رمان های گمنام
Open in Telegram
❌قبل ارسال پیام عکس پروفایل مطالعه شود تبلیغ کانال رمان @romansara_ads 💯برنامه رمانسرا https://t.me/romansara/2353 http://rizy.ir/app 🔸انتشار رمان در رمانسرا https://romansara.org/release ارسال داستان رمان⬅️ @mahbo0obeh62
Show more4 335
Subscribers
-824 hours
-167 days
+3730 days
Posts Archive
4 335
#m2551
سلام یه رمان خوندم قبلا الان فقط یه صحنه هایی یادمه
فک کنم قضیه این بود دخترارو میدزدیدن یا به بهانه خارج به عربا میفروختن 😐یه جاییش این دخترا باهم میرن پاساژ خرید
یکی از دختراهم خیلی خوشگل بوده
شخصیت اصلی دختره هم فک کنم با پلیسا همکاری میکرد
اگه کسی میدونه بگه مرسی
4 335
#m2550
سلام من دنبال ی رمان میگردم داستان ی دختری به نام پریماه هستش که برای اعدام نشدن برادرش مجبور میشه عقد قاضی پرونده بشه تا از اعدام داداشش جلوگیری کنه بعد از اینکه جون داداششو نجات میده خبرش به گوش خانوادش میرسه و میخوان دختره رو بکشن که با قاضی فرار میکنه میاد تهران ولی اونجا پدر قاضی که ی مرد پولدار دختره رو به عنوان عروسش قبول نمیکنه و میگه باید با دختر عموت ازدواج کنی وگرنه تمام اموال و ماشین و همه چی رو ازت میگیرم و همین کارو هم میکنه و قاضی داستان ما رو از کار برکنار میکنه و هردو مجبور میشن برن تو پایین شهر خونه اجاره بکنن واقای قاضی هم میره تو سوپر مارکت کار میکنه تا اینکه ی روز پدر پسره خونه رو آتیش میزنه و میخواد دختره رو بکشه که مادر پسر بهش میگه و میاد جون پریماه رو نجات میده و بعد مجبور میشن برن فرانسه پیش دایی آقای قاضی و اونجا زندگی کنند ،اینا اولای رمان هستش کسی اسم رمانو میدونه ؟اسم پسر رو هم گفتن ارکان ولی فک نکنم
4 335
#m2549
سلام
رمان در مورد دختری بود که توی رشته مددکاری تحصیل می کرد و برای پایاننامش مشکل داشت و دنبال موضوع می گشت پسر همسایشون پلیس بود و دختر از طریق پسر یه پرونده پیدا می کنه و برای اینکه بتونه با متهم صحبت کنه پرونده دسترسی داشته باشه به پسره نزدیک میشه
4 335
#m2548
سلام ببخشید من دنبال اسم یه رمانم کسی میتونه کمک کنه فقط خلاصه رمانو میدونم
دخترع درحال فرار از دست مزاحم یا دزده فک کنم که میپره توی یه باشگاه بدنسازی پسرونه قایم میشه بعد اونجا از حال میره وقتی میبینه پریدع تو باشگاه بعد گردنبدشو اونجا جا میزارع ینی از گردنش میفته و بعدا میفهمه و بعدا صاحب اون باشگاه پسرعموش درمیاد که نمیشناختتش چون با فامیل پدریش اشنا نشده بوده تاحالا
وقتی میفهمه ک دختره برای اولین بار میره خونه مادربزرگشو اونو میبینه و ی مدت اونجا زندگی میکنه چون مامان باباش میرن خارج بعد اونجا با دخترعمو و پسرعموهاش که ندیده بودتشون اشنا میشه ک اونی که صاحب باشگاست هم اونجا میبینع و میفهمه پسرعموش بوده
اگه کسی اسم رمانو میدونه بگه ممنون میشم
4 335
#m2547
ی دختر پولدار ک از خارج برگشته طراح هم هست میاد تهران تو یه شرکت معروف مصاحبه میکنه ...ک با صاحب شرکت قبلا هم دیگرو دوس داشتن.اون طرح میزد و پسره تکارگاه مبل میساخته ئ مشکلاتی پیش میاد ک دختره مجبور میشه بره خارج
4 335
#m2547
سلام ببخشید من این رمانو داشتم گم کردم
یه دختر پولداری بود که عاشق یه پسر فقیر میشه این دوتا تاسر عقد هممیرن اما دختره یه مشکلی پیش میاد به خاطر خواهر دو قلوش که خیلی شبیه شه مجبور میشه از عقدش فرار کنه و بره خارج از کشور.بعد از چند سال پسره که خیلی ثروتمند میشه آدماشو میفرسته تا پیداش کنن وقتی که میبینتش به زور باردارش میکنه و تو خونش حبسش میکنه وقتی بچه سقط میشه اونجا که پدر دختره میاد به پسره توضیح میده که به خاطر خواهرش رفته و...پایانش هم خوشه
4 335
#m2546
ی رمان بود چندسال پیش خونده بودم دختر و پسر عاشق هم بودن ولی یکی دیگه میاد این دخترو میگیره و عاشق این پسره میشه اون پسره قبلی هم از مسافرت میاد وقتی میفهمه دعواشون میشهچ
4 335
#m2545
سلام دوستان دنبال رمانی هستم با این مضمون
دختره و پسره خارج هستن پسره یک رگ ایرانی دارد داستان از اونجا شروع میشه ک پای دختره بین تله گیر میکنه پسره نجاتش میده دختره یک دوست پسر مو نارنجی داره این ها دکتر و پرستار هستن و ادامه داستان
4 335
#m2545
یه رمان بود دختره تک فرزندبود پزشکی درمیادبعدبه صورت سنتی ازدواج میکنن بعدازدواج میفهمه شوهرش اختلالات روحی داره وخانواده پسرمیدونستن ونگفتن وبعدمدتی به صورت یواشکی از شوهرش بامشاور درارتباط بود وبعدمدتی شوهرش خوب شد و بعد از چندوقت که احساس میکنه شوهرش داره بهش خیانت میکنه ولش میکنه میره شمال اونجا میفهمه دوقلو بارداره بعد چندسال که پدرش فوت میکنه میادواسه مراسم پدرش شوهرش اون رو میبینه
4 335
#m2544
سلام خسته نباشید
من چند سال پیش ی رمان خوندم داستانش اینجوری بود ک دختر پسره دختر خاله پسر خاله بودن اهم بزرگ شده بودن و پسره تو سن پایین مهاجرت کرد فرانسه دختره همون موقع هم بهش علاقه داشت و بعد از رفتن پسره همش خونه خاله اش میموند و مربی کاراته فکر کنم شد و بعد از ده سال پسره برگشت ایران و آخرش باهم ازدواج کردن ممنون میشم اسمش رو بهم بگید
دختره هم دوتا اسم داشت اسم دومش مرضیه بود و پسره برای این ک سر به سرش بزاره بعضی وقتا مرضیه صداش میزد
4 335
#m2543
سلام
روز خوش
من دنبال اسم یک رمان قدیمی میگردم ،ممنون میشم اگه کسی یادشه به من بگه.
رمان درباره ی یک دختری به اسم آرتمیس(که خانواده اش زهرا صداش میکردند) است که دوست یک پسر بچه به اسم پارساست و میخواد پارسا رو از پرورشگاه بیرون بیاره و نمیتونه چون مجرده وبه این دلیل ازدواج میکنه.یک هفته بعد از ازدواجش هم این قانون تصویب میشه که افراد مجرد هم میتونن به فرزندی بگیرند. که در آخر رمان یک ماشین به پارسا میزنه و فوت میکنه.
4 335
#m2542
سلام ،یه رمانی بود انلاین بود فکرمیکنم،یه زنه بدکاره بود که شوهرش مرده بود و با دخترش زندگی میکرد ،نمیدونم چی میشه ک زنه میره بابرادرشوهرش ک اسمشم فکرمیکنم محسنه درست یادم نیست ازدواج میکنه ،خونواده ی شوهرزنه خیلی مذهبی هستن و زنه چادری میشه،حتی برادرشوهرش زن داره و بخاطر اینکه پدر مرده گفته اگه بازن برادرت ازدواج کنی بهت اموال میدم واسه همون تن به ازدواج میدن و زنه میره تو خونه ی پدرشوهرش زندگی میکنه با دخترش و......
اگه انلاین بود هم لطفا اسمشو بگیدددد ممنونننن❤️❤️💋
