چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
Open in Telegram
@behzadmolayari بازی زندگی و راه این بازی کلام تو عصای معجزه گر توست در مخفی توفیق نفوذ کلام
Show more3 399
Subscribers
No data24 hours
+147 days
+3630 days
Posts Archive
.
جستجوى خدارا رها كن.
خدا در اينجا و آنجا نيست اصلا خدا شخص يا شى نيست تا بتواند جايى باشد!
خدا يك جريان است كه در تمام هستى جاريست و تو هم از اين قائده مستثنى نيستى.
خدا نوعى اقتدار است.
اقتدارى كه همه جا وجود دارد.
دقيقا در وجود توست در قلبت.
وقتى حوزه ى سبز قلبت را فعال و پاكسازى كنى و در مسير زندگى با ارتعاشِ سبزِ قلب حركت كنى، به تو قول مى دهم بسيار راحت تر و آسوده تر خواهى بود..
كافيست ارتعاشت را بالا ببرى و از ذهن به قلب برسى..
هرگز نفرین نکنید چون این نفرینها درست مثل مرغ و خروس هایی هستند که وقت غروب به لانه باز میگردند، دامن خودتان را میگیرد.
انسان باید ۳ جا زبانش را به کار بیندازد:
برای طلب شفا، آرزوی موفقیت و دعای خیر.
چیزی که برای دیگران میخواهید، برای شما نیز اتفاق خواهد افتاد. چرا که نتیجه گفتار انسان به صاحبش باز میگردد. برای همین است که باید همیشه برای کامیابی و سعادت دیگران دعا کنید تا خود نیز از آن بی بهره نمانید و اگر آرزوی بدبختی کسی را بکنید، بدانید که در این بدبختی نیز سهیم خواهید شد.
شاید باور نکنید اگر بگویم بهانهگیری و عیبجویی بیمورد، سبب ایجاد بیماری رماتیسم میشود. تفکرات انتقادی و ایرادگیری بیشمار سبب غلظت خون شده و مفاصل را سفت و دردناک میکنند.
همین طور که حسد، کینه، نفرت و ترس باعث به وجود آمدن غدد سرطانی در بدن می شود. تمام بیماریها زاییده یک ذهن بیمار است. کینه ای که در ذهن و روح ما نقش کمیگیرد سر منشاء بسیاری از بیماریها در جسم است. شریان را تنگ میکند، نارسایی کبد بوجود میآورد و دید چشم را کم میکند. کینه توزی مادر بیماری هاست.
#فلورانس_اسکاول_شین
حضور ترس نشانهی مطمئن آن است که شما به قدرت و توان «خود» اعتماد کردهاید.
آگاهی از این که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد نشان میدهد جایی در ذهن خود (جایی که شاید هنوز آن را تشخیص نداده باشید) «خداوند» را به خاطر سپردهاند و اجازه دادهاند قدرت او جایگزین ضعف شما شود.
لحظهای که به این مقام برسید دیگر از چیزی نمیترسید و چیزی برای برای ترسیدن وجود ندارد
آنچه که باور دارید، صافی ادراک شما را شکل میدهد و از پشت آن به جهان مینگرید.
باورهای شما در واقع بلوکهای سازهای هستند که با آن زندگی خود را خلق میکنید.
باورهایتان معمولاً بر اساس روش تفسیر شما از آنچه که طی فرآیند رشد، دریافت کرده و نیز تصمیمات درونی که پس از طی فرآیند زندگی خود میگیرد، به دست آمده است.
نشانه یک فرد سالم چیست؟
این است که هر جا که باشد خوشحال است.
وی همه جا آرام و خونسرد است. در درون و بیرون، همیشه راحت و در آرامش است، گویی حتی در جهنم هم چنین فردی احساس راحتی خواهد داشت.
یک فرد سالم از هیچ کس متنفر نبوده و از هیچ چیز بدش نمی آید. عشق کامل، عشق کیهانی از درون او جاری است و هیچ تنش، فشار یا اصطکاکی با کسی در جایی ندارد.
این ها نشانه های سلامت واقعی هستند.
بهترین چهره زندگی
زندگی در صورت درک درست، خنده و شوخی است؛
در صورت درک نادرست، به بلا و رنج مبدل می شود.
با یک بار چیرگی بر این دو حالت، زندگی به آرامشی دایمی بدل می شود.
زندگی برای سالکان طریق به صورت آزمون است.
وقتی زندگی را با عشق تسلیم کنیم، بهترین چهره آن جلوه می کند.
ذهنیت قربانیبودن را کنار بگذارید
ذهنیت قربانیبودن حاصل تفکر "من ضعیف" ماست،
وقتی فکر می کنید که نقش قربانی را بازی میکنید، قدرت و خلاقیت خود را از دست میدهید.
اما وقتی مسئولیت میپذیرید،و برای زندگی خود تلاش میکنید،نیروی شما چند برابر میشود.
کاری که سکوت می کند
سکوت کردن یعنی با جریان هستی هماهنگ شدن. یعنی تعادل حیاتی خود را باز یافتن.
وقتی تسلیم کنش های احساسی می شوی،
وقتی اختیارت را به ذهنت می سپاری،
وقتی به اراده ی نفس ات عمل می کنی،
به واقع تو از هماهنگی و همراهی با جریان هستی خارج شده ای.
پرت شده ای.
سکوت و خاموشی باعث می شود که تو دوباره به اصل باز گردی.
دوباره با جریان حیات هماهنگ شوی و زنده به کل گردی.
چنین کیفیتی سرشار از اقتدار است.
زیرا جریان حیات سرشار از اقتدار است
و منظورم از سکوت، یک سکوت همه جانبه است. سکوتی است که در آن هم زبان و هم ذهن و قلب، ساکت و بی خواهشاند.
بنشین که با من هر نظر
با چشم دل، با چشم سَر
هر لحظه خود را مست تر
از روی زیبایت کنم
وقتی آرامش حاکم میشود..
خوشبختی به معنای برآورده شدن آرزوهای مرتبط با هیچ چیز، در دنیای مادی نیست.! خوشبختی تنها زمانی امکانپذیر است که میل ناپدید شود.
فقدان خواستهها به شما خوشبختی میدهد. وقتی آرزو و میلی دارید، به درون نگاه کنید، مشخص کنید که این خواسته دقیقاً از کجا میآید. هنگامی که میل ناپدید میشود، شما فوقالعاده خوشحال خواهید شد.
با این حال، به محض اینکه میل به یک شیء ظاهر میشود، مورد بعدی پس از آن میآید. یک آرزو برآورده شد - آرزوی بعدی در انتظار زمان خود است. حتی پادشاهان هم خوشبختی نیستند.
بی آرزویی سعادت مطلق است. و هنگامی که شما بدانید که خود سعادت هستید، آرامش حاکم میشود. وقتی آرامش حاکم میشود، امواج دریاچه ذهن ناپدید میشوند...
و در نبود آشفتگی ذهن آزاد است.روند ارضای خواستهها پایان ناپذیر و بدن ما فانی است. میلیونها تن در حال حاضر پوسیده شدهاند، اما عطش ارضای خواستهها هنوز سیراب نشده است. به همین دلیل است که ما در زندگی از یک تجسم به تجسم دیگر سرگردان هستیم.
این را به خاطر بسپارید
و همانطور که دانستی به آن عمل کنید.
آن هنگام که یکدیگر را
آنچنان دوست داشته باشید که
فرقی نکند آن دیگری چه میکند
آنگاه به عشق بلاشرط دست یافتهاید
و آن عشق فراتر از طبقات جهان خاکی است...
اگر آسوده باشی می بینی که دیگران نیز آرام تر شده اند.
اگر مراقبه گر باشی ناگهان می بینی که درختان، صخره ها و ماه در مراقبه اند...
وقتی عشق در تو شروع به لبریز شدن می کند، نه آن عشقی که تو می شناسی، بلکه آن عشقی که بزرگان میشناسند...
ناگهان می بینی که عشق در تمام اطرافت در حال جاری شدن است.
از گیاهان جاریست، تو این را رایحه مینامی اما این عشق است.
از خورشید جاریست، تو آن را نور مینامی اما عشق است.
از زمین جاریست، تو آن را جاذبه مینامی اما عشق است.
سکوت شب، آوای پرندگان، سکوت کوهها...
همه اینها عشق است.
"اما اول باید در درون تو اتفاق بیفتد"
هر کسی که قدم به زندگی شما میگذارد، یک معلم است حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است زیرا محدودیتهاي شما را نشانتان داده است.
پس آگاهانه و با آرامش با اطرافيان رفتار كنيد و از تنش و درگيرى و بحث بپرهيزيد. هرگز فکر نکنید که اگر فلان مرحله زندگی بگذرد، همهچیز درست میشود.
از همه چالشها لذت ببرید؛ هنر زندگی، دوست داشتن مسیر زندگی است. خوشبختی در مسیر است، نه در مقصد.
اگر حس منفی داری برای این است که به آن موقعیت نگاهی متفاوت از نگاه وجوددرونیت داری.
به دنبال فکری باش که حس بهتری بدهد؛
و وقتی پیدایش کردی
حسابی از آن لذت ببر.
از آنچه که به نظر می رسد ،
تا به آنچه که هست ،
تمامِ سفرِ روح ، همین است .
عزیمت از ظاهر به باطن ،
از سطح به عمق ، از حرف به معنا ،
از انسان به روح .
می توان ادامه داد ،
از آیین به آیینه ، از خواب به بیداری ،
از من به خود ، از خود به خدا .
از مرگ به زندگی ، از ذهن به جان ،
از زمین به آسمان ، از خاک به لامکان
