en
Feedback
𓉱𓄂دوباره میسازمت وطن𓆃𓉱

𓉱𓄂دوباره میسازمت وطن𓆃𓉱

Open in Telegram

اَیر یَنِم خُوَرنو یَزَمَیدِه 《فر ایران را میستاییم 》 کُووینیوم خُوَرنو یَزَمَیدِه 《 فر پادشاهی ایران را میستاییم》 𐬉𐬭𐬁𐬥 #𐎡𐎼𐎠𐎴 #𐬨𐬀𐬰𐬛𐬁𐬀𐬵𐬎𐬭𐬀 #𐎠𐎢𐎼𐎶𐏀𐎭𐎠 𓉱𔓙𓀛 𓄂 𓆃 𓀛𔓙𓉱 🌷ძ૦ცคՐ૯ ɱɿςคZคɱค੮ ౮ค੮คՈ🌷

Show more
1 743
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2130 days
Posts Archive
Рад был помочь! Ваш, @SaveAsBot
Рад был помочь! Ваш, @SaveAsBot

او به‌ طور کامل تجربه تاریخی ایران در مورد پادشاهی انتخابی و غیرموروثی را نادیده می‌گیرد. به عنوان مثال، پس از مشروطه، محمدعلی‌شاه به‌راحتی عزل شد و سلطنت قاجار با یک ماده قانونی منحل شد، بدون اینکه نیاز به اعلام جمهوری باشد. این نشان می‌دهد که ایران تجربه‌ی عملی در زمینه‌ی پادشاهی انتخابی داشته است. همچنین، در مجلس موسسان پهلوی نیز بحث پادشاهی غیرموروثی مطرح شد، هرچند به نتیجه نرسید. این موارد نشان می‌دهد که پادشاهی انتخابی یک گزینه‌ی ممکن و قابل بررسی در ایران است. حمایت از فرزندان شخصیت‌های تاریخی لزوماً به معنای «اسپرم‌پرستی» نیست. این مقایسه نادرست است، زیرا حمایت از یک فرد باید بر اساس شایستگی‌ها و برنامه‌های او باشد، نه صرفاً به دلیل نسب خانوادگی. این مغالطه نشان می‌دهد که شخص به‌جای بررسی واقعی موضوع، تنها به دنبال تحقیر و توهین است. ایران تجربه‌ی تاریخی در زمینه‌ی پادشاهی انتخابی داشته است و این گزینه می‌تواند به‌طور عادلانه در کنار سایر گزینه‌ها مورد بررسی قرار گیرد.

حلقه فیلم فوق مملو از مغالطه‌ها و تناقض‌گویی‌هایی است اوج نادانی و بیسوادی گوینده را نشان میدهد ▪️فتنه ۵۷ را نمی‌توان صرفاً به ناآگاهی مردم نسبت داد. اندیشه‌های کمونیستی و سوسیالیستی نقش مهمی در شکل‌گیری فتنه ۵۷ داشتند. سقوط پهلوی و تصور اصلاح‌ناپذیر بودن آن عمدتاً محصول اندیشه‌های وارداتی کمونیستی از حزب توده تا چریک‌های فدایی خلق بود. به عبارت دیگر، اگر اندیشه‌های چپ در ایران وجود نداشتند، احتمال وقوع انقلاب به صفر می‌رسید. نیروهای اسلامی سنت‌گرا، مانند خمینی و پیروانش، شناخت محدودی از سیاست مدرن و مبارزه مسلحانه داشتند. مبارزه آنان با پادشاهی پهلوی بیشتر بر پایه مفاهیم مذهبی و سنتی بود، در حالی که کمونیست‌ها بر اساس اندیشه‌های رادیکال و سیاسی عمل می‌کردند. جمهوری بیش از آنکه برآمده از اندیشه‌های سیاسی اسلامگرایان سنتی باشد، نتیجه افکار و برداشت‌های غلط کمونیست‌های ایرانی بود. خمینی به عنوان یک مجتهد سیاسی شیعه، اقدامات شاه را تهدید علیه دین و نهاد روحانیت می‌دید. او معتقد بود که حکومت باید بر اساس احکام الهی اداره شود و اگر شاه به ظاهر شرع عمل می‌کرد، خمینی و پیروانش دلیلی برای مخالفت نداشتند. این نگاه سنتی و مذهبی با اندیشه‌های مدرن و سکولار کمونیست‌ها در تضاد بود. آشنایی ایرانیان با اندیشه‌های مدرن و سوسیالیستی عمدتاً از طریق کارگران مهاجر ایرانی در روسیه و سازمان‌هایی مانند همت و اجتماعیون عامیون صورت گرفت. این اندیشه‌ها در مناطق آذربایجان و گیلان، که بار اصلی نهضت مشروطیت را بر دوش داشتند، نفوذ عمیقی داشتند. تأثیرات عمیق اندیشه‌های سوسیالیستی در ایران هنوز به طور کامل مورد پژوهش قرار نگرفته است. ▪️ادعای سقوط پهلوی به دلیل استبداد سیاسی یک دروغ القا شده توسط جامعه روشنفکری چپ است. اگر استبداد سیاسی علت کافی برای سقوط حکومت‌ها بود، منطقه خاورمیانه امروز شکل دیگری داشت که به جای آن معترضان به آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی که میراث انقلاب مشروطه بود، به نظم پیشین شوریدند. انقلابیون شعار آزادی و استقلال می‌دادند، اما در عمل به سلب آزادی‌های عرفی و استقرار یک استبداد مشروعه فراگیر پرداختند. پس از پیروزی انقلاب، دقیقاً همین اتفاق افتاد و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی محدود شدند. پس از انقلاب درآمدهای نفتی در بانک‌های چین و روسیه بلوکه شدند، خریدهای نظامی و تسلیحاتی کشور تا پنج سال موقوف به تأیید نهادهای بین‌المللی شدند، و بسیاری از مقامات عالی‌رتبه کشور شناسنامه‌های غیر ایرانی داشتند. با این حال، هواداران نظم فعلی از این تزلزل استقلال سیاسی نمی‌نالند و حتی در خصوص آن هشدار نمی‌دهند. خمینی توسط قدرت‌های شرق و غرب برای سقوط شاه و متوقف کردن پیشرفت ایران ساخته شد. انقلاب ۵۷ بیشتر یک تحمیل نقشه کثیف برای ویرانی ایران بود تا یک جنبش مردمی آگاهانه مخالفان پهلوی تحت تأثیر القائات قدرت‌های جهانی و شعارهای گمراه‌کننده قرار گرفتند. ▪️اینکه محمدرضاشاه و جمهوری اسلامی هر دو را به دلیل اختناق سیاسی و سانسور یکسان می‌داند، مغالطه‌آمیز است. این مقایسه نادیده گرفتن تفاوت‌های بنیادین در ساختار، عملکرد، و دستاوردهای این دو حکومت است. در دوران پهلوی، ایران شاهد پیشرفت‌های چشمگیر اقتصادی، صنعتی، و آموزشی بود. پروژه‌هایی مانند انقلاب سفید و اصلاحات ارضی به بهبود وضعیت کشاورزی و کاهش فقر کمک کردند. در مقابل، جمهوری اسلامی با مشکلات اقتصادی شدید، تحریم‌های بین‌المللی، و مدیریت ناکارآمد مواجه بوده است. آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی به مراتب بیشتر بود. زنان حق رأی داشتند، دانشگاه‌ها به سرعت گسترش یافتند، و فرهنگ مدرن در جامعه نفوذ کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی با محدودیت‌های شدید بر آزادی‌های فردی و فرهنگی همراه بوده است. حکومت پهلوی روابط قوی با کشورهای غربی داشت و در منطقه نقش فعالی ایفا می‌کرد. در مقابل، جمهوری اسلامی با انزوای بین‌المللی و تحریم‌های شدید مواجه بوده است. ▪️اینکه ادعا میکند دموکراسی می‌تواند هم جمهوری و هم پادشاهی باشد، اما بلافاصله با استفاده از عبارت «اسپرم پهلوی»، این ادعا زیر سؤال می‌رود. این تناقض نشان می‌دهد که در واقع به دنبال دموکراسی نیست، بلکه تنها به دنبال رد کردن آلترناتیو اصلی و محبوب و مردمی ( رضاشاه دوم ) است. اگر دموکراسی واقعاً هدف باشد، باید تمام گزینه‌ها را به‌طور عادلانه بررسی کرد، نه اینکه با الفاظ توهین‌آمیز یکی را حذف کرد . این نوع ادبیات نه تنها هیچ‌گونه استدلالی ارائه نمی‌کند، بلکه باعث کاهش اعتبار گوینده می‌شود. اگر قرار است درباره‌ی نظام‌های سیاسی بحث شود، باید با احترام و بر پایه‌ی استدلال‌های منطقی پیش رفت.

🟡👑اتحادیه ایرانیسم👑، از برترین و خاص ترین کانال های ملی گرای ایرانی را گرد هم آورده👑 ◀️پوشه گفتگوی مارا همین حالا اضافه ک
🟡👑اتحادیه ایرانیسم👑، از برترین و خاص ترین کانال های ملی گرای ایرانی را گرد هم آورده👑 ◀️پوشه گفتگوی مارا همین حالا اضافه کنید 🔗https://t.me/addlist/o3a-Ejg146Q3NWM8 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥 ❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥
اگر با خطا (❌ error ) محدودیت دو فولدر مواجه شدید👈 آموزش رفع خطا
📌اتحادیه ایرانیسم | @Tabadolat_Iranism

▪️نرگس عینکی مغلطه گر "خامنه‌ای" را با "رضا شاه دوم " پهلوی مقایسه کرده و این دو را در یک سطح قرار داده است. این مقایسه از اساس نادرست است، زیرا خامنه‌ای در نظامی مذهبی و غیردموکراتیک قدرت را در دست دارد، در حالی که" رضا شاه دوم" به صراحت از دموکراسی، انتخابات آزاد و حاکمیت قانون حمایت می‌کند. این دو شخصیت از نظر ایدئولوژی، رویکرد سیاسی و جایگاه تاریخی کاملاً متفاوت هستند. ▪️خامنه‌ای با رای مستقیم مردم انتخاب نشد. پس از مرگ خمینی در سال ۱۳۶۸، مجلس خبرگان رهبری به ریاست هاشمی رفسنجانی، خامنه‌ای را به عنوان رهبر موقت انتخاب کرد. این انتخاب بدون مشارکت مستقیم مردم و بر اساس مصلحت‌اندیشی سیاسی انجام شد. این فرآیند نشان‌دهنده عدم مشروعیت مردمی برای رهبری خامنه‌ای است، در حالی که رضا شاه دوم بارها بر لزوم انتخابات آزاد و مشارکت مردمی تاکید کرده است. ▪️"اگر رضا پهلوی دیکتاتور شود؟" یک مغالطه بزرگ است. این پرسش بر این فرض نادرست استوار است که رضا پهلوی ذاتاً مستعد دیکتاتوری است، در حالی که او بارها بر پایبندی به دموکراسی و حاکمیت قانون تأکید کرده است. این پرسش همچنین نادیده می‌گیرد که هیچ فرد یا جریان سیاسی دیگری در ایران چنین سنجشی را پشت سر نگذاشته است. آیا مخالفان تضمین داده‌اند که خودشان به سمت استبداد نخواهند رفت؟ ▪️ معیارهای دوگانه در سنجش سیاسی مخالفان پهلوی‌ به‌طور ناعادلانه رضا شاه دوم را در معرض سنجش قرار می‌دهند، در حالی که دیگر جریان‌های سیاسی، از جمله اصلاح‌طلبان و جمهوری‌خواهان، از این سنجش معاف هستند. این رویکرد دوگانه نشان‌دهنده یک استراتژی سیاسی برای حذف رقیب است، نه نگرانی واقعی درباره دموکراسی. ▪️رضا شاه دوم بارها از صندوق رأی و انتخابات آزاد به عنوان تنها راه مشروعیت بخشیدن به حکومت سخن گفته است. او هیچ ادعایی بر سهم‌خواهی گروهی یا ایدئولوژی حزبی ندارد. این رویکرد او را از دیگر جریان‌های سیاسی متمایز می‌کند که اغلب بر پایه ایدئولوژی یا منافع گروهی عمل می‌کنند. ▪️جلوگیری از دیکتاتوری در یک نظام دموکراتیک نه با تکیه بر خصایص فردی، بلکه با ایجاد نهادهای قدرتمند مانند احزاب، مطبوعات و قانون اساسی مدرن امکان‌پذیر است. رضا شاه دوم نیز از چنین نهادهایی حمایت می‌کند، در حالی که رژیم فعلی این نهادها را تضعیف کرده است. ▪️کشورهای پادشاهی مانند اردن، کویت و امارات متحده عربی دارای سطح بالاتری از ثبات، رفاه و آزادی نسبی هستند. زندگی در این کشورها به مراتب بهتر از زندگی تحت حکومت جمهوری اسلامی است. این مقایسه نشان می‌دهد که یک نظام پادشاهی می‌تواند گزینه‌ای مناسب برای ایران باشد. ▪️حتی اگر فرض کنیم رضا پهلوی به سمت استبداد گرایش پیدا کند، باز هم این وضعیت به مراتب بهتر از ادامه حکومت جمهوری اسلامی است که در حال نابودی کامل ایران است. مخالفان باید به جای ترس از یک سناریوی فرضی، به واقعیت‌های موجود توجه کنند.

Спасибо, что пользуетесь - @SaveAsBot'ом

Рад был помочь! Ваш, @SaveAsBot

Рад был помочь! Ваш, @SaveAsBot

مثال عینی: رشد ۱۱ برابری تولید ناخالص ملی در دوره پهلوی (مستند به بانک جهانی) یک واقعیت تاریخی است، نه «روایت‌گویی». اتهام «تعصب» به طرف مقابل میزنند در حالی که: هیچ سند یا آمار مشخصی ارائه نمی‌دهند هر استدلالی را با برچسب‌های کلی مانند «سلطنت طلبان فحاشند» رد می‌کنند در منطق به این روش «مغالطه تهی‌گویی» (Begging the Question) می‌گویند. به جای کلی‌گویی‌های احساسی، پیشنهاد می‌کنم: ۱. بحث را حول شاخص‌های عینی توسعه بچرخانیم:    - نرخ باسوادی: از ۱۵% به ۵۲% رسید    - رشد صنعت: تأسیس ۲۸۰۰ کارخانه جدید    - حقوق زنان: حق رأی و ورود به مجلس ۲. از اسناد آرشیوی استفاده کنیم:    - گزارش‌های سازمان ملل درباره رشد ایران    - آمارهای بانک مرکزی دوره پهلوی ۳. تفکیک بین:    - نقد مشروع به برخی عملکردها    - انکار کلی تمام دستاوردها منطق سالم نیازمند: - استناد به آمار و اسناد (نه احساسات) - تمایز قائل شدن بین تروریست‌ها و منتقدان - پرهیز از کلی‌گویی‌های دوپهلو «ایران عزیز ما نیازمند اتحاد ملی بر پایه حقایق تاریخی است، نه تخاصم‌های ایدئولوژیک»

دنبال سوال ساده و قابل فهم و جواب روشن و منطقی است"، اما خودش با تغییر موضوع و عدم ارائه شواهد، سعی در طفره رفتن از پاسخگویی دارد. یک پاسخ روشن و منطقی نیازمند پایبندی به موضوع بحث و ارائه شواهد مستند است. 1. آیا می‌توانید شواهدی ارائه دهید که نشان دهد تفاوت‌های طرفداری از پهلوی و طرفداران خمینی قبل از انقلاب وجود دارد؟ 2. آیا می‌توانید معیارها و آمارهای دقیقی ارائه دهید که نشان دهد این تفاوت‌ها وجود دارد؟ 3. آیا می‌توانید موارد مشخصی را ذکر کنید که نشان دهد این تفاوت‌ها وجود دارد؟ این پرسش‌ها نشان می‌دهند که ادعاهای ایشان نیازمند شواهد کافی و دقیق است. بدون ارائه این شواهد، ادعاهایش نمی‌تواند به عنوان نقد سازنده و منطقی پذیرفته شود.

چه انگیزه‌ای باعث شده است در پاسخ به پرسش‌های مستدل درباره ادعاهای خود، ناگهان بحث را به مصدق تغییر دهد؟ آیا این تلاشی برای فرار از پاسخگویی نیست؟ این پاسخ‌ها اثبات میشود که: از پاسخ به پرسش‌های اصلی طفره رفته از مغالطه‌های منطقی استفاده کرده نتوانست ادعاهای خود را با شواهد مستند کند یک گفتگوی علمی نیازمند: 1. پایبندی به موضوع بحث 2. ارائه شواهد و مستندات 3. پرهیز از مغالطه‌های منطقی 4. استفاده از معیارهای یکسان در تحلیل تاریخی تا زمانی که این اصول رعایت نشود، ادامه بحث جنبه علمی نخواهد داشت.

هر ادعایی باید با سند پاسخ داده شود.  اگر کسی می‌گوید «پهلوی بد بود»، باید دقیقاً مشخص کند کدام سیاست‌ها را نقد می‌کند و شواهد بیاورد. -پهلوی‌ستیزان از بحث مستند و تاریخی فرار می‌کنند، زیرا اسناد تاریخی اغلب حقایق را آشکار می‌کنند.  مثال: نقش رضاشاه در تأسیس دانشگاه تهران یا اصلاحات ارضی محمدرضا شاه، مستند و غیرقابل انکار است.   - اگر اینقدر مطمئن هستید که پهلوی‌ها ظالم بودند، چرا از بحث مستند و تاریخی می‌ترسید؟ ما نه بت‌سازیم، نه تقدیس‌گرا. ما منادیان حقیقتیم  🔥 اگر افشای دروغ‌های ۹ دهه اخیر بت‌سازی است، پس ما با افتخار این بت‌ پرستیم ! تاریخ، قاضی نهایی است. ورق برگردد، دروغ‌گویان رسوا خواهند شد.