Achcan
Open in Telegram
لطفا با #اچكان كپی كنيد. کتابِ کفشدوزکِ آبیِ مریخی (تمام شد.) سفارش تبليغات: https://t.me/+zyFa07j4iGc2N2U8
Show moreIran33 963The category is not specified
9 131
Subscribers
No data24 hours
-237 days
-9530 days
Posts Archive
9 131
خیلیهامون دست خوردهایم. منظورم رو لطفا اشتباه متوجه نشید، منظورم اینه که بخشهای زیادی از شخصیتمون برگرفته از دیگرونه. مثلا چند سال پیش یکی رو دیدیم که باحال بوده یا یکی یه کار خفن انجام داده و ما بعدش سعی کردیم یه کار شبیه به اون رو بکنیم یا یه رفتار شبیه به اون رو داشته باشیم. یعنی تاثیرپذیریمون بیشتر از تاثیرگذاریمونه. واسه همینم هست که منحصر به فرد بودنمون رو از دست دادیم. اونقدر درگیر عوامل بیرونی و واکنشات دیگرون شدیم که گاهی یادمون میره خودمون کی هستیم و واقعا چی میخوایم. حتی طرز فکرمون رو هم فراموش کردیم و برای پاسخ سوالاتمون به هرجایی جز درونمون رجوع میکنیم. نمیتونیم این رو درک کنیم که اگه همهی دوستانمون یه چیزی رو دوست دارن، ما میتونیم نداشته باشیم! مثلا چرا باید بخاطر ترس از واکنشِ دیگرون، دفعهی بعدی که خواستیم از احساساتمون حرف بزنیم، ساکت بمونیم؟ جدی چرا باید از واکنش بقیه در مقابل احساسات درونیِ خودمون بترسیم؟ چرا نباید شجاع باشیم؟ چرا باید همهمون شبیه باشیم تا پذیرفته بشیم؟ چرا باید واکنشهای مشابه داشته باشیم تا قضاوت نشیم؟ تا به حال این سوالات رو از خودتون پرسیدید یا فقط تحت تاثیر اطرافیانتون یه سری رفتارها رو تکرار کردید و گذاشتید توی شخصیتتون ردِ پای صدها نفر باشه؟! چطوری بگم لازم نیست همش تلاش کنید تا بقیه تاییدتون کنن؟ به شیوهی خودتون زندگی کنید و نذارید بهتون بگن چی درست و غلطه، چون همچین چیزی وجود نداره. شاید چیزی که برای من غلط و اشتباه، برای تو خوب و درست باشه. بخشهای دستمالی شدهی شخصیتتون رو تمیز کنید و سعی کنید خودتون خالقِ دنیاتون باشید، نه فلان خواننده و شخصیت معروف! از دیگرون یاد بگیرید اما الگوسازی نکنید! ما فراموش کردیم که هر گلی یه بویی داره چون الان شاید هزاران نفر رو با اسامیِ مختلف ببینم که همهشون یه بو رو میدن!!
#اچکان
9 131
گاهی وقتها ما وارد یه سری دنیاهایی میشیم که دلیلش رو نمیدونیم. توی ذهنمون پر از چرا میشه، در حالی که باید بدونیم چرایی وجود نداره! ما وارد شدیم چون باید میشدیم. یه جورایی نیاز داشتیم به اون اتفاقات! من نیاز داشتم یه چیزهایی رو ببینم یا بشنوم، واقعا بهشون نیاز داشتم. اگه دنیاهای جدیدی رو نمیدیدم، حسهای جدید رو تجربه نمیکردم. اصلا اگه زمین نمیخوردم و بلند شدن رو یاد نمیگرفتم چه فایدهای داشت زندگی کردن؟ اگه هرچی میخواستم رو از ابتدا داشتم، برای چی دیگه تلاش میکردم؟ من نیاز داشتم زمین بخورم، تا بتونم روی پا وایستادن رو یاد بگیرم. من باید از دست میدادم تا گریه کنم. باید اشک میریختم تا بدونم غم چیه، خوشحالی چیه. نمیخوام بگم همهچیز ملزم به درد کشیدنه، ولی خب گاهی هست! ما فقط باید مشاهده کنیم، درس بگیریم، عبور کنیم و بعد برسیم به چیزی که باید برسیم. اینارو واقعا از تهِ دلم میگم نه فقط واسه این که خودم رو قانع کنم. جدی فکر میکنم که باید سیاهی رو میدیدم تا بدونم نور چیه، باید حداقل یک بار شکست میخوردم تا بدونم موفقیت چیه. بین شاید مسخره به نظر بیاد ولی من باید میمُردم تا بفهمم زنده بودن چیه. همین.
#اچکان
9 131
خیلیها فکر میکنن قديمها مردم بیشتر تعصب داشتن. ولی واقعا من خودم بشخصه هروز بین گفتگوهای روزمرهم با همه شاهد هزار نوع تعصب مختلفم، تعصب روی هرچیزی! بین آدمهای نزدیک و دور زندگیم. از روش درست کردن یه نوع غذا گرفته تا شيوهی زندگی، تفکر و مسائل بزرگتر. تعصب قديمها به شکل دیگهای بوده ولی باید بدونیم که الان هم هست بینمون، فقط تغییر شکل داده، برای همین خیلیهامون متوجهش نمیشیم. ما خودمون همیشه از شیوهی تربيت والدينمون بخاطر تعصبی که داشتن گله میکنیم اما یه لحظه حتی به خودمون با دقت توی آینه نگاه نمیکنیم تا ببينيم آيا خودمون واقعا هیچ نوع تعصبی نداریم؟ توی دوستیهامون، گفتگوهای روزمرهمون، عادتها، مقایسهها و تصميمهامون؟ خب معلومه که داریم، خیلی هم بیشتر و اگه الان رفعش نکنیم ممکنه اون روزی که پدر یا مادر شدیم، به شکل جدیدی توی رفتارمون با بچههامون خودش رو نشون بده. و ما خودمون دوباره بشیم همون والدينِ بیخود متعصب! من حتی هروز این تعصبهارو توی فضای مجازی و لابهلای استوریها هم میبینم. کسی که فلان کار رو نکنه فلان نیست، کسایی که اینکارو میکنن فلانن...و يا تمسخر عدهای که با ما فرق دارن و با شیوه و عقاید مختلفی زندگی میکنن. فکر میکنیم اطلاعات و دانش ما درستترينه و دانش دیگرون غلط و ناکافی! همین هم نوعی تعصبه و مانع این میشه که همدیگه رو بپذيريم.
#اچکان
9 131
خوشبختى زمانى اتفاق میافتد كه آنچه مىانديشى، آنچه به زبان مىآورى و آنچه انجام میدهى، با هم در هارمونى باشند.
9 131
عشق چیزی نیست که دنبالش بگردیم،
چیزیه که اتفاق میافته و وقتی اتفاق افتاد، فوقالعاده است.
#ژان_لوک_گدار / مذکر، مونث
9 131
عشق چیزی نیست که دنبالش بگردیم، چیزیه که اتفاق میافته و وقتی اتفاق افتاد، فوقالعاده است.
#ژان_لوک_گدار / مذکر، مونث
9 131
عشق چیزی نیست که دنبالش بگردیم، چیزیه که اتفاق میافته و وقتی اتفاق افتاد فوقالعاده است...
#ژان_لوک_گدار / مذکر، مونث
9 131
الان که دارم فکر میکنم ، میبینم به احتمال زیاد تناسخ وجود داره.
چون حسی که الان دارم بیشتر شبیه یه زن 50 ساله است تا 22 ساله ...
