🍃مشق جنون🔽
Open in Telegram
﷽ . . ما مشق جنون کردهٔ این دامن دشتیم از ابجد طفلانهٔ یونان چه نویسیم؟ . گزیدهای از اشعار جناب 💠 حزین لاهیجی 💠 (1181 _ 1103)
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
611
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
611
💠
منم عاشق، به غیری جلوه ضایع میکنی تا کی؟
عنان ناز را کاش آن قد دلجو بگرداند
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
ز تاراج بهاران مست و رنگینجلوه میآیی
حنا نبوَد، که جوشان خون گلزار است از دستت
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
محبّتم به دلت کرده گوییا اثری
ز التفات نهان تو، اینچنین پیداست
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
یارب! چه شود گر کرمت یار افتد
لطفت به شکستگان پرستار افتد
غمخوارگی خلق جهان را دیدم
مگذار که با غیر توام کار افتد
#حزین_لاهیجی
🔻دیوان حزین لاهیجی، تصحیح بیژن ترقی، انتشارات سنایی، ص۴۹۳
💠 @charaaneh
611
💠
هر روز کز سرور تو ای شاه بگذرد
روزی مرا هم از غم جانکاه بگذرد
آخر نه راحت تو بماند نه محنتم
این هر دو چون نسیم سحرگاه بگذرد
بر هرکه هست چون خوش و ناخوش گذشتنیست
خرم کسی که با دل آگاه بگذرد
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
در محفلِ زمانه چو شمعیم در گداز
تا تن به جا بُوَد، نشود اشک و آه کم
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
به امّید نگاهی دل به دنبالش فرستادم
به تیرِ غمزهٔ نامهربان، آن بیوفا خستش
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
در سینهٔ من بس که شهید است تمنّا
دشتیست که بر روی هم افتاده شکارش
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
به خاک راهش از نقش قدم افتادهتر بودم
چنان برداشت از خاکم که بوسیدم رکابش را
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
گرانجانتر ز شبنم نیست جسم ناتوان من
اگر میبود با من روی گرمی آفتابش را
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
خزان چه میبرد از نوبهار رنگینم؟
گُل همیشهبهار است داغ دیرینم
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
هر زخمِ تو لب میمکد از جوشِ حلاوت
ای دل هدف ناوک مژگان که بودی؟
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
⚫
طوفان خون ز چشمِ جهان جوش میزند
بر چرخْ، نخل ماتمیان، دوش میزند
یارب شبِ مصیبتِ آرام سوزِ کیست
امشب که برق آهْ رهِ هوش میزند؟
روشن نشد که روز سیاه عزای کیست
صبحی که دم ز شامِ سیهپوش میزند؟
آیا غم که، تنگ کشیدهست در کنار
چاکِ دلم که خندهٔ آغوش میزند؟
ساکن نمیشود نفسِ ناتوانِ من
زین دشنهها که بر لب خاموش میزند
گویا به یادِ تشنه لبِ کربلا حُســـیـن
طوفان شیونی ز لبم جوش میزند
#حزین_لاهیجی |🔺
بخشی از یک #ترکیب_بند در مرثیهٔ حضرت سیدالشّهدا
@Mashqe_jonun
⚫
611
●
@Mashqe_jonun
●
آب از حسین بُرّد و خنجر دهد به شمر
انصاف روزگار ندانم کدام بود.
#حزین_لاهیجی | 🔺
دیوان حزین لاهیجی، تصحیح ذبیحالله صاحبکار، نشر سایه، ۱۳۷۸، ص ۱۳۹، ترکیببند در مرثیهٔ سیدالشهداء.
دیوان حزین لاهیجی، تصحیح بیژن ترقی، نشر خیام، ۱۳۵۰، ص ۶۱۰، قطعهٔ مجموعهٔ ابیات.
ذهن آشنا به وزن شعر بهسادگی تشخیص میدهد اینجا «برد» مشدد است (بُرّد). همچنین عطف دو فعل از لحاظ منطق زمانی مؤید این نکته است؛ «دهد» مضارع است، پس در اینجا مسلماً «برد» هم مضارع است و ماضی نیست ولو تشدیدش را جاانداخته باشند، چنانکه در تصحیح بیژن ترقی تشدید ندارد.
611
⚫️
ای شورِ رستخیزِ قیامت، درنگ چیست
آگه مگر نهای که به عالم عزایِ کیست؟
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
⚫️
611
💠
یارب! که آبِ میکده از ما دریغ داشت؟
مفتی درین معامله گویا یزید بود
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
611
💠
به تنگنای خرد پایبست نتوان بود
چو عشق، خانه براندازِ کفر و ایمان باش
@Mashqe_jonun
🔺 #حزین_لاهیجی |
💠
