیمات_ادبی بس که  جان را  از  کفِ سلّاخ  در می آوریم روز  و  شب  دائم  صدایِ  آخ  در می آوریم آن قدَر اینجا دروغ و بی‌حیایی دیده ایم کم‌کم از کارِ شماها شاخ در می‌آوریم می رسد روزی که خود را  باز پیدا می‌کنیم گنج ها را از درون کاخ در می‌آوریم پرده می افتد زمانی‌که شما را تک به تک مثل کرم از داخلِ سوراخ در می‌آوریم درجواب ریشخند عدّه ای ما هم شبی شستِ خود را بابت بیلاخ در می‌آوریم! #فرامرز_ریحان_صفت @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی خسته‌ست ولی دوندگی را بلداست بسته‌ست..ولی پرندگی را بلد است این کفتر تیرخورده! ایران بزرگ با این‌همه مرگ! زندگی را بلد است #حمید_رستمی @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی دور ما طی شد، به ما دادند میزِ دیگری میز قبلی مرحمت شد بر عزیزِ دیگری نذر کردم از خدا توفیق خدمت خواستم تا که بردارم به سمت میز خیزِ دیگری میز چون خط مقدم، پست همچون جبهه ایست فتح شد با لطف یزدان خاکریزِ دیگری هرکه اینجا شد مقرب تر، به جز جام بلا می‌دهندش از قضا میز عریضِ دیگری شد مدیر قبلی ما، متهم بر اختلاس متهم کردند ما را هم به چیزِ دیگری میم چ، بعد از فرارش خانه در لندن گرفت عین نون هم گشت ساکن در ونیزِ دیگری داد سر، تا مُهر آمریکا به پاسپورتش نشست پشت میزش نعره‌ی دشمن ستیزِ دیگری حاجی ما هم گرفتار پرستویی شد و شد اضافه بر عیال او کنیزِ دیگری دولتا، لطفی کن و از بخت ما بیرون بِکش ناترازی را فرو کن در پریزِ دیگری #عباس_احمدی @abbasahmadi57 @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی دلربایی می‌کند با پاچه و ران گوسفند قیمتش بالاتر است از جان انسان گوسفند چون که حالا خون او از خون ما رنگین‌تر است چشم غره می‌رود گاهی به چوپان گوسفند کره خر پرسید از قاطر که در این چند وقت راه می‌آید چرا مست و خرامان گوسفند؟! می‌تواند با فروش پشم‌های زائدش چند صد ویلا بسازد در لواسان گوسفند گرچه در اطراف ما قانون جنگل حاکم است توی این جنگل ولیکن هست سلطان گوسفند بعد از این هی طبع شعر شاعران گل می‌کند می‌زند تا زیر بع بع زیر باران گوسفند خواب می‌دیدم پریشب که به جای توله سگ بود دست بچه قرطی‌های تهران گوسفند می‌چرد هرجا بخواهد می‌خورد یک عالمه چون که مثل ما ندارد غصه نان گوسفند تا که چاقو را نشان دادیم، با یک پوزخند گفت کی ترسیده از چاقوی زنجان گوسفند؟ از مریدان توییم و پاچه‌خواران توییم لطف کن با قیمتت ما را نترسان گوسفند شیخ اگر که با همین فرمان براند عنقریب می‌نشیند توی نیسان پشت فرمان گوسفند ای مدیر محترم، ما مردم خوب و نجیب ساده هستیم البته اما نه چندان گوسفند آه می‌ترسم در این اوضاع مالی عاقبت گیرمان حتی نیاید عید قربان گوسفند #محمدحسین_مهدویان @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی وزیر خارجه باید ز هم گسسته نباشد مذاکرات فقط پُشت درب بسته نباشد گرفته‌اند چنان شُل که میخوریم همه سِفت  از این مذاکره امّا دلی خجسته نباشد خبر رسیده که  دشمن نوشته اوّل هر بند که هیچ نقطه مجهّز به بمب هسته نباشد سپاه و ارتش و نیروی انتظامی ، هم جمع عدو شود سبب خیر و دار و دسته نباشد نمی‌رسد به سرانجام هر  زمان که وزیری به زیر خطّ فلاکت اگر نشسته نباشد نخواه منّتِ یارانه ای که هست سُس مثقال قرار ما و شما بود تا به دسته نباشد  بریز طبق تورّم ! که پیر باده بریزد به هر پیاله به شرطی فقط شکسته نباشد کسی که صیغه‌ی دائم نموده مامِ وطن را  بگو که صبح تو جمعه‌ بخیر ! خسته نباشد! #مهدی_خداپرست @m_khodaparast1 @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی تنها هنرش نکیر و منکربازی‌ست ما زنده و او به مُردنِ ما راضی‌ست دیگر چه توقعِ بهشتی داری از آنکه تخصصش جهنم‌سازی‌ست؟! #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی پیش خورشید جهان‌افروز ما فانوس کیست؟ هیچ مردابی نمی‌داند که اقیانوس کیست روزگاری پرده می‌افتد بشر پی می‌برد پاچه‌خوار و پاچه‌گیر و پادو و پابوس کیست درد بی فرهنگی ما زود درمان می‌شود جامعه وقتی بفهمد ناقل ویروس کیست من‌نمی‌دانم برو از هوش مصنوعی بپرس بی ادب،بی‌ریشه،بی‌فرهنگ،بی‌ناموس کیست مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس بین آقازاده‌های محترم جاسوس کیست #مسلم_حسنشاهی @moslemhasanshahi @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی قند را توی آب حل بکنی زهر زنبور را عسل بکنی دوستانت زیاد خواهد شد دشمنت را اگر بغل بکنی چشمهایت درشت خواهد شد بینی ات را اگر عمل بکنی قصد داری به کوری سرطان، سر خود را دوباره کل بکنی؟! نرد با بچه ها پر از سود است سعی کن یک کمی ضلل بکنی کُند دنبال بچه ها بدوی خویش را عامدانه شَل بکنی شاعری، موی را دراز کنی دکتری، کله را کچل بکنی سعی کن جای این اتل متلت قصه خویش را مثَل بکنی #منیژه_رضوان @kerkere_nime_baz @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دست سنگ خاییدن به دندان کوه ببریدن به چنگ لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مار پنجه با چنگال ضیغم غوص در کام نهنگ از سرِ پستان شیر شرزه دوشیدن حلیب وز بنِ دندان مار گَرزه نوشیدن شرنگ نرّه‌غولی روز بر گردن کشیدن خیرخیر پیره‌زالی در بغل شب برگرفتن تنگ‌تنگ از شراب و بنگ روز جمعه در ماه صیام شیخ را بالای منبر ساختن مست و ملنگ تشنه‌کام و پابرهنه در تموز و سنگلاخ ره بریدن بی‌عصا فرسنگ‌ها با پای لنگ طعمه بگرفتن به خشم از کامِ شیر گرسِنه صید بگرفتن به قهر از پنجهٔ غضبان‌پلنگ نقش‌ها بستن شگرف از کلک مه بر آب تند نقب‌ها کردن پدید از خار تر در خاره‌سنگ روزگار رفته را بر گردن افکندن کمند عمر باقیمانده را بر پا نهادن پالهنگ یار را زافسون به کوی هاتف آوردن به صلح غیر را با یار از نیرنگ افکندن به جنگ صد ره آسانتر بُوَد بر من که در بزم لئام باده نوشم سرخ و زرد و جامه پوشم رنگ‌رنگ چرخ گرد از هستی من گر برآرد گو برآر دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ  #هاتف_اصفهانی @Ketab_va_hekmat @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی خداوندا مرا آن ده که آن به بهی گر نیست سیبی در کفم نه بهشتت از کف آدم نمی‌رفت به جای سیب اگر می‌کاشتی به شراب خلد بی شلاق و شرطه تماما بیمه بودیم از سوانح مرا آن به که سرمستی بیاید همه نوشیدنی‌ها را به من ده که هر چه خوردنی بوده‌ست خوردند زمین‌خواران و سلطانان، زهازه! می‌آرد فربهی ناتندرستی نباید مردمان باشند فربه چنین که میخورندی کشورم را به زودی می‌شود اندازه‌ی ده فشار از پیش و پس آن قدرها هست که دارد استخوانها می‌شود له همه آرش پر از خشم و غرورند کمان دارند اما فاقد زه هوا آلوده و مسموم و دودیست ولی مسئولها هستند صالح خدایا دود بر این دود افزای مدیران را مکن با ما مواجه اگر دودی نداری، گردبادی کمی طوفان و یا چیزی مشابه اگر نادیدنی هستی ولیکن تویی عاقل و یکفیه الاشاره اشاره، «های» ناملفوظ دارد خطا گر هست اما نیست واضح #سعیده_موسوی_زاده @khalekhanbaji @tanz20 👈

#طنزیمات_ادبی ما از تمام مردم بیگانه سر بودیم بی بیست‌وسی از رنج دنیا بی‌خبر بودیم دروازه‌های باز روو سوی تمدن بود گیر فریب و حقه‌‌های پشت در بودیم هر جا سخن از اعتبار نام و ویزا بود ما بین کشورهای دنیا معتبر بودیم از بس تناقض بود در کار و نفهمیدیم ثابت شده ما مردمانی کور و کر بودیم عمر و جوانی رفت و آزادی نشد حاصل ساکت نمی‌ماندیم اگر مرد خطر بودیم معلوم شد با دشمن از روی بصیرت هم در پشت پرده هم‌کلام و هم‌نظر بودیم وقت فریب آب و برق رایگان انگار قبل از زمان انفجار نور... ( انقلابی و با بصیرت و همیشه در صحنه) بودیم😂 #سام_البرز @sam_alborz @tanz20 👈