(محمد رحمانیفر) Bitik
Open in Telegram
1 671
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from APA News (آپا نیوز)
💢 ایراندا «ایران شهری» آدلی مکتب یارادیلیب و بو مکتبه بؤیوک مالییه آیریلیب. مکتبده ۲۵۰۰ ایل بوندان اؤنجهدن بو گونه قدر ایران آدیندا اؤلکه و ذهنیتینین اولدوغونون تبلیغی ایله مشغول اولورلار. گویا آرا-سیرا بو اراضیلره تورکلر، عربلر، موغوللار صرف غارت اوچون گلمیش و ایران هر زامان بو جغرافیادا مؤوجود اولموشدور.
💢 ایرانین داخیلینده فرقلی میللتلر وار، همین میللتلر اعتراضلاردا اؤز سؤزلرینی دئیهجک و رژیمه بؤیوک تأثیرلری اولاجاق.
💢 باش وئرن اعتراضلاردا فارسلاری گؤرمهدیک. بونون ده ایکی سببی وار: ۱. ایران پارچالانا بیلر. فارسلار بوندان قورخدولار. ۲. رضا پهلوینی اؤلکهنین خاریجیندن لیدر کیمی تقدیم ائتمهیه باشلادیلار. رضا پهلوینی هئچ فارسلارین اکثریتی بئله قبول ائتمیر. اونون لیدر کیمی تقدیمی نه دئمکدیر؟ بو ایکی عامل فارسلاری قورخوتدو، اونلار اعتراضلارا قوشولمادی.
💢 تورکلره گلدیکده ایسه، اونلاری کوردلرله قورخوتدولار. سپاهین بونونلا باغلی آپاردیغی تبلیغات سیاستینین شاهیدی اولماق او قدر ده چتین دئییل.
مصاحبه
https://apa.az/az/guney-azerbaycan/iran-guney-azerbaycanda-novruz-adetlerimizi-nece-deyisdirir-arasdirma-756164
ایران حوکومتینین گونئی آذربایجان تورکلرینین بایرام دبلرینی قالدیریب یئرینه فارس دبلرینی اورتورتماق چابالاری…
آذربایجان جمهوریتی آپا خبر آژانسی طرفیندن یایینلانان یازیم.
#سوسن_نواده_رضی خانیم گئرچکدن اؤرنک بیر آذربایجان قادینی ایدی. آنا دیلیمیزی، فولکلوروموز و قادین حاقلارینی قوروماق اوغروندا دَیرلی ایشلر گؤردو. آنجاق اونون بؤیوکلویو سادهجه گؤردویو ایشلرده دئییل؛ ایرادهلی، آلنی آچیق، باشی اوجا آما عین حالدا آلچاق گؤنوللو شخصیتینده ایدی...
#باشین_ساغ_اولسون_آذربایجان
🎭شبیخون فرهنگی #حاجی_فیروز به سرزمین #کوسا_و_کچل
📝چند سالی است با فرا رسیدن فصل بهار در برخی از نقاط آذربایجان با چهرههای نامأنوسی همچون حاجی فیروز مواجه میشویم. تا جایی که حتی در برخی از مدارس پیشدبستانی، کودکان ما را با تماشای چنین شخصیتی به استقبال بهار میفرستند. شخصیتی که نه تنها هیچ جایگاهی در فرهنگ غنی #آذربایجان ندارد، بلکه الگوی بسیار نامطلوبی هم برای جامعه و به ویژه برای کودکان محسوب میشود.
📝شخصیت لاغراندام و روسیاهی که از یکسو نماد دوران ارباب و رعیتی و عصر بردهداری محسوب میشود و از سوی دیگر نماد #فرومایگی و تملق! شخصیتی که در ازای مبلغ ناچیزی، در برابر هر کس و ناکسی به خوشرقصی و #چاپلوسی روی میآورد و همه را #ارباب خود خطاب میکند. به عبارت دیگر، شخصیتی که شخصیت انسانی خویش را به چند سکه ناچیز میفروشد. به گمانم ناگفته پیداست که نمایش چنین شخصیت هرزهای در مراکز آموزشی ما چه تاثیرات مخربی میتواند بر روند تکوین شخصیت کودکان ما داشته باشد.
📝این در حالی است که نیاکان آذربایجانی ما با نمادهایی همچون کوسا و کچل به استقبال بهار میرفتهاند. کچل نماد زمین زمستانزده است. زمستانی که همه گیاهان و شکوفهها را از تن زمین برکنده و آن را به خاکی لخت و عاری از گیاه تبدیل کرده است و کوسا نماد بهار و نماد زایش مجدد است.
📝میدانیم که در زبان ترکی کوسا به کسی گفته میشود که ریشهای کمپشتی داشته باشد. این را نیز میدانیم که با اینکه با آمدن بهار زمین جان میگیرد و گیاهان شروع به رویش میکنند ولی این رویش به صورت تدریجی اتفاق میافتد و چنین نیست که زمین به یکباره سبزپوش شود. انتخاب کوسا به عنوان سمبل بهار، حاصل همین آگاهی بوده است.
📝کوسا و کچل برخلاف حاجیفیروز، کسی را ارباب خود خطاب نمیکنند و برای کسی چاپلوسی نمینمایند. بلکه در نمایش خود، مبارزه بیامان نیروهای حیات و زندگی با نیروهای مرگ و نیستی را به تصویر میکشند. هرچند به مناسبت فرارسیدن بهار و همزمانی این پدیده با جشنهای آغاز سال نو، نمایش مزبور جنبه کمیک و خندهدار به خود میگیرد ولی در نهایت با پیروزی کوسا یعنی نماد زندگی بر کچل یعنی نماد مرگ، تماشاگران این نمایش کمیک به استقبال بهار میروند.
📝سخن آخر: بیایید فرهنگ باشکوه خود را قدر بدانیم و در حفظ و گسترش آن کوشا باشیم.
🖊 #محمد_رحمانی_فر
نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ آذربایجان
🔺پینوشت: هرچند پارهای از اسطورهشناسان سعی کردهاند برای شخصیت حاجیفیروز تاریخی چندهزار ساله بتراشند و برای وی موجودیت اسطورهای تعریف کنند، آنچه که امروز در برابر دیدگان ما و کودکان معصوم ما به نمایش درمیآید هیچ ربطی به آنچه که آنها میگویند، ندارد و همانگونه که گفتم تاثیرات مخربی بر شخصیت اجتماع ما دارد. @Rahmanifar_Mohammad
https://cebheinfo.az/musahibe/mehemmed-rehmanifer-guneyi-xilas-ede-bilmesek-iranda-azerbaycan-turku-qalmayacaq-musahibe
Məhəmməd Rəhmanifər: “Güneyi xilas edə bilməsək, İranda Azərbaycan türkü qalmayacaq”- MÜSAHİBƏ
خیلی علاقه داشتم پیش از اینکه بمیرد و روحش به کوروش موهوم بپیوندد، یک مناظره با او داشته باشم. دو بار هم به مناظره فراخواندم. ولی هر دو بار از رویارویی با من طفره رفت. چون عادت داشت مثل اهل منبر متکلم وحده باشد و فقط برای مریدان بیسوادش سخنرانی کند!
#آذربایجان-ین #atv کانالی ایله دانیشیغیمدا بونلاری یانیتلادیم:
۱- نهدن مونیخ کونفرانسینا ایرانین رسمیلری دئییل، موخالیفلری چاغیریلدی؟
۲- مونیخ کونفرانسینا چاغیریلان ایران رژیمینین مخالیفلری گونئی آذربایجان مسالهسینه نئجه باخیرلار؟
@Rahmanifar_Mohammad
#آذربایجان-ین #arb24 کانالیندا #خوی_زلزلهسی نتیجهسینده ائولرینی الدن وئرنلر حاققیندا دانیشدیم:
ایران حکومتینین سؤزده یاردیم آدینا وئرهجهیی بانک وامی ایله دئییل ائو، چارداق بئله تیکمک اولماز!
@Rahmanifar_Mohammad
ننگ #جشن_سَده سال ۲۵۸۱ شاهنشاهی (!) تا قیامت در حافظه تاریخی ملت تورک آذربایجان خواهد ماند همانگونه که ننگ پخش #خنده_بازار در شب زلزله ورزقان در خاطرمان ماند. این لکهها از دامن ناپاک سلطنتطلبان و ولایتمداران مرکزگرا پاک نخواهد شد!
#زلزله_خوی
#کانکس
در یک طرف، زلزلهزدههایی که در سرمای جانسوز #آذربایجان یک شب را بدون چادر سپری کردهاند و در طرف دیگر یک رژیم اشغالگر استعماری که به جای ارائه چادر با ماشین یگانویژه به روی آنها آب میپاشد!
اگر تعریف رژیم استعمارگر و ملت تحت استعمار را نمیدانید این ویدیو برایتان تعریف میکند.
#زلزله_خوی
@Rahmanifar_Mohammad
#فوری
#زلزله شدیدی شهرستان #خوی در استان #آذربایجان_غربی را لرزاند. میزان خسارات مخصوصاً در روستاها خیلی بالاست. هنوز آسیبدیدگان زلزله قبل خوی، در دمای ۱۰ درجه زیر صفر در چادر به سر میبرند. به یاریشان بشتابیم و نگذاریم جمهوری اسلامی در سکوت رسانهای آنها را به حال خود رها کند
@Rahmanifar_Mohammad
Repost from (محمد رحمانیفر) Bitik
قاجاریه و روایتهای سیاه و سفید تاریخی
🖊 #محمد_رحمانی_فر
📝چندی پیش مطلبی کوتاه در خصوص ارزش بالای پول ایران در دوره #قاجار نوشته بودم و اشاره کرده بودم که علیرغم تمامی نابسامانیهای داخلی و خارجی، ارزش این پول در برابر ارزهای معتبر خارجی تا حدود زیادی ثابت ماندهبود. ظاهراَ بیثباتیهای اخیر در بازار #ارز و #سکه موجب شده، آن مطلب مجدداً از سوی برخیها مورد توجه قرار گیرد. البته، در این میان، یکی از این افراد، سرزمینهای از دست رفته در دوره قاجار را به اینجانب متذکر شد.
📝برای پاسخ دادن به چنین اظهار نظری سه راه داشتم. روش اول این بود که با یک جواب کوتاه به نامبرده متذکر شوم که اظهار نظر وی هیچ ربطی به موضوع مطرح شده از سوی اینجانب نداشتهاست. روش دوم این بود که از وی بخواهم نقشه ایرانِ قبل و بعد از قاجار را مورد ملاحظه قرار دهد. روش سوم هم این بود که عوامل داخلی و خارجی از دست رفتن سرزمینهای مزبور را برای وی تشریح نمایم تا بداند که نمیتواند پادشاهان قاجار را تنها مقصرین این ماجرا بداند.
📝اما به نظر میرسد چنین افرادی بیشتر از آن که منتظر پاسخی باشند، صرفاً به دنبال ادای تکلیف تاریخی خویش هستند. به زعم اینها، #تاریخ یک سرزمین آکنده از صفحات سیاه و سفیدی است که البته سیاهی و سپیدی این صفحات را نه حقایق و وقایع تاریخی، بلکه پیشفرضهای #ذات_گرایانه خود آنها رقم میزند. به تعبیر سادهتر، اینها تاریخ را از ورای عینک سیاه و سفید #ما و #دیگران مینگرند. آنچه مربوط به تاریخِ مایِ تاریخی آنها باشد، باید سفید دیدهشود حتی اگر سیاهترین رویداد تاریخی باشد و آنچه مربوط به تاریخ دیگران باشد باید سیاه دیده شود حتی اگر سفیدترین رویداد تاریخی باشد.
📝بر پایه چنین رویکرد جزماندیشانهای است که تاریخنویسان ایرانی، مخصوصاً در مواجهه با تاریخ بعد از اسلام، با چشمپوشی از واقعیات تاریخی و با نگرش گزینشی به تاریخ، شکوه امپراتوریهای عظیم ترکها در این سرزمین را مورد غفلت و حتی مورد انکار قرار میدهند و از سوی دیگر معدود حکومتهای محلی فارسزبان را مورد تمجید و ستایش قرار میدهند.
📝آنهایی که گمان میکنند #قاجار سرزمینهای آنها را از دست داده است قبل از همه چیز نگاهی به نقشه ایران در دوره #زندیه بیندازند و ببینند که قاجار کدام ایران را از زندیه تحویل گرفته بود و آنگاه از خود بپرسند که چرا تا به حال زندیه را مورد انتقاد قرار ندادهاند. چرا پهلویها را به خاطر از دست دادن #بحرین سرزنش نمیکنند؟ بماند که این عزیزانِ ناآگاه که بازیچه تاریخسازیهای #ذات_گرایانه و #جزم_اندیشانه شدهاند هیچگاه با منطق تاریخ آشنا نخواهند شد.
📝#منطق_تاریخ به ما میگوید که تمامی امپراتوریهای تاریخی، کشورگشاییهای خود را از یک منطقه بسیار کوچک آغاز کرده و در دوران #اوج خود سرزمینهای بسیاری را به خاک خویش ضمیمهکردهاند ولی همان امپراتوریها در دوران #افول خود رفته رفته سرزمینهای فتح شده را از دست دادهاند و در غالب اوقات پیش از آن که به طور کامل از بین بروند دوباره در یک محدوده کوچک سرزمینی به حیات خود ادامه دادهاند. یعنی دوباره به همان جایی برگشتهاند که روزگاری از همان جا کارشان را آغاز کرده بودند. با این تفاوت که دیگر توان و حتی انگیزه روزهای نخستین را از دست داده بودند و این بار فاتحی دیگر میبایست از منطقهای دیگر که به پا خیزد و دست به کشورگشایی زند...
🔖پ ن:
1- این نوشته به منزله توجیه کاستیها و ضعفهای قاجاریه و سایر امپراتوریهای ترک نیست، بلکه تلنگری است به شستن چشمهای غبارآلود و دیدن تمامی حقایق و وقایع تاریخی.
2- تاریخنویسان ایرانی با چشمپوشی عمدی بر روند تکوین فرآیندها و پدیدههای تاریخی، با سیاهنمایی تمامعیار در مورد قاجاریه و با اسطورهسازی در خصوص شخصیت رضاخان اغلب دستاوردهای دوران قاجار را به نفع رضاخان مصادره مینمایند.
t.me/BitkEvi
Repost from (محمد رحمانیفر) Bitik
نگرشهای جدید در حوزه قاجارپژوهی
🖊#محمد_رحمانی_فر
تاریخنویسی ذاتگرایانه ایرانی در بسیاری از موضوعات تاریخی از جمله در خصوص قاجار چارچوبهایی را ترسیم کرده که عبور از آن خطوط ترسیمی گناهی نابخشودنی محسوب میگردد و کسی حق ندارد روایتی متفاوت از تاریخ این دوره ارائه نماید. به عنوان مثال، سالها پیش، یکی از ژورنالیستهای آذربایجان، محمد علی ارجمندی، در خصوص قاجاریه مصاحبهای با یکی از پژوهشگران تاریخ آذربایجان، رضا همراز، ترتیب دادهبود که آن مصاحبه تا مدتها در هیچ نشریهای امکان انتشار پیدا نکرد. تنها دلیلش هم این بود که که محتوا و جهتگیری مصاحبه مزبور برخلاف نگرش حاکم بر جریان تاریخنویسی ایران در باب قاجاریه تلقی شده بود.
به نظر اینجانب، یکی از بزرگترین آفتهایی که میتواند در حوزه تاریخپژوهی دامنگیر یک ملت شود، نگرش دگماتیستی به مسائل تاریخی و عدم امکان ارائه تحلیلهای متفاوت در خصوص موضوعات گوناگون تاریخی میباشد. شکی نیست که تاریخ نه یک امر مقدس، بلکه یک امر علمی است و بایستی قوانین مربوط به پژوهشهای علمی بر آن حاکم باشد. به بیان دیگر، در حوزه تاریخپژوهی هیچ کس حق ندارد ادعا کند که حقیقت امر همان است که از پیش نوشتهشدهاست. بلکه، همواره باید راه را برای پژوهشهای جدیدتر و تحلیلهای متفاوتتر باز گذاشت.
سیاهنماییهای نویسندگان دوره مشروطه در باب قاجاریه برای من قابل درک است، حتی سیاهنماییهای نویسندگان دوره حکومت برآمده از کودتا یعنی سلطنت پهلوی در این باب نیز برایم قابل درک است. بدیهی است که نویسندگان دوره مشروطه برای اینکه بتوانند مردم را علیه سلطنت قاجار بسیج کنند، بایستی تا میتوانستند در خصوص کاستیها و نقاط ضعف آن دوره بزرگنمایی میکردند. در دوره پهلوی نیز برای اینکه از رضاخان یک شخصیت آرمانی بسازند، لازم بود تمامی محسنات پادشاهان قاجار و پیشرفتهای آن دوره مورد انکار قرار گیرد.
لکن، برای من قابل درک نیست که چرا تاریخپژوهان ایرانی حتی پس از سقوط رژیم پهلوی هم همان روال قبلی را ادامه دادند و نتوانستند خود را از این میراث شوم یعنی نگرش دگماندیشانه و غیر علمی در باب تاریخ قاجاریه نجات دهند! در این نوشته کوتاه، بیآنکه قصد داشته باشم در پی یافتن پاسخی برای این پرسش باشم، میخواهم شما را با معدود کسانی آشنا نمایم که توانستهاند خود را از سیطره این فضای غیر علمی حاکم بر پژوهشهای تاریخی دوران مورد اشاره نجات دهند و حرفی نو در این باب بر زبان آورند.
1- صادق زیباکلام، نویسنده کتابهایی همچون "سنت و مدرنیته" و "ما چگونه ما شدیم"، هم در کتابهای خویش و هم در مصاحبههایی که داشته، توانسته از حصار تنگ نگرش دگماتیستی به تاریخ دوران قاجار خارج شود و تحلیلی متفاوت از این دوره تاریخی ارائه نماید و در برابر کسانی که با این نگاه وی مخالفت میورزند، به صراحت عنوان نموده که: " شناخت ما از دوران قاجار، تبلیغات ایدئولوژیک دولتی است و سر سوزنی ارزش علمی ندارد."
2- سید محمد بهشتی، به عنوان رئیس کمیته ملی موزههای ایران، در یک مصاحبه تصویری با اشاره به پیشرفتهایی که در دوره قاجاریه در این کشور به وقوع پیوسته، اذعان میدارد که "متأسفانه ما دوره قاجار را از پشت عینک پهلوی داریم نگاه میکنیم"
3- مجید عرفانیان با نگارش مطلبی در روزنامه شرق تحت عنوان "ناصرالدین شاه؛ محبوب یا منفور؟" به تشریح دستآوردهای دوران سلطنت این پادشاه هنرمند، عکاس، نقاش، خطاط، شاعر، نوگرا و اهل سفر پرداخته و وی را "پادشاه اولینها" مینامد. پادشاهی که در دوره وی بسیاری از اولین مظاهر مدرنیته به ایران راه یافت.
سخن پایانی: همانگونه که مخاطبان گرامی اطلاع دارند، اینجانب در حد بضاعت خویش در زدودن غبار نشسته بر تاریخ دوران قاجار تلاشهایی هر چند اندک به جا آوردهام و اکنون بسیار خوشحالم که میبینم از سوی پژوهشگرانی که حوزه فعالیتهای آنها لزوماً آذربایجانپژوهی نیست نیز چنین تلاشهایی، هرچند اندک، صورت میپذیرد. شکی نیست که اشاره به نام چند پژوهشگر در این نوشته کوتاه به منزله تایید تمامی دیدگاههای تاریخی و غیر تاریخی ایشان نمیباشد. با این حال نباید فراموش کرد که به قول حضرت مولانا: "خوشتر آن باشد که سر دلبران***گفته آید در حدیث دیگران"
t.me/Rahmanifar_Mohammad
