649
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
649
از مقطعات ابن یمین
طالعی باشدم که از پی آب
گر روم سوی بحر بر گردد
گر ز راهی طلب کنم کف خاک
خاک در دم به نرخ زر گردد
گر ز کوهی طلب کنم سنگی
سنگ نایاب چون گهر گردد
گر ز دوزخ طلب کنم آتش
دوزخ از یخ فسردهتر گردد
گر سلامی برم به نزد کسی
هر دو گوشش به حکم کر گردد
این چنین حالهاش پیش آید
هر که را روزگار برگردد
با چنین حال شکر ابن یمین
که مبادا ازین بتر گردد
649
یکی مرغ برکوه بنشست و خاست
چه افزود بر کوه بازو چه کاست؟
من آن مرغم و این جهان کوه من
چو رفتم جهان را چه اندوه من
#نظامی
649
آنقدر بار کدورت به دلم خیمه زده
که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون
لنگ لنگان در دروازه هستی گیرم
نگذارم که کسی از عدم آید بیرون
#لاادری
