en
Feedback
دل شدگان

دل شدگان

Open in Telegram

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد. .

Show more
6 001
Subscribers
No data24 hours
-287 days
-6130 days
Posts Archive
🔴  شبکه فارسی زبان داشت تصویر یکی از جان‌باخته‌های اعتراضات اخیر، هادی فروغ رو نشون میداد؛ پسر سه‌ساله‌ش وقتی باباشو تو تلویزیون می‌بینه، با ذوق می‌دوه سمت صفحه و هی صداش می‌زنه: «بابا… بابا…» بی‌خبر از این‌که دیگه پدرش از دنیا رفته و دیگه هیچ‌وقت قرار نیست باباشو از نزدیک ببینه…

گفت و رفت ...🕊🕊🕊

که ما همچنان در اینجا مانده‌ایم مثل درخت که مانده است مثل گرسنگی مثل درد که مانده است مثل آرزوی آزادی #محمد_مختاری
که ما همچنان در اینجا مانده‌ایم مثل درخت که مانده است مثل گرسنگی مثل درد که مانده است مثل آرزوی آزادی #محمد_مختاری

#داریوش

نپرسیدند: «آن سوی مرگ چیست؟»  گویی که نقشه‌ی بهشت را  بهتر از کتابِ زمین در یاد داشتند،  دلواپس پرسشی دگر بودند:  چه خواهیم کرد پیش از این مرگ؟  در کنار زندگی‌مان زندگی می‌کنیم اما زنده نیستیم ؛ گویی که زندگی ما بخشی از بیابان است که خدایگان زمین بر سر آن اختلاف دارند  و ما همسایه‌گان غبار گذشته‌گانیم. محمود درویش

دیگه از دست رفت.. رشت | بازار طاقی

جای نامت نوشتند «۱۱۷۸۰ ناشناس» اما ما همه خواندیم «قهرمان ایران» «قلب من» «برادر جان» «فرزندم» «با شرف» خاکش را پیچک‌ها پوشانده‌اند، شمعی روشن است. بر سر خاکش که ایستادم، فقط آرزو می‌کنم به خاطر او هم که شده، دنیای دیگری پس از مرگ وجود داشته باشد ابوالفضل اسماعیلی

Repost from N/a
عدّه ای دیوانه سنگی را به چاه انداختند زحمتِ یک مُشت عاقل را فراهم ساختند خونِ هرچه آرزو را بی تفاوت ریختند بر گلوی هرچه رؤیا
عدّه ای دیوانه سنگی را به چاه انداختند زحمتِ یک مُشت عاقل را فراهم ساختند خونِ هرچه آرزو را بی تفاوت ریختند بر گلوی هرچه رؤیا بی محابا تاختند عمرشان در خوش‌خیالی طی شد و خوش‌باوری خوب و بد را از هم این نابِخْردان نَشْناختند جشنِ پیروزی به پا کردند در ظاهر، ولی در عمل هم دین و هم دنیای خود را باختند مردمی نادان خطا کردند امّا این میان مردمی دانا تقاصش را به جان پرداختند آبِ خوش پایین نرفت از کامِ ما چون پیش ازاین عدّه ای دیوانه سنگی را به چاه انداختند #حسین_فروتن

⚫️بدون شرح...

از خون جوانان وطن لاله دمیده هنگام می و فصل گل و گشت و چمن شد دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ! از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان سرو خمیده در سایۀ گل بلبل ازین غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامه دریده چه کج‌رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! خوابند وکیلان و خرابند وزیران بردند به سرقت همه سیم و زر ایران ما را نگذارند به یک خانۀ ویران یا رب بستان داد فقیران ز امیران چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ! از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن غیرت کن و اندیشۀ ایام بتر کن اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ! از دست عدو نالۀ من از سر درد است اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ! عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده‌ست جز جام به کس دست چو خیام نداده‌ست دل جز به سر زلف دلارام نداده‌ست صد زندگی ننگ به یک نام نداده‌ست چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ! سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ #عارف قزوینی

چه جوانانی! اسماعیل، می بینی؟ چه جوانانی! بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند و موهاي صورت پسرها هنوز درنیامده. و دخترها را می بینی؟ چه پاهاي لطیفی دارند! جنگ است، اینجا هم جنگ است اسماعیل! گریه نکن! فریاد نکن! دهنش را ببندید، قوانین را به هم زده است! گریه نکن اسماعیل، جنگ است! نفت از کنار حجره ها بالا می رود چه معجون عجیبی! چاه هاي نفت در کنار حجره هاست و در حجره ها جوانان نشسته اند! آه، چه نفتی! شیرظلمت است این نفت! و نفتکش ها در سکوت پر می شوند و جوانان در سکوت پیر می شوند و در اعماق زمین، و در بالاسر، و بین دست یک بدن، جنگ است اسماعیل، جنگ است! مرده باد شاعري که راز حجره و چاه را نداند زنده باشی تو که این راز را می دانستی...😭 #رضا_براهنی

سلام دوستان خوبم امیدوارم همگی سلامت باشید

بفکن ز پی این اساس تزویر بگسل ز هم این نژاد و پیوند برکن ز بن این بنا که باید از ریشه بنای ظلم برکند زین بیخردانِ سفله بستان داد دل مردم خردمند ملک الشعرای بهار رشید کاکاوند #دماوند

قسمتی از قطعه مرثیه ای برای پرواز 752 ساخته لوریس چکناواریان لوریس چکناوریان آهنگساز سرشناس و رهبر ارکستر "مرثیه‌ای" برای قربانیان هواپیمای اوکراینی ساخت اثرآقای چکناوریان، "مرثیه‌ای (رکوئیم) برای پرواز ۷۵۲" نام دارد "به یاد جان باختگان پرواز ٧۵٢ هواپیمایی اوکراین" و "برای همدردی با خانواده های داغ دیده" آنهاست.

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است... سالگرد درگذشتگان هواپیمای اوکراینی (پرواز شماره 752) 🖤  نه میبخشیم ونه فراموش میکنیم

#لری_بختیاری کل بزن سرود بخون....

وقت است نعره‌ای به لب، آخر زمان کشد نیلی در این صحیفه، بر این دودمان کِشَد سیلی که ریخت خانه‌ی مردم ز‌ هم، چنین اکنون سوی فرا
وقت است نعره‌ای به لب، آخر زمان کشد نیلی در این صحیفه، بر این دودمان کِشَد سیلی که ریخت خانه‌ی مردم ز‌ هم، چنین اکنون سوی فرازگهی، سر چنان کشد. برکنده دارد این بنیان سست را بردارد از زمین هر نادرست را! وقت است زآب دیده که دریا کند جهان هولی در این میانه، مهیا کند جهان بس دست‌های خسته در آغوش هم شوند شور و نشاط دیگر بر پا کند جهان … #نیمایوشیج

... سلام! ای باغ بشکوه و برومند به خون آغشته برگ و بار و پیوند دلیرانه‌ترین رمز‌ِ نجابت و رویِش را جری‌تر، سبزتر پند مگر شور‌ِ شکُفتن را توان کُشت دَدِ ابله به نِشتر می‌زند مشت حریفت نیست آن اهریمنی خوی بجنگ ای روح‌ِ یزدانی، چو زردُشت #مهدی_اخوان_ثالث

و مادر حسنک، زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم كه دو سه ماه از او اين حديث نهان داشتند؛ چون بشنيد جَزَعی نكرد چنان كه زنان كنند بلكه بگريست به‌درد، چنان كه حاضران از درد وی خون گريستند، پس گفت: «بزرگا مردا كه اين پسرم بود!» ذکر بردار کردن حسنک وزیر_ تاریخ بیهقی به این میگن «چَمَری»(آیین سوگواری آکنده از اندوه و خشم) وقتی جوانی میمیره، براش می‌رقصن، رقصی که قرار بود در روز عروسیش انجام بشه سر مزارش میرقصن. #ایذه