925
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
925
بعضی روزها دلم میخواهد
روی پیشانیام بنویسم:
«دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن
و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛
لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید.»
925
ولی چیزی زیباتر از این نیست
که پس از دلمردگی دراز، باری دیگر نور در تو سربردارد.
فردریش_هولدرلین.
🌈✨🕊
925
کدام آغوش پر مهری پناهم می شود امشب ؟
برو دوش که آیا تکیه گاهم می شود امشب ؟
درین برف خزانی یا زمستانی که می بارد
کدامین چتر گیسویی پناهم می شود امشب ؟
تب خواهش تنم را می گدازد ، کو ؟ کدام آغوش
حریف تا سحرگاه گناهم می شود امشب ؟
شراب و شاهد و شیرینی این است آنچه می خواهم
کجا ؟ پیش که این خلوت فراهم می شود امشب ؟
نیاز چشم هایم را که می فهمد ؟ کدامین چشم
به ناز آیینه گردان نگاهم می شود امشب ؟
حسین منزوی
925
ساعتو میگم.!
این بی انصاف
هیچ کاری برامون نکرد
فقط چرخید که پیرمون کنه؟
سلام شبتان پر از آرامش خاطر ..
925
سرم پر است از احساساتِ بیزبان و اتفاقهايی كه به جاى كلمه ، بايد در ابعاد چسب زخم تعريفشان كرد ..!
📕 اتوبوس پير
ريچارد براتيگان
925
و من
به ديدن تو
چنان در آينهات مشغولم
كه جهان، از كنارم میگذرد
بیآنكه سر برگردانم.
مگر از آفتاب درآیی
وگرنه روز
تابوتیست بر شانههای ابر
که ما را به افقهای ناپیدا میسپارد
و عشق آهوی محتضریست
که سر بر شانههای باران میگذارد.
بیا !
علی باباچاهی
#mim
