en
Feedback
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی

کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی

Open in Telegram

این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانی‌های متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آن‌ها ایجاد شده است.

Show more
2 178
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+730 days
Posts Archive
Repost from طرحی‌نو
💠⁠ دوره جامع درمان متمرکز بر شفقت (cft) 🖊مدرس: دکتر مهرنوش اثباتی (دکترای تخصصی‌ روانشناسی، متخصص و مدرس در حوزه روان درمان
💠⁠ دوره جامع درمان متمرکز بر شفقت (cft) 🖊مدرس: دکتر مهرنوش اثباتی (دکترای تخصصی‌ روانشناسی، متخصص و مدرس در حوزه روان درمانی و آموزش رویکرد های شناختی رفتاری) 💠اطلاعات دوره : 📍جمعه ها از ۱۵ دی ۱۴۰۲ 📍به مدت ۸ هفته 📍ساعت برگزاری: ۸:۳۰ الی ۱۳:۳۰ 📍مدت دوره : ۴۰ ساعت 📍پرداخت شهریه در ۳ قسط 📍#کیفیت_این_دوره_تضمین_می‌شود. (امکان عودت کلیه شهریه واریزی در صورت عدم رضایت پس از جلسه دوم) 📍 ۱۰٪تخفیف، ویژه اعضای باشگاه مخاطبین طرحی‌نو (کلیه افرادی که تاکنون در یکی از دوره‌های طرحی‌نو ثبت‌نام کرده‌اند.) 📍امکان پرداخت شهریه در ۵ قسط ویژه کلیه افرادی که تاکنون بیش از ۳ دوره در طرحی‌نو ثبت‌نام کرده‌اند. 📍برگزاری به صورت #آنلاین در پلتفرم زوم 📍 ارسال ویس دوره 📍امکان بازبینی فیلم کلاس به مدت یک هفته 💠 به همراه صدور گواهی‌نامه معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی و ارسال رایگان و هدیه‌ی ویژه از طرف طرحی‌نو، همراه با امکان استعلام برای دریافت #اصالت_گواهی 💠 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: @tarhinow10 #دکتر_مهرنوش_اثباتی #درمان_مبتنی_بر_شفقت #cft #درمانگر #دانشجوی_روانشناسی #کارگاه_آنلاین#طرحی_نو #کارورزی

سوء تفاهم‌های دیرپا دربارۀ رفتارگرایی (بخش سوم) ترجمه: دکتر علی فیضی تصور اشتباه شماره 2: رفتارگرایان معتقد بودند که ذهن وجود ندارد. حتی اگر نگاهی سطحی به مقدمۀ کوتاهم در مورد رفتارگرایی روش‌شناختی بیندازم مطمئنم که اکثر خوانندگان چند ادعای بحث‌برانگیز را از میان آن انتخاب کرده‌اند. به عنوان مثال، این ایده که روانشناسی نباید به حالات درونی توجه کند، قرص بدمزه‌ای است که بلعیدن آن سخت است. قبل از اینکه بفهمیم چرا ایده اشتباه است، مهم است که بفهمیم چرا [آن زمان] درست بود: یعنی زمانی که واتسون در حال نوشتن ایده‌هایش بود. در آن روزگار اگرچه گام‌های بزرگی به سوی علم روان‌شناسی برداشته شده بود و آزمایش‌های آن زمان به اندازه کافی چشمگیر بود، اما هنوز مشکل مهمی با روانشناسان وجود داشت: آنها در مورد حالات درونی انسان استنباط‌هایی می‌کردند که مبتنی بر شواهد نبودند و هیچ پیش‌بینی مفیدی نداشتند. واتسون با پیشنهاد یک ممنوعیت عملگرایانه در مورد حدس و گمان در مورد چیزی -ذهن- که نمی‌شد ببینیم، مشاهده کنیم یا مطالعه کنیم تلاش کرد از مشکلات آن زمان اجتناب کند؛ زمانه‌ای که در آن علوم اعصاب چیزی بیش از قطعه قطعه کردن مغز اجساد نبود. نکته مهم این است که ایدۀ واتسون رد ذهن نبود، بلکه رد استفاده از ذهن به عنوان متغیر توضیح‌دهنده در مطالعات علمی بود. این ما را به دومین تصور نادرست سوق می دهد که در واقع بیشتر یک تصور «نیمه» نادرست است: رفتارگرایان معتقد بودند که ذهن وجود ندارد. من این را یک تصور«نیمه» نادرست می‌نامم زیرا به عنوان یک توصیف بسیار ساده‌انگارانه، بازنمایی کاملاً اشتباهی از رفتارگرایی روش‌شناختی نیست. رفتارگرایی روش‌شناختی وجود ذهن ها را رد نکرد، اما می‌خواست این مفهوم از علم حذف شود، و بنابراین به راحتی می توان فهمید که چگونه می توان از این این دو قضیه نتیجه‌ای مبنی بر عدم وجود ذهن استنتاج کرد. با این حال، مشکل زمانی به وجود می‌آید که افراد این ادعا را دربارۀ کل رفتارگرایی را مطرح می‌کنند؛ به‌ویژه زمانی که می‌خواهند استدلال کنند که این رفتار در مورد هر شکل اخیر یا مدرن رفتارگرایی صدق می‌کند. این خود اسکینر بود که نقص رویکرد رفتارگرایان روش‌شناختی را دید و بنابراین زمان زیادی را صرف بحث در مورد اهمیت حالات درونی برای مطالعه روان‌شناسی کرد. همانطور که اسکینر استدلال می کند:
یک علم رفتار باید جایگاه محرک‌های درونی را به عنوان چیزهای جسمانی در نظر بگیرد و با انجام این کار، شرحی جایگزین از زندگی ذهنی ارائه دهد. پس سوال این است: داخل پوست چیست و چگونه از آن مطلع شویم؟ پاسخ به اعتقاد من، قلب رفتارگرایی رادیکال است. (ص 211-212)[5]
و جای دیگر:
یک علم رفتاری کافی باید رویدادهایی را که درون پوست ارگانیسم اتفاق می‌افتد را نه به عنوان واسطه‌های فیزیولوژیکی رفتار، بلکه به عنوان بخشی از خود رفتار در نظر بگیرد. می تواند با این وقایع برخورد کند بدون اینکه فرض کند ماهیت خاصی دارند یا باید به گونه‌ای خاص شناخته شوند. پوست به عنوان یک مرز مهم نیست. رویدادهای درونی و آشکار دارای ابعاد مادی یکسانی هستند.(ص 228)[6]
همانطور که باوم توصیف کرده است این شکل رفتارگرایی به این دلیل «رادیکال» نبود که زندگی درونی را رد می‌کرد، بلکه «رادیکال» بود، زیرا دوگانه‌انگاری درونی- بیرونی را که ذهن را به عنوان چیزی اساساً متمایز از جهان مادی می‌داند رد می‌کرد [7]. یعنی اسکینر برخلاف موضعی که به آن متهم شده بود استدلال کرد: به جای اینکه وجود ذهن را رد کند، استدلال کرد که ذهن چیزی است مرکب از علت‌ها و معلول‌ها و فرآیندهایی که می تواند (و باید) توسط علم مورد مطالعه قرار گیرد. به همین دلیل است که او «رادیکال» بود، زیرا ذهن، تفکر و شناخت را وارد عرصۀ علم کرد. منابع: 5. Skinner, B. F., (1974). About behaviorism. Knopf, New York. 6. Skinner, B. F., (1969). Contingencies of reinforcement: A theoretical analysis. Appleton-Century-Crofts, New York. 7. Baum, W., (2011). Behaviorism, private events, and the molar view of behavior. The Behavior Analyst. 34:185–200

از دیدگاه ACT و مطابق با فلسفۀ بافتاری کارکردی، هدف مواجهه آموختن روش‌های نو و کاربردی‌تر برای تعامل با محرک‌های ترسناک است تا درمانجو بتواند در جهت ارزش‌هایش حرکت کند: چیزهایی که در زندگی درمانجو مهم و معنادارند و در حال حاضر مختل شده اند. برخلاف برخی از رویکردهای دیگری که از مواجهه استفاده می‌کنند، زمانی که از مواجهه در ACT استفاده می‌کنیم هدف صریح درمان کاهش فراوانی، شدت و مدت تجاربی مانند باورهای ناکارآمد، اضطراب و وسواس نیست؛ اگرچه چنین تغییراتی ممکن است در دراز مدت مشاهده شود. در عوض، ACT صراحتاً کمک به درمانجو را هدف قرار می دهد که یاد بگیرد چگونه زندگی مبتنی بر ارزش را فارغ از اضطراب وسواسی و تمایلات اجباری دنبال کند. منبع: Twohig, M. P., Abramowitz, J. S., Bluett, E. J., Fabricant, L. E., Jacoby, R. J., Morrison, K. L., ... & Smith, B. M. (2015). Exposure therapy for OCD from an acceptance and commitment therapy (ACT) framework. Journal of obsessive-compulsive and Related Disorders, 6, 167-173.

Repost from PersianRFT
✅ نسخه ضبط شده وبینار "ارزش‌ها از منظر RFT" ارائه: حسین سعیدی، 12 شهریور 1402 @persianRFT Instagram: Persian.rft Website: PersianRFT.ir

A. F, [8/28/2023 11:26 AM] همچنان که می‌بینیم cognitive fusion اشتراک لفظی با Thought-Action Fusion دارد اما اگر عمیق‌تر متون مربوط به این دو مفهوم را ملاحظه کنیم متوجه می‌شویم همچنان که معنایی متفاوت از هم دارند، وسعت اطلاق آنها بر رفتارها هم با یکدیگر متفاوت است؛ به طوری که CF به فرایندی کلی اشاره دارد و TAF می‌تواند زیرمجموعۀ آن قرار بگیرد و هم این که دو مفهوم تاریخچه‌ای متفاوت دارند. خاستگاه Thought-Action Fusion در سنت CBT است اما آن مفهمومی که در آغاز با عنوان literality نام داشت و سپس cognitive fusion نام گرفت محصول حوزه‌ای دیگر از روانشناسی با تاریخی متفاوت است. آنچنان که زتل (2011) به تحول و تکامل ACT و نسخۀ اولیۀ آن «فاصله‌گیری جامع» می‌پردازد می‌توان گفت که توجه literality/Fusion یکی از محصولات تلاش برای ارائۀ تفسیری پسااسکینری از رابطۀ رفتار-رفتار یا کنترل رفتار کلامی بر دیگر رفتارها در زمینۀ آسیب‌شناسی روانی بود. به عبارت دیگر آنچه هیز و پژوهشگران او می‌خواستند در زمینۀ کنترل ناکارآمد شناختواره‌ها بر رفتارهای دیگر مفهوم‌پردازی کنند تا دوباره همچون موج یا نسل اول رفتاردرمانی، یک تکنولوژی رفتاری متصل به نظریه به عرصۀ روانشناسی برگردد یک مفهوم‌پردازی متعلق به حوزۀ تحلیل رفتار بود. اولین گام‌‎های چنین تلاشی در دهۀ هشتاد میلادی برداشته شد و در راستای پژوشهایی یکسره جدا از CBT و Cognitive Science می‌خواست تحت لوای نظریه‌ای پسااسکینری دربارۀ شناخت و زبان دریچه‌ای نو به رفتاری به نام شناخت بیندازد و در کل اتهام ناتوانی سنت تحلیل رفتار در تبیین و پیش‌بینی و اثرگذاری بر این رفتار را رد کند و در جزء رفتاردرمانی را از نو احیاء کند (زتل و هیز، 1982؛ زتل و هیز، 1986). تاریخچه‌ای که احتمالا از نظر بسیاری از طعنه‌زنان به دور مانده این است که هیز و دانشجویان او سالها در پی گسترش پژوهش دربارۀ رفتار کلامی به پژوهش دربارۀ مفاهیمی چون رفتار تحت سلطۀ قاعده یا (Rule-governed behavior (RGB)) و بازاندیشی شناخت‌درمانی بک و رفتاردرمانی عقلانی هیجانی الیس پرداختند و به تلویحات بالینی RGB رسیدند. نتیجه این بود در سال 1981 پروتکلی به «فاصله‌گیری جامع» و مشتمل بر تکنیک‌هایی با عنوان واقعیت‌زدایی (deliteralization) از افکار و تکالیف رفتاری نوشته شد و در 1984 با شناخت‌درمانی مقایسه شد (زتل، 2011). با این توضیح و تفصیل‌ها گمان می‌کنم به قول درمانگران شناختی این که بگوییم هیز مفهوم جدیدی نیاورده چون همان را راچمن ده‌ سال پیشتر به آن اشاره کرده نتیجه‌گیری شتاب‌زده است و احتمالا نتیجۀ ناآشنایی با تاریخچۀ رفتاردرمانی. بخشی از عنوان نوشته این بود که "شاید تاریخ نجات‌مان بدهد"، به همین دلیل مطالعه تاریخ را پیشنهاد کردم. شاید زیادی خوشبینم. بایستی این مسائل مشمول گذر زمان بشود و تبدیل به تاریخ. تاریخ آموزش نه زمان‌گسسته بلکه منبع‌گسسته رواندرمانی در ایران و ناخوشنودی‌هایش. منابع: Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (1999). Acceptance and commitment therapy (Vol. 6). New York: Guilford press. Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Strosahl, K. (Eds.). (2004). A practical guide to acceptance and commitment therapy. Springer Science & Business Media. Hayes, S. C. (2004). Acceptance and commitment therapy, relational frame theory, and the third wave of behavioral and cognitive therapies. Behavior therapy, 35(4), 639-665. Rachman, S. (1993). Obsessions, responsibility, and guilt. Behaviour Research and Therapy, 31(2), 149–154. Kohlenberg, R. J., Hayes, S. C., & Tsai, M. (1993). Radical behavioral psychotherapy: Two contemporary examples. Clinical Psychology Review, 13(6), 579-592. Zettle, R. D. (2005). The evolution of a contextual approach to therapy: From comprehensive distancing to ACT. International Journal of Behavioral Consultation and Therapy, 1(2), 77. Zettle, R. D., & Hayes, S. C. (1982). Rule-governed behavior: A potential theoretical framework for cognitive-behavioral therapy. In P. C. Kendall (Ed.), Advances in cognitive-behavioral research and therapy (Vol. 1, pp. 73-118). New York: Academic Press. Zettle, R. D., & Hayes, S. C. (1986). Dysfunctional control by client verbal behavior: The context of reason-giving. The Analysis of Verbal Behavior, 4, 30-38.

A. F, [8/28/2023 11:26 AM] تلاشی دوباره برای رفع سوءتفاهم‌ها دربارۀ ارتباط CBT و ACT: تاریخ نجاتمان می‌دهد؟ نویسنده: علی فیضی در آمریکا هم تنش‌هایی حتی حضوری مثلا جر و بحث کوتاه میان سالکوسکیس و ویلسون رخ داد یا حتی کار به اتهام زنی رسید: رابرت لیهی در کنفرانسی هیز را متهم کرد که گنجشکی به نام موریتا تراپی را گرفته و به عنوان قناری تحت عنوان ACT می‌فروشد. هنوز هم سالکووسکیس حتی وقتی دارد با استفان هافمن دربارۀ درمان فرایندمدار بحث می‌کند با نیش و کنایه دربارۀ نظریۀ چارچوب ارتباطی صحبت می‌کند و توئیت‌‎های تند و نیز دربارۀ ACT می‌زند؛ و هنوز هم جرالد دیویسون و گولفرید نگاهی انتقادی و از موضع استاد به شاگرد به فعالیت‌های استیون هیز دارند. در ایران هم ماجرا به زبان دیگری اما با محتوایی تقریبا مشابه شروع شد و ادامه دارد: از ده دوازده سال پیش که ACT وارد ایران شد محبوبیت پیدا کرد اما همچون جایی که متولد شد دچار طعنه و کنایه و ناارزنده‌سازی هم قرار گرفت: «حرف جدیدی ندارد؛ خیلی چیزها را از خیلی جاهای دیگر گرفته اما به نام خودش سندش را زده است (این جاهای دیگر تنوع جالبی داشتند: از بودیسم گرفته تا اندیشه‌های ویگوتسکی، رواقی‌گری و حتی خود CBT)؛ پایه و مبنای محکمی ندارد و مکمل CBT است و برای آموختن آن اول باید CBT یاد گرفت، مد روز است و در کل استقبالی که از آن می‌شود چندان به محتوی آن ربطی ندارد و به چیزهای دیگری مرتبط است.» یکی از تازه‌ترین ایرادها که البته در راستای همان حرف تقریبا قدیمی «حرف نویی در چنته‌اش نیست» این است: Fusion را راچمن قبلا گفته، هیز در سال 2000 مفهوم جدیدی ارائه نکرد. همینجاست که می‌شود پرسید: آیا مطالعۀ تاریخ ما را از اینطور بحث‌ها و گرفتاری‌ها نجاتمان می‌دهد؟ شاید بله. در مورد این که ارتباط ACT و فیوژن چیست می‌شود تحقیقی کتابخانه‌ای کرد و نتیجه گرفت. پس برویم سراغ تاریخ: احتمالا به سال 2000 بر مبنای تداعی اشاره شده (ویرایش اول کتاب راهنمای ACT در سال 1999 منتشر شد و کتابی با عنوان راهنمای عملی ACT در سال 2004 و مقالۀ مشهور موسوم به «موج سوم رفتاردرمانی» هم در همین سال منتشر شد). در مورد Fusion قضیه چیست؟ از قرار معلوم واژۀ «fusion» بین فکر و اقدام اولین بار در مقاله‌ای راچمن به سال 1993 ارائه شده است. راچمن در مقالۀ مذکور در بافتار مشکلات مربوط به وسواس، فیوژن یا آمیختگی را چنین تعریف می‌کند: «فیوژن به پدیده‌ای روان‌شناختی اطلاق می‌شود که در آن به نظر می‌رسد بیمار فعالیت وسواسی و عمل ممنوع را از نظر اخلاقی معادل می‌داند. در چنین حالتی از نظر اخلاقی، حتی فکر کردن به هل دادن یک پیرمرد به روی ریل راه‌آهن به همان اندازه بد است که واقعاً او را هل بدهیم. تصویر وسواسی از داشتن رابطه جنسی با یک شخصیت مذهبی غیراخلاقی است و بنابراین فرد از نظر اخلاقی در قبال تصویر مسئول است. این افکار ناگزیر منجر به احساس گناه و تحقیر خود می شود.» حالا بیایید تعریف «cognitive fusion» را انگار اولین هیز و همکارانش در اولین ویرایش کتابی راهنمای ACT به کار بردند را ببنیم: «نمادها به شدت با رویدادهایی که توصیف می کنند و با افرادی که آنها را توصیف می کنند به هم متصل می‌شوند. به عنوان مثال، درمانجو می گوید: «من افسرده‌ام» این جمله به نظر یک توصیف است، اما اینطور نیست. چنین توصیفی نشان می دهد که درمانجو با برچسب کلامی آمیخته شده و با آن به عنوان یک موضوع مرتبط با ذات یا هویت برخورد کرده است، نه احساس. "من افسرده‌ام" یک احساس را به عنوان یک مسئله وجودی ایجاد می کند - "...ام" . بالاخره «است» شکلی از کلمه "بودن" است.» جالب است که کوهلنبرگ و هیز در سال 1993 در مقاله‌ای با عنوان «رفتاردرمانی رادیکال: دو مثال معاصر» از همین پدیده هرچند با عنوانی دیگر همین تعریف را ارائه می‌کنند: Literality: کلمات به گونه ای به کار می روند که گویی به معنای چیزهایی هستند که به آنها اشاره می کنند یا خود آن چیزها هستند. بنابراین، یک کلمه و موقعیتی که به آن اشاره می شود را به راحتی می توان با هم اشتباه گرفت، و بسیاری از کارکردهایی که به موقعیت پایبند هستند، با توجه به کلمات هم حاضر می‌شوند.

قصد پیاده‌سازی: ابزاری موثر برای دستیابی به هدف تعیین اهداف مهم است، اما داشتن نیت قوی برای دستیابی به آنها همیشه کافی نیست. اینجاست که قصد پیاده‌سازی و تکنیک‌های مطرح می‌شوند: برنامه‌های خاصی که از دستیابی به هدف پشتیبانی می‌کنند. مقاصد پیاده سازی، برنامه های مشخصی هستند که در صورت مواجه شدن با شرایط مناسب، به طور خودکار رفتارهای هدفمند را راه‌اندازی می کنند. یک قصد پیاده سازی دارای دو جزء است - جزء «اگر ... آنگاه ...» که موقعیت را مشخص می‌کند، و جزء «سپس» که پاسخ هدفمند را بیان می کند. به عنوان مثال، "اگر دوشنبه از سر کار به خانه برگردم (موقعیت)، سپس برای یک دویدن 30 دقیقه ای (پاسخ) خواهم رفت." پژوهش‌ها نشان می دهد که قصدهای پیاده‌سازی  باعث بهبود دستیابی به هدف می شود زیرا: به طور استراتژیک نشانه‌های موقعیتی را با پاسخ‌های هدف‌دار مرتبط می‌کنید، و در هنگام مواجهه با نشانه، رفتار را خودکارتر کنید. ارتباط ذهنی بین نشانه و پاسخ ایجاد می‌کنید که حتی زمانی که منابع شناختی کاهش می‌یابد ادامه دارد. دسترسی و کارایی پاسخ هدفمند را در زمانی که فرصت پیش آمد افزایش می‌دهید. به خود برای غلبه بر محدودیت های اراده و انگیزه کمک می‌کنید. گرایش رفتاری برای عمل آماده می شود. در مورد زمان، مکان و نحوه عمل کردن اطلاعات دقیقی مشخص می‌کنید تا اهداف مبهمی وجود نداشته باشد. برای ایجاد قصد پیاده‌سازی  موثر: هدف و بافتار خاصی را برای زمانی که پاسخ مورد نظر است، مشخص کنید. هرچه تعریف دقیق تر باشد، بهتر است. پیوندهای نشانه- پاسخی را انتخاب کنید که به راحتی در محیط و روال خود با آنها مواجه خواهید شد. قالب اگر-آنگاه  را تا حد امکان ملموس، دقیق و واقعی کنید. برای تقویت ارتباط نشانه-پاسخ، برنامه را در طول زمان تکرار کنید. قصدهای پیاده سازی را با تکنیک های دیگر مانند نظارت بر پیشرفت و پاداش‌دهی ترکیب کنید. قصدهای پیاده سازی بر اساس برنامه‌های روشن اگر-آنگاه بوده و اقدامات مورد نظر را خودکار و تسهیل می کند. استفاده از آنها یک استراتژی مبتنی بر شواهد برای افزایش دستیابی به هدف از طریق آمادگی موقعیتی، اختصاصی بودن و خودکار بودن است.

درخواست استقلال سازمان نظام روانشناسی - مشاوره (عدم ورود دولت به بخش صنفی و انتخاب مسئولین شایسته محور) https://www.karzar.net/80936

با سلام پاسخگوی گرامی: پرسشنامه حاضر بخشی از یک پژوهش مشترک در حال انجام در دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه شهید بهشتی است.  پاسخگویی به این پرسشنامه براساس تجربیات شما نیازمند حداکثر  20 دقیقه زمان است. لازم به ذکر است که به پاسخ دهندگان گرانقدر اطمینان داده می‌شود که کلیه اطلاعات و پاسخ‌های اخذ شده به صورت کاملاً محرمانه و بدون ذکر نام باقی خواهند ماند.  پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما کمال تشکر را داریم. در انتها چنانچه هر گونه پرسشی درباره‌ی روند پژوهش داشتید می‌توانید به شماره‌ و آدرس ایمیل که در پایان پرسشنامه آمده است پیام بدهید. https://survey.porsline.ir/s/2QxrDCh4

📣دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند: 🛑اولین دوره #پیشرفته تربیت درمانگر ACT 📌 امکان گذراندن دوره مقدماتی نیز مهیا شده است. 💥
📣دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند: 🛑اولین دوره #پیشرفته تربیت درمانگر ACT 📌 امکان گذراندن دوره مقدماتی نیز مهیا شده است. 💥 مرور و تمرین گام به گام پروتکل #ACT برای درمان اختلالات هیجانی (افسردگی،اضطراب، وسواس ...) ⏰ مدت : 80 ساعت 👨🏼‍🏫 با تدریس دکتر علی فیضی - متخصص روانشناسی سلامت دانشگاه تهران - دانش آموخته اساتید بین المللی ACT (استیون هیز و رایس هریس) 💎مزایای دوره پیشرفته ACT: 📍مدرک معتبر و ۲ زبانه از دانشکده روانشناسی #دانشگاه_شهیدبهشتی 📍امکان بازبینی آفلاین پس از دوره 📍 ارائه کیس 📍سوپرویژن گروهی 📍دریافت ویس جلسات دوره --------------------- جهت مشاوره رایگان و دریافت سرفصل ها: 📱http://wa.me/989367941657        🆔@homa_veladat 📞 02122407090 - 09367941657 🆔تلگرام : @homa_center1 🆔اینستاگرام : instagram.com/homa.center

بافتارگرایی کارکردی و ACT بافتار کارکردی شکلی از تفکر عمل‌گرایانه (pragmatic) است که تمرکز آن بر این ایده است: پیش‌بینی رویدادها و تأثیرگذاری بر آنها با استفاده از مفاهیم و قواعد کلی که مبنای علمی دارند. برای بافتارگرایان کارکردی، حقیقت یک ایده در کارکرد یا مفید بودن آن نهفته است. این «معیار صدق» کار موفق نامیده می شود. چیزی درست یا معتبر تلقی می شود که به اقدامی منجر شود که در جهت دستیابی به یک هدف واضح بیان شده کار کند. چنین هدفی بافتارگرایی کارکردی را از انواع دیگر بافتارگرایی (مانند روان‌شناسی روایت، هرمنوتیک، برساخت‌گرایی اجتماعی و غیره) متمایز می‌کند، اما از دیدگاه بافتارگرایان کارکردی این رویکردهای دیگر به عنوان دوستان بافتارگرایی کارکردی در نظر گرفته می‌شود . در به کار بستن ACT، ما درمانجو را تشویق می‌کنیم که معیار صدق «مطابقت افکار با واقعیت» را کنار بگذارد و مدام او را به تامل دربارۀ این سوال دعوت می‌کنیم که «از صمیم قلب و از عمق وجود از زندگی چه می‌خواهید؟» چنین پرسشی توجه به معیار صدق کار موفق را درون خود نهفته دارد: آیا یک فکر یا برنامه به درمانجو در دستیابی به اهداف اعلام شده‌اش کمک می‌کند یا نه. رویکرد ACT این است که از درمانجو دعوت شود تا به افکار خود به عنوان یک روش ممکن برای تفکر دربارۀ امور نگاه کند نه تنها روش ممکن. ما درمانجو را تشویق می کنیم که روی آنچه که در تلاش برای به رسیدن به آن است تمرکز کند و در مورد این حقیقت که ممکن است روش های متفاوتی برای فکر کردن دربارۀ موقعیت آنها وجود داشته باشد، ذهنی باز داشته باشد.

Repost from طرحی‌نو
💠سرفصل های دوره: 🔺آشنایی با الگوی ACT سنتی با تکیه بر جدیدترین منابع آموزشی و درس گفتارهای دکتر استیون هیز و دکتر راس هری
💠سرفصل های دوره: 🔺آشنایی با الگوی ACT سنتی با تکیه بر جدیدترین منابع آموزشی و درس گفتارهای دکتر استیون هیز و دکتر راس هریس 🔹مدل انعطاف پذیری روانشناختی، مفهوم‌پردازی  در مورد ACT، 🔸ارزیابی انعطاف پذیری روانشناختی درمانجو 🔹آموزش تکنیک‌های افزایش انعطاف پذیری روانشناختی درمانجو 🔹پروتکل افزایش شش گام انعطاف‌پذیری روانشناختی با ماتریکس 🔹مهارت‌های پیشرفتۀ ACT 🔸چگونه اولین جلسه ACT را با اثربخشی بیشتری شروع کنیم؟ 🔹شیوه‌های تقویت اتحاد درمانی به عنوان مهمترین متغیر پیش‌بینی‌کنندۀ اثربخشی رواندرمانی 🔸شیوه‌های افزایش ظرفیت فراهیجانی درمانگر برای استفادۀ موثرتر از مهارت‌های ACT 🔹مهارت‌های کاهش خطاهای ناخواسته در فرایند رواندرمانی (به عنوان مثال: واکنش نشان دادن موثر به درمانجوی پرحرف، تنبیه نکردن رفتارهای مثبت درمانجو، واکنش مناسب به پاسخ «نمی‌دانم» درمانجو) 🔸کاربرد اکت برای مشکلات مرتبط با تروما 🔹رل_پلی ،مشاهده فیلم ،ارائه جزوه و کتابچه های آموزشی 🟣 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: @tarhinow10

درمان آگاهی یافته از بازخورد چیست؟

مدل دریافت اطلاعات (The Intake Model ) به ما می گوید قبل از شروع «مداخله» یک ارزیابی بالینی کامل انجام دهیم. به ما آموزش داده شده است که در مورد مشکل ارائه شده مراجع، سوابق خانوادگی، سابقه روانپزشکی و غیره اطلاعات بیشتری کسب کنیم. هر چقدر هم که مدل دریافت اطلاعات منطقی به نظر می رسد، وقتی در اولین جلسه صرفاً به کسب اطلاعات در مورد مراجع خود بپردازیم آنها را از دست خواهیم داد. در این شرایط مراجع شما با تصور این که کمکی نگرفته پس از اولین جلسه، درمان را رها می‌کند. من دیدگاه متفاوتی را پیشنهاد می کنم که نامش الگوی تعاملی (Engagement Model) است. به بیان ساده، یک مدل تعامل بر میزان مشارکت فعال مراجع در فرآیند درمان تمرکز دارد. برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید از همان باتدا فضایی سرشار از امنیت عاطفی ایجاد کنیم. این امر برای ساختن و پروراندن یک محیط نگهدارنده که رشد مراجع را تسهیل می کند و امیدواری را از اولین جلسه در او ایجاد می کند، حیاتی است. بنا به الگوی تعامل اگرچه لازم است ابتدا مراجعان خود را بشناسیم اما لازم نیست همه چیز را دربارۀ ایشان بدانیم. در واقع، حتی ممکن است در پایان جلسه اول، برخی از اطلاعات پیش‌زمینه‌ای را از دست بدهیم. آنچه مدل تعاملی تجویز می‌کند این است که ارزیابی و مداخلات به صورت مداوم انجام بپذیرد است. یک جلسه اول خوب بیشتر به کارهایی مربوط است که انجامش را به حالت تعلیق در می آورید تا آن اقداماتی که انجام می‌دهید. در حالی که مدل دریافت اطلاعات، به داده‌های ورودی اولیه اهمیت می‌دهد، اولویت الگوی تعاملی پیوند بین درمانگر و مراجع است. اولی به این علاقه مند است که درمانگر به چه اطلاعاتی نیاز دارد، و دومی بر آنچه که مراجع نیاز دارد تمرکز می کند. مدل تعاملی می‌بیند که یکی از مهم‌ترین چیزها در جلسه اول، ایجاد زمینه‌ای است که تعامل عمیق را تسهیل می‌کند و تاکید بیش از حدی بر دریافت کامل اطلاعات اولیه ندارد. الگوی تعاملی این سؤالات را که در ذهن مراجع وجود دارد بسیار مهم می‌شمارد: «آیا می توانی با من ارتباط برقرار کنی؟ آیا می توانی عمق رنج من را درک کنی؟ آیا مرا در سطح عمیقی درک می کنی؟» همانطور که کارل راجرز می گوید: «وقتی شخصی متوجه می شود که عمیقاً شنیده شده است، چشمانش مرطوب می شود. من فکر می کنم به معنای واقعی او از خوشحالی گریه می‌کند. انگار دارد می‌گوید: «خدایا شکرت، کسی صدایم را شنید. کسی می‌داند که کسی شبیه من بودن چگونه است. منبع: Chow, D. (2019). The First Kiss: Undoing the Intake Model and Igniting First Sessions in Psychotherapy. Correlate Press.

نکات کوتاه بالینی علی فیضی نکته نوزدهم: #علی_فیضی #Learning_ACT اولین قدم در پذیرش درد، توجه به آن و تصدیق حضور آن است. اگر به درد توجه نکنید و حضور آن را تایید نکنید شانسی برای پذیرشش ندارید. همین که به حضور درد توجه کردید آنگاه می‌توانید از دیگر تکنیک‌ها برای تسهیل پذیرش درد استفاده کنید.